خانه حقوق بشر ایران has posted a new item, ''

چهار نفر از جمله یک شهروند افغان در اصفهان
اعدام شدند
http://www.rahana.org/archives/45361

روز یکشنبه 24 مهرماه در زندان دستگرد اصفهان
چهار زندانی که یکی از آن‌ها از شهروندان
افغانستان بوده و بنابه گفتۀ خانواده وی
هنگام دستگیری 17 سال سن داشت، اعدام شدند.

کودک آزاری در بندرعباس بار دیگر قربانی گرفت
http://www.rahana.org/archives/45365

محدثه دختر بچه سه ساله پس از معاینات پزشکی و
عمل جراحی، دوشنبه شب به دلیل وخامت حال عمومی
در بیمارستان شهید محمدی فوت شد.

صدور احکام سنگین برای فعالان سیاسی در ایران
http://www.rahana.org/archives/45369

طی روز جاری، برای سه تن از فعالان سیاسی در
ایران احکام سنگین زندان و شلاق صادر شده است.

یک نفر در شیراز به جرم قتل اعدام شد
http://www.rahana.org/archives/45368

فردی که خواهر همسرش را کشته و دو فرزند او را
مجروح کرده بود، در شهر شیراز اعدام شد.

بازداشت حسن فائزی فعال سیاسی در اصفهان
http://www.rahana.org/archives/45374

حسن فائزی، فعال سیاسی در استان اصفهان و از
اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران،
بازداشت شد.

شاهرخ زمانی با وثیقه دویست میلیون تومانی
آزاد شد
http://www.rahana.org/archives/45376

شاهرخ زمانی، فعال کارگری که در زندان تبریز
به سر می‌برد عصر امروز با تودیع وثیقه دویست
میلیون تومانی آزاد شد.

You may view the latest post at


You received this e-mail because you asked to be notified when new updates are
posted.
Best regards,
 
 
 
Human Rights House of Iran info@hrhi.org
۲۰ اکتبر
 
به info
 
 
 
خانه حقوق بشر ایران has posted a new item, ''

وضعیت وخیم جسمی امیر اسلامی وکیل دراویش
گنابادی
http://www.rahana.org/archives/45386

امیر اسلامی وکیل دراویش گنابادی که در زندان
به سر می برد ٬ در هفته ی گذشته به دلیل وضعیت
وخیم جسمی به بهداری اوین منتقل شد .

ده اشتباه بزرگ در رژیم گرفتن

بدست درمانگر
 
 
 
 
 
 
 
1 Votes

 

بسیاری از افراد با وجود این که رژیم های سختی را می گیرند،اما باز هم لاغر نمی شوند،چون اشتباهات بزرگی را در رژیم شان مرتکب می شوند.

اشتباهات رایج:
۱- اگر می‌خواهید لاغر شوید،باید بین وعده‌های غذایی هیچ چیزی نخورید.
اتفاقا اگر یک میان‌ وعده سالم و سبک بخورید،خیلی هم خوب است؛چون قند خونتان نمی‌افتد و سوخت و ساز بدنتان افت نمی‌کند،ضمن این‌که بیش از حد گرسنه نمی‌شوید و با ولع به وعده‌های غذایی حمله نمی‌کنید.

۲-‌ اگر می‌خواهید لاغر شوید، نباید بعد از ساعت ۸ شب غذا بخورید.
مهم نیست کی غذا بخورید؛مهم این است که چه غذاهایی را چقدر بخورید و فعالیت بدنی‌تان چقدر باشد.مهم این است که روزی چند کالری مصرف می‌کنید و روزی چند کالری می‌سوزانید.اینهاست که تعیین می‌کند وزنتان کم می‌شود یا زیاد؛اما این عادت که آخر شب ‌ها غذا بخورید،عادت خوبی نیست؛چون احتمالا خوابتان را خراب می‌کند.

۳- اگر می‌خواهید لاغر شوید،باید دور انواع و اقسام چربی را خط بکشید.
همه ما در حد تعادل به چربی احتیاج داریم،ضمن این که چربی‌ هم خوب و بد دارد؛چربی امگا ۳ است که در ماهی و سایر غذاهای دریایی یافت می‌شود و کلی خاصیت درمانی دارد.

۴- اگر می‌خواهید لاغر شوید،باید غذایتان را نصف کنید تا وزنتان نصف شود.
با بهترین رژیم‌های دنیای هم نباید ماهانه بیشتر از ۴ کیلو وزن کم کنید؛و گرنه وزنتان برمی‌گردد.اگر تند بروید،نتیجه معکوس می‌گیرید؛چون دیر یا زود خسته می‌شوید و با ولع بیشتری به غذاهای ممنوعه حمله می‌کنید.برای لاغر شدن باید شیوه زندگی‌تان را تغییر دهید (شماره ۵ را بخوانید).

۵- اگر می‌خواهید لاغر شوید،فقط باید اراده داشته باشید.
واقعیت این است که بجز اراده،پای عوامل دیگری هم در میان است:ژنتیک،تغذیه،تحرک و… اصل اساسی این است که نمی‌توانید مثل سابق کم ‌تحرک و پرخور باشید و انتظار داشته باشید وزنتان هم کم شود.برای لاغر شدن باید به شیوه‌ جدیدی از زندگی عادت کنید؛شیوه‌ای که در آن هم کمتر و سالم‌تر غذا بخورید،هم بیشتر و مداوم ‌تر فعالیت کنید؛حتی اگر این فعالیت را محدود کنید به یک پیاده‌روی روزانه.

۶- اگر می‌خواهید لاغر شوید،باید دور لبنیات را خط بکشید.
با وجود لبنیات کم‌چرب،این حرف‌ها شنیدن ندارد؛مخصوصا برای خانم‌ها که نیاز بیشتری به کلسیم دارند و باید لبنیات بیشتری مصرف کنند.تازه برخی تحقیقات نشان داده‌ که دریافت میزان کافی کلسیم نه‌ تنها چاق ‌کننده نیست؛ بلکه می‌تواند به کاهش وزن کمک کند.

۷- اگر می‌خواهید لاغر شوید،باید زیاد آب بنوشید.
زیاد آب نوشیدن،خوب است؛ولی کافی نیست.اگر کسی فقط با همین کار لاغر شود،احتمالا دلیلش این است که قبلا به جای آب،بیشتر آبمیوه و نوشابه‌های گازدار می‌خورده و حالا آب را جایگزین آنها کرده است.طبیعی است که کالری آب از نوشابه کمتر است و کمکش به کاهش وزن، بیشتر.

۸- اگر می‌خواهید لاغر شوید،باید بیشتر نوشابه بخورید تا گرسنگی به سراغتان نیاید.
میزان قند خالص موجود در یک بطری نوشابه گاز‌دار بیش از ۳۰۰ میلی‌گرم است و همین یک بطری می‌تواند ۱۵۰ کالری انرژی وارد بدنمان ‌کند.قند موجود در یک بطری نوشابه گازدار برابر است با قند ۲ بسته شکلات.چاقی از جدی‌ترین تهدیدهای نوشابه‌های گازدار است.

۹- اگر می‌خواهید لاغر شوید،باید نوشابه رژیمی بنوشید.
در نوشابه‌های رژیمی به جای شکر از یک شیرین‌کننده مصنوعی (عمدتا آسپارتام) استفاده می‌کنند که هم اشتها آور است،هم می‌تواند باعث سردرد،سرگیجه و ضعف حافظه شود.ضمن این که مصرف بیش از اندازه آسپارتام می‌تواند ‌عوارض دیگری هم داشته باشد:تومور مغزی،نقص عضو جنین و حمله‌های صرع.

۱۰- اگر می‌خواهید لاغر شوید،باید غذاهای لاغرکننده بخورید.
اگر چنین غذایی پیدا کردید،سلام ما را هم به او برسانید.

2 پاسخ به “ده اشتباه بزرگ در رژیم گرفتن”

  1. خورشید می‌گوید: 

    بهروز سورن: چند کلمه با احمد باطبی!

    by eshtrak

    صدای آمریکا اما صدای دانشجویان مبارز کشورمان نبود. مدینه فاضله آنان آمریکا نبود آنچنان که تو عزیز بسهولت در کادر پرسنلی آنان قرار گرفتی. حتما میدانی که همکاری با این نوع صدا ها مشروط و منوط بر سیاستگزاری های دولت هایشان است. قطعا از منافع ملی!! |آمریکائی ها شنیده ای و آنچه بر سر مردم عراق و افغانستان و فلسطین و سایر نقاط جهان می آید خوانده ای.

    رهائی تو انگیزه ای شد تا برای دیگران که در بند بودند کوشش شود و همچنان ادامه یافت. سمبلی از جنبش دانشجوئی بودی, نمادی از مقاومت این جنبش خاموش نشدنی که میتواند ستونهای نظام مستبد حاکم را هر لحظه که اراده کند بلرزه در آورد. آزادیت برای همگان نوید شکوفائی و ارتقاء مقاومت در برابر رژیم بود. سپس با خبر شدیم که با صدای آمریکا همکاری میکنی. آب سردی بود بر سر همه آنان که کنجکاوانه وضعیتت را دنبال میکردند و امیدهایشان را هنوز زنده نکاه میداشتند.

    بهروز سورن: چند کلمه با احمد باطبی

      احمد جان از دیر باز تو را می شناسم. شاید مرا فراموش کرده باشی زیرا که آشفته بازار سیاست و گذران زندگی حافظه را تضعیف میکند و بر من روشن است. هنوز تصویرت که برای دوره ای سمبل جنبش دانشجوئی قرار گرفت پیش روی هزاران ایرانی است و شاید هم ماندگار بماند. هم از اینرو برایت مینویسم چون میخواهم نامت نیز ماندگار بماند. به یاد دارم که چه مدتهای طولانی را برای یک اقدام شایسته و جسورانه در زندان ماندی و بخاطر دارم که تن به ذلت ندادی و همچون یک انسان بی باک و با وجدان آن دوران تلخ و وحشتزا را سپری کردی. وبلاگ نویسی آزاده و مستقل بودی و حضورت وبلاگنویسان را به تحرک می آورد.

    بسیار خوشحال شدم و شدیم که تو عزیز از مرزهای استبداد عبور کردی و جان گرامی ات را رهاندی. احساس شعف کردم و کردیم که پس از تحمل آنهمه مشقت از تیر رس دار و درفش جلادان جمهوری اسلامی دور شدی. شادی در دل ما نشست که تلاشهای بین المللی ایرانیان, نهادهای حقوق بشر و کمپین ها و فراخوانها نتیجه داد و سلامت تو عزیز را بسیاری جشن گرفتند و به یکدیگر خبر رساندند و این شغف را میان خود تقسیم کردند.

    رهائی تو انگیزه ای شد تا برای دیگران که در بند بودند کوشش شود و همچنان ادامه یافت. سمبلی از جنبش دانشجوئی بودی, نمادی از مقاومت این جنبش خاموش نشدنی که میتواند ستونهای نظام مستبد حاکم را هر لحظه که اراده کند بلرزه در آورد. آزادیت برای همگان نوید شکوفائی و ارتقاء مقاومت در برابر رژیم بود. سپس با خبر شدیم که با صدای آمریکا همکاری میکنی. آب سردی بود بر سر همه آنان که کنجکاوانه وضعیتت را دنبال میکردند و امیدهایشان را هنوز زنده نکاه میداشتند.

    امید به اینکه احمد چشمبند برداشته است و از سخن گفتن نیز مثل همیشه دیگر ابائی نخواهد داشت. بلندگو و پژواک دانشجویان مبارز درون کشور خواهد شد و صدای آنها را رساتر خواهد کرد. پیراهن خونین معروفش را بالاتر خواهد گرفت و به جهانیان نمایش خواهد داد.

    صدای آمریکا اما صدای دانشجویان مبارز کشورمان نبود. مدینه فاضله آنان آمریکا نبود آنچنان که تو عزیز بسهولت در کادر پرسنلی آنان قرار گرفتی. حتما میدانی که همکاری با این نوع صدا ها مشروط و منوط بر سیاستگزاری های دولت هایشان است. قطعا از منافع ملی!! |آمریکائی ها شنیده ای و آنچه بر سر مردم عراق و افغانستان و فلسطین و سایر نقاط جهان می آید خوانده ای.

    حتما از ارتباطات پنهان و نهان آنها با حاکمیت اسلامی شنیده ای و حتما میدانی که حضور نظامی آمریکا در منطقه و تحریم ها در وحله اول مردم کشورمان را در منگنه قرار میدهد. همان مردمی که فرزندانشان در دانشگاهها و کارگاه ها حضور دارند و صدای اعتراضشان خاموشی ندارد.

    امروز شاید از صدای آمریکا بیرون باشی و به هر دلیلی که این نوشتار بدنبال آن نیست. این سطور تنها یادآوری است به تو گرامی که اگر چه خطائی کرده ای و بدنبال آب به سرابی پر زرق و برق پا گذاشتی اما هنوز فرصتی باقی است که جایگاهت را پیدا کنی و جنبش در جریان دانشجوئی را به زرق و برق رفاه مالی آمریکائی وا نگذاری.

    رجوعت میدهم به یکی از فراخوانهائی که سالها پیش داده شد. آن زمان که در سلولهای مخوف جمهوری اسلامی بودی. آنزمان که نه تنها خانواده ات بلکه بیشمار ایرانیان داخل و خارج کشور نگران وضعیت تو عزیز در زندان بودند. بیش از 150 نویسنده, شاعر, هنرمند و... و دهها نهاد و رسانه به ریش سفیدی من و سایت گزارشگران امضاء خود را پای این متن گذاشتند و ترجمه هایش را به نهادهای مختلف فرستادند.

    از آزادی ات دفاع کردیم. از شهامتت که زبانزد شده بود. از حق انسانی عقیده و نظرت, مرامت و حقوقت. از این دفاع نشد که بعنوان مهره ای از گردانندگان سیاستهای آمریکائی قرار بگیری. جنبش دانشجوئی غنی تر از آن است که سیاستهای آمریکا را در جهت منافع خود بداند. جنبش دانشجوئی به آزادی, دمکراسی و عدالت اجتماعی نظر دارد. بدین ترتیب در برابر سیاستگذاری های این کشور است. همانکه از رسانه هایش برون می خزد و از جمله صدای آمریکا که تو گرامی با ان همکاری میکردی.

    اینکه حسن زارع زاده اردشیر یا فخر آور چه نقش هائی داشته اند میماند برای حوصله ای دیگر اما خطاب قرار دادنت زوایای مهم تری برای من داشته است.

    در پایان نظرت را به این فراخوان که هنوز در دسترس بود جلب میکنم. قابل تعمق است!

     

     

    فراخوان سایت گزارشگران برای جلب حمایت بین المللی از احمد باطبی و زندانیان سیاسی در بند

     


     

    آزادیخواهان
    وجدانهای بیدار
    همانطور که آگاهید احمد باطبی دانشجوی مبارز و زندانی سیاسی که تجربه سالها زندان، شکنجه و فشارهای روحی و جسمی را در زندانهای مخوف رژیم جمهوری اسلامی حاکم پشت سر دارد، پس از ابتلا به تشنج و حمله مغزی با کم توجهی مسئولین زندان و با تاخیر به بیمارستانی در تجریش منتقل گردید و هم اکنون نیز علی رغم تجویز پزشکان بیمارستان به زندان اوین بازگردانده شده است.
    پدر احمد باطبی در گفتگو با رسانه ها از وضعیت فرزندش اظهار نگرانی عمیق نموده است.
    کارنامه جمهوری اسلامی همچنان بر سرکوب، دستگیری و بازداشت منتقدین و مخالفان خود دلالت دارد ونظام حاکم روزانه حقوق انسانها را نقض می کند. چندی پیش حجت زمانی به دار آویخته شد و اکبر محمدی و ولی فیض مهدوی در هاله ای ازبی توجهی و بی تفاوتی مسئولین نظام جمهوری اسلامی و با ادامه ی شکنجه ی آنان، جان باختند و کماکان جان صدها زندانی سیاسی دیگر از جمله عباس لسانی در خطر است.
    آزادیخواهان و وجدانهای بیدار!
    عداوت رژیم اسلامی حاکم با زندانیان سیاسی، روزنامه نگاران، طرفداران آزادی اندیشه ، بیان و قلم برهمگان آشکار است. اکنون و بار دیگر شاهد اوج گیری نقض حقوق ابتدائی زندانیان سیاسی در ایران هستیم. ما از تمامی افراد، نهادها و سازمانهای مستقل و آزادیخواه میخواهیم که با حمایت از این فراخوان و برای انعکاس پژواک صدای زندانیان سیاسی و خانواده ی آنان و بویژه خانواده احمد باطبی، صدای اعتراض خود را به گوش جهانیان برسانند.
    ما امضاء کنندگان این فراخوان برای دفاع از آزادی تمامی زندانیان سیاسی- عقیدتی ازهمه ی سازمانها ونهادهای بین المللی مدافع حقوق انسانها خواستاریم تا مراتب اعتراض خود را به سرکوب در زندانهای جمهوری اسلامی اعلام نمایند و با بازدید از زندان اوین، وضعیت دانشجوی مبارز احمد باطبی را بررسی نمایند وبه اطلاع جهانیان برسانند.
    رونوشت:
    دبیر کل سازمان ملل
    سازمان حقوق بشر
    سازمان عفو بین الملل
    سایر نهادهای مدافع حقوق بشر
    Amnesty International
    امضاء ها :
    مرجان افتخاری - مینو حمیلی - پروین ریاحی - حنیف حیدر نژاد - رضاطالبی - یوسف آبخون - جواد مهران - بیژن رستگار - اردشیر مهرداد - مینا انتظاری - محمود پوینده - حسن حسام - هدایت متین دفتری - آرش کمانگر - سایه سعیدی سیرجانی - شهاب شکوهی - کیانوش سنجری - شباهنگ راد - حسین نقی پور - جواد یگانه - ناصر پاکدامن - مهستی شاهرخی - احمد نوین - پرویز نویدی - بینا داراب زند -صبح ناز داراب زند - نیلوفر بیضائی - مجتبی نظری - اردشیر نظری - بصیر نصیبی - ابراهیم آوخ - نیکولز ریاحی لنگرودی - رانا کریم زاده - ترانه تیرداد - باقر مرتضوی - ایرج حیدری - سردار قادری - کوکب نظری - فرخ جعفری - امیر جواهری لنگرودی - همایون ایوانی - زهرا اسپرام - بیژن سعیدپور - حمیلا نیسکیلی - ندا نوآور - محمد پروین - انسیه یزدان - رضاغفاری - نیلوفر شمیرانی - جلال سعیدی- ژاله توکلی- نسرین بهار- روبن مارکاریان کامبیز گیلانی- عباس رضائی- مینا پویا - سعید عباسیان - روشنک داوری- سام قندچی- شعله ایرانی - پرویز داورپناه - نوید اخگر - جواد اسکوئی - بهروز سورن - ح - ریاحی - جمشید صفاپور شکوه میرزادگی - مریم اسکوئی - پیام لطفی - محمد رضا شالگونی - کامیار گیاهچی - یوسف زرکار - اردشیر دولت - تقی روزبه - علی اشرفی - احمد بخردطبع - ناصر اصغری - رضاچیت ساز ایرج مصداقی - بهرنگ ریاحی - نیلوفر ریاحی لنگرودی - تقی ریاحی لنگرودی - جواد قاسم آبادی - کیومرث گودرزی - علی دماوندی - آزاد محمدی - ساناز فروهر - سروژ قازاریان - م ، شکیب - علی راجی - بهرام چوبینه - نجف روحی - سیاوش محمدی - رئوف افسائی - معصومه شهبازی - موناهیتا - وریا صدرپور - محمد فتاحی - صادق افروز - اسماعیل وفا یغمائی - محمد عارف - سیاوش ابقری - شهلا ابقری- ریبا علیخانی- یاور اعتماد- جمال توکلی- زری اصفهانی- اردوان بیانی - اسماعیل نوری علا - جمال کمانگر - شهره زرگر - سعید افشار - آرزو دریاپور - رحمت ابراهیمی - مهدی سامع - مهری زند - جمیله ندائی - ح مقدم - منصور بیات زاده - علی فرمانده - فرهاد حیرانی - علی اعتمادی - مردآویج زیاری - سیمین آزاد - سیروس کفائی - اسد گلچینی - پویان انصاری - فرزاد نظری - ربی نیکو - یاسمن - برهان دیوار گر - آرتین افشار - حسام منتظری - بهزاد پیله ور - کورش عرفانی - ناصر خداپناهی - علیرضا کوشا - امیر کیا - آزاد زمانی - حمید محمدی - بهروز امیدی لاهیجان - مینو خواحه الدین- مرتضی افشاری- آرازگل آزاد- مریم افشاری - امیرعباس امیری - حمید ظریفی نیا - حامد راد - آبتین اردلان - سعید آرمان - پوریا مجابی / امیر حق جو
    .......................................
    سایت ها
    سایت سلام دمکرات
    71.18.210.116
    ایران تریبون
    www.iran-tribune.com
    سایت زنان مترقی
    www.pwoiran.com
    سایت ازادی بیان
    www.azadi-b.com
    سایت ملیون
    www.melliun.org
    سایت لج ور
    www.lajvar.se
    ایران اسکوپ
    www.sahele-shomal.blogspot.com
    سایت هه لویست
    www.helwist.com
    سایت حرکت
    www.harkat.net
    خانه پناهجو
    www.panahjoo.com
    کمیته دفاع از آزادی و برابری در ایران � وین
    www.pejvak-wien.com
    اطلاعات نت
    www.ettelaat.net
    سایت جوانان
    www.jawanx.com
    سایت بیمرز
    www.bimarz.net
    سایت گزارشگران
    www.gozareshgar.com
    ..................................
    وبلاگ ها
    ساحل شمال
    www.sahele-shomal.blogspot.com
    چشمان بیدار
    chachmanbidar.blogspot.com
    وبلگ هم جنبشی
    www.hamjonbeshi.blogfa.com
    تریبون شما
    www.triboonshoma.blogfa.com
    یادداشتها - زری اصفهانی
    zariyaddastha.blogspot.com
    آسمان دیلی نیوز
    propellerhead-news.blogfa.com/post-7347.aspx
    وبلاگ 8 مارس
    www.8-mars.blogfa.com
    یادداشتهای یک دور مانده از وطن
    www.pilehvar.blogspot.com
    عقلانیت - فردیت - آزادی
    modrniteh.blogfa.com
    دست بافت
    www.sarzaminekohan.blogfa.com
    جوانه ها
    javaanehaa1.blogspot.com
    رهائی
    www.rahai1.blogfa.com
    تریبون جوانان
    www.javanx.blogsky.com
    اردشیر دولت
    ardeshird.blogspot.com
    بادبان
    yadname.blogspot.com
    بهروز نیوز
    behrooznews.blogspot.com
    وبلاگ ازادی بیان
    azadi-b.blogfa.com
    گیل ماز
    gilmaz.blogspot.com
    مجله دوستی
    www.koosha.blogfa.com
    یک گیله مرد
    gilehmard.blogspot.com
    من بدم میاد از عوامل رژیم خمینی
    www.alxtrj.blogspot.com
    وبلاگ فروهرانه
    www.farvaharaneh.blogfa.com
    ..........................
    نهادها
    کانون وبلاگ نویسان ایران � پن لاگ
    penlog.blogspot.com
    ایرانیان جمهوریخواه دمکرات و لائیک - واحد پاریس
    فرهنگسرای اندیشه - گوتنبرگ ( سوئد )
    انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران - پاریس
    کمیته دفاع از زندانیان سیاسی در ایران - برلین
    انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و حقوق بشر - ایران
    www.anjomane.blogfa.com
    کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان ایران
    www.kanoon-zanan-k.blogfa.com
    جامعه جمایت زنان
    www.zanann.org
    کانون دانشجویان ایرانی در هلند
    بنیاد اسماعیل خوئی - آمریکا
    سازمان سوسیالیست های ایران
    سازمان جوانان حکمتیست
    مرکز پخش فیلتر شکن
    groups.yahoo.com/group/inforoxy/
    شاخه برون مرزی حزب دمکرات ایران
    آدرس برای ارسال پیام یا امضاء
    info@gozareshgar.com
    دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام می گوید سوریه ، حماس و حزب الله خط قرمز ایران هستند 
    محسن رضایی ، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام می گوید سوریه ، حماس و حزب الله لبنان خط قرمز جمهوری اسلامی هستند. آقای رضایی تاکید کرده است که ایران اجازه نخواهد داد برای آنها مشکلی ایجاد شود زیرا به گفته او سوریه ، حماس و حزب الله « خط مقدم جهان اسلام در مقابل اسرائیل هستند» آقای رضایی در مورد کشف و خنثی سازی طرح ترور سفیر عربستان در واشنگتن هم گفته است: « قصد آنها چالش بین عربستان و ایران است و توصیه ما به عربستان این است که خودشان را برای اسرائیل و آمریکا هزینه نکنند» محسن رضایی از سیاستهای دولت ترکیه نیز انتقاد کرده و گفته است «دولت ترکیه اگر بخواهد با آمریکایی ها همکاری کند و خواسته مردمش را عملی نکند، با ناراحتی مردمش روبرو خواهد شد.»
     

    نیروهای زمینی و هوایی ارتش ترکیه برای منهدم ساختن مواضع پ کا کا وارد خاک عراق شدند 
    بدنبال کشته شدن دهها نفر از سربازان و نیروی پلیس ترکیه در حمله نیروهای پ کا کا به چندین پاسگاه نظامی و ایستگاه پلیس در مناطق کرد نشین آن کشور ،نیروهای ارتش برای منهدم ساختن مواضع پ کا کا وارد خاک عراق شدند. در حملات بامداد چهارشنبه که در استان « حاکّاری » رخ داد ،دستکم ۲۴ سرباز و پلیس کشته و ۱۸ تن زخمی شدند. ارتش ترکیه هم اعلام کرده که تا کنون دستکم ۲۰ نفر از شبه نظامیان پ کا کا، حزب کارگران کردستان ترکیه را از پای درآورده است. به گزارش رسانه های ترکیه دستکم ۵۰۰ نفراز نیروهای ارتش با پشتیبانی جتهای جنگنده و هلی کوپترهای مجهز به سلاحهای سنگین وارد مناطق کرد نشین عراق شده اند و تا کنون نزدیک به ۱۰ کیلومتر پیشروی کرده اند. در پی این عملیات کم سابقه ، رجب طیب اردوغان ، نخست وزیر ترکیه سفرش به قزاقستان را لغو کرد. رئیس ستاد مشترک ارتش ، وزرای کشور و دفاع هم برای بررسی اوضاع به منطقه رفته اند.
     

    گزارشگر ویژه حقوق بشر ایران ، روز چهارشنبه گزارش خود را به مجمع عمومی سازمان ملل ارائه میکند 
    احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر درایران قرار است روز چهارشنبه گزارش کامل تحقیقات خود را به مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک ارائه کند. در گزارش احمد شهید به افزایش چشمگیر اعدامهای ثبت شده در ایران، تبعیض علیه اقلیتهای قومی و مذهبی، احکام زندان برای روزنامه نگاران ، پایمال شدن حقوق زنان و فقدان استقلال قضات اشاره شده است. هفته گذشته نیز بان گی مون، دبیر کل سازمان ملل در گزارش سالانه خود درباره وضعیت حقوق بشر در ایران گفت که در ۱۲ ماه گذشته نقض حقوق بشر ادامه یافته و تشدید شده است. روز گذشته مارک تونر سخنگوی وزارت خارجه آمریکا هم از جامعه جهانی خواست جمهوری اسلامی را محکوم کرده و به تلاش برای تغییر در وضعیت مردم ایران ادامه دهد. جمهوری اسلامی تا کنون با درخواست احمد شهید برای سفر به ایران و بررسی وضعیت حقوق بشر موافقت نکرده است.
     

    در زدو خوردهای مسلحانه بین نیروهای ارتش فیلیپین و اسلامگرایان جدایی طلب« مورو» دستکم ۳۰ نفر کشته شدند 
    در زد و خوردهای مسلحانه بین نیروهای ارتش فیلیپین و جبهه آزادیبخش « مورو» که گروهی از اسلامگرایان جدایی طلب آن کشور است ، دستکم ۳۰ نفر کشته و عده ای هم مجروح شدند. این زد و خوردها که در جزیره « باسیلان » فیلیپین روی داد ،سبب شد هزاران نفر از ساکنان منطقه برای نجات جانشان خانه های خود را ترک کنند. در هفت سال گذشته و پس از اعلام آتش بس بین دولت و جبهه آزادیبخش مورو درگیریها بین دو طرف متوقف شده بود . مذاکرات صلح بین جبهه آزادیبخش مورو که بیش از چهار دهه است در مناطق جنوبی کشور فعالیت می کند و دولت تا کنون بی نتیجه مانده است. تلفات چهار دهه درگیری بین ارتش فیلیپین و جبهه آزادیبخش مورو بیش از ۱۲۰ هزار کشته تخمین زده می شود.
     

    در ناآرامیهای سوریه دستکم ۹ نفر کشته شدند 
    روز چهار شنبه در حمله هواداران مسلح بشار اسد به شهر ُحمص ، دستکم ۹ نفر از ساکنان شهر کشته و دهها نفر مجروح شدند. در دو روز گذشته در حمله نیروهای ارتش و هواداران بشار اسد به مناطق سنی نشین حمص دستکم ۳۰ نفر کشته و دهها نفر زخمی شدند. نیروهای امنیتی دهها نفراز مجروحین را از بیمارستانها به زندان منتقل کرده اند. به مسئولین بیمارستانها و پزشکان هم دستور داده شده مراجعه کنندگانی را که در تظاهرات و تیراندازیها ی خیابانی مجروح شده اند ،به نیروهای امنیتی گزارش کنند. در دمشق نیز نیروهای گارد ویژه که تحت فرماندهی ماهر اسد ، برادر بشار اسد هستند، شب گذشته برای دستگیری مخالفان و سربازانی که به نیروهای مخالف پیوسته اند، عملیات وسیعی را آغاز کردند. در نا آرامیهای چند ماه اخیر در سوریه دستکم ۳۰۰۰ تن از مخالفان کشته شده و دهها هزار نفر بازداشت شده اند.
     

    در حمله نیروهای "پ کا کا" به چندین پاسگاه نظامی و ایستگاه پلیس در ترکیه دستکم ۲۶ سرباز و پلیس کشته شدند 
    بامداد چهارشنبه بر اثر حمله نیروهای پ کا کا ، حزب کارگران کردستان ترکیه ، به چندین پاسگاه نظامی و ایستگاه پلیس دستکم ۲۶ نفر کشته و ۱۶ تن زخمی شدند. تمامی کشته شدگان از نیروهای پلیس و ارتش بودند. این حملاتِ همزمان و کم سابقه در چند سال اخیر، در استان « حا کّاری » در نزدیکی مرز عراق رخ داد. به گزارش رسانه های ترکیه نیروهای زمینی و هوایی ارتش برای یافتن مهاجمین وارد خاک عراق شده اند. رجب طیب اردوغان ، نخست وزیر ترکیه سفرش به قزاقستان را لغو کرده است. در عین حال رئیس ستاد مشترک ارتش ، وزرای کشور و دفاع هم برای بررسی اوضاع به منطقه رفته اند.
     

    سازمان مجاهدین خلق خواستار کمک جامعه جهانی برای بتعویق انداختن تخلیه اردوگاه اشرف شد 
    سازمان مجاهدین خلق و شماری از سیاستمداران اروپایی و آمریکایی از جامعه جهانی خواسته اند برای بتعویق انداختن تعطیلی اردوگاه اشرف به دولت عراق فشار بیاورند. هووارد دین ، یکی از اعضای با نفوذ حزب دموکرات در آمریکا روز سه شنبه گفت :« تنها ۷۴ روز تا خروج نیروهای آمریکایی از عراق باقیمانده و پس از آن دیگر محافظتی از این اردوگاه نمی شود» اردوگاه اشرف که بیش از ۳۴۰۰ تن از اعضا و هوادران سازمان مجاهدین خلق در آن زندگی میکنند بدستور دولت عراق بزودی بسته می شود. دفتر پناهندگان سازمان ملل بررسی درخواست پناهندگی ساکنان این اردوگاه را آغاز کرده است. کاترین اشتون ، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا هم مشاور ویژه ای را برای بررسی وضعیت ساکنان اردوگاه اشرف تعیین کرده است. دولت عراق اعلام کرده است که اردوگاه اشرف تا پایان سال جاری میلادی بسته خواهد شد. سازمان مجاهدین خلق تا کنون با خروج فردی ساکنان اردوگاه موافقت نکرده و خواهان نقل مکان گروهی اعضای خود به کشور ثالثی است. جمهوری اسلامی هم از دولت عراق خواسته است عده ای از رهبران این سازمان را که در اردوگاه هستند برای محاکمه به ایران بفرستد.
     

    عده ای از مدیران واحدهای تولیدی صنایع لبنی ممنوع الخروج شدند 
    یکی از اعضای هیات مدیره اتحادیه تعاونیهای صنایع لبنی از ممنوع الخروج شدن عده ای از مدیران واحدهای تولیدی خبر داده است. مجید علیداد به خبرگزاری کار ایران، ایلنا، گفته است برخی سازمانهای دولتی برای دریافت بدهیهای خود ، مدیران واحدهای تولیدی را ممنوع الخروج کرده اند. به گفته آقای علیداد کارخانجات صنایع لبنی هنوز ۱۴۰ میلیارد تومان از دولت طلب دارند که علی رغم وعده های مکرر تا کنون این بدهیها پرداخت نشده است. در روزهای اخیر نیز عده ای از صاحبان صنایع لبنی در اعتراض به عدم پرداخت مطالباتشان در مقابل وزارت صنعت، معدن و تجارت تجمع کرده اند. مجید علیداد در عین حال گفته است پس از حذف یارانه شیر در کشور ، میزان تولید و مصرف بین ۲۰ تا ۳۰ درصد کاهش یافته است. به گفته این عضو هیات مدیره اتحادیه تعاونیهای صنایع لبنی در حال حاضر مصرف سرانه شیر در ایران ۸۰ کیلو گرم است که این میزان نسبت به میانگین سرانه جهانی کمتر از نصف است.
     

    بزرگترین اعتصاب اتحادیه های کارگری در یونان آغاز شد 
    بزرگترین اعتصاب اتحادیه های کارگری و سندیکاهای مختلف یونان در اعتراض به سیاستهای اقتصادی دولت، بامداد روز چهار شنبه آغاز شد. در ساعات اولیه این اعتصاب تمامی ادارات دولتی ، سیستم حمل و نقل عمومی ، مدارس ، دانشگاهها و حتی فروشگاههای مواد غذایی بحالت تعطیل در آمدند. کارمندان برجهای مراقبت فرودگاههای آن کشور نیز بمدت ۱۲ ساعت به اعتصابیون پیوسته اند و تا کنون بیش از ۱۵۰ پرواز در فرودگاه آتن لغو شده است.  روز چهارشنبه تظاهرات وسیعی در مقابل پارلمان یونان برگزار شد. روز پنج شنبه هم پارلمان یونان بسته پیشنهادی ریاضتهای اقتصادی دولت را به رای می گذارد. اتحادیه اروپا و صندوق بین المللی پول پیش شرط پرداخت وام ۱۱۰ میلیارد دلاری به یونان را تصویب و اجرای سیاستهای اقتصادی جدیدی در آن کشور قرار داده اند.
     

    افراد مسلح «پ کا کا» با یورش به ارتشیان ترکیه ۲۴ نفر را کشتند 
     نیروهای مسلح «پ کا کا»، حزب کارگران کردستان، به یک مرکز نیروهای ارتش ترکیه یورش بردند، و ۲۴ نفر را کشتند.   این حمله در شهرک «چوکورجا» Cukurca در استان حاکاری «Hakkari» واقع در مرز ترکیه و عراق رخ داد.   به گزارش رسانه های ترکیه چندین نقطه در اطراف این شهر زیر حمله نیروهای مسلح کردهای پ کا کا قرار دارد.   رجب طیب اردُغان نخست وزیر ترکیه که قرار بود به قزاقستان سفر کند، به دلیل این حمله سفر خود را لغو کرد.
     

    وزیر امورخارجه آمریکا برای دیدار با سلطان عمان وارد این کشورشد 
     هیلاری کلینتون وزیرامورخارجه آمریکا بامدا د چهارشنبه برای دیدار با سلطان قابوس وارد عمان شد.   رئیس دیپلماسی آمریکا قرار است دراین سفر درباره طرح اصلاحات اجتماعی و اقتصادی سلطان قابوس، و نیز نگرانی آمریکا درباره ایران با حاکم عُمان گفت و گو کند.   دولت عمان در آزادی گردشگران آمریکایی که به جرم ورود غیرقانونی به خاک ایران متهم به جاسوسی شده بودند نقش عمده ای داشت و پرداخت وثیقه نیم میلیون دلاری برای آزادی آن ها را نیز به عهده گرفته بود.
     

    در مناظره تلویزیونی کاندیداهای حزب جمهوریخواه آمریکا در لاس وگاس میت رومنی از رقیبانش پیشی گرفت 
     درجریان مناظره تلویزیونی بین کاندیدا های حزب جمهوریخواه برای انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۲ ، میت رومنی فرماندار ماساچوست مطمئن تراز دیگر کاندیدها توانست جای خود را به عنوان کاندیدای برتر حزب جمهوریخواه در انتخابات سال آینده مستحکم کند.   هرمن کین « Herman Cain » تاجر سابق، و ریک پری «Rick Perry» فرماندار تگزاس رقیبان اصلی اوهستند.   نظرسنجی ها نیز نشان می دهند که میت رومنی برای مبارزات انتخاباتی سال ۲۰۱۲ بیش از دیگر کاندیداها دربرابر باراک اوباما شانس پیروزی دارد.
     

    رئیس جمهوری فرانسه می گوید غرب باید فشارها برایران را بیشتر کند 
     نیکلا سرکوزی رئیس جمهوری فرانسه روز سه شنبه با تکیه بر اطلاعات آمریکا درباره نقشه ترور سفیر عربستان توسط عناصر جمهوری اسلامی،  خواستار افزایش فشارها بر تهران شد.   رئیس جمهوری فرانسه در گفت و گو با خبرگزاری فرانسه گفت، مدارک  آمریکایی‌ها درباره جزئیات این نقشه کامل است و نشان می‌دهد که رهبران ایران در مسیر خطرناک و نگران کننده‌ای گام  بر می‌دارند.   وی افزود، با توجه به وضعیتی که جمهوری اسلامی در روابطِ خود با همسایگانش به وجود آورده، و مسیر برنامه اتمی ایران، غرب باید میزان فشار بر حکومت تهران را افزایش دهد و تحریم‌ها را تشدید کند.
     

    یک مقام کارگری می گوید: از ابتدای سال جاری، بین ۱۵ تا ۲۰ درصد از کارگران واحدهای تولیدی استان تهران اخراج شده اند 
     فرامرز توفیقی، نماینده کارگران در کمیته اصلاح قانون کار، اعلام کرد: از ابتدای سال جاری تاکنون، بین ۱۵ تا ۲۰ درصد از کارگران فعال در واحدهای تولیدی استان تهران اخراج شده اند.  وی بدون اشاره به تعداد این کارگران اخراج شده افزود: واحدهای تولیدی به علت کمبود نقدینگی نسبت به تعدیل نیروی کار اقدام کرده‌اند. همچنین محمد عطاردیان، عضو شورای عالی اشتغال کشور، گفت: در صورت پرداخت نشدن یارانه به واحدهای تولیدی، شمار کارگران اخراجی ۲۰ درصد افزایش می‌یابد. وی میزان بدهی دولت به پیمانکاران را ۱۴ هزار میلیارد تومان اعلام کرد.
     

    وزیرامور خارجه آمریکا در سفر به طرابلس از بازگرداندن دارایی‌های مسدود شده لیبی خبرداد 
     هیلاری کلینتون وزیرامورخارجه آمریکا که روز سه شنبه به لیبی رفته بود، در طول اقامتش درطرابلس گفت، ایالات متحده درنظردارد دارایی های مسدوشده لیبی را به حکومت جدید بازگرداند.   خانم کلینتون همچنین گفت آمریکا برای ازمیان بردن باقیمانده سلاح‌های شیمیایی درلیبی و برقراری امنیت درآن کشور تلاش خواهد کرد.   وزیر امورخارجه آمریکا که بدون اعلان قبلی به لیبی رفته بود، درسخنانش دربرابر نمایندگان حکومت جدید در طرابلس از شجاعت و قاطعیت مردم آن کشور دربرچیدن ۴۲ سال حکومت قذافی تقدیر کرد.
     

    پس از آمریکا و بریتانیا، دولت کانادا نیز دارایی های پنج ایرانی در پیوند با توطئه ترور اخیر را مسدود کرد 
    پس از آمریکا و بریتانیا، دولت کانادا نیز دارایی های پنج ایرانی در پیوند با توطئه ترور اخیر را مسدود کرد. این پنج نفر متهم اند که در طراحی ترور سفیر عربستان در واشینگتن دست داشته اند. "جان برد" وزیر خارجه کانادا در بیانیه ای اعلام داشت که در این تحریم ها علاوه بر محدودیت سفر برای آنان، هرگونه دادوستد اشخاص حقیقی و حقوقی کانادایی نیز با آنها ممنوع خواهد شد. علاوه بر منصور ارباب سیر، تبعه ایرانی-آمریکایی که در نیویوک دستگیر شده است، چهار ایرانی دیگر شامل این تحریم ها شده اند. غلام شکوری از اعضای سپاه قدس، حامد عبداللهی از افسران ارشد سپاه قدس، عبدالرضا شهابی از معاونان سپاه قدس و قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس.
     

    وزیر خارجه بریتانیا میگوید، جهان نباید برنامه اتمی ایران را فراموش کند 
    ویلیام هیگ، وزیر خارجه بریتانیا در گفت وگو با خبرگزاری رویترز گفت: برنامه اتمی ایران نیازمند توجه فوری است و جهان نباید به دلیل وقوع ناآرامی ها در جهان عرب، توجه خود را از این مسئله بردارد. آقای هیگ روز سه شنبه همچنین گفت بریتانیا میان طرح موسوم به توطئه علیه سفیر عربستان در آمریکا و برنامه اتمی جمهوری اسلامی تفاوت قائل است و این دو را با هم یکی نمی داند. وی افزود که نمی توان رفتار ایران را بدون پاسخ گذاشت و باید فشارها و تحریم ها علیه تهران افزایش یابد. وزیر خارجه بریتانیا پیش از ترک لندن برای دیدار از کشورهای لیبی، مراکش و الجزایر گفت: «سال آینده (میلادی) زمانی اضطراری برای پرونده اتمی ایران خواهد بود و تلاش های ما هم به همان نسبت بیشتر خواهد شد.»
     
     

    دیالکتیک اتهامات

    Posted: 19 Oct 2011 10:56 AM PDT

    سوسن شریعتی
    نظام باشی یا نهضت، حضور تشویش گرانی چون محمد حیدری، برای امنیت غنیمت بوده است.

     

    برای محمد حیدری
     
    مهری خانم می گفت، همسرش محمد حیدری را به اتهام "تبلیغ علیه نظام» فراخوانده اند. معنی حقوقی این تعبیر را نمی دانم اما به او «تشویش اذهان» بیشتر می آید: اذهان، عمومی باشد یا خصوصی.
     
     حقیقت این است که طی این سالها که از آشنایی  با محمد حیدری می گذرد دیده ام که نظام و نهضت نمی شناسد، دوست و دشمن، بزرگ و کوچک، به هردو می تازد، نقد می کند و شده است لغز هم بخواند. نام این رفتار را البته می شود تشویش گذاشت. خصلت جوانی است و یا عادت روزنامه نگار حرفه ای و یا تربیت فلسفی و... به هر سه صفت بارها شده است در برابر چشمان من و ما و عده ای ، افکار عمومی جمع را مشوش کرده است. علیه من، علیه ما . تاخته است و بی رودربایستی. بی اعتنا به این «ما»یی که می توانسته خودی باشد یا غیر خودی. گاه با نقد فلسفی، گاه با رو کردن برگه هایی از تاریخچه ات ، گاه با به رخ کشیدن  تناقضاتت و در بسیاری اوقات با طنز و همه اینها بی آنکه از جنس تبلیغ علیه تو باشد و یا اقدام علیه امنیتت.  مثل این که عمدی در کار باشد مثلاً تست تساهل ما و یا بالا بردن بزرگواری مان.
     
    همین که خطوط قرمز رنگ ببازند و مرزهایشان عقب تر رانده شود. هیچ اقدامی یا تبلیغی علیه هیچ امنیتی نکرده ، امنیت ما باشد یا آنها، برعکس با لغزهایش ما را عادت داده تا پوست کلفت تر شویم و مصونتر، زودرنج نباشیم و...خوب همه این عادتهای جدید، یعنی اینکه مصونیتمان بیشتر شده است و لابد که ضربه پذیری مان بیشتر و امنیتمان مستحکم تر . یعنی اینکه دیگر به این راحتی هر جوانِ روزنامه نگارِ فیلسوف مشربِ منقدِ معترضی نمی تواند با دو تا لغز و چند تا نقد و مقداری تاخت و تاز امنیت ما بزرگترها را به خطر اندازد و احتمالاً همین  دیالکتیک ِ مشوش سازی از آن سو و ارتقاء تساهل از این بر باعث شده دوستی ها ادامه یاید و گفتگو میان نسل ها ممکن گردد.
     
     در این هزارتوی اتهامات ، هیچوقت درست نفهمیده ام که فرق میان «تبلیغ علیه» با «تشویش اذهان» و..چیست؟ فقط تجربه چند ساله نشست و برخاست با جوانانی از این دست - مستقل، منصف و شفاف، صریح الهجه، دلسوز و پرکار، پر طنز و رند، آگاه و متعهد نیز- اثبات کرده است که نظام باشی یا نهضت، حضور چنین تشویش گرانی برای امنیت  غنیمت بوده است، ارتقاء امنیت و کیفیت آن، از امنیت فردی گرفته تا امنیت اجتماعی و بی تردید امنیت سیاسی.  
     
    این جوانها با این نوع عادتها غنیمتند به شرط آنکه طبع لطیف نداشته باشی.اما افسوس که به قول شاعر:
    چه کنم که تو را نازکی طبع لطیف
    آنچنان است که آهسته دعا نتوان کرد.
     
    *نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

    تاکید جبهه ملی ایران بر دولت باصلاحیت، مجلس واقعی و دستگاه قضایی مستقل

    Posted: 19 Oct 2011 10:56 AM PDT

     

    جرس: جبهه ملی ایران با انتشار بیانیه ای در مورد اوضاع اقتصادی - اجتماعی و سیاسی - مدیریتی کشور تصریح کرد: «تنها راه حل تقویت بنیه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه، داشتن دولتی با صلاحیت و مسئول، مجلسی واقعی و شایسته و نظام قضائی مستقل و قوی و هشیار و نظام مالیاتی جامع و کارآمد با حذف همه معافیت‌ها و خاصه خرجی‌ها، چه در داخل و چه در خارج از کشور، یعنی استقرار دموکراسی توام با عدالت اجتماعی، است تا جان و مال و حیثیت مردم ایران حفظ و مقام و احترام ایران و مردم آن در دنیا احیاء و تقویت شود.»

     

    به گزارش جرس، بیانیه مزبور با تاکید بر این نکته که «در هیچ کشوری حتی در کشورهای دیکتاتوری مطلق یا کشورهای کمونیستی سابق و موجود، دولتی را نمی‌توان سراغ کرد که تنها پول درآوردن از مردم، پول درآوردن از امکانات اقتصادی و از انحصارات در اختیار خود و خرج دل بخواه این ثروت‌ها را هدف حکومتگران قرار داده باشد» افزوده است: «راه حل تورم در خشک کردن ریشه تورم یعنی حذف بی‌بندوباری دولت در خرج کردن پول از یک سو، و هدایت همه امکانات به سوی سرمایه گذاری مولد در داخل کشور از سوی دیگر است. سرمایه گذاری واقعی ۴۰ میلیارد دلار از درآمد نفت، (معادل هزینه یارانه‌های نقدی که تا امروز پرداخت شده) می‌تواند خیلی بیشتر در تثبیت قیمت‌ها (کاهش هزینه زندگی) و بالا بردن درآمد‌ها (ایجاد شغل و درآمد) موثر باشد.»

     

    جبهه ملی ایران ضمن بررسی اوضاع اقتصادی و اجتماعی کشور می افزاید: «تسلط ویرانگر دولت و نهادهای حکومتگر بر اقتصاد، بالاخره نوکیسه‌های برآمده از دل حکومت را به نادرست و مزاحم بودن اصل ۴۴ و ضرورت اصلاح آن بصورت آزاد کردن بخش‌هایی از اقتصاد به امید تسلط بیشتر خود آن‌ها بر فعالیت اقتصادی مجبور کرد و بالاخره به تصویب قانون اصلاح اصل ۴۴ در سال ۱۳۸۸ منجر شد و حتی برای زیر نظر داشتن فعالیت واحدهای اقتصادی «شورای رقابت» بوجود آمد ولی در یک نظام حکومتی غیر دموکراتیک و درهم تنیده بودن مراکز قدرت و ثروت و تسلط آن بر دستگاههای دولتی و اداری و بویژه قوه قضائیه و موسسات پولی و مالی، واگذاری واحدهای دولتی به شبه دولتی‌ها، نهاد‌ها و بنیاد‌ها و یا باندهای خصوصی وابسته به مراکز قدرت سیاسی- مذهبی- نظامی انجامیده است. که هر یک، شکلی از مزایای انحصاری یا شبه انحصاری برخوردارند و در نبود دولت و مجلس و قوه قضائیه برخاسته از مردم و رقابت بین المللی غول‌های اقتصادی نه تنها هزینه تمام اشتباهات و بذل و بخشش‌های خود را با افزایش قیمت‌ها بر مردم تحمیل می‌کنند بلکه با فرار از مالیات و انجام فعالیت‌های غیرقانونی دیگر، خصوصی سازی را به «خودسو سازی» ثروتهای ملی تبدیل کرده‌اند.»

     

    متن کامل بیانیه جبهه ملی ایران به شرح زیر است:

     

    ملت بزرگ و پرافتخار ایران را با سوء سیاست و مدیریت خود بیش از این تحقیر نکنید!

     

    (تحلیلی از اوضاع اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور- عملکرد دولت)

     

    آقای محمود احمدی‌نژاد در سفر اخیر خود به قزاقستان در جواب خبرنگاری با افتخار گفتند که در ایران کسی گرسنه نیست و همه شام شب دارند! این حرف یک توهین آشکار به ملت بزرگ و پرافتخار ایران است که جهان پر از آوای فرهنگ شش هزارساله آن بوده است. ملتی که سالانه ۸۲ هزار میلیون دلار از صادرات نفت و گاز خود درآمد دارد و حداقل صد هزار میلیون دلار در داخل نفت و گاز مصرف می‌کند و پولی به خارج نمی‌پردازد آیا سزاوار چنین وضعی است؟

     

    آنچه که دنیا را به تحیر و اندیشیدن درباره وضع مردم ایران واداشته و موجب مطرح شدن چنین پرسشهایی شده است انتشار اخبار مربوط به گسترش فقر و تشدید اختلافات طبقاتی و فساد در ایران در سالهای اخیر است.

    همه مردم ایران حق دارند بپرسند در حالیکه دولت حاضر در پنج سال گذشته (۸۹-۱۳۸۵)، ۳۷۱،۱۰۰ میلیون (۳۷۱ میلیارد) دلار درآمد نفت و گاز داشته و قیمت نفت در دنیا بطور متوسط از بشکه‌ای ۵۳ دلار در سال ۱۳۸۵ به ۹۸ دلار در سال گذشته رسیده و به کمک همین درآمدهای نفتی بودجه کل در اختیار دولت با ۱۲۰ درصد رشد از ۶/ ۵۸۷ هزار میلیارد ریال به ۰/ ۱۲۹۰ هزار میلیارد ریال رسیده است، چه شده که رشد اقتصادی واقعی کشور از ۶/۶ درصد در سال ۱۳۸۵ به ۷/ ۳ درصد در سال ۱۳۸۹ سقوط کرده است و چرا تنها در سال ۱۳۸۹ به بهانه پول نبودن و کم آوردن بودجه حدود ۷۸۲ طرح عمرانی مسکوت مانده است و تنها ۲۰% از پروژه‌هایی که می‌بایست به اتمام می‌رسید به بهره برداری رسیده است.

     

    چرا نرخ بیکاری طبق ارقام دولتی حدود ۱۵% و طبق ارقام کار‌شناسی حدود ۱۷% و طبق ارقام مراکز بین المللی حدود ۲۲% است و حداقل از هر پنج نفر ایرانی در سن کار یک نفر بیکار است و یا به عبارت دیگر بیش از پنج میلیون نفر مزد و حقوق روشن و ثابتی ندارند. چرا با خدشه وارد آوردن به تعریف رسمی و علمی اشتغال و بیکاری، ادعای ایجاد ۶/ ۱ میلیون شغل در سال گذشته می‌شود که مستلزم حداقل ۱۶ هزار میلیون دلار سرمایه گذاری تازه در اقتصاد است که انجام نشده است. چرا در اقتصاد ایران رشد کل تشکیل سرمایه ناخالص از ۹/ ۱۱% در سال ۱۳۸۵ به صفر در سال ۱۳۸۹ سقوط کرده است؟ چرا شاخص رشد بهره وری سرمایه در کشور از رقم منفی و رقت انگیز منهای ۵/ ۰ درصد در سال ۱۳۸۴ به رقم وحشت انگیز و منفی ۲/ ۱- درصد در سال ۱۳۸۹ افزایش یافته است و چرا در کشور ما رشد بهره وری کل عوامل تولید در سطح صفر از ۶/ ۰ درصد در سال ۱۳۸۴ به ۳/ ۰ در سال ۱۳۸۹ سقوط کرده است؟ چه دلیلی بهتر از این ارقام برای نبودن انگیزه سرمایه گذاری در ایران و چه دلیلی بهتر برای خروج و فرار سرمایه‌ها از ایران؟

     

    مردم ایران حق دارند از مسئولان مزاحم همه جا حاضر و مسلط بر امور کشور بپرسند که چرا تراز حساب سرمایه موازنه پرداختهای بین المللی کشور از منهای ۱۶۴/۰ میلیارد دلار در سال ۱۳۸۴ به منهای ۵۸/۱۳ میلیارد دلار در سال ۱۳۸۹ صعود کرده است و در پنج سال اخیر چرا جمعا ۵۷ هزار میلیون دلار از کشور خارج شده است؟

     

    مردم ایران حق دارند بپرسند که چگونه دولت می‌تواند در ظرف پنج سال بودجه جاری (هزینه‌ای) خود را با ۱۲۰ درصد رشد از ۳۳۱ هزار میلیارد ریال در سال ۱۳۸۴ به ۱۴۷۲۹ هزار میلیارد ریال در سال ۱۳۸۹ برساند ولی حداقل دستمزد واقعی مزد و حقوق بگیران طی پنج سال فقط ۱۶% افزایش داشته باشد. در حالیکه هزینه زندگی واقعی هر خانوار در همین مدت ۸/۷۸ درصد بالا رفته است، چرا رشد شاخص مزد و حقوق و مزایای کارکنان واحدهای صنعتی بزرگ یعنی بهترین نیروی کار کشور در پنج سال (۸۹-۱۳۸۵)، ۴۷ درصد، یعنی ۳۲ درصد کمتر از رشد شاخص هزینه زندگی آنان باشد؟

     

    آیا دولت و حکومت درک نمی‌کنند که تشدید فشارهای تورمی بهر دلیل، بدون افزایش حداقل مشابه مزد‌ها و حقوق‌ها به سقوط بیشتر طبقات درآمدی متوسط و پایین به زیر خط فقر منجر می‌شود. ایا حکومتگران نمی‌دانند که بلای تورم عموما دولت ساخته پیش از همه گریبان پایین‌ترین طبقه درآمدی مردم را می‌گیرد که باید قیمت‌های بالا رفته مایحتاج زندگی روزمره خود را بپردازند و برخلاف طبقات درآمدی بالا قابلیت کسب درآمد و پرداخت ندارند؟ آیا دولت و حکومت درک نمی‌کند که در همین پنج سال اخیر سفره پایین‌ترین طبقه درآمدی ۶۰ درصد و سفره کارکنان واحدهای صنعتی بزرگ حداقل ۴۰ درصد کوچک‌تر و محقر‌تر شده است؟ آیا منظور دولت حاضر از آوردن پول نفت بر سر سفره مردم همین بوده است؟

     

    هموطنان عزیز، مطالعات اجتماعی انجام شده درباره بسیاری از کشور‌ها در نیمه دوم قرن بیستم و حتی مطالعات تاریخی درباره مسائل اجتماعی و اخلاقی در شهرهای انگلستان در قرون گذشته حقیقت دردناکی را درباره رابطه مسائل اقتصادی با مسائل اجتماعی و اخلاقی آشکار کرده است. امروز برای همه پژوهشگران علوم اجتماعی روشن است که بالارفتن قیمت‌ها یعنی تورم، رابطه مستقیمی با افزایش خودکشی، افزایش اختلافات خانوادگی، طلاق، روابط نامشروع و افزایش سقط جنین دارد و ازدیاد بیکاری ریشه افزایش سرقت، رواج اعتیاد و انحرافات اخلاقی، پر شدن زندان‌ها و شیوع انواع بیماری‌های واگیردار است. از اینرو، جای تعجب نیست که چرا جامعه ما در سالهای اخیر شاهد بد‌ترین رشد همه فساد‌ها و تباهی‌ها است که از شیوع بیکاری و تورم در شرایط سقوط رشد اقتصادی سرچشمه می‌گیرد و چرا ساختن زندانهای تازه در سراسر کشور مشغله عمده فکری دستگاه قضائی و پلیس کشور شده است!

     

    مردم ایران حق دارند از قبضه کنندگان قدرت بصورت حکومت و دولت بپرسند که در بیست و پنج سال اخیر پس از جنگ تحمیلی، چه فرقی میان حکومت ایران و ترکیه بوده است که ترکیه امروز (سال ۲۰۱۱) با رشد اقتصادی ۱۱ درصدی در جهان مقام اول را دارد، ۳۳ میلیون توریست در سال از ترکیه دیدن می‌کنند و ۱۵ میلیارد دلار در آن کشور خرج می‌کنند و هزاران شرکت صنعتی ترکیه جذب کننده میلیار‌ها دلار سرمایه گزاری خارجی شده‌اند و شرکت‌های پیمانکاری بین المللی ترکیه همه فرصت‌های فعالیت‌های صنعتی و تولیدی کشورهای خاورمیانه و آسیای مرکزی و شمال افریقا را قبضه کرده‌اند، که آخرین آن گرفتن قراردادهای میلیار دلاری بازسازی پس از قذافی از دولت مستقر در بن غازی است، و کالاهای صنعتی ترکیه در فروشگاهای بزرگ و کوچک بسیاری از کشورهای غربی در امریکا و اروپا قادر به رقابت با کالاهای بومی و محلی هستند! چرا ترکیه امروز به شانزدهمین قدرت اقتصادی جهان تبدیل شده است در حالیکه ایران که می‌خواست مقام پنجم اقتصادی جهان باشد امروز به مقام سی و چهارم سقوط کرده است؟ پاسخ همه این پرسش‌ها را آیا باید در نابخردی حکومتگران، سوء نیت کارگزاران، کارشکنی و اخلال دشمنان ملت ایران جستجو کرد، یا در راحت طلبی و تنبلی و فساد مردم و جامعه؟

     

    هموطنان عزیز، تجربه و تحلیل علمی و واقع بینانه حوادث پس از انقلاب ایران نشان می‌دهد که ملت ایران قبل از هر چیز قربانی سوء تدبیر رهبران اجتماعی و سیاسی مدعی خدمت به کشور و مردم بوده است.

    انحراف از شعار‌ها و اهداف اصیل انقلاب، یعنی استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی از ۱۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ آغاز شد و شورای فرمایشی انقلاب با هر مصوبه و فرمان خود حلقه آزادی‌های فردی و اجتماعی، مالکیت شخصی و آزادی‌های اقتصادی مردم را تنگ‌تر کرد و نهادهایی بوجود آورد که امروز پس از سی سال باعث اختناق سیاسی، اجتماعی، فرهنگی جامعه ایرانی در مقیاس جهانی شده است.

     

    امروز آسان‌تر از همیشه می‌توان نشان داد که رواج بیکاری ناشی از شکاف فزاینده بین رشد جمعیت در سن کار و تعداد مشاغل تازه ایجاد شده، سقوط سرمایه گذاری در اقتصاد ناشی از سقوط بازده سرمایه گذاری و سودآوری، سقوط بازده عامل کار ناشی از عدم سرمایه گذاری در ماشین آلات و تکنولوژی و نیروی انسانی و کاهش انضباط و علاقه و تعهد نیروی کار، فرار سرمایه‌ها و فرار مغز‌ها، اشغال بازارهای کشور توسط کالاهای خارجی، سقوط سطح کارآیی مدیریت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، از دست رفتن صد‌ها میلیلرد دلار درآمد صادرات نفتی و غیرنفتی و صد‌ها پدیده ناخوشایند فعلی در کشور، همه و همه پیامدهای تنگ نظری و سیاست‌های غلطی است که از روزاول انقلاب به جامعه و کشور تحمیل گردید.

     

    بدون قضاوت درباره انگیزه‌ها و علل آغاز جنگ ویرانگر تحمیلی عراق علیه ایران و نقش آن در استقرار نظام دیکتاتوری اختناق آمیز فعلی، ریشه همه نابسامانی‌های موجود را می‌توان با حادثه فاجعه آمیز اشغال سفارت امریکا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ و گروگانگیری ۵۱ دیپلمات امریکایی مرتبط دانست که دشمنان ملت ایران آن را برنامه ریزی کردند و ادامه دادند و افراد ساده اندیش به آن عنوان موهبت الهی بخشیدند. تحریم اقتصادی ایران پس از این حادثه و وقفه در روابط اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مردم ایران با دنیا، با حوادثی تکمیلی مثل انتشار کتاب سلمان رشدی، واقعه قتل سران مردم کرد در رستوران می‌کونوس در آلمان و قتل‌های سیاسی در اروپا، عامل اصلی همه انحرافات و عقب ماندگی‌های سی ساله مردم بوده است و امروز وقت آن رسیده است که مردم ایران بپرسند و بدانند که چه دستهایی پشت سر این کار‌ها بوده است و از صحنه بیرون راندن ایالات متحده چه قدرتهای خارجی سود برده‌اند؟

     

    هموطنان عزیز،

    همه می‌دانند که اقتصاد جامعه امروز ایران در چنبره تورم، رکود اقتصادی و بیکاری گرفتار شده است و شاخص اصلی معرف همه این نابسامانی‌ها سقوط کارآیی در جامعه ایران در همه زمینه‌ها است. اما آنچه که در کارآیی عوامل تولید نقش اساسی دارد، عامل وقت و زمان صرف شده برای کار‌ها و کل وقت و زمان در اختیار عوامل تولید کشور است و از این نظر نیز دولت و حکومت در غیرمولد کردن عوامل تولید و حتی کل نیروی کار جامعه نقش مخرب اساسی داشته است. امروز در کشورهای صنعتی تعداد دقایق تلف شده در صنایع، تعداد ساعات تعطیل کارخانه‌ها و ادارات، و تعداد روزهای تعطیلی رسمی را بطور دقیق زیر نظر دارند و رقابت کشورهای صنعتی در رشد اقتصادی، رقابت در داشتن کمترین اتلاف وقت و تعطیلات برنامه ریزی نشده و ناخواسته است. اما برعکس، اقتصاد و جامعه ایران را بی‌برنامهترین و تلف کننده‌ترین اقتصاد و جامعه لقب داده‌اند. تعطیلات رسمی و غیررسمی و مصلحتی در ایران سه برابر کشورهای صنعتی است. در کدام کشور، حتی در حال توسعه، کارکنان واحدهای تولیدی را در وقت اداری موظف به حضور در مراسم مذهبی می‌کنند تا از آن‌ها با روحیه غمزده و مفلوک انتظار رقابت در راندمان تولید داشته باشند. کدام سرمایه گذار خارجی است که حاضر به سرمایه گذاری در کشوری باشد که عوامل غیرمسئول طی روز محیط کار را آشفته و فکر و ذهن کارگران را از تمرکز بر تولید باز می‌دارند؟ دخالت عوامل مخل و غیرمسئول در واحد تولیدی در ایران با اخلال در قدرت مدیریت به رواج بی‌انضباطی، وقت نا‌شناسی عدم احساس تعهد نسبت به میزان تولید، حفظ ماشین آلات و داشتن محیط مطلوب کار منجر شده است. حاصل آن باز هم سقوط کارآیی بوده است. امروزه هیچ واحد تولیدی نیست که با کارگران خود مسئله نداشته باشد و این مسئله داشتن و رویارویی میان کارگران و مدیران، محصول سیاسی پنداری همه چیز و سوء مدیریت دولت و حکومت و دخالت بیش از حد در امور صنفی و حرفه‌ای کارکنان واحد‌ها است. اجازه ندادن تشکیل اتحادیه‌ها، سندیکا‌ها، فدراسیون‌ها و کنفدراسیون‌ها به کارگران، کارکنان، مدیران و صاحبان واحدهای تولیدی در رشته‌های فعالیت‌های اقتصادی-خدماتی که همه کارگران و کارکنان را در مقابل مدیریت قرار می‌دهد عملا امکان حل مسائل را از بین برده است و جامعه را از استفاده از راه حل تجربه شده دنیای صنعتی یعنی سندیکالیزم باز داشته است – امروز تشکل‌های کارگری و کارمندی صنفی و حرفه‌ای مانند ان جی او‌ها و احزاب و گروههای اجتماعی و سیاسی حلقه حائل و واسطه دولت و حکومت با جامعه هستند و ثابت شده است که در کاهش تنش‌ها و حل مسائل نقش کلیدی داشته‌اند. دولت و حکومت در ایران ملت را از ابزار و راه حل‌های تجربه شده جهانی محروم ساخته است.

     

    تظاهرات مسالمت آمیز کارگران، کارمندان، دانشجویان و بازنشستگان در یونان، اسپانیا، آلمان و فرانسه در ماههای اخیر و شکایت آن‌ها از برنامه‌های ریاضت کشی اقتصادی دولت‌ها، از تورم، فساد اداری و بی‌عدالتی در توزیع امکانات و درآمد‌ها و طرز برخورد دولت‌ها و پیدا کردن راه حل‌های بینابین برای مسائل چه درسی به دولتمردان ما داده است؟

    کارکنان و کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی در کجا و چگونه باید از نابسامانی وضع خود، حقوق اندک ساعات کار بالا کمبود امکانات بهداشتی و درمانی، غیرواقعی و کافی نبودن بیمه‌ها، نامربوط بودن سن بازنشستگی شکایت کنند؟ چگونه می‌توان انتظار داشت که یک درجه دار نیروی انتظامی مسئول مبارزه با قاچاق و اشرار با داشتن زن و فرزند پس از دوازده سال خدمت آخر ماه ۳۷۹ هزار تومان بعنوان حقوق و مزایا دریافت کند در حالیکه امروز حتی یک کارگر ساده افغانی حاضر به کار در کمتر از پانصدهزار تومان نیست! شکاف فزاینده بین درآمد‌ها و مخارج هر گروه اجتماعی، بویژه کارمندان و ماموران دولتی، ننگ فساد و ارتشاء را بر کل ساختار دولتی و حکومتی نقش کرده و امروز در کمتر سازمان دولتی است که ارباب رجوع طعمه طمع کاری‌های کارکنان دولت نباشد.

     

    هموطنان عزیز،

    امروز پیشرفت کشور‌ها و موفقیت دولت‌ها را با تحولات شاخص فضای کسب و کار اندازه گیری می‌کنند و بانک جهانی همه ساله ده نکته متمایز و عمده در این زمینه مانند سهولت آغاز کسب و کار، کسب مجوز، استخدام و اخراج نیروی کار، دریافت مالیات، ثبت مالکیت، دریافت وام، حمایت از سرمایه گذاری، سهولت تجارت خارجی، سهولت خروج از کسب و کار و ضمانت اجرای قرارداد‌ها را با روشهای علمی و متحدالشکل بررسی و کشور‌ها را رده بندی می‌کند و در کلیه این زمینه‌ها ایران، کشوری که رهبران آن مدعی هدایت حداقل کشورهای مسلمان جهان هستند، وضع رقت انگیزو نزولی دارد. شاخص فضای کسب و کار در ایران در سال ۲۰۰۵، در ردیف ۱۰۸ و در سال ۲۰۰۹، در ردیف ۱۴۲ قرار دارد که حاصل مدیریت، سیاست‌ها و برنامه‌های غلط و خانمان برانداز دولت فعلی است که بنظر کار‌شناسان بانک جهانی دولت سالاری زیاد و بی‌انسجام و هدف، مشخصه آن است. سرّ رشد اقتصادی بیش از۱۰ درصدی چین، سال بعد از سال در این گزارش شده است که چین در زمینه حمایت از سرمایه گذاری، سهولت دریافت وام، میزان و روش دریافت مالیات، سهولت تجارت خارجی و ضمانت اجرای قرارداد‌ها، در ردیف پنج کشور اول جهان قرار گرفته است.

     

    هموطنان عزیز، مردمی و دموکراتیک بودن و یا به عکس بی‌بندوباری و بی‌مسئولیت بودن دولت‌ها را با معیارهای چگونگی کسب درآمد و خرج درآمد‌ها توسط دولت‌ها و سرعت تغییرات بودجه و نحوه تصمیم گیری درباره مسائل اقتصاد عمومی می‌سنجند و در این زمینه‌ها باز ایران وضعیت بسیار نامساعدی دارد.

    در هیچ کشوری حتی در کشورهای دیکتاتوری مطلق یا کشورهای کمونیستی سابق و موجود، دولتی را نمی‌توان سراغ کرد که تنها پول درآوردن از مردم، پول درآوردن از امکانات اقتصادی و از انحصارات در اختیار خود و خرج دل بخواه این ثروت‌ها را هدف حکومتگران قرار داده باشد. اگر زمانی سقوط شدید قیمت و درآمد نفت دولت‌ها را وادار می‌ساخت که قسمتی از هزینه‌های عمومی را با کم کردن خدمات و یا دریافت هزینه اندک از مردم تامین کنند امروز با هشت برابر شدن درآمد حاصل از صادرات نفت و گاز و سایر درآمد‌ها، دولت هر روز بیشتر خود را از ارائه خدمت به مردم معاف و هرگونه هزینه را به مردم تحمیل می‌کند و از این راه بدنبال سود و تامین سایر هزینه‌های خود است، که آخرین شاهکار آن چندین برابر کردن قیمت حامل انرژی مورد نیاز عمومی، تحت لوای ظاهر فریب هدفمند کردن یارانه‌ها است. بدون اینکه به مفهوم هدفمند کردن یارانه‌ها و اهداف آن در قانون برنامه سوم توجه شود. پول در آوردن از مردم از گرفتن چندین برابر قیمت یک فتوکپی در ادارات، یک بازدید از محل برای انشعاب آب و برق و گاز و زمین وساختمان تا یک معاینه فنی یا کسب یک جواز ساختمان شروع و به بالا بردن دائم نرخ ارز، نرخ بهره وام‌ها و خدمات بانک‌ها و هزینه‌های حمل و نقل منجر شده است. دولت تورم ساز از یک طرف پول ملی کشور را بی‌ارزش می‌کند و از طرف دیگر با بالابردن نرخ ارز برای خود درآمد اضافی و برای مردم تورم بیشتر ایجاد می‌کند و این مردم هستند که دوبار هزینه سوء سیاست دولت را می‌پردازند.

     

    هموطنان عزیز، در حالیکه در شش سال گذشته اقتصاد ایران در بهترین حالت رشد متوسطی حدود ۴ درصد داشته است، میزان نقدینگی از ۱۲۸۴ هزار میلیارد رالم به ۳۵۲۵ هزار میلیارد رالد یا ۱۷۵ درصد رشد داشته است و رشد نقدینگی معادل ۷ برابر رشد اقتصادی بوده است. کاهش سرعت گردش نقدینگی در اقتصاد از ۸/۱ درصد در سال ۱۳۸۵ به ۴/۱ در سال ۱۳۹۰ و کاهش ضریب تکاثر نقدینگی از ۶/۴ به ۹/۳ در سال ۱۳۹۰، معرف وجود نقدینگی زیاد نامرتبط با فعالیت‌های تولیدی است. در چنین شرایطی بانک بازی یا گرفتن امتیاز تاسیس بانک و خرید املاک و یا اجاره ساختمان‌ها برای احداث شعبه با پول مردم، میدان رقابت باندهای سیاسی و اقتصادی شده است.

    تسلط کامل دولت بر بانک مرکزی، کار کردن منطقی و محتاطانه ضروری این بانک را مختل کرده و صدور اجازه‌های تاسیس حدود ۱۰ بانک و موسسات اعتباری تازه با اسم‌های عجیب و غریب و رقابت آن‌ها در تاسیس شعبه برخی خیابانهای حتی فرعی شهر‌ها را شعبه باران کرده است. که با انواع بازی‌ها و قرعه کشی‌ها، بانک‌ها را به کازینوهای کشورهای غربی شبیه کرده است.

     

    روی آوردن به بانک بازی نه تنها بدلیل وجود سود متوسط بالای ۷۰ درصد در سال سرمایه در این رشته بلکه بدلیل مسلط کردن صاحبان و مدیران بانک‌ها به پس انداز‌های مردم و امکان دسترسی آن‌ها به اعتبارات بانک مرکزی است که اجازه می‌دهد فعالیت‌های کاذب انحصارات متعلق به مراکز قدرت آزادانه به فعالیت خود ادامه دهند و روز بروز حلقه رقابت بخش خصوصی واقعی را تنگ‌تر کنند. سوء آستفاده ۳۰۰۰ میلیارد تومانی یک نفر از یک بانک و بازی بین بانکی دسته‌های مافیایی برای تصاحب کارخانه‌ها و اموال دولتی در این روز‌ها فقط نمونه کوچکی از این بی‌بندوباری‌ها است.

     

    هموطنان عزیز، در حالیکه نرخ بهره اوراق قرضه ۱۰ ساله (با اعتبار کامل) در ژاپن ۲/ ۱ درصد و در ایلات متحده ۲۲/ ۳ درصد و در منطقه یورو ۹۰/ ۳ درصد است و نرخ بهره وام مسکن از ۶ درصد تجاوز نمی‌کند، در ایران نرخ بهره کمتر از ۲۲ درصد عملا وجود ندارد و بازی دولت با نرخ بهره و شعارهای پایین آوردن آن در بانکهای دولتی جز فرار پس انداز‌ها و سپرده‌ها از بانک‌ها و ریختن آن در دامن صندوق‌های به اصطلاح قرض الحسنه و بازاریان و دلالان ارز و فرار از نظارت و کنترل مقامات پولی نتیجه‌ای نداده است.

     

    هموطنان عزیز، نرخ‌های بهره بسیار بالا و استثمار مردم، بویژه طبقات پایین و نیازمند اعتبارات مصرفی توسط بانک‌ها، در شرایط محروم بودن بانکهای ایران از دسترسی به بازارهای مالی جهانی، شمشیر دو لبه ایست که هم بخش تولیدی واقعی و هم مردم عادی را به حالت مرگ در آورده است و مفهوم واقعی هدفمند کردن یارانه‌ها و آوردن پول نفت بر سر سفره مردم و بانکداری بدون ربا را به آن‌ها نشان داده است.

     

    هموطنان عزیز، امروز جامعه ما از بلای تورم، از تخریب محیط زیست، از بی‌پناه بودن مردم در برابر ظلم و تعدی مقامات ادارات و سازمانهای دولتی، از فساد و اتلاف منابع عمومی، از تشدید فقر و اختلافات طبقاتی و هزاران نابسامانی دیگر رنج می‌برد و شدت این نابسامانی‌ها امکان آرامش و فکر کردن درباره مسائل و راه حل یابی برای آن‌ها را سلب کرده است. ریشه یابی همه این مسائل ما را به روزهای انقلاب و تصمیمات شورای انقلاب و قانون اساسی برآمده از مجلس موسسان دست چین شده طبقه حکومتگر سال اول انقلاب می‌کشاند. غیر از تصمیمات موردی مانند تاسیس بنیاد‌ها و نهاد‌ها و یا واگذاری تعیین سرنوشت مسائل خاص به افراد خاص و یا باند خاص (مانند سپردن سرنوشت اتاق بازرگانی و صنایع و معادن به باندی خاص و یا سرپرستی اموال فراریان به افراد خاص ذینفع)، آنچه که باعث انحراف اساسی درازمدت امور اقتصادی کشور از سال اول انقلاب شده است خود قانون اساسی بویژه اصل‌های ۴۴ و ۴۹ آن است که غیر از سلب مالکیت از گردانندگان رژیم سابق عامل متزلزل کردن دلخواه مالکیت هر فرد ناوابسته به حکومت استقرار یافته کرده است. با ملی کردن و دولتی کردن عمده‌ترین فعالیت‌های اقتصادی- صنعتی کشور فعالان اقتصادی کشور را محتاج و وابسته به دولت و دستگاههای حکومتگر ساخت. با اصل ۴۴ و ۴۹، این مردم بودند که می‌بایستی وجود خود و حق خود را نسبت به اموال خود به ماموران تازه کار دستگاههای دولتی ثابت کنند و در همین درگیری‌ها بود که بسیار از تسلط‌های جدید بر اقتصاد بوجود آمد که خصیصه بارز آن غیر رقابتی شدن یا نیمه انحصاری بودن همه چیز و حاصل آن سقوط رشد اقتصادی کشور بوده است.

     

    تسلط ویرانگر دولت و نهادهای حکومتگر بر اقتصاد، بالاخره نوکیسه‌های برآمده از دل حکومت را به نادرست و مزاحم بودن اصل ۴۴ و ضرورت اصلاح آن بصورت آزاد کردن بخش‌هایی از اقتصاد به امید تسلط بیشتر خود آن‌ها بر فعالیت اقتصادی مجبور کرد و بالاخره به تصویب قانون اصلاح اصل ۴۴ در سال ۱۳۸۸ منجر شد و حتی برای زیر نظر داشتن فعالیت واحدهای اقتصادی «شورای رقابت» بوجود آمد ولی در یک نظام حکومتی غیر دموکراتیک و درهم تنیده بودن مراکز قدرت و ثروت و تسلط آن بر دستگاههای دولتی و اداری و بویژه قوه قضائیه و موسسات پولی و مالی، واگذاری واحدهای دولتی به شبه دولتی‌ها، نهاد‌ها و بنیاد‌ها و یا باندهای خصوصی وابسته به مراکز قدرت سیاسی- مذهبی- نظامی انجامیده است. که هر یک، شکلی از مزایای انحصاری یا شبه انحصاری برخوردارند و در نبود دولت و مجلس و قوه قضائیه برخاسته از مردم و رقابت بین المللی غول‌های اقتصادی نه تنها هزینه تمام اشتباهات و بذل و بخشش‌های خود را با افزایش قیمت‌ها بر مردم تحمیل می‌کنند بلکه با فرار از مالیات و انجام فعالیت‌های غیرقانونی دیگر، خصوصی سازی را به «خودسو سازی» ثروتهای ملی تبدیل کرده‌اند.

     

    هموطنان عزیز، فرهنگ به معنی دین و آیین زندگی هر قوم و ملت است که از محیط و طرز زندگی و تامین معاش مردم آن سرچشمه می‌گیرد. و فرهنگ ایرانی انعکاسی از زندگی مردم در محیطی متعادل و داشتن خاکی گهربار است. تخریب فرهنگ ملی و اخلاق ایرانی با ترویج فرهنگ اقوام بدوی و تزریق خرافات، از اجزای دیگر سیاست حکومت ویرانگر کنونی است که هزینه‌های مالی و فرهنگی سنگینی برای مردم ایران دارد. از زمان انقلاب ترویج افکار متحجرانه وسمبل‌ها و روش زندگی قبایل بدوی، ترویج داستانهای جدال‌های قومی و قبیله‌ای آن‌ها، ترویج مراسم سنتی و به کارگیری کلمات نامانوس برای ایرانیان، به دغدغه اصلی عمال حکومت تبدیل شده است. بیش از سی کانال رادیویی و تلویزیونی و صد‌ها برنامه با هزاران میلیارد ریال هزینه، بیست و چهار ساعته مردم عادی را بمباران تبلیغاتی ضد فرهنگ و اخلاق ایرانی می‌کنند. نه تنها از آوای موسیقی و آواز کوچه باغی و رقص و پایکوبی‌های محلی عمدتا خبری نیست، بلکه متبرک کردن اشیاء و خوراندن مواد آلوده به کودکان معصوم، برگزاری مراسم احضار اجنه و ارواح آدم‌های موهوم و استمداد از آن‌ها برای حل مشکلات شخصی و خانوادگی و حتی مملکتی، تا کشف هاله‌های نور و صندلی‌های معجزه گر، صد‌ها نمونه رشد رمالی و فالگیری و باری به هر جهت بودن تصمیم گیری‌ها و گذراندن امور کشور است. استقبال از تعطیلی به هر بهانه و از کار انداختن فعالیت‌های اداری دولتی و سازمانهای غیر دولتی حتی مغازه‌ها و بازار‌ها، حذف برخی موضوعهای علمی، تحریف تاریخ و فرهنگ ایران زمین، حذف آخرین یافته‌های علمی بشری از کتابهای درسی در رشته‌هایی مانند پزشگی، شیمی، روان‌شناسی و بیولوژی، تخریب اصول و مبانی ورزش و تربیت بدنی و مقررات مسابقات بین المللی ورزشی، جلوگیری از کوهنوردی، فوتبال و کشتی و ژیمناستیک و تحمیل دیدگاههای تنگ نظرانه بر فعالیت‌های ورزشی بانوان، تنها نمونه‌هایی از بستن قید و بند بر کل فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی مردم ایران است که رسانه‌های گفتاری و نوشتاری و دیداری کشور را به سطح ابتذال کشانده و به تلف شدن میلیارد‌ها تومان پول کشور و وقت خوانندگان و نویسندگان و تهیه کنندگان مطبوعات و حتی زندانی شدن آنان منجر شده است.

     

    هموطنان عزیز، فروپاشی نظامهای استعماری حاکم بر جهان عرب در ماههای اخیر، با مردمی که دارای هزاران میلیارد دلار قدرت خرید هستند و می‌توانند فرصت‌های بی‌شماری را برای فعالان اقتصادی ایران، بویژه در زمینه‌های صنعت و معدن و ساختمان و بازرگانی فراهم کنند، در شرایطی در حال وقوع است که دولت و حکومت ایران از اداره امور داخلی و خارجی خود نیز عاجز مانده است و برای هر رابطه خود با دنیا نیازمند کشورهای واسطه مانند ترکیه، امارات متحده، مالزی، چین، هند و روسیه است و به آن‌ها باج‌های کلان بدین منظور می‌دهد.

     

    از سوی دیگر، رواج نرخهای بهره بیش از ۱۷ درصد، نرخ بیکاری ۱۷ تا ۲۲ درصد و پیش بینی تورم ۲/ ۲۲ درصد در سال ۱۳۹۰، معرف آن است که دولت فاقد هرگونه سیاست مالی و پولی و اجتماعی در جهت اهداف خودساخته برنامه پنجم می‌باشد. با مسئله بروز کردن نرخ ارز، نرخ بهره، قیمت طلا که آلت دست و ابزار کار و سودجویی دلالان و بازاریان با دنباله روی دولت و بانک مرکزی است، مسائل اصلی اقتصادی جامعه مثل سرمایه گذاری‌های صنعتی، ایجاد اشتغال واقعی، مولد، تقویت و حمایت از شرکت‌های بزرگ ارائه دهنده خدمات فنی و مهندسی در سطح بین المللی، رسوخ در بازار جهانی با صدور کالاهای صنعتی نو با استاندارد جهانی و مرغوب، اعزام فارغ التحصیلان دانشگاه‌ها و نیروی کار جوان برای آموزش و ایجاد درآمد به کشورهای صنعتی، حفاظت از محیط زیست، بهبود بهداشت و درمان در کل کشور، سرمایه گذاری واقعی و کافی برای مهار آب‌های سطحی و مرزی و هدایت آن به منابع داخلی و احیای کشاورزی صنعتی و سودآور و ده‌ها امر حیاتی دیگر موضوع بازی و جدل جناح‌های حکومتی قرار گرفته است.

     

    راه حل تورم از نظر دولت آزاد کردن واردات مصرفی و خوراندن ۸۰ درصد درآمد نفت از کانال بازاریان به امارات متحده، هند، چین، روسیه، کره و مالزی بوده است؛ در حالیکه، راه حل تورم در خشک کردن ریشه تورم یعنی حذف بی‌بندوباری دولت در خرج کردن پول از یک سو، و هدایت همه امکانات به سوی سرمایه گذاری مولد در داخل کشور از سوی دیگر است. سرمایه گذاری واقعی ۴۰ میلیارد دلار از درآمد نفت، (معادل هزینه یارانه‌های نقدی که تا امروز پرداخت شده) می‌تواند خیلی بیشتر در تثبیت قیمت‌ها (کاهش هزینه زندگی) و بالا بردن درآمد‌ها (ایجاد شغل و درآمد) موثر باشد.

     

    تنها راه حل تقویت بنیه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه، داشتن دولتی باصلاحیت و مسئول، مجلسی واقعی و شایسته و نظام قضائی مستقل و قوی و هشیار و نظام مالیاتی جامع و کارآمد با حذف همه معافیت‌ها و خاصه خرجی‌ها، چه در داخل و چه در خارج از کشور، یعنی استقرار دموکراسی توام با عدالت اجتماعی، است تا جان و مال و حیثیت مردم ایران حفظ و مقام و احترام ایران و مردم آن در دنیا احیاء و تقویت شود.

     

    تهران – جبــهه ملـــی ایــرا ن
    ۲۵ مهرماه ۱۳۹۰
     

    حمله حراست دانشگاه خواجه نصیر به تحصن و اعتصاب دانشجویان

    Posted: 19 Oct 2011 10:22 AM PDT

     

    جرس: اعتصاب  و اعتراض دانشجویان دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی با حمله حراست این دانشگاه ناتمام ماند.
     
     به گزارش رسیده  به جرس، روز گذشته دانشجویان دانشکده عمران دانشگاه خواجه نصیر در اعتراض به طرح تفکیک جنسیتی در این دانشگاه و سایر دانشگاه های کشور اقدام به تحصن و اعتراض کردند. این حرکت اعتراضی بصورت کاملا خودجوش ظهر دیروز در سلف این دانشکده آغاز شد.
     
    چند دقیقه از شروع این اعتراض در ساعت 11:30 گذشته بود که تعداد زیادی از ماموران حراستی و امنیتی در سلف حاضر شدند. این ماموران با دستور عباسی، معاون حراست این دانشگاه و از عوامل اصلی سرکوب و بازداشت فعالان دانشجویی دانشگاه به ظرف هایی که بر روی زمین چیده شده بود حمله کردند و این ظروف را به اطراف پرت کردند. آنها همچنین دانشجویانی را که قصد داشتند ظروف خود را بر زمین بچینند تهدید به احضار به کمیته انضباطی کردند.
     
    ماموران حراست و امنیت دانشگاه همچنین اقدام به فیلم برداری از دانشجویان معترض کردند و به دانشجویان اجازه عکس برداری و فیلم برداری ندادند.
    مامورین حراست همچنین با جلوگیری از ورود دانشجویان به سلف مانع از ادامه این اعتصاب شدند و همزمان تعدادی از دانشجویان به حراست مرکزی دانشگاه احضار شدند.
     
    با آغاز سال تحصیلی طرح تفکیک جنسیتی در بسیاری از دانشگاه ها از جمله دانشگاه خواجه نصیر اجرا شده است و در برخی از دانشگاه تجمعات اعتراضی نسبت به این طرح شکل گرفته است.
     
     
    (توضیح: عکس از آرشیو)

    تشدید فشارهای قضایی و امنیتی علیه امید کوکبی

    Posted: 19 Oct 2011 09:20 AM PDT

    دانشمند جوان کشور همچنان در اوین است

     

    جرس: فشارهای غیرقانونی قاضی صلواتی، بر امید کوکبی، دانشمند جوان و نخبه لیزر ایران که حدود 9 ماه‌ است به شکل غیرقانونی در اوین زندانی است، ادامه دارد.

     

     به گزارش منابع خبری جرس از زندان اوین، روز یک شنبه این زندانی سیاسی به دادسرای شهید مقدس (واقع در اوین) منتقل شده است. قاضی بیگی، بازپرس شعبه 14 دادسرای مزبور به این نخبه ی المپیادی ایران گفته است که بنا به درخواست نماینده دادستان و قاضی صلواتی، قرار بازداشت موقت این زندانی بی‌گناه تشدید می شود.

    مطابق این خبر، بازپرس شعبه 14 دادسرای اوین، مفاد قرار را به امید کوکبی ابلاغ می کند که البته با اعتراض این دانشجوی دکترای لیزر مواجه می شود.

    بازپرس مستقر در اوین به کوکبی تاکید می کند که از این پس، قرار او هر ماه تجدید می شود.

    با توجه به اینکه در جلسه دادگاه دو هفته پیش، این دانشمند جوان کشور هیچ اتهامی را در دادگاه به ریاست قاضی صلواتی نپذیرفته، به نظر می رسد که دور جدیدی از فشار علیه این زندانی سیاسی آغاز شده است.

     

    قابل اشاره است که قاضی صلواتی حتی وی را به حبس در بند 209 و انتقال از بند 350 تهدید کرده است.

    قاضی صلواتی یکی از سه قاضی اصلی پرونده‌های سیاسی در حوادث پس از انتخابات است؛ وی همراه با مقیسه و پیرعباس، دو قاضی دیگر دادگاه انقلاب، با صدور احکام سنگین و غیرقانونی، حداکثر همراهی را با بازجوهای مستقر در بندهای امنیتی اوین داشته، و بسیاری از کنشگران مدنی، فعالان سیاسی و نخبگان و شهروندان معترض به نتیجه انتخابات را با احکام قضایی سنگین مواجه کرده است.

     

    گفتنی است، نیمه نخست مهرماه جاری، و بعد از گذشت هشت ماه از بازداشت امید کوکبی، در حالی که بر خلاف قانون و آیین دادرسی،  وی نتوانسته بود با وکیلش سعید خلیلی، دیداری داشته باشد، اولین دادگاه وی برگزار شد و این دانشجوی نخبه به دفاع از خود پرداخت.
     

     


    کوکبی بیش از یک ماه را در سلول انفرادی تحت شکنجه های شدید روحی گذرانده است. وی در نامه‌ای تکان دهنده به صادق آملی لاریحانی، رییس دستگاه قضایی جمهوری اسلامی با توصیف شرح شکنجه‌ها و انفرادی‌های خود، درخواست تشکیل دادگاهی عادلانه با امکان دفاع کرده بود. این در حالی است که نه تنها در زمان بازداشت بلکه در دادگاه نیز از صحبت با وکیل خود محروم مانده است .


    امید کوکبی، دانشجوی فوق دکترای فیزیک اتمی با گرایش لیزر در دانشگاه تگزاس آمریکا، بهمن ماه سال 89 به هنگام ورود به ایران در فرودگاه بازداشت و به اتهام ارتباط با دولت متخاصم و کسب درآمد نامشروع یک ماه در بند 209 زندان اوین در انفرادی، واز آن زمان تاکنون در بند 350 زندان اوین به سر می‌برد. وی، ترکمن و از اهل سنت است و هیچ گونه سابقه فعالیت سیاسی ندارد.


    امید کوکبی از «نخبگان المپیادی ایران»، با کسب رتبه 29 در کنکور در رشته فیزیک دانشگاه صنعتی شریف پذیرفته شد. وی پس از اخذ لیسانس، به آلمان رفته و در آنجا فوق لیسانس می‌گیرد و سپس دکترای خود را در اسپانیا در رشته فیزیک اتمی در گرایش لیزر کسب می‌کند. دکتر کوکبی در سال 2010 توانسته از دانشگاه تگزاس آمریکا برای فوق دکترا پذیرش بگیرد.


     

    تهدید عبدالفتاح سلطانی به صدور حکم 20 سال حبس

    Posted: 19 Oct 2011 09:11 AM PDT

    جرس:بازجوی عبدالفتاح سلطانی، وکیل وعضو کانون مدافعان حقوق بشر او را به 20 سال حبس تهدید کرده است.

     

     
    مائده سلطانی، دختر این وکیل دادگستری در گفت‌وگو با جرس اظهار داشت: پدرم اخیرا در یکی از تماس‌های تلفنی‌اش که منظم نیست و همیشه بسیار بسیار کوتاه است، گفت که بازجو او را تهدید کرده که در دادگاه برایش حکم ۲۰ سال بازداشت صادر خواهند کرد.
     
    وی با انتقاد شدید از تصمیم‌گیری توسط بازجو و تهدید متهمان، آن را "سنت جدید در امر قضا" توصیف کرد و گفت: معلوم نیست چطور بازجو چنین حرفی را می‌زند. در حالی که بازجو از لحاظ قانونی نباید کسی را تهدید به حبس کند و یا از الان سال‌های حبس او را تعیین کند. بازجو تنها وظیفه‌ی تکمیل تحقیقات پرونده را دارد تا پرونده در یک دادگاه عادلانه با رعایت موازین بررسی شود و پدرم بتواند از خودش دفاع کند و در نهایت حکمی توسط شخص قاضی پرونده صادر شود نه بازجو.
     
    دختر عبدالفتاح سلطانی همچنین از ملاقات ۱۰ دقیقه‌ای خانواده‌ برای اولین بار پس از بازداشت پدرش خبر داد و گفت: هفته‌ی گذشته، پس از پی‌گیری‌های مکرر مادرم، به خانواده‌ی ما اجازه داده شد تا بعد از ۲۹ روز برای ۱۰ دقیقه‌ با پدرم ملاقات حضوری داشته باشند. این اولین ملاقات خانواده با پدرم بود که البته در حضور دادیار و بازپرس پرونده انجام شد.
    مائده سلطانی وضعیت روحی پدرش را "خوب" توصیف کرد و ادامه داد: از لحاظ جسمی پدر خیلی لاغر و شکسته شده، اما گویا بالاخره توانسته تا قرص‌هایی که می‌خواسته از بهداری زندان تهیه کند.
     
    فرزند این فعال حقوق بشر که اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوین در اتاق‌های ۴ نفره بازداشت است، با تاکید بر این که اکنون آخرین دفاع از پدرش اخذ شده ادامه داد: پس از اخذ آخرین دفاع طبق قانون تحقیقات روی پرونده تکمیل شده و پرونده باید به دادگستری ارجاع شود. بنابراین طبق قانون پدرم باید با قرار کفیل یا وجه التزام آزاد شود تا زمان دادگاه. در واقع بازداشت پدرم پس از اخذ آخرین دفاع غیرقانونی است و از این پس حتی یک ساعت بازداشت او قانونی نیست، چه برسد به این که به ۲۰ سال حبس هم تهدیدش کنند.
     
    وی همچنین به اتهام‌هایی که در پرونده‌ی پدرش مطرح شده اشاره کرد و گفت: اتهام‌هایی که به پدرم زده شده عبارتند از اتهام مشارکت در تاسیس کانون مدافعان حقوق بشر، تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت و تحصیل مال نامشروع از طریق گرفتن جایزه‌ی گوتنبرگ. سه اتهام اول در واقع مربوط به کانون است و برای همه‌ی اعضا از جمله آقایان محمدعلی دادخواه، و محمد شریف و خانم محمدی نیز مطرح می‌شود. اتهام آخر که خیلی هم برای ما عجیب و غریب است مربوط به جایزه‌ای حقوق بشر است که پدرم دریافت کرد و گویا از نظر آقایان جایزه حقوق بشر مال نامشروع به حساب می‌آید.

    مصباحی مقدم: دولت با کسری بودجه 15 هزار میلیارد تومانی  وعده سه برابر شدن یارانه می دهد

    Posted: 19 Oct 2011 09:00 AM PDT

    جرس: رئیس​کمیسیون بررسی طرح تحول اقتصادی با انتقاد از وعده های دولت احمدی نژاد گفت: دولت با کسر بودجه 15هزار میلیارد تومانی در سال جاری روبرو است. با این وجود دولت چطور می​خواهد یارانه​ها را سه برابر کند؟
     

     به گزارش خبرآنلاین،غلامرضا مصباحی​مقدم با بیان اینکه شب گذشته در بخش خبری 20:30 وزیر تعاون اعلام کرد که یک میلیون تومان به حساب همه نوزادان واریز می​شود، گفت: این وعده رئیس​جمهوربود که قرار بود از ابتدای سال گذشته پرداخت شود. اما هیچ منبع مالی​ای برای آن پیش بینی نشده بود و نهایتا هم بانک ملی قرار شد از منابع داخلی خود به 500 نوزاد این مبلغ را بدهد و دفترچه​ای تهیه کند که نشد. امسال هم قانونی برای تامین بار مالی این وعده رئیس​جمهور وجود ندارد و تکرار این وعده از سوی وزیر تعاون درست نیست. چون هیچ پشتوانه قانونی و مالی ندارد.


    نماینده تهران از صداوسیما خواست این ادعا و مشکل را اصلاح کند و افزود: مسئولانی که دوست دارند به نحوی مطرح باشند و مردم را خشنود کنند، بدانند که ارائه این نوع وعده​های دروغ درست نیست و اعتماد عمومی مردم به دولت و نظام را مخدوش می​کند. به همین دلیل بود که مقام معظم رهبری از دولت خواستند تا با بررسی وعده​های پیشین دولت مشخص شود که چه تعداد از این وعده​ها محقق شده و در ازای وعده​های محقق نشده از مردم عذرخواهی شود.


    مصباحی مقدم افزود: استدعا می کنم که دولتمردان از این وعده​ها به مردم ندهند. از جمله وعده سه برابر شدن یارانه​های نقدی از سوی رئیس جمهور که اصلا قابل تحقق نیست.
    به گفته وی، در حال حاضر نیمی از یارانه​های موجود، نه از محل درآمدهای هدفمندسازی بلکه از محل بودجه​های عمومی دولت در حال پرداخت است که کسر بودجه 15هزار میلیارد تومانی در سال جاری را به بار آورده است. با این وجود دولت چطور می​خواهد یارانه​ها را سه برابر کند؟
    این عضو کمیسیون اقتصادی در پایان گفت: اگر هم از محل درآمدهای نفتی بخواهند این بودجه را تامین کنند، تورمی وحشتناک خواهد داشت.

    هشدار رهبر جمهوری اسلامی به مطبوعات و اهل قلم، در خصوص “سیاه نمایی اوضاع کشور”

    Posted: 19 Oct 2011 04:52 AM PDT

    جرس: رهبر جمهوری اسلامی بدون اشاره به وضعیت بحرانیِ اقتصاد و سیاست و آموزش کشور، از "تلاش دشمنان برای سیاه‌نمایی اوضاع کشور از طریق بزرگ کردن ضعف‌ها و کمرنگ کردن پیشرفت‌ها" خبر داد و با هشدار به اهل قلم، اصحاب مطبوعات و صاحبان تریبون و رسانه در خصوص "مراقبت و هوشیاری در این زمینه"، تاکید کرد: "مبادا کسی دانسته یا ندانسته با اظهار نظر، حرف و یا نوشته خود به این خواست دشمن کمک کند."


    به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر رهبری، آقای خامنه‌ای در هشتمین روز از سفر به استان کرمانشاه، در جمع گروهی از حضار در شهر کنگاور و شهرستانهای اطراف، از "پیشرفت‌های ایران در سه دهه اخیر" خبر داد و تاکید کرد: "روحیه شاداب، اعتمادبه‌نفس، آمادگی برای کار و وفاداری به انقلاب که در مردم وجود دارد، از خصوصیاتی است که عبور انقلاب و نظام را از مراحل بسیار دشوار و پیچ‌های خطرناک تضمین کرده و خواهد کرد."

     

    رهبر جمهوری اسلامی، قانع شدن به دستاوردهای میانی راه و ناامیدی از تحقق اهداف نهایی را دو آفت بزرگ توقف‌ برشمرد و افزود: "ملت ایران، در وسط راه پیشرفت و افتخار توقف نمی‌کنند و با اطاعت از فرمان پروردگار کریم در قرآن مجید، با قدم‌های استوار و محکم راه خود را تا رسیدن به جامعه اسلامی و برخوردار از عدالت، طراوت، آگاهی و مردم‌سالاری حقیقی ادامه خواهد داد."

    رهبری، بدون اشاره به تبعیض های موجود در کشور، از "یکپارچگی ملی" بعنوان شرط دیگر استمرار موفقیت های نظام خبر داد و گفت: "خوشبختانه میان قشرهای مختلف مردم و میان مردم و مسئولان وحدت خوبی برقرار است که باید عمیق‌تر و گسترده‌تر شود و محبت و حسن ظنّ متقابل افزایش یابد."

     

    آقای خامنه ای، نسل جوان، تحصیلکرده و آگاه کشور را، مایه امید نظام و ملت دانست و اظهار عقیذه کرد: "دشمن در صدد است با انواع روش‌ها از جمله سیاه‌نمایی، در سد مستحکم و حرکت امیدوارانه و مستمر ملت، اخلال ایجاد کند."

     

    وی همزمان از "بی‌غیرتی" سران طاغوت و "تبعیت آن‌ها از دستورات و سیاست‌های آمریکا و انگلیس" سخن گفت و اظهار داشت: "اکنون دشمن از این می‌سوزد که ایران در پرتو انقلاب اسلامی از پایگاه مطیع و رام آنان، به کشور و ملتی تبدیل شده که سینه خود را در مقابل سلطه‌گران سپر کرده است و با عزت و استقلال کامل، با زیاده‌خواهی و زورگویی مقابله می‌کند."

     

    رهبر جمهوری اسلامی، همچنین از "اعتراف آمریکا و خشم آن کشور نسبت به تأثیر ایران اسلامی در ناکام ماندن سیاست‌های آمریکا بویژه در خاورمیانه" خبر داد و با ابراز خرسندی نسبت به این موضوع گفت: "شیاطین می‌دانند که چشم ملت‌های بیدار شده منطقه، به کشور عزیزِ ما دوخته شده است به همین دلیل تمام روش‌ها و امکانات را به کار گرفته اند تا ایران و ایرانی الگوی حرکت عظیم بیداری اسلامی نشوند و خط ایستادگی ملت ایران در میان دیگر ملت‌ها رواج نیابد."

     

    آقای خامنه ای، همچنین از "تلاش دشمنان برای سیاه‌نمایی اوضاع کشور از طریق بزرگ کردن ضعف‌ها و کمرنگ کردن پیشرفت‌ها" سخن گفت و با هشدار به اهل قلم، اصحاب مطبوعات و صاحبان تریبون و رسانه در خصوص "مراقبت و هوشیاری در این زمینه"، تاکید کرد: "مبادا کسی دانسته یا ندانسته با اظهار نظر، حرف و یا نوشته خود به این خواست دشمن کمک کند."


    رهبران دینی با خشونت علیه کودکان مقابله کنند

    Posted: 19 Oct 2011 05:30 AM PDT

    آیت الله موسوی اردبیلی
    جرس: آیت الله موسوی اردبیلی در پیامی خواستار تلاش رهبران دینی ادیان و مذاهب برای مقابله با خشونت علیه کودکان شدند.

    به گزارش خبر حوزه، کودکان و نوجوانان از گروه‌هایی هستند که باید برای رفع نیازهای مادی و معنوی آنان تلاش مضاعف نمود. از فوری‌ترین و اساسی‌ترین نیازهای آنان، برخورداری از رشد و تربیت در محیطی امن و سرشار از ملاطفت، و فضایی سالم و عاری از صعوبت، و عرصه‌ای مبرّی و منزّه از خشونت است.

     


     متن کامل پیام آیت‌الله موسوی اردبیلی که صبح امروز در افتتاحیه همایش دو روزه «نقش ادیان و رهبران دینی در مقابله با خشونت علیه کودکان» قرائت شد، بدین شرح است:

     

    بسم الله الرحمن الرحیم

    الحمدلله رب العالمین وصلی الله علی محمد و اله الطاهرین

    به نام پروردگاری که برای تکریم فرزندان آدمیان آنان را هدیه و هبة خود به مردم نامید و در قرآن کریم فرمود: لِّلَّـهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ یَهَبُ لِمَن یَشَاءُ إِنَاثًا وَیَهَبُ لِمَن یَشَاءُ الذُّکُورَ‌(۴۹/ شوری)

    و برای یادآوری مسوولیّت مومنان در تربیت کودکان و وابستگان، این گونه فرمود: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارً‌ا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَ‌ةُ … (۶/ تحریم)

    و برای نشان دادن نقش ملاطفت به همراه مراقبت در محیط خانواده و اجتماع، در رهایی از کیفر و مجازات روز جزا این گفتگوی متقیان در جنّات النعیم را نقل نمود که: وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ یَتَسَاءَلُونَ قَالُوا إِنَّا کُنَّا قَبْلُ فِی أَهْلِنَا مُشْفِقِینَ فَمَنَّ اللَّـهُ عَلَیْنَا وَ وَقَانَا عَذَابَ السَّمُومِ (۲۵-۲۷/ طور)

    سلام و تحیّات بی پایان برهمة انبیا و اولیا، و جملة صلحا و شهدا،

    و درود بر شما علمای ادیان الهی و محققّان گرامی که با نیّات خیر در این اجلاس شرکت فرموده اید، و عزم آن دارید با استعانت از حضرت احدیّت و از رهگذار همفکری و مشورت، برای مشکلات کودکان و نوجوانان چاره جویی کنید؛

    من عقیده دارم این تلاش شما از مصادیق جهاد در راه خداوند و احسان است و ان شاء الله موجب اجرِ الهی، هدایت و امدادِ حضرت باری خواهد بود؛ این وعده تخلّف ناپذیر پروردگاری است که: وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّـهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ (۶۹/ عنکبوت)


    خواهران و برادران گرامی! در برهه‌ای از تاریخ معاصر به دلایلی، مانند بیم از منازعات مذهبی که ریشه در برخی وقایع تاریخی داشت و نیز تحت تأثیر برخی مکاتب که با مذاهب رابطة سازنده‌ای نداشتند، نقش مذاهب و پیشوایان دینی در فعالیّت‌ها و مناسبات جهانی مطرح نمی‌شد؛ امّا هرچه جامعة بشری از سال‌های پُرتنش پس از دو جنگ ویرانگر جهانی و جنگ سرد که آکنده از بدبینی‌ها بود فاصله گرفت، به این واقعیّت آشکار، بیشتر توجّه کرد که نادیده گرفتن آموزه‌های ادیان و کارکردهای اجتماعی رهبران مذهبی، بمثابة از دست دادن سرمایه‌ای بزرگ و نادیده انگاشتن توانی ارزنده برای پیشبرد اهداف متعالی انسانی است؛ لذا از دو دهه گذشته بدین‌سو،‌ فعّالان سیاسی و اجتماعی، برای حل معضلات جهانی و پیشبرد برنامه‌های توسعه‌ای، افزون بر استفاده از سایر ظرفیّت‌ها، به تبادل نظر با رهبران دینی و جلب همکاری و حمایت آنها، به عنوان عاملی تعیین‌کننده توجّه کرده‌اند.


    احساس مسؤولیّت عمیق رهبران دینی در برابر آحاد افراد، که ناشی از ایمان به آموزه‌های مذهبی، از جمله احترام به انسان‌ها به عنوان برترین آفریدة مورد تکریم پروردگار است، سبب شده آنان نیز به حضور در فعالیّت‌های خیرخواهانة اجتماعی علاقمند باشند. رهبران راستین مذهبی که افرادی قابل اعتماد و محبوب در جوامع خود هستند و به عنوان الگو شناخته می‌شوند، می‌توانند، و وظیفه دارند در اصلاح نگرش‌ها و جلب توجّه‌ها وجذب کمک‌ها به سود افراد ناتوان و نیازمندِ حمایت و یاری، مسؤولیتی خطیر برعهده گیرند.

    کودکان و نوجوانان از گروه‌هایی هستند که باید برای رفع نیازهای مادی و معنوی آنان تلاش مضاعف نمود. از فوری‌ترین و اساسی‌ترین نیازهای آنان، برخورداری از رشد و تربیت در محیطی امن و سرشار از ملاطفت، و فضایی سالم و عاری از صعوبت، و عرصه‌ای مبرّی و منزّه از خشونت است.

    افسوس که امروزه انواع خشونت علیه کودکان، بویژه دختران، در مناطق مختلف جهان اِعمال می‌شود و کودک آزاری به عنوان واقعیّتی ‌تلخ از گذشته‌های دور تا روزگار معاصر وجود داشته و دارد.


    در سال‌های اخیر به همّت جمعی از خیرخواهان و نیک‌اندیشان، نهضتی برای مقابله با این وضعیّت شروع شده است. مساعدت علمای ربّانی و رهبران متعهد مذهبی، که همه جا، از جمله در جهان اسلام از نفوذ معنوی و تأثیرگذاری وسیعی برخوردارند، در رسیدگی به نیازهای کودکان و تضمین حقوق آنان، به معنای کمک به تأمین سعادتِ بخش وسیعی از جمعیّت جهان است. اقدام علمای مذاهب در مقابله با عادات و رسوم زیانبار برای جسم و روان کودکان و تلاش پیشوایان دینی در ارشاد پیروان خود به شناسایی و احترام به حقوق، رشد و تربیت کودکان و تأکید بر استفاده از روش‌های تربیتی عاری از خشونت، به‌جای برخی شیوه‌های ناپسند و موهن، نه تنها در زندگی فعلی و آیندة انبوهی از انسان‌ها مؤثر است، بلکه تا حد زیادی تعیین کننده موفقیّت کلّی جامعة بشری در مبارزه با جهل و فقر، نیل به توسعة پایدار انسانی، و ارتقای صلح و امنیّت جهانی می‌باشد.


    ناگفته آشکار است هر فرد یا گروهی که برای حمایت و بهبود شرایط زندگی کودکان و نوجوانان بکوشد، در واقع توانسته است به‌سود بخش عظیمی از انسان‌ها قیام و اقدام کند. ورود و تلاش هر رهبر مذهبی در این حوزه ها، وی را با روحانیون پاک‌نهاد و نیک اندیشی در سراسر گیتی، از جمله جهان اسلام همراه خواهد کرد که از نفوذ معنویشان برای حفظ حرمت و کرامت بشری، نفی خشونت، و ایجاد محیطی آکنده از صلح و دوستی (که زمینه ساز رشد همة کمالات انسانی، از جمله پرستش آگاهانة خداوند از سوی مردمان است) استفاده می‌کنند. و این موعظة الهی است که برای جلب خیرات

    آگهی استخدام شرکت فراپاکس شیراز

    Posted: 19 Oct 2011 09:28 AM PDT

    شرکت فراپاکس شیراز, بمنظور تامین بخشی از نیروی انسانی مورد نیاز خود و با رعایت شرایط مندرج در بخش شرایط احراز پس ازگذراندن مراحل آزمون عملی و مصاحبه حضوری طبق ضوابط و نیاز شرکت بصورت قراردادی یا...

    استخدام در شرکت دولتی ، کارگزاری بیمه

    Posted: 19 Oct 2011 09:00 AM PDT

    استخدام در شرکت دولتی ، کارگزاری بیمه

    استخدام مهندس برق و مکانیک در جهاد دانشگاهی واحد صنعتی شریف

    Posted: 19 Oct 2011 08:34 AM PDT

    استخدام مهندس برق و مکانیک در جهاد دانشگاهی واحد صنعتی شریف مهلت ۹۰/۸/۱۱

    راه اندازی دانشگاه شهرداری

    Posted: 19 Oct 2011 05:37 AM PDT

    معاون برنامه ریزی و توسعه شهری از ایجاد دانشگاه شهرداری خبر داد و گفت: مطالعات و اقدامات ابتدایی برای ایجاد این دانشگاه انجام شده است و تلاش داریم تا این دانشگاه با هدف ارتقای تحصیلات کارکنان...

    افتتاح شاخه دانشجویی انجمن انفورماتیک ایران

    Posted: 19 Oct 2011 04:49 AM PDT

    افتتاح شاخه دانشجویی انجمن انفورماتیک ایران شاخه دانشجویی انجمن انفورماتیک ایران امروز ۲۵ مهرماه در دانشگاه شهید بهشتی افتتاح شد. سیدمحمد بحرینیان،دبیر انجمن‌های علمی‌دانشگاه شهید بهشتی در گفتگو با...

    آشنایی با انواع رزومه

    Posted: 19 Oct 2011 03:47 AM PDT

    آشنایی با انواع رزومه برای درخواست همکاری از چندین نوع رزومه استفاده می‌شود. بر اساس شرح حال کارجو باید یکی از انواع رزومه زمانی، کارکردی، ترکیبی و یا هدفمند انتخاب می‌شود. رزومه زمانی رزومه زمانی با...

    آگهی استخدام کارشناس برق

    Posted: 18 Oct 2011 01:25 PM PDT

    این شرکت نیاز به یک کارشناس برق با تجربه حد اقل ۵ سال با شرایط زیر دارد: ۱- طراحی ، چکینگ و نظارت بر ساخت تابلوهای برق فشار ضعیف بر اساس نشریه ۱۱۰ ۲- آشنایی کامل با نرم افزار اتوکد...

    داستان ترک تحصیل رهبران فناوری اطلاعات دنیا

    Posted: 18 Oct 2011 12:33 PM PDT

    یکی از جالب‌‌ترین اتفاقات صنعت رایانه و اینترنت در دنیا ترک تحصیل تقریباً تمامی‌افراد مشهور و رهبران این صنعت می‌باشد. درگذشت آقای استیو جابز و شنیدن دوباره سخنرانی وی در دانشگاه استنفورد باعث شد که...

    آگهی استخدام شرکت ایرتویا

    Posted: 18 Oct 2011 12:21 PM PDT

    آخرین مهلت: ۱ آبان ۱۳۹۰

    آگهی استخدام بانک اقتصاد نوین

    Posted: 18 Oct 2011 09:03 AM PDT

    آگهی استخدام بانک اقتصاد نوین

    آگهی استخدام شرکت فناوران نانو مقیاس

    Posted: 18 Oct 2011 09:01 AM PDT

    شرکت فناوران نانومقیاس، جهت توسعه نیروی انسانی بخش مکانیک خود از افراد واجد شرایط ذیل دعوت به همکاری می‌نماید: دارای حداقل ۳ سال سابقه کار، مهارت کار با دستگاه‌های فرز، تراش و CNC؛ مسلط به نرم...

    استخدام همه مقاطع در شرکت توزیع داروئی پوراپخش

    Posted: 18 Oct 2011 09:00 AM PDT

    استخدام همه مقاطع در شرکت توزیع داروئی پوراپخش مهلت: ۹۰/۸/۱۰

    مهم ترین خبرها

    آغاز خروج سربازان فرانسوی از افغانستان

     

    فرانسه ۲۰۰ سرباز خود را از افغانستان بیرون می برد، این اقدام بخشی از برنامه ای برای خروج یک هزار سرباز تا پایان سال آینده است.

    ارتش فرانسه در سپتامبر اعلام کرد گروه سربازان در اکتبر افغانستان را ترک خواهند کرد.

    فرانسه حدود ۴ هزار سرباز به افغانستان اعزام کرده و نیکولا سارکوزی رییس جمهوری می خواهد یک چهارم آنان را تا پایان سال ۲۰۱۲ خارج کند.

    از آغاز جنگ در افغانستان در سال ۲۰۰۱ هفتاد و پنج سرباز فرانسوی در افغانستان کشته شده اند.

    قرار است بیشتر سربازان بین المللی تا پایان سال ۲۰۱۴ افغانستان را ترک کنند و مسئولیت های امنیتی را به نیروهای افغان تحویل دهند.

    ژنرال ژوزف آلن فرمانده نیروهای آمریکا و ناتو در افغانستان روز چهارشنبه به آسوشیتدپرس گفت روند انتقال امنیت به نیروهای افغان با شتاب تر از آنچه انتظار می رفت پیش می رود.

    ژنرال ژوزف آلن در این مصاحبه گفت در حالی که بیشتر ۱۰ هزار سرباز آمریکایی که به آنان دستور خروج تا پایان سال داده شده است سربازان پشتیبانی هستند، یک سوم از آنان نیروهای رزمی خواهند بود.

    آلن گفت اکثر سربازانی که افغانستان را ترک می کنند از شمال و غرب کشور خواهند بود و اضافه کرد آمریکا واحدهای پزشکی و سربازان مین یاب را برای کمک به سربازان آلمانی و ایتالیایی که در آنجا مستقر هستند باقی خواهد گذاشت.

    فرمانده نیروهای آمریکا و ناتو در افغانستان همچنین تاکید کرد که ائتلاف حمله جدیدی را علیه شبکه حقانی مستقر در پاکستان آغاز کرده است. او جزییاتی ارائه نداد اما گفت حمله در روزهای اخیر در شرق افغانستان، در امتداد مرز پاکستان، آغاز شد.

     

    وزیر امور خارجه کویت استعفا داد

     

    رهبران مخالف در کویت عهد کرده اند بر فشار بر دولت در پی استعفای شیخ محمد الصباح وزیر امور خارجه بیافزایند.

    گروه های مخالف خواهان برپایی تضاهرات علیه شیخ ناصر محمد الاحمد الصباح نخست وزیر در روز چهارشنبه شدند. آنان همچنین می خواهند درباره یک رسوایی مالی در دولت تحقیق شود.

    روز سه شنبه، خبرگزاری کویت اعلام کرد استعفای وزیر امور خارجه پذیرفته شده است. این خبرگزاری دلیلی برای استعفای وی از کابینه ارائه نداد، اما روزنامه کویت تایمز به نقل از نمایندگان مخالف می گوید استعفای الصباح می تواند به تحقیق درباره فساد و انتقال غیر قانونی پول ارتباط داشته باشد.

    پارلمان کویت منظما دولت را، که در استیلای خاندان حاکم الصباح قرار دارد، به چالش می گیرد.

    نخست وزیر از دو رای عدم اعتماد پارلمان در سال جاری جان بدر برده است.

     

    پایان اعتصاب غذای نماینده اخراج شده افغان

     

    یک نماینده زن افغان که به اتهام تقلب در رای گیری از مجلس اخراج شد به اعتصاب غذای ۱۸ روزه خود پایان داد.

    سیمین بارکزی روز چهارشنبه به تشویق صبغت الله مجددی روحانی ارشد و رییس جمهوری پیشین، که قول داده به پرونده وی رسیدگی کند، خوردن غذا را از سرگرفت.

    بارکزی یکی از ۹ عضو مجلس بود که در ماه اوت به دستور کمیسیون مستقل انتخابات از کرسی های خود برکنار شدند. این کمیسیون در تلاش است اتهامات دراز مدت تقلب در رای گیری علیه برخی از برندگان انتخابات مجلسی سال ۲۰۱۰ را حل کند.

    برخی از نمایندگانی که در اعتراض به اخراج ها مجلس را تحریم کرده بودند، در اوایل اکتبر به مجلس بازگشتند.

     

    ارائه گزارش وضعیت حقوق بشر در ایران به مجمع عمومی سازمان ملل

     

    آمریکا جامعه بین المللی را ترغیب می کند بر محکومیت ایران به دلیل نقض حقوق بشر بیافزایند. قرار است جزییات آن در گزارشی به مجمع عمومی سازمان ملل متحد ارائه شود.

    مارک تونر سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا می گوید گزارش احمد شهید گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد حاکی است دولت ایران به سرکوب بی رحمانه شهروندان خود ادامه می دهد.

    در این گزارش، احمد شهید مقام های ایران را به اعدام مخفیانه زندانیان بدون اطلاع خانواده ها و وکلای آنان و بازداشت ناراضیان سیاسی برای دوره های طولانی متهم می کند. یافته های او بر پایه مصاحبه با قربانیان این تخلفات استوار است.

    شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ماه مارس وزیر امور خارجه پیشین مالدیو را به عنوان گزارشگر ویژه در مورد ایران منصوب کرد، اما تهران اجازه ورود به او نداده است.

    مارک تونر از مقام های ایران خواست اجازه دهند شهید بی درنگ به کشور وارد شود و گفت واشنگتن در کنار مردم ایران که، به بیان او، می خواهند صدایشان شنیده شود و دولت خود را مسئول اقداماتش بدانند، ایستاده است.

    گزارش در زمانی منتشر می شود که تنش بین آمریکا و ایران بالا است. واشنگتن هفته پیش اعلام کرد توطئه ترور سفیر عربستان سعودی را، که ایران به حمایت از آن متهم است، خنثی کرده است. محمود احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی ایران می گوید آمریکا برای ایجاد شکاف بین ایران و عربستان سعودی این توطئه را جعل کرده است.

     

    اختصاص صندلی خالی جشنواره بین المللی نویسندگان انجمن قلم کانادا به نسرین ستوده

     

    نسرین ستوده، وکیل مدافع حقوق بشر که برای حمایت های بی پرده  و شجاعانه اش از حقوق زنان  و کودکان مشهور است، صندلی خالی سی  و دومین «جشنواره بین المللی نویسندگان» انجمن قلم کانادا را از آن خود کرد.

    خانم ستوده همچنین برای فعالیت هایش که «فراتر از مرزهای بین المللی رفته  و باعث پیوند فرهنگ ها شده است»، جایزه نخست انسانیت انجمن قلم کانادا را دریافت می کند. 

    ارزش این جایزه ۵ هزار دلار است و به دلیل عدم حضور خانم ستوده، سهیل پارسا، بازیگر، نویسنده  و کارگردان هنری سرشناس ایرانی کانادایی، این جایزه را از طرف ایشان دریافت خواهد کرد.

    اکنون ۱۷ سال است که «جشنواره بین المللی  نویسندگان» از صندلی خالی برای برجسته سازی وضعیت نویسندگانی است که مجاز به سفر نیستند  و نمی توانند آزادانه  در جشنواره های ادبی سراسر جهان شرکت کنند استفاده میکند. این عنوان پیشتر به کن سارو، فعال حقوق بشر نیجریه ، هرنت دینک، ناشری در ترکیه  و حسین درخشان، وبلاگ نویس ایرانی تعلق گرفته است.

    نسرین ستوده۴۸ سال دارد و به اتهام «تبلیغ علیه نظام»  و «اقدام علیه امنیت ملی» به یازده  سال زندان، بیست سال محرومیت از وکالت  و بیست سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده است. دادگاه تجدید نظر استان تهران  در شهریور سال جاری حکم این مدافع حقوق بشر را به شش سال زندان  و ده سال محرومیت از وکالت اعلام کرد. 

    در بیاینه انجمن قلم کانادا آمده است «او به  دلیل دفاع شجاعانه اش از افرادی که پس از حوادث انتخابات ۸۸ دستگیر شدند  و مصاحبه هایش با نهاد های حقوق بشر بین المللی  و رسانه ها دستگیر شد».

    رسانه های خبری روز چهارشنبه ۲۷ مهر گزارش دادند که نسرین ستوده به دلیل «مخالفت با چادر اجباری زندان به مدت سه هفته ممنوع الملاقات» شده است. 

    وب سایت کلمه گزارش داده است «خانم ستوده معتقد است که مسئولان زندان در مورد بانوان زندانی علاوه بر پوشش و حجاب متعارف، به طور غیرقانونی چادر را هم اجباری کرده اند و این اجبار غیرقانونی است». 

    هنگامی که خانم ستوده جایزه آزادی قلم باربارا گلداسمیت را در سال ۲۰۱۱ دریافت کرد، مدیر انجمن قلم آمریکا در باره وی چنین گفت:«به عنوان یک نویسنده، به عنوان یک فعال حقوق بشر و به عنوان یک وکیل او زندگی خود را وقف یک ایده قدرتمند کرد: قانون برای همگان»

     

    کانادا پنج تبعه ایرانی را مشمول تحریم کرد

     

    کانادا در واکنشی نسبت به اتهامات مطرح شده علیه حکومت جمهوری اسلامی  در توطئه قتل سفیر عربستان سعودی در ایالات متحده، پنج تبعه ایرانی را مشمول تحریم کرد. 

    کانادا پس از بریتانیا  و ایالات متحده، سومین کشوری است که اعضای سپاه قدس را تحریم می کند. گفته می شود این افراد در توطئه قتل عادل الجبیر، سفیر عربستان سعودی  در ایالات متحده  و  پرداخت ۵/۱ میلیون دلار به باند مواد مخدر در مکزیک دست داشته اند. 

    جان برد، وزیر امور خارجه دولت فدرال کانادا روز سه شنبه،  ۲۶مهر در واکنشی نسبت به توطئه ناکام اخیر مبنی بر ترور سفیر عربستان سعودی در ایالات متحده بیانیه ای منتشر کرده  و  خاطرنشان کرده است «کانادا در واکنشی نسبت به اتهامات متقنی که هفته گدشته منتشر شدند  و  از دست داشتن حکومت ایران  در توطئه ترور ( سفیر عربستان سعودی ) حکایت می کند، تحریم های جدیدی را علیه پنج تبعه ایرانی اعمال کرده است که گمان می رود در برنامه ریزی این توطئه دست داشته اند».

    براساس بیانیه دولت فدرال کانادا، اقدامات جدید شامل محدودیت سفر این افراد به کانادا  و نیز ممنوعیت اتباع  و یا هر نهاد کانادایی است که با این افراد تبادلات بازرگانی  و مالی داشته باشند. 

    منصور ارباب سیر، مرد ایرانی کانادایی ۵۶ ساله مقیم تکزاس، قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس، حامد عبداللهی، عضو سپاه قدس  و از اقوام آقای ارباب سیر، عبدل رضا شهلایی، عضو سپاه قدس و علی غلام شکوری، معاون آقای شهلایی پنج ایرانی هستند که مشمول تحریم های کانادا قرار گرفته اند. 

    وزیر امور خارجه در بخشی از این بیانیه ضمن تایید موضع استفان هارپر، نخست وزیر دولت محافظه کار کانادا تصریح کرده است «حکومت تهران بزرگ ترین خطری است که صلح و امنیت جهان را تهدید می کند».

    آقای برد افزوده است: «رهبران کنونی ایران به طور مدام تعهدات خود  و  قوانین بین المللی را نادیده می انگارند. آن ها فعالیت های اتمی ایران را در هاله ای از ابهام  و تاریکی فرو برده اند و به مقابله با تلاش های بین المللی برای تایید ادعاهای این کشور برخاسته اند و همه این اقدامات را همزمان با نقض حقوق بشر شهروندان ایران و تضعیف امنیت منطقه ای انجام می دهند.»

    در پایان بیانیه وزیر امور خارجه کانادا آمده است این توطئه ناکام، شاهد جدی تری بر این ادعا است که حکومت کنونی ایران تهدید جدی را متوجه جهان می کند و کانادا به همکاری به شرکای بین المللی خود برای اعمال فشار بر حکومت تهران به هدف تغییر راه های خطرناک این کشور ادامه خواهد داد. 

    بنا به گزارش روزنامه کانادایی نشنال پست، دارایی های ۴۷ فرد و ۲۷۹ سازمان هم اکنون تحت برنامه تحریم های کانادا علیه ایران قرار دارند. این تحریم ها با هدف اعمال فشار بر جمهوری اسلامی به دلیل نقض حقوق بشر و برنامه پرخطر اتمی این کشور اعمال شده اند.

    دکتر پیام اخوان، استاد حقوق بین الملل دانشگاه مگ  گیل  در مونترال و یکی از بنیانگزاران «مرکز ثبت اسناد حقوق بشر ایران» در ایالات متحده به نشنال پست گفت کانادا باید اقدامات تحریمی علیه مقامات حکومت ایران اتخاذ کند چرا که مقامات این کشور کانادا را به یکی از مطلوب ترین مقاصد برای سرمایه گذاری بدل کرده اند.

    پروفسور اخوان گفته است:« ما نمی توانیم از سویی تروریست ها را محکوم کنیم و از سویی دیگر پول آن ها را بپذیریم. پس از سالیان متمادی رایزنی ما موفق شده ایم که ایالات متحده و اتحادیه اروپا را متقاعد کنیم تا علیه مقامات ایرانی تحریم های هدفدار اعمال کنند.»

     

    فرمانده ارتش پاکستان: آمریکا باید بر افغانستان تمرکز کند

     

    ژنرال اشفق کیانی فرمانده ارتش پاکستان می گوید آمریکا باید به جای این که اسلام آباد را برای رویارویی با شبه نظامیان در منطقه عشایری شمال غربی زیر فشار بگذارد، بر برقراری ثبات در افغانستان تمرکز کند.

    ژنرال اشفق کیانی این موضوع را سه شنبه شب در جلسه محرمانه کمیته های دفاعی پارلمان با نمایندگان عنوان کرد.

    آمریکا پاکستان را برای حمله به شبه نظامیان در منطقه عشایری وزیرستان شمالی، که گفته می شود پایگاه شبکه حقانی در آنجا قرار دارد، زیر فشار گذاشته است. این گروه، که به القاعده ارتباط دارد، به حمله علیه نیروهای آمریکا و ناتو در افغانستان دست زده است.

    نمایندگان پاکستان روز چهارشنبه به نقل از کیانی گفتند مشکل در افغانستان است، نه در پاکستان و ارتش همین فردا می تواند عملیاتی در وزیرستان شمالی آغاز کند، به این شرط که او متقاعد شود چنین اقدامی می تواند مشکل را حل کند. کیانی یادآور شده که این کار به تصمیم پاکستان بستگی خواهد داشت.

    سناتور جاوید اشرف قاضی که در جلسه حضور داشته به صدای آمریکا گفته است از کیانی درباره امکان عمل نظامی آمریکا علیه شبه نظامیان در خاک پاکستان سئوال شد و او در پاسخ گفته است آمریکا پیش از بررسی هر عمل یک جانبه در پاکستان باید ده بار فکر کند.

    قاضی گفت کیانی می گوید پاکستان یک قدرت اتمی است و نباید با عراق و افغانستان مقایسه شود.

    مناسبات بین واشنگتن و اسلام آباد از زمانی که نیروهای ویژه آمریکا بن لادن رهبر القاعده را کشتند متشنج شده است.

    سناتور قاضی به صدای آمریکا گفت ژنرال کیانی همچنین اتهام آمریکا را دایر بر حمایت آژانس جاسوسی و اطلاعاتی نظامی پاکستان – آی اس آی - از شبکه حقانی رد کرد.

    کیانی می گوید از هر تماسی بین آژانس و شبه نظامیان برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده و سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا و M16 بریتانیا نیز چنین تماس هایی دارند.

     

    بمباران مواضع شورشیان کرد

     

    ارتش ترکیه عملیاتی علیه شورشیان کرد در شمال عراق را آغاز کرده است. این عملیات ساعاتی پس از آن که شورشیان در جنوب شرقی ترکیه نزدیک مرز عراق ۲۴ سرباز را کشته و ۱۸ تن را زخمی کردند، انجام شد. در گزارش های قبلی گفته تعداد سربازان کشته شده ۲۶ تن اعلام شده بود.

    گزارش های خبری به نقل از مقام های ترکیه حاکی است در حالی که بمب افکن ها هدف هایی را در عراق می کوبند و هلیکوپترها سربازان را به منطقه می برند، دست کم ۲۰ شورشی نیز کشته شده اند.

    رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه که سفر به قزاقستان را لغو کرد، حمله جنگنده ها و هلیکوپترها به مواضع پ.کا.کا. در خاک عراق را در چارچوب قوانین بین المللی عنوان کرد.

    مقام های ترکیه می گویند شورشیان حزب کارگران کردستان – پ کا کا - روز چهارشنبه پایگاه های نظامی در دو ناحیه در استان حکاری را زیر آتش گرفتند. عبدالله گل رییس جمهوری ترکیه به خبرنگاران گفت «انتقام چنین حملاتی بزرگ خواهد بود.»

    هفته گذشته، ترکیه از عراق خواست شورشیان کرد را از حمله به خاک آن کشور بازدارد و اعلام کرد ترکیه شکیبایی خود را از دست می دهد. احمد داوداغلو وزیر امور خارجه ترکیه گفت آمریکا مصمم است تهدید شورشیان در شمال عراق را از بین ببرد.

    پ کا کا در هفته های اخیر بر حمله های خود علیه نیروهای ترکیه شدت بخشیده است. نیروهای ترکیه نیز با افزایش شمار حمله های هوایی بر پایگاه های شورشیان در شمال عراق به آن حمله ها پاسخ داده است. در ماه اوت، ارتش ترکیه گفت نزدیک به ۱۶۰ شورشی در حمله های هوایی و زمینی مرزی کشته شده اند.

    دولت ترکیه گام هایی جهت تامین درخواست های کردها و اقلیت های دیگر برای حقوق بیشتر برداشته است. اردوغان نخست وزیر ترکیه بر اصلاح قانون اساسی که در سال ۱۹۸۲ که دولت نظامی بر سر کار بود، تاکید گذاشته است. این اقدام برای پرداختن به تقاضاها مهم است، اما رهبران کرد می گویند قانون اساسی جدید باید کردها را به عنوان یک عنصر مشخص شناسایی کند و به آنان خودمختاری بدهد.

    ترکیه، آمریکا و اتحادیه اروپا حزب کارگران کردستان را یک سازمان تروریستی تلقی می کنند.

     

    نا آرامی ها در سوریه شش کشته داشت

     

    به گزارش فعالان در سوریه نیروهای دولت به سوی مردم آتش گشوده و دست کم شش تن را کشتند.

    به گفته فعالان مرگ ها روز چهارشبنه در منطقه القصیر و حمص، قرارگاه مخالفان روی داد.نیروهای امنیتی و ناراضیان مسلح از روز دوشنبه در این دو ناحیه در نبرد هستند.

    طی سه روز گذشته در نا آرامی در منطقه حمص بیش از ۲۵ تن کشته شده اند.

    در این میان، گزارش های رسانه های دولتی سوریه حاکی است هواداران بشار اسد روز چهارشبنه  در شهرهای دمشق و حلب جمع شدند.

    در اوایل هفته، بان کی – مون دبیرکل سازمان ملل متحد بشار اسد را ترغیب کرد به کشتار مردم پایان دهد و با تحقیقات بین المللی در مورد اتهام نقض حقوق بشر در سوریه موافقت کند.

    سازمان ملل متحد اعلام کرده که از آغاز اعتراض ها در سوریه در هفت هاه گذشته، بیش از سه هزار تن کشته شده اند.

    مقام های سوری، افراد مسلح یا آنچه آنرا گروه های مسلح می نامند، مسئول بیشتر خشونت ها می دانند.

     

    ممانعت دیوان عالی ونزوئلا از امکان ریاست جمهوری رقیب چاوز

     

    دیوان عالی کشور ونزوئلا از مبارزه و رقابت رهبر مخالفان کشور با هوگو چاوز، رییس جمهور، در انتخابات ریاست جمهوری آن کشور جلوگیری کرد.

    دیوان عالی ونزوئلا روز دوشنبه رأی به لغو حکمی داد که ماه گذشته از سوی دادگاه حقوق بشر قاره آمریکا مستقر در کاستا ریکا صادر شده و طی آن حذف لئوپولدو لوپز، رهبر مخالفان چاوز، از مبارزه انتخاباتی ریاست جمهوری ونزوئلا را، غیرموجه دانسته است.

    دیوان عالی می گوید لوپز می تواند در مبارزه انتخاباتی برای پست ریاست جمهوری نامزد شود اما اگر انتخاب شود نمی تواند آن مقام را احراز کند.

    لئوپولدو لوپز، شهردار سابق ناحیه چاکوآ در کاراکاس است.

    انتظار می رفت لوپز در سال ۲۰۰۸ در انتخابات شهرداری تمام شهر کاراکاس برنده شود، اما اتهام فسادی که به او زدند مانع از پیروزی او شد، به رغم آنکه بخاطر این اتهام مورد محاکمه قرار نگرفت.

    پویان انصاری: افسوس می خورم وقتی که …!

    by eshtrak

    پویان انصاری: افسوس می خورم وقتی که ...!

     

     

    Pouyan49@yahoo.se


    در این جهان هستی

    که ایران عضوی از این گیتی است

    وقتی انسـانی را شلاق می زننـد !

    افسـوس می خورم

     

    در این سرزمین ماتم زده

    که برای دیدن سحـر آن

    سیـاهی شب پـُر تلاطم را

    باید به جان خـریـد!

    افسـوس می خورم

     

    در کشوری که فرهنـگ ِ کُهن اش

    بازتاب ِ عشق، محبت و صفـاست!

    انسـانی را شلاق می زننـد!

    افسـوس می خورم

     

    فراموش مکُـن

    این ضربات شلاق

    بر پیکـر من و تو هم است

    اما

    فریاد او

    سکوت ماست!

    افسـوس می خورم

     

    وقتی در پای چوب ِ دار

    دو چشم کـودکـی خُـردسال

    در حالی که بر روی شـانه پـدر لمیـده

    و به تماشای آن صحنه دلخراش خیـره شده است!

    افسـوس می خورم

     

    در بُهـت و حیـرتـم!

    نمی دانم برای کدام باید افسوس خـورد !؟

    برای آن پـدر ِ به تماشا ایستـاده!

    یا آن کودک بیگنـاه

    که به تماشا آورده شده !؟

     

    اما شگفتـا

    آن گـردن ِ به دار آویخته شده

    فراموش شد!

    افسـوس می خورم

     

    در این سرزمین پهنـاور

    که هنـوز، کَرکَس های آدم خوار

    در قـدرت انـد!

    افسـوس می خورم

     

    حاصل چه بود؟

    آنهمه شور و نشاط، آنهمه فریاد

    آنهمه گذشت و فداکاری!

    هرچه بود در این خَـرابـات،

    واژه انسـانیت

    در معنای واقعی کلمه، نـابـود شد!

    افسوس می خورم

     

    امـا، افسـوس ِ مـن

    بـه چه کـار آیـد؟

    نه تغییـری نه اثـری!

    از اشک و زانوی غم هم، کـاری نمی آیـد

    جُـز نشستـن در ماتم ِ زنـدانی شدن "آزادی"

    افسوس می خورم

     

    نـه، نـه، این چنیـن، منطق ما نیست

    درخشش نـور آفتاب

    طلوعش به زودی

    سراسر این سرزمین را فـرا می گیـرد

     

    در این سرزمین ِ ستـارخان و باقرخان

    در این جولان ِ کُـردهای بی بـاک

    می بینیم آن خشم ِ نسل خروشان را

    که برمی افکننـد بساط آن کَـرکَـس های آدم خوار را

    از سرزمین ِ اسیـر و در بنـد را

     

    می بینیـم

    پگـاه صبـح را

    بـدون دلهـره شب تـار را

    بـر خیـز و روشنـایی را

    در غُـرش ِ نسل جـوان این مـرز و بـوم

    نگـاه کـُن، نـگـاه کُـن.

    شنبـه 23 مهر 1390 - استکهلم

     http://www.gozareshgar.com/10.html?&tx_ttnews[tt_news]=15330&tx_ttnews[backPid]=23&cHash=5ae226f7eecc9e4a75cb555e275c804b

     
    eshtrak | اکتبر 19, 2011 در 11:38 ب.ظ. | برچسب‌ها: شعر | دسته‌ها: eshtrak,اشعار-poems | نشانی وب: http://wp.me/pLhLt-2l1

     

     

    دیدگاه

    پایان اعتصاب غذای سیمین بارکزی پس از ۱۸ روز

     

    yes

    سیمین بارکزی، نماینده سلب صلاحیت شده مجلس نمایندگان افغانستان در پی درخواست یکی از رهبران معنوی این کشور به اعتصاب غذای ۱۸ روزه‌اش پایان داد.

    روز چهارشنبه ۲۷ شهریور،‌ صبغت‌الله مجددی، از رهبران معنوی افغانستان و رئیس پیشین مجلس سنای این کشور در بیمارستان محمد داودخان کابل حضور یافت و از سیمین بارکزی خواست تا به اعتصاب خود پایان دهد.

    سیمین بارکزی در حالی که به دلیل این اعتصاب غذای طولانی به سختی سخن می‌گفت از صبغت‌الله مجددی خواست تا از حق وی تا تحقق عدالت پشتیبانی کند.

    صبغت‌الله مجددی نیز پس از داددن مقداری مواد غذایی به خانم بارکزی در حضور شماری از وزیران دولت افغانستان و اعضای جامعه مدنی این کشور گفت که وکالت سیمین بارکزی را برعهده می‌گیرد و پرونده او را پی‌گیری خواهد کرد.

    بارکزی ۱۰ مهرماه جاری با برپایی چادر در نزدیک ساختمان شورای ملی افغانستان در اعتراض به سلب صلاحیت نمایندگی‌اش دست به اعتصاب غذا زد و سپس شماری از اعضای جامعه مدنی افغانستان نیز در پشتیبانی از او دست به اعتصاب غذا زند.

    سیمین بارکزی پس از آن که درخواست‌های پی‌درپی مقامات ارشد دولت افغانستان را مبنی بر پایان دادن به این اعتصاب نپذیرفت در دوازدهمین روز این اعتصاب از سوی پلیس به بیمارستان منتقل گردید

    اما سیمین بارکزی پس از آن که درخواست‌های پی‌درپی مقامات ارشد دولت افغانستان را مبنی بر پایان دادن به این اعتصاب نپذیرفت در دوازدهمین روز این اعتصاب از سوی پلیس به بیمارستان منتقل گردید.

    خانم بارکزی گفته بود که پلیس او را به‌زور به بیمارستان منتقل کرده است اما پلیس کابل با رد به‌کارگیری خشونت اعلام کرد که این اقدام به دلیل حفظ جان خانم بارکزی صورت گرفته است.

    پیش ازاین وزارت دولت در امور پارلمانی نیز اعلام کرده بود که حامد کرزی، رئیس جمهور افغانستان برای بازبینی پرونده سیمین بارکزی با دادستانی، کمیسیون انتخابات، دادگاه عالی و دیگر نهادهای مربوط صحبت کرده است.

    کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان، ۳۰ مرداد ماه جاری،‌ با سلب صلاحیت ۹ نماینده مجلس از جمله سیمین بارکزی،‌ ۹ تن از نامزدان معترض به نتایج انتخابات مجلس نمایندگان را برای "پایان بخشیدن" به جنجال‌های به‌وجود آمده بر سر نتایج این انتخابات به مجلس معرفی کرد.

    مجلس نمایندگان افغانستان دارای ۲۴۹ عضو، از جمله ۶۸ زن می‌باشد که برای یک دوره پنج ساله انتخاب می‌شوند.

    این جنجال‌ها پس از آن به‌وجود آمد که دادستانی افغانستان اعلام نتایج سال گذشته انتخابات مجلس نمایندگان از سوی کمیسیون رسیدگی را به دلیل شکایت‌های شماری از نامزدان معترض، زودهنگام و غیرقابل قبول خواند.

    در پی آن دادگاه ویژه‌ای به فرمان حامد کرزی ایجاد گردید تا به این جنجال رسیدگی کند.

    دادگاه ویژه انتخاباتی نیز پس از "شمارش مجدد آراء"، ۶۲ نماینده معترض به نتایج انتخابات را برنده اعلام کرد و دستور داد این افراد به‌جای ۶۲ نماینده کنونی وارد مجلس شوند.

    این حکم دادگاه ویژه به دادگاه تجدیدنظر ارجاع داده شد اما دادگاه تجدیدنظر بدون تأیید و یا رد رأی دادگاه ویژه، صلاحیت رسیدگی به این موضوع را به رئیس جمهور افغانستان واگذار نمود و رئیس جمهور نیز کمیسیون انتخابات را موظف کرد به این موضوع رسیدگی کند.

    هر چند کمیسیون انتخابات از میان این ۶۲ تن صلاحیت نمایندگی ۹ تن را تأیید کرد اما "ائتلاف حمایت از قانون" که گفته می‌شود متشکل از حدود ۱۰۰ نماینده مجلس است جایگزینی ۹ نماینده تازه را غیرقانونی خوانده است. 
     

     
    • Email to a friend • View comments •  •

     

    زندانیان آذربایجان جای کافی برای خوابیدن ندارند

     

    محسن کاکارش
    no

    محسن کاکارش - موج جدید بازداشت فعالان مدنی معترض نسبت به وضعیت دریاچه ارومیه، از روز دوم شهریورماه سال جاری آغاز شده است. با گذشت نزدیک به دوماه، هنوز ده‌ها تن از آنان در زندان‌های مختلف شهرهای آذربایجان بلاتکلیف هستند.

     
    خانواده شماری از این زندانیان سیاسی و مدنی آذربایجان می‌گویند، در زندان مرکزی تبریز جای کافی برای خواب زندانیان نیست و شمار زیادی از آنها در اتاق‌های کوچکی نگهداری می‌شوند و شب‌ها نوبتی می‌خوابند.
     
     خانواده‌های عزیز‌پور ولی، جمشید زارعی و حسن ارک در گفت‌وگو با زمانه از وضعیت وخیم زندانیان و شکنجه آنان در بازداشتگا‌ه‌ها خبر می‌دهند.
     
    نقی محمودی، وکیل زندانیان سیاسی و مدنی آذربایجان به زمانه می‌گوید، زمانی که فشار‌ها بر جمهوری اسلامی افزایش یابد، به ناچار عقب‌نشینی و تا حدودی وضعیت زندان‌ها را مناسب‌تر می‌کند.
     
    شرایط نامعلوم فعالان آذربایجان
     
    از میان ۲۹ نفر فعال مدنی آذربایجان که روز دوم شهریورماه در قوم‌تپه تبریز بازداشت شدند، ۱۵ تن هرکدام به ۲۰ ماه حبس تعلیقی و چهارماه حبس تعزیری محکوم شده‌اند.
     
    به گزارش انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران (آداپ)، اتهام این افراد "اجتماع جهت ارتکاب جرم علیه امنیت ملی" عنوان شده است.
     
    با گذشت نزدیک به دوماه، هنوز بقیه این افراد در زندان مرکزی تبریز در بلاتکلیفی بهسر می‌برند. حبیب‌پور ولی، پسر عزیز‌پور ولی به زمانه می‌گوید: "پدرم نزدیک به ۶۰ روز است که بازداشت شده. او ۲۰ روز نخست را در اداره اطلاعات به سر برد و سپس به زندان تبریز منتقل شد. هنوز از وضعیت پرونده‌اش اطلاع دقیقی نداریم. هر وقت به دادگاه مراجعه می‌کنیم جواب قانع‌کننده‌ای به ما نمی‌دهند و متاسفانه هنوز پدرم بلاتکلیف است."
     
    آقای پورولی می‌افزاید: "به دادگاه مراجعه کردم تا در رابطه با وضعیت پرونده پدرم سئوال کنم. آنان نه تنها پاسخی به من ندادند، بلکه خودم را نیز تهدید به بازداشت کردند. می‌گفتند تو باید به جای پدرت به زندان بروی. گفتند می‌خوای زنگ بزنم به اطلاعات تو را هم ببرند؟ گفتم زنگ بزنید. پدرم هیچ کاری نکرده، فقط حق را گفته است."
    عباس لسانی
    در‌‌ همان حال بهروز ارک، فرزند حسن ارک می‌گوید: "آنها را نگهداشته‌اند، می‌گویند باید پرونده‌ها را مطالعه کنیم. دو هفته است که پرونده روی میز قاضی است."
     
    ارسلان زارعی، برادر جمشید زارعی نیز می‌گوید: "تاکنون در مورد اتهام برادرم چیزی نگفتند. قاضی اجازه نداده وکلا پرونده را بخوانند. به ما گفتند روز ۱۲ آبان‌ماه دادگاه برگزار می‌شود."
     
    رفتار پدرم گویای شکنجه بود
     
    خانواده زندانیان سیاسی و مدنی آذربایجان از وضعیت وخیم جسمی بازداشت شدگان خبر می‌دهند. حبیب‌پور ولی می‌گوید: "هفته قبل با پدرم ملاقات حضوری داشتم. وقتی به سالن ملاقات آمد به صورت لنگ‌لنگان وارد شد. از او پرسیدم چرا می‌لنگی؟ گفت: چیزی نیست. شاید به خاطرغرور پدری بود که گفت، چیزی نیست. ولی رفتار پدرم گویای شکنجه در زندان بود."
     
    آقای ‌پورولی به سخنان پدرش اشاره کرد و افزود: "پدرم در مورد شرایط بد زندان گفت. در بندی که آنان نگهداری می‌شوند، مثلا اگر ۱۰۰نفر گنجایش داشته باشد، ۲۰۰نفر نگهداری می‌کنند. به ویژه که اکثر فعالان آذربایجانی در اتاقی ۳۰ متری نگهداری می‌شوند. پدرم می‌گفت، از بسیاری در نمازخانه نگهداری می‌شوند. جای نفس کشیدن هم ندارند. حتی مسئولان زندان از مراجعه آنها به بهداری هم ممانعت می‌کنند."
     
    بهروز ارک هم در مورد ملاقاتی که با پدرش داشته است به زمانه می‌گوید: "روحیه‌اش بد نبود. در دوهفته‌ای که در قرنطینه نگهداشته شده بود، جای‌شان خوب بود. حداقل جا برای خواب داشتند. سه تا اتاق بوده و ۴۰، ۵۰ نفر هم بودند. دو هفته است به بند مالی منتقل شده‌اند که می‌گفت تا سقف پر است. الان ۴۰، ۵۰ نفر دیگر را هم به آنجا برده‌اند. مثلاً در جایی ۳۰ متری، ۵۰ نفر فرستاده‌اند. این‌ها شب‌ها حتی به نوبت می‌خوابند."
     
    ارسلان زارعی، برادر جمشید زارعی هم به زمانه می‌گوید: "هفته پیش به ملاقات وی رفتیم. خیلی لاغر شده بود. وقتی دستگیر شد وضعیت جسمی‌اش خیلی خوب بود، ولی الان از نظر روحی هم وضعیتش وخیم است."
     
    سابقه بازداشت فعالان
    فرانک فرید 
    نقی محمودی که در سال‌های اخیر وکالت شماری از فعالان مدنی و سیاسی آذربایجان را برعهده داشته است، می‌گوید: "عده‌ای از آنان فعالان شناخته شده آذربایجان هستند که قبلاً نیز چندبار دستگیری، محاکمه، صدور حکم و حبس داشته‌اند و هم‌چنین یکی از همکاران گرامی اینجانب یعنی آقای موسی برزین خلیفه‌لو در جمع‌شان حضور دارند. افرادی مثل حسن ارک، جمشید زارعی، عبدالله صدوقی، قادر نوروزی، مصطفی عوض‌پور، وحید شیخ بگلو که از موکلان بنده در سال‌های گذشته بوده‌اند، سابقه گسترده در زمینه حقوق ملی آذربایجان دارند."
     
    آقای محمودی با توجه به شناختی که از وضعیت این دسته از فعالان مدنی دارد، می‌افزاید: "همه آنان در دوران بازداشت و در اداره اطلاعات، شکنجه‌های روحی و جسمی فراوانی متحمل شده‌اند. همگی در سلول‌های انفرادی کوچک و بدون تهویه نگهداری شده‌اند که آنان را دچار مشکلات تنفسی و قلبی کرده است. آقای حسن ارک مشکل جدی تنفسی دارند و دفعه قبل که دستگیر شده بودند و من در زندان وی را ملاقات کردم اظهار داشتند که به وی حالتی در حد خفگی دست داده است. چندین‌بار در سلول انفرادی دچار تنگی نفس شده‌اند که در حقیقت بعد از مدتی وی را از سلول به بیرون منتقل کردند که وضع تنفسی‌شان یک کمی بهتر بشود. آقای زارعی هم که تعداد دفعات دستگیری وی مشخص نیست، سه، چهار مورد محکومیت قطعی دارند که یک مورد را چندماه پیش تمام کرده بود که دوباره بازداشت شدند."
     
    آزادی فرانک فرید و بی‌اطلاعی از عباس لسانی
     
    عباس لسانی فعال مدنی آذربایجان روز ۱۸ شهریورماه در جریان اعتراض به وضعیت دریاچه ارومیه بازداشت شد و تاکنون در شرایط نامعلومی به سر می‌برد.
     جمشید زارعی
    فرانک فرید شاعر، نویسنده و فعال حقوق زنان در آذربایجان هم پس از ۴۲ روز بازداشت با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان تبریز آزاد شد. این فعال حقوق زنان روز ۱۲ شهریورماه در جریان اعتراض به سیاست‌های دولت در قبال وضعیت دریاچه ارومیه در تبریز بازداشت شده بود.
     
    نقی محمودی وکیل دادگستری در رابطه با آخرین وضعیت عباس لسانی به زمانه گفت: "از محل نگهداری وی هیچ اطلاعی در دست نیست. فقط به مدت پنج دقیقه با خانواده‌اش تلفنی صحبت کرده‌اند و بعد از شکسته شدن اعتصابشان اعلام کردند: اگر بلایی بر سر من بیاید مطمئن باشید که از اعتصاب غذا نیست. این امر شدت برخورد‌ها و شدت شکنجه‌ها را نشان می‌دهد که ایشان خواستند با این عبارت اعلام کنند که وضعیت‌شان وخیم است و تحت شکنجه‌های جسمی و روحی قرار دارد."
     
    آقای محمودی در مورد آزادی فرانک فرید گفت: "اتهام توهین به رهبر جمهوری اسلامی و اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور به ایشان وارد شده و هنوز دادگاه‌شان تشکیل نشده است. ولی ایشان نیز بعد از دستگیری طبق اظهارات موثق مورد ضرب و جرح قرار گرفته است و مسئولان اداره اطلاعات و زندان تبریز از بردن ایشان به درمانگاه یا پیش پزشک خوداری کرده‌اند."
     
    در همین زمینه:
     
     
     
     
     
     
    • Email to a friend • View comments •  •

     


    Sponsored link

    پارچه‌فروشان: کوتاه نمی‌آییم

     

    no

    بازار پارچه تهران همچنان تعطیل است. در حالی که مسئولان دولتی چندی پیش از حل مشکل پارچه‌فروشان بازار تهران با دولت برای پرداخت مالیات خبر داده بودند، اکنون خبر می‌رسد که بخشش جرائم مالیاتی پارچه‌فروشان منتفی شده است.

    به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، دولت و پارچه‌فروشان بازار تهران پیش از این توافق کرده بودند که دولت جرائم مالیاتی پارچه‌فروشان را ببخشد و آن‌ها نیز مغازه‌های خود را باز کنند و دست از اعتصاب بردارند.

    اما آن‌گونه که ایسنا گزارش داده است به‌دلیل عدم بازگشایی مغازه‌ها توسط پارچه‌فروشان، دولت اعلام کرده است که تخفیف و بخشودگی جرائم مالیاتی فعالان این صنف را اجرا نخواهد کرد.

    سازمان مالیاتی پیش از این به پارچه‌فروشان مهلت داده بود که تا پایان مهرماه برای اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوه ثبت نام کنند. بر این اساس پس از پایان مهرماه افرادی که برای اجرای این قانون ثبت‌نام نکرده باشند مشمول جریمه خواهند شد.

    اعتصاب بازاریان تهران از تیرماه امسال در اعتراض به قانون مالیات بر ارزش افزوده آغاز شد و همچنان ادامه دارد.

    اسدالله بادامچیان از اعضای ارشد حزب مؤتلفه در جمع بازاریان گفته بود که برای حل مشکل پارچه‌فروشان به رهبر نامه نوشته است

    در حالی که پیش از این مسئولان وزارت بازرگانی و نمایندگان مجلس در نشست‌هایی با بازاریان از توافق با آن‌ها برای پایان دادن به اعتصاب‌ها خبر داده بودند اما پارچه‌فروشان بازار تهران همچنان با گذشت بیش از ۷۵ روز مغازه‌های خود را باز نکرده‌اند.

    تارنمای کلمه پیش از این در گزارشی با اشاره به بایکوت خبری اعتصاب ۷۰ روزه بازاریان تهران از سوی رسانه‌های داخلی ایران، از نشست مشترک اعضای اتحادیه صنف پارچه با اسدالله بادامچیان از اعضای ارشد حزب مؤتلفه خبر داده بود.

    بر پایه این گزارش بادامچیان از بازاریان خواسته بود که به اعتصاب خود پایان دهند. این نماینده مجلس شورای اسلامی در جمع بازاریان گفته بود که برای حل مشکل پارچه‌فروشان به رهبر نامه نوشته است.

    بادامچیان به بازاریان گفته بود: "مالیات سال‌های ۸۹ و ۹۰ خود را به‌صورت خوداظهاری پرداخت کنند تا در سال‌های بعد دولت مالیات را به‌شیوه مورد نظر خود بگیرد.

    او گفت بر اساس توافق صورت گرفته مالیات بازاریانی که اجناس خود را به‌صورت اقساط فروخته‌اند مالیاتشان را هم قسطی بپردازند.

    عضو ارشد حزب مؤتلفه اسلامی با بیان این‌که خود نیز از ابتدا مخالف این قانون بوده به بازاریان گفت: "این یک قانون است که تصویب شده و حالا همه باید به آن تن بدهند."

    بنا به گزارش کلمه، این نشست و اظهارات بادامچیان با اعتراض بازاریان روبه‌رو شده و آن‌ها اعلام کرده‌اند که تن به تفاهم‌نامه اعلام‌شده توسط بادامچیان نخواهند داد.

    کلمه گزارش داده است که در پی ادامه‌ اعتراض‌های پارچه‌فروشان و راهپیمایی آن‌ها در محوطه‌ بازار، وزارت اطلاعات به احضار و تهدید فعالان بازار پرداخته است.

    این گزارش می‌افزاید دست‌کم ۳۰ نفر از پارچه‌فروشان بازار تهران به اداره اطلاعات تهران احضار شده‌اند. 
    افزون بر این رئیس اتحادیه صنف پارچه‌فروشان، نیز به اداره‌ اطلاعات احضار و برای پایان دادن به اعتصاب تحت فشار قرار گرفته است. 
     

     
    • Email to a friend • View comments •  •

     

    دموکراسی مشارکتی و اعتراض به نابرابری اقتصادی

     

    سراج‌الدین میردامادی
    no

     جنبش اعتراض به نابرابری‏های اقتصادی در نقاط مختلف جهان، روز شنبه پانزدهم اکتبر، با برپایی راهپیمایی‏هایی در شهرهای بزرگ اروپا و امریکا، به اوج خود رسید.

     
    در گفت‏وگویی با عیسی صفا، فعال سیاسی چپ مقیم پاریس، ابتدا از ایشان پرسیده‌ایم: سابقه تاریخی شکل‏گیری این جنبش از چه کشوری و با طرح چه مطالباتی آغاز شد؟
     
    عیسی صفا: این جنبش از لحاظ ریشه و مراحل مختلف، از چهار مرحله عبور کرده است. در بسیاری از پلاتفرم‏هایی که در شهرهای مختلف اروپا، به وسیله خود این جنبش نوشته شده است، ریشه این جنبش و مرحله‏ اول آن را جنبش ضد دیکتاتوری مردم ایران می‏دانند. این نکته به عنوان تحلیل در پلاتفرم‏ها و مانیفست‏ها آمده است که ما از جنبشی که از ایران شروع شد و بعد در خاورمیانه، تونس و دنیای عرب گسترش پیدا کرد، الهام گرفته‏ایم.
     
    اتفاقاً در شیوه عمل هم به همان جنبش‏های دنیای عرب شباهت دارد که با اشغال مکان‏ها و میادین مهم، جنبش شروع می‏شود و بعد ادامه پیدا می‏کند. بعد از آن، در پانزدهم ماه مه امسال، جنبش به یک‏باره با یک جهش روبه‌رو شد و میدان پوئرتودل‏سول (دروازه خورشید) شهر مادرید را اشغال کرد، به مدت چند ماه در آن‏جا چادر زد و ماند.
     
    در واقع، جنبش از خاورمیانه وارد اروپا و به ویژه در اسپانیا خیلی توده‏ای و سازمان‏یافته شد. بعد هم این جنبش در یونان و بقیه شهرهای اروپا و جهان گسترش پیدا کرد و الان با مرحله چهارم جنبش روبه‌رو هستیم که یک‏باره در آمریکا گسترش عمیقی پیدا کرده و تحت نام جنبش وال استریت شناخته شده است.
     
    این جنبش در هرکدام از این مناطق هم با ویژگی‏های خاص روبه‌رو است. مثلاً در اسپانیا که به جنبش پانزده ماه مه معروف است، خواسته‏شان با شعار "دمکراسی واقعی، هم‏اکنون!" شروع شد و در عین حال، خواسته‏های اقتصادی را هم داشتند.
     
    جنبش وال‏استریت در ادامه جنبش‏هایی که نام بردید، شکل گرفت. نقطه تشابه جنبش‏های اروپایی و جنبش وال‏استریت چیست؟ مطالبات اصلی این جنبش‏ها چیست؟
     
    در تمام این جنبش‏ها، یعنی در چهار مرحله‏ای که از آن نام بردم، دو مطالبه برجسته است. یکی خواستار دمکراسی واقعی démocratie réelle هستند که نکته بسیار مهمی است و بعدها اگر وقت باشد، باید بیشتر به آن پرداخت.
     
    یعنی این جنبش‏ها معتقدند که دمکراسی کنونی، مردم کشورها را نمایندگی نمی‏کند و یک دمکراسی نمایندگی démocratie représentative است که فرسوده هم شده است. یعنی ساختارهای قدیمی دمکراسی در آن وجود دارد و به نیازهای امروز جهان پاسخ نمی‏دهد.
     
    بنابراین خواسته‏‏ای که در همه این جنبش‏ها مداوم تکرار می‏شود، این است که خواستار دمکراسی واقعی هستند و منظور از دمکراسی واقعی، دمکراسی مستقیم و مشارکتی démocratie participative به جای دمکراسی نمایندگی است.
     
    دومین عنصر برجسته در این مبارزات این است که علیه فساد و علیه غلبه بانک‏ها و سرمایه‏داری مالی و سفته‏بازی در جهان برخاسته است. در جنبش ایران هم اول دمکراسی برجسته بود، ولی در عین حال مبارزه علیه فساد و انحصارات سپاه پاسداران و چپاول نیز مطرح بود. در خواسته‏های دنیای عرب هم می‏بینیم که همین مطلب دوباره تکرار شد، ولی خواسته‏های اقتصادی در آن‏جا نسبت به جنبش ایران برجسته‏تر بود.
     
    در جنبش اروپا هم خواسته‏های اقتصادی برجسته‏تر است. این جنبش‏ها علیه سیاست‏های ریاضت‏کشی‏ای است که دولت‏های کشورهای اروپا و آمریکا می‏خواهند به مردم تحمیل کنند. در بحرانی که طی سه سال اخیر در اروپا و آمریکا گسترش پیدا کرده است، همه‌جا می‏بینیم که می‏خواهند این بحران‏ها را از جیب مردم بپردازند.
     
    این جنبش از نظر اقتصادی، علیه این سیاست شکل گرفته است. یعنی علیه این ریاضت‌کشی اقتصادی و این‏که دولت‏ها به جای پیدا کردن راه حل‏های دیگر، اولین راه حل‏شان این است که از جیب مردم بپردازند. از مالیات‏های مردم برمی‏دارند و دوباره به بانک‏ها کمک مالی می‏کنند که از ورشکستگی مالی آن‏ها جلوگیری کنند.
     
    فکر می‏کنید این شکل اعتراض در کشورهای اروپای غربی و آمریکا که کشورهایی برخوردار از دمکراسی هستند، می‏تواند مطالبات مردم را محقق کند؟ این شکل از اعتراض، از جمله اشغال یک میدان یا راه افتادن دسته‏جمعی از شهری به شهر دیگر را در قرن بیست و یکم چگونه ارزیابی می‏کنید؟
     
    خود این جنبش مطرح می‏کند و می‏گوید که از جنبش‏های دنیای عرب الهام گرفته است؛ هما‏ن‏طوری که مردم در میدان تحریر قاهره جمع شدند و در آن‏جا ماندند تا خواسته‏های‏شان برآورده شد.
     
    از سوی دیگر، چادر زدن و ماندن در یک نقطه و تاکید بر ادامه خواسته‏ها، امکاناتی در اختیار این جنبش قرار می‏دهد و در واقع یک آدرس است و به یک مرکز تجمع تبدیل می‏شود. من خودم بارها در شهرهای مختلف اسپانیا، در این کمپ‏ها خوابیده‏ام. برپایی این کمپ‏ها باعث می‏شود که جمعی دائماً بتواند کار کند و محل ملاقات، کار و فعالیت سیاسی و اطلاع‏رسانی باشد.
     
    در عین حال، این جنبش‏ها معتقدند که قوانین موجود در جاهایی درز دارد و جنبش‏های مدنی در اعتراض‌های‌شان باید از نقاط خاکستری قانون استفاده کنند. کاری که این جنبش‏ها انجام می‏دهند، کاری غیر قانونی نیست.
     
    در اروپا، شما حق دارید در یک محل بمانید و اگر توانستید ۲۴ ساعت در مکانی بمانید، وارد مرحله‏ای می‏شوید که دیگر پلیس هم به راحتی نمی‏تواند شما را از آن‏جا بیرون کند. یعنی بر مبنای قانونی که در اروپا وجود دارد، یک جنبش صلح‏آمیز از نظر قانونی حق دارد دست به تجمع بزند و در یک نقطه بماند.
     
    بنابراین این حرکت قانونی و با استفاده از بخش‏های خاکستری قوانین کشورها سازماندهی می‏شود. در تمام این جنبش‏ها وکلایی نیز حضور دارند که مرتب این نقاط خاکستری را به جنبش نشان می‏دهند.
     
    جمهوری اسلامی و دستگاه‏های هم‏سو با تبلیغات حکومت ایران تلاش می‏کنند این اعتراض‌ها را اعتراض به سرمایه‏داری غرب و دنیای غرب تلقی کنند. چه آن‏چه در انگلیس روی داد و چه آن‏چه در دیگر جنبش‏های اروپای غربی و جنبش وال‏استریت شکل گرفته را جنبشی در اعتراض به غرب محسوب می‏کنند و تلاش می‏کنند این جنبش‏ها را در تایید مواضع غرب‏ستیزانه‏ی جمهوری اسلامی تحلیل و ارزیابی کنند. پاسخ شما به این نوع تبلیغات چیست؟
     
    یکی از جملاتی که در این جنبش‏ها، در فرانسه، اسپانیا، و دیگر کشورها به منظور تاکید بر بین‏المللی بودن این جنبش تکرار می‏شود این است که مهم نیست که ما اسپانیایی هستیم، فرانسوی و یا ایرانی. مهم این است که این جنبش، جنبشی بین‏المللی است. یعنی یکی از سه کشوری که برای تاکید بر این مسئله نام برده می‏شود، ایران است.
     
    همان‏طور که پیش از این گفتم، در پلاتفرم‏های خود این جنبش‏ها هم آمده است که ریشه این جنبش‏ها به میزان زیادی برمی‏گردد به جنبشی که در ایران علیه دیکتاتوری به راه افتاد. یعنی آن جنبش الهام‏بخش دنیای عرب بود. چون همه خصوصیاتی که در جنبش‏های اخیر می‏بینیم، در جنبش ایران یک‏باره شکل گرفت.
     
    تشکیلات موازی، شبکه‏ای، استفاده از انقلاب انفورماتیک، یعنی استفاده از اینترنت، ای‏میل و… به عنوان یک حربه سیاسی، شرکت وسیع جوانان، ابتکار عمل وسیع و مبارزه‏ علیه دیکتاتوری و فساد به‏طور وسیع و توده‏ای، همه مواردی هستند که از جنبش ایران شروع و در جنبش‏های اخیر هم مورد استفاده قرار گرفته است.
     
    در عین حال، می‏بینیم که این جنبش به‏طور واقعی از ایران شروع شد، اما دوباره برگشت و در خود ایران، روی تقویت جنبش مردمی ایران علیه دیکتاتوری رژیم ولایت فقیه تأثیر گذاشت. این است که چنین تبلیغاتی هم مانند صحبت از مدیریت جهان و… جزو تبلیغاتی است که به خورد بخش کوچکی از مزدوران خودشان می‏توانند بدهند. این تبلیغات در همان حد به درد می‏خورد، وگرنه واقعیت این است که همه این جنبش‏ها دوتا پا دارند که آن هم برای دمکراسی و عدالت اقتصادی و اجتماعی است.
     
    • Email to a friend • View comments •  •

     

    سارکوزی: مدارک آمریکا علیه ایران را تأیید می‌کنم

     

    no

    نیکلا سارکوزی، رئیس‌جمهور فرانسه اطلاعات و مدارک ارائه شده از سوی آمریکا درباره جزئیات نقشه ترور سفیر عربستان سعودی توسط جمهوری اسلامی ایران را "کاملا درست" می‌داند.

    رئیس جمهور فرانسه در گفت‌وگوی روز گذشته خود با خبرگزاری فرانسه، ضمن تأیید دست داشتن جمهوری اسلامی در طرح ترور سفیر عربستان، از کشورهای غربی خواست تا بر ایران "فشار بیشتری" وارد کنند.

    سارکوزی گفت: "طراحی چنین توطئه‌هایی نشان می‌دهد که رهبران ایران به سوی مسیر نگران‌کننده و خطرناکی گام بر می‌دارند."

    سارکوزی با اشاره به "روابط بحرانی ایران و همسایگان آن" و "عدم همکاری این کشور در ارتباط با برنامه هسته‌ای"، از غرب خواست تا "فشار بر حکومت تهران را افزایش داده و تحریم‌ها را تشدید کند."

    این دومین بار در طی ماه‌های گذشته است که رئیس جمهور فرانسه، ایران را "تهدیدی علیه کشورهای دیگر" توصیف کرده و خواستار برخورد جامعه جهانی با دولت ایران شده است.

    یازدهم شهریورماه گذشته نیز به‌دنبال افزایش نگرانی‌های غرب از فعالیت‌های هسته‌ای ایران، نیکلا سارکوزی در دیدار با دیپلمات‌های فرانسوی در اظهاراتی ایران را متهم به داشتن برنامه نظامی - اتمی کرد و بدون نام بردن از کشوری خاص گفت: "ممکن است به ایران حمله پیش‌گیرانه صورت بگیرد."

    سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه نگاهی تردید‌آمیز به ماجرای طرح ترور سفیر عربستان سعودی توسط ایران دارد و در سخنانی اعلام کرده است که روسیه پیش از موضع‌گیری می‌خواهد از مدارک آمریکا درباره توطئه ایران برای ترور سفیر عربستان آگاه شود

    رئیس جمهور فرانسه همچنین تأکید کرده بود که "پاریس به‌همراه دیگر متحدانش تلاش خواهند کرد، حلقه تحریم‌های ایران تنگ‌تر شود."

    این سخنان با واکنش مقام‌های نظامی ایران روبه‌رو شد و فرزاد اسماعیلی، فرمانده پدافند هوایی قرارگاه خاتم‌الانبیا، در سخنانی اعلام کرد: "اگر دشمنان ما دچار حماقت شوند و در توهم خود تصور تجاوز به مرزهای مقدس جمهوری اسلامی را داشته باشند، ایران اسلامی جهنمی در زمین، فضا و دریا برای‌شان ایجاد خواهد کرد و آن‌ها در کام آتش خودکامگی‌شان فرو خواهد کشید."

    از سوی دیگر سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه برخلاف رئیس جمهور فرانسه نگاهی تردید‌آمیز به ماجرای طرح ترور سفیر عربستان سعودی توسط ایران دارد و در سخنانی اعلام کرده است که روسیه پیش از موضع‌گیری می‌خواهد از مدارک آمریکا درباره توطئه ایران برای ترور سفیر عربستان آگاه شود.

    لاوروف روز دوشنبه، ۲۵ مهرماه به خبرگزاری اینترفکس گفت که آمریکا نمایندگانی را به روسیه فرستاده تا اتهامات علیه ایران را برای این کشور که روابط نزدیکی با ایران دارد، تشریح کنند.

    به گفته سرگئی لاوروف، کارشناسانی برای توضیح این موضوع به روسیه خواهند آمد که احتمالاً فرستاده‌ شده‌اند یا در شرف اعزام هستند.

    وزیر امورخارجه روسیه تأکید کرد که روسیه هنوز حرف‌های آن‌ها را نشنیده‌ و تا آن موقع اظهارنظری نخواهد کرد.

    چند روز پیش، ویکتوریا نولاند، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا خبر داد که آمریکا هیأت‌هایی را به روسیه، چین و ترکیه فرستاده است تا جزئیات "توطئه ترور" را با مقام‌های این کشورها در میان بگذارد.

    مقام‌‌های چین و ترکیه نیز تاکنون درمورد اتهام تازه آمریکا اظهار نظر نکرده‌اند.

    با این حال، آمریکا اصرار دارد که "توطئه ترور" سفیر عربستان درست بوده و در همین رابطه، مدارک آن را در اختیار بان کی‌مون، دبیرکل سازمان ملل قرار داده است. مدارکی که دبیرکل سازمان ملل روز دوشنبه آن را به شورای امنیت فرستاد.

    هفته گذشته اریک هولدر، وزیر دادگستری آمریکا، از برنامه‌ ریزی برای ترور عادل الجبیر، سفیر عربستان سعودی در واشنگتن توسط سپاه قدس (شاخه برون مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران) خبر داد و سپاه ایران را به طراحی بمبب‌گذاری در سفارتخانه‌های عربستان سعودی و اسرائیل در واشنگتن متهم نمود.

    در همین رابطه فردی به نام منصور ارباب سیار در آمریکا دستگیر شده و دادگستری آمریکا علیه وی و ایرانی دیگری به نام غلام شکوری که در ایران به سر می‌‌برد کیفرخواست صادر کرده است.

    وزیر دادگستری آمریکا، گفته بود که طرح ناموفق ترور سفیر ریاض در واشنگتن، ازسوی جناح‌های وابسته به حکومت ایران سازماندهی شده و تاکید کرده بود که آمریکا در این طرح ترور، جمهوری اسلامی ایران را مسئول می‌داند.

    سفارت عربستان سعودی در واشنگتن نیز با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد: "این توطئه نقض آشکار هنجارها، استانداردها و کنوانسیونن‌های بین‌المللی و در تضاد با اصول انسانی است."

    سعود الفیصل، وزیر خارجه عربستان، نیز در واکنش به این اقدام جمهوری اسلامی گفته ‌بود کشورش در قبال این توطئه "پاسخی حساب ‌شده به ایران" خواهد داد.

    اما در ایران آیت‌‌الله خامنه‌‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، با رد اتهامات مطرح شده علیه ایران گفت: "آن‌ها با نسبت دادن یک تهمت مُهمَل و بی‌‌معنا به چند ایرانی تلاش کردند بهانه‌‌ای به‌دست آورند و جمهوری اسلامی ایران را به‌عنوان مدافع تروریسم مورد هجوم تبلیغاتی سیاسی قرار دهند اما این توطئه نیز نگرفت و نخواهد گرفت."

    وزارت خارجه ایران نیز در بیانیه‌‌ای، با "تکذیب قاطع و شدید هرگونه ارتباط ایران" با این اتهام، اعلام کرد: "بر اساس بدیهیات حقوقی، در صورت وجود هرگونه ادعا نسبت به دولت دیگر، دولت آمریکا باید حداقل اطلاعات فردی متهم یا متهمان را برای بررسی، اعلام نظر و درخواست همکاری به کشور مورد نظر تسلیم می‌کرد. اما دولت آمریکا با وجود درخواست صریح جمهوری اسلامی ایران و برخلاف کنوانسیونن‌های شناخته‌شده بینن‌المللی، تاکنون هیچچ‌گونه اقدامی در این زمینه انجام نداده است."

    این در شرایطی است که ویکتوریا نولند، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، دوبار اعلام کرده است که مقام‌های آمریکایی و ایرانی بر سر این موضوع در تماس مستقیم بوده‌‌اند؛ با این حال نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد با انتشار بیانیه‌‌ای هرگونه ارتباط مستقیم با آمریکا را بر سر این موضوع رد کرده است. 
     

     
    • Email to a friend • View comments •  •

     

    نظام آموزشی ایران از آغاز سال تحصیلی آینده تغییر می‌کند

     

    no

    دبیرکل شورای عالی آموزش‌ و پرورش ایران اعلام کرد ساختار نظام آموزشی از سال آینده تغییر خواهد کرد و نظام "شش ـ سه ـ سه" پیاده خواهد شد.

    به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، مهدی نوید ادهم، دبیرکل شورای عالی آموزش‌ و پرورش ایران گفت: "نظام «شش ـ سه ـ سه» پس از تصویب در شورای عالی آموزش و پرورش به‌عنوان یکی از احکام سند ملی آموزش و پرورش به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید و باید مقدمات استقرار برای اجرای آن در آموزش و پرورش فراهم شود."

    نوید ادهم افزود کارگاهی در آموزش و پرورش تشکیل شده که نحوه و چگونگی اجرای ساختار را بررسی و تدوین می‌کند و از سال آینده این ساختار هم‌زمان با سال نخست ابتدایی، مقطع ششم ابتدایی نیز راه‌اندازی می‌شود.

    وی گفت کتاب‌های کلاس اول و ششم ابتدایی کاملأ جدید خواهند بود.

    منظور از نظام "شش ـ سه ـ سه" یعنی شش سال دوره ابتدایی، سه سال متوسطه اول (راهنمایی) و سه سال متوسطه دوم است.

    محمدحسن دوگانی آغچغلو، عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس: سیستم آموزشی کشور برای رسیدن به تحولات بنیادین پیش از تغییرات ساختاری نیازمند تغییرات محتوایی و مضمونی است

    دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش افزود: "پس از استقرار نظام و ساختار جدید آموزشی، دوره پیش‌دانشگاهی همچنان باقی خواهد بود و زمانی که استقرار نظام جدید به دوره دوم دبیرستان رسید، پیش‌دانشگاهی از نظام آموزشی کشور حذف و دانش‌آموزان پس از اتمام سال سوم دبیرستان، مستقیمأ وارد کنکور و دانشگاه خواهند شد."

    وی همچنین از پی‌گیری در مورد حذف کنکور خبر داد و گفت این موضوع مراحل خود را طی می‌کند.

    مهدی نوید ادهم افزود تا پایان سال جاری سند تغییر ساختار کتاب‌های درسی نیز که در سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی بررسی شده به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی خواهد رسید.

    ۱۳ مهرماه جاری حمیدرضا حاجی‌بابا‌یی خبر تصویب نظام آموزشی جدید را اعلام کرد.

    حاجی بابایی گفت: "هم‌اکنون این شیوه آموزش در ۱۲۳ کشور دنیا اجرا می‌شود و در ایران هم در سال ۶۸ به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید."

    در همین حال روز گذشته، محمدحسن دوگانی آغچغلو، عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس ایران گفت: "سیستم آموزشی کشور برای رسیدن به تحولات بنیادین پیش از تغییرات ساختاری نیازمند تغییرات محتوایی و مضمونی است."

    وی افزود: "آموزش و پرورش نخست باید به این سوال اساسی پاسخ دهد که در دهه اخیر چقدر توانسته به اهداف مورد نظر امام، رهبری و مردم در حوزه آموزش نزدیک شود."

    عضو کمیسیون آموزش مجلس از نظام جدید آموزشی نیز انتقاد کرد و گفت باید ابتدا ایرادهای نظام آموزشی کنونی بررسی شود سپس تغییرات جدید در جهت رفع آن‌ها صورت گیرد.

    تغییر نظام آموزشی زمانی به تصویب رسید که از تصویب سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در شورای عالی این وزارتخانه یک سال می‌گذرد.

    سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در سال ۱۳۸۳ بر اساس سخنان آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران مبنی بر ضرورت تحول هر چه سریع‌تر در آموزش و پرورش تدوین گردید.

    تدوین این سند تغییر چهار وزیر را به خود دیده است که سرانجام در دوران حمیدرضا حاجی بابایی و در دوم مردادماه امسال به امضای محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری ایران رسید.

    سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، برنامه ۲۰ ساله آموزش و پرورش ایران به‌شمار می‌رود و مهم‌ترین بخش آن همین تغییر نظام آموزشی به شش سال ابتدایی، سه سال راهنمایی و سه سال دبیرستان بود که در ۲۳ آذرماه سال گذشته به تصویب شورای عالی آموزش و پرورش رسیده بود. 
     

     
    • Email to a friend • View comments •  •

     

    دانشجویان به تفکیک جنسیتی تن نمی‌دهند

     

    نعیمه دوستدار
    no

    نعیمه دوستدار- چهره دانشگاه تغییر کرده است. حرکتی که از مدت‌ها پیش وعده انجام آن داده می‌شد، حالا کم‌کم عملی شده است و از گوشه و کنار خبر می‌رسد که سنگرها یکی‌یکی فتح شده‌اند. قرار است تا چند وقت دیگر، دخترها و پسرها کاملاً از هم جدا شوند. خیلی جاها درهای ورود و خروج جدا شده است و خیلی جاهای دیگر مثل آزمایشگاه‌ها و سالن‌های مطالعه، دختران و پسران از هم تفکیک شده‌اند. در بعضی دانشگاه‌ها دیگر همه کلاس‌ها جدا برگزار می‌شوند. طرحی که با انقلاب فرهنگی کامل نشد، حالا با شکل و شمایل جدیدتر در حال اجراست. دانشجوها در چند دانشگاه تجمع کرده‌اند و اعتراض‌ها ادامه دارد، اما نقطه پایان جداکردن زنان و مردان از یکدیگر کجاست؟

     
    هنوز سال تحصیلی جدید شروع نشده بود که خبر رسید در بعضی دانشگاه‌ها، دانشجوها هنگام ثبت نام متوجه تغییرهای جدی در برنامه‌های درسی شده‌اند. در برنامه‌های جدید، کلاس‌های دختران و پسران جدا از هم برگزار می‌شدند. مسئولان دانشگاه مشهد پیش از دیگر دانشگاه‌ها اعلام کردند که قرار شده بسیاری از کلاس‌های دروس پایه، تمام واحد‌های دانشگاهی و کارگاهی و همچنین بیشتر واحد‌های تخصصی این دانشگاه را تک‌جنسیتی کنند و برای دانشجویان پسر و دختر کلاس‌های جداگانه در این دانشگاه برگزار شود.
     
    جدایی آغاز می‌شود

    دانشگاه امیرکبیر و یزد هم کلاس‌ها را دخترانه و پسرانه کردند. کلاس‌های دوره کارشناسی ارشد در دانشگاه علامه طباطبایی مانند دوره‌های کارشناسی تفکیک جنسیتی شد. رئیس دانشگاه آزاد اسلامی، ‌واحد ورامین – پیشوا، طرح تفکیک‌ جنسیتی را در ۶۴۷ کلاس این واحد دانشگاهی اجرا کرد. دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی، کلاس‌های جداگانه درسی برای دانشجویان دختر و پسر تشکیل داد. دانشگاه‌های فنی- حرفه‌ای و علمی- کاربردی هم اعلام کردند کلاس‌های‌شان را بر اساس تفکیک جنسیتی برگزار می‌کنند.

     
    جمهوری اسلامی ‌می‌کوشد با حربه قرار دادن باورهای دینی و به بهانه اسلامی ‌کردن دانشگاه‌ها، در عمل بخش قابل توجهی از جامعه را از عرصه‌های شغلی، تحصیلی و سیاسی حذف کند
     
    روز سیزدهم ‌شهریورماه جاری، خبرگزاری کار ایران (ایلنا) گزارش داد که غلامرضا خواجه سروری، معاون وزیر علوم، در یک نشست مطبوعاتی، برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی سال تحصیلی جدید را اعلام کرده است. او خبر از تشکیل هفت کارگروه برای اسلامی‌ کردن دانشگاه‌ها داد و گفت که قرار است در هر استان یک پردیس دخترانه ساخته شود.
     
    در برخی دانشگاه‌ها هم طرح تفکیک جنسیتی به شکل‌های دیگری اجرا شد. بعضی جاها بوفه‌ها را از هم جدا کردند، بعضی جاها اتوبوس‌های دختران و پسران از هم جدا شدند و ... این اتفاق ماجرای تازه‌ای نبود. از چندسال قبل، در بسیاری از دانشگاه‌ها تفکیک فضاهای عمومی ‌دختران و پسران مرسوم بوده و حتی دانشگاه علم و صنعت نام خود را در میان پیشتازان این عرصه ثبت کرده است. چند سالی بود که در برخی دانشکده‌های دانشگاه علم و صنعت مانند مهندسی شیمی، برق و چند دانشکده دیگر، دروس آزمایشگاهی، تمام کلاس‌های علوم پایه، درهای ورودی، سایت برخی دانشکده‌ها، سالن‌های مطالعه و حتی آسانسورها تفکیک جنسیتی شده بودند.

     از سهمیه‌بندی تا جدایی کامل

    این اما روی دیگر سکه‌ای است که با سهمیه‌بندی جنسیتی، زنان را در ورود به دانشگاه، انتخاب رشته و محل تحصیل محدود کرد. بر اساس گزارش‌ها و آمارهای رسمی‌ منتشر شده از سوی وزارت علوم و سازمان سنجش آموزش کشور، در طول چندین سال برگزاری مداوم کنکور، یعنی ۲۸‌سال، دانشجویان پسر از حیث پذیرش در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی و حتی از لحاظ فارغ‌التحصیلی از این مراکز پیشتاز بودند، اما از سال تحصیلی ۷۷- ۷۶ این روند تغییر کرد. این بار دانشجویان دختر در ورود به دانشگاه جلو افتادند. تعداد دختران دانشجوی کشور از ۲۳‌درصد کل دانشجویان در سال ۵۷، به ۶۳درصد در سال ۸۵ رسید؛ یعنی طی ۲۷سال، حدود سه برابر افزایش یافت.

     
    چنان که تا قبل از سال ۱۳۸۹، سهم دختران از کل جمعیت دانشجویی کشور بیش از ۶۰درصد دانشجویان ایران گزارش می‌شد، اما حالا بالاخره این ترکیب با تمام تلاش‌هایی که برای محدود کردن فرصت‌های دختران انجام شد به هم خورده است: از یک میلیون و ۵۴هزار و ۴۰۸نفر که در کنکور ۸۹-۹۰ پذیرفته شده‌اند، ۷/۴۸درصد را دختران و ۳/۵۱درصد را پسران تشکیل داده‌اند. اتفاقی که مسعود ‌هادیان دهکردی، رئیس موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری مهر، آن را نشانه تمایل بیشتر پسران به تحصیل بیان می‌کند؛ نه نتیجه تلاش این چند سال برای محدود کردن دختران.
     
    سفره ما را جدا پهن کنید

    داستان تفکیک جنسیتی یک داستان قدیمی در فرهنگ ایرانی است. خیلی پیش از آن‌که گفتمان رسمی ‌و حکومتی بخواهد دست به تفکیک بزند، عرف و سنت مذهبی این تفکیک را انجام داده است. از گذشته، سفره‌های زنانه و مردانه جدا از هم پهن شده‌اند و زنان و مردان در آیین‌های اجتماعی و خانوادگی از هم جدا بوده‌اند. با پیروزی انقلاب اسلامی، گفتمان رسمی ‌این تفکیک را به عنوان خواست عمومی ‌جامعه ترویج کرد. فضاهای عمومی ‌با تابلوی "خواهران" و " برادران" از هم جدا شدند. چند سالی، جدا کردن فضای اتوبوس‌های شهری و بعدها مترو دغدغه بزرگ مسئولان شد و تاسیس بیمارستان، دانشگاه و حتی پارک‌های زنانه در دستور کار قرار گرفت.

     
    در تمام این دوره‌ها، همواره دو نگاه به این مسئله وجود داشته است: نگاهی که این جداسازی را خواست زنان و جامعه و همسو با نیازهای آنان می‌داند و نگاهی که آن را بهانه‌ای برای محدود کردن حضور و مشارکت اجتماعی زنان می‌بیند. موافقان این نگاه معتقدند زنان با این نوع جداسازی‌ها نه تنها احساس آزادی و امنیت بیشتری می‌کنند بلکه زمینه برای حضور و مشارکت فعال‌تر آنها در اجتماع فراهم می‌شود. این گروه معتقدند خواست عمومی ‌زنان هم همین است؛ آن‌ها در فضاهای تفکیک شده راحت‌ترند.
     
    طبیعی است که نمی‌توان گروهی از زنان را که چنین احساس و عقیده‌ای دارند نادیده گرفت. این دسته احساس می‌کنند حضور در محیط‌های زنانه به آن‌ها آزادی عمل بیشتری می‌دهد و می‌توانند بدون دغدغه نگاه و حضور ناامن مردانه، فعالیت کنند. این دسته از زنان در بوفه‌های جدا، اتوبوس‌های جدا و دانشگاه‌های جدا از مردان راحت‌ترند و این جدایی را در راستای اعتقادات دینی‌شان می‌دانند و از آن استقبال می‌کنند. به همین دلیل بود که بسیاری از طرح‌های مشابه گاه با استقبال عمومی در جامعه اجرا شدند و کمترین واکنش را برانگیختند. با تکیه بر همین نگاه است که مدیرکل دفتر امور فرهنگی وزارت علوم، دکتر جلیل دارا، هجدهم مهر امسال در گفت وگو با پایگاه اطلاع‌رسانی وزارت علوم گفت: "ایجاد دانشگاه دخترانه در هر استان به معنای احترام به جامعه بانوان دانشگاهی کشور و ایجاد فضایی مطابق خواسته‌های آن‌ها خواهد بود. تأسیس این دانشگاه‌ها از این باب که دانشجویان دختر می‌توانند در کنار خانواده‌ خود باشند و در فضای فرهنگی متعلق به فرهنگ بومی خود زندگی کنند می‌تواند بسیاری از دغدغه‌های آنان را رفع کرده و از مشکلات احتمالی آن‌ها بکاهد."
     
    با این نگاه شاید عجیب نباشد اگر این جداسازی‌ها حتی در محیط دانشگاه هم مورد استقبال عده‌ای از دختران واقع شود و مشارکتی در اعتراض علیه آن نداشته باشند. این چیزی است که زینب پیغمبرزاده، فعال دانشجویی و از معترضان سهمیه بندی جنسیتی در دانشگاه‌ها هم آن را تایید می‌کند و می‌گوید: "طبیعی است که تعدادی از دختران بخصوص دختران مذهبی علاقه داشته باشند در محیط‌های جداگانه درس بخوانند. آن‌ها به بودن در پشت پرده عادت کرده‌اند و دنبال فضایی می‌گردند که در آن راحت باشند."

    اسلامی کردن یا حذف زنان؟

    در مقابل، نگاه دیگری هم هست که این اقدامات را ناشی از نگاه ایدئولوژیک حکومت و در راستای حذف حضور و مشارکت اجتماعی زنان می‌داند. به اعتقاد مخالفان، تفکیک جنسیتی در واقع ناشی از هراس حکومت از قدرت گرفتن زنان و رشد اجتماعی- سیاسی آن‌هاست. بر اساس این نگاه رشد حضور زنان در محیط‌های علمی‌ آینده‌ای را نوید می‌دهد که در آن زنان در پست‌های کلیدی‌تر و حساس‌تری نقش خواهند داشت. با بالارفتن آگاهی‌های جنسیتی و اجتماعی، زنان دیگر تنها عضو پذیرنده و تاییدکننده جامعه نخواهند بود و این به معنای بالا رفتن مطالبات اجتماعی این دسته است.

     
    بر اساس گفتمان حاکم بر نظریه تفکیک جنسیتی، مهم‌ترین هدف اجرای این طرح، اجرای کامل طرح حجاب و عفاف است و بر این اساس می‌کوشد عفاف را با اعمال فشار بیشتر روی زنان از طریق محدودیت در پوشش و کنترل رفتارهای آن‌ها ایجاد کند 
    به این معنا، جمهوری اسلامی ‌می‌کوشد با حربه باورهای دینی و به بهانه اسلامی ‌کردن دانشگاه‌ها، در عمل بخش قابل توجهی از جامعه را از عرصه‌های شغلی، تحصیلی و سیاسی حذف کند. این اتفاق در دانشگاه که یک نهاد مدرن است بیشتر ضرورت دارد.
     
    زینب پیغمبرزاده معتقد است: "نیازی که پس از انقلاب اسلامی منجر به انقلاب فرهنگی شد، همچنان وجود دارد. حاکمیت ایدئولوژیک نیاز دارد که ارزش‌هایش را بازتولید کند و این امر به چالش مذهب و دانشگاه می‌انجامد. دانشگاه از معدود جاهایی است که دختران و پسران در آن با هم ارتباط برقرار می‌کنند و این در تضاد با ایدئولوژی است. بنابراین می‌کوشند هرچه بیشتر این محیط را در کنترل داشته باشند."
     
    تفکیک جنسیتی می‌تواند عوارض دیگری هم داشته باشد. بر اساس گفتمان حاکم بر نظریه تفکیک جنسیتی، مهم‌ترین هدف اجرای این طرح، اجرای کامل طرح حجاب و عفاف است و بر این اساس می‌کوشد عفاف را با اعمال فشار بیشتر روی زنان از طریق محدودیت در پوشش و کنترل رفتارهای آن‌ها ایجاد کند و از این منظر نقشی برای ارزش‌های اخلاقی و کنترل رفتارهای نابهنجار قائل نیست و چاره را تنها در حذف زنان می‌بیند. به نظر خانم پیغمبرزاده، از بین رفتن فرصت ارتباط انسانی میان دختران و پسران باعث ناسالم شدن روابط انسانی می‌شود. خشونت، طلاق و از بین رفتن احترام زن از نتایج چنین تفکیک‌هایی است. در این نگاه، زنان به عنوان ابژه جنسی فروکاسته می‌شوند. آن‌ها موجوداتی هستند که باید انتخاب شوند؛ نه فاعلی که تصمیم می‌گیرد و ارتباط برقرار کند.
     
     
    این جدال ادامه دارد

    با این‌که تفکیک جنسیتی با آغاز سال تحصیلی واکنش‌هایی را در میان دانشجویان برانگیخته و در مواردی دانشجویان با پخش شب‌نامه و تجمع به این روند اعتراض کرده‌اند، به نظر می‌رسد این قصه سر دراز داشته باشد. به نظر می‌رسد جداسازی دختران و پسران به لحاظ فرهنگی در شهرهای کوچک و دانشگاه‌های کوچک به خاطر فرهنگ حاکم بر محیط راحت‌تر اتفاق می‌افتد.

     
    از طرف دیگر، با افزایش اعمال فشار بر فعالان دانشجویی، محروم شدن و ستاره‌دار شدن، هزینه فعالیت‌های اعتراضی برای دانشجویان بالا رفته است. خانم پیغمبرزاده می‌گوید: "با اعمال سهمیه‌بندی، تعداد دخترها کم می‌شود. همچنین ورود دانشجویانی با سهمیه بسیج و ... ترکیب دانشگاه را تغییر می‌دهد. با این حال جامعه نسبت به این اتفاق‌ها بی‌تفاوت نیست. دخترها بیش از گذشته با حقوق‌شان آشنا هستند و پسرها هم بیشتر از قبل به برابری اعتقاد دارند. همچنین جنبش‌های صنفی در حمایت از دختران دانشجو واکنش نشان می‌دهند و حساسیت دارند. بی‌تردید، این چالش در دانشگاه‌های بزرگ ادامه پیدا خواهد کرد، هرچند شرایط کلی سیاسی هم در این جریان بی‌‌تاثیر نخواهد بود."
     
    ۳۰ سال است تلاش می‌شود زنان و مردان ارتباط کمتری با هم داشته باشند. در این ۳۰سال گرچه گاهی روند جدا کردن زنان و مردان شدت گرفته اما هیچ‌گاه با این جدیت دنبال نشده است. گرچه دولت ادعا می‌کند چندان علاقه‌ای به اجرای چنین طرح‌هایی ندارد و محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌ جمهور ایران، برای بررسی بیشتر این طرح نامه‌نگاری می‌کند، اما مجلس خبرگان رهبری در بیانیه پایانی دهمین اجلاس خود از مسئولان آموزش عالی ایران می‌خواهد طرح تفکیک جنسیتی را در دانشگاه‌ها اجرا کنند. این به آن معناست که جدال بر سر جداسازی زنان و مردان در جمهوری اسلامی همچنان ادامه خواهد داشت. 
     
    زیرنویس:
    طرح از فیروزه مهاجر. منتشر شده در روزنامه فرهیختگان
     
    در همین زمینه:

     


    سازمان ملل می گوید: عفو رئیس جمهوری یمن به منظور انتقال قدرت، اقدامی غیر قانونی است 
    کمیسریای عالی حقوق بشر سازمان ملل، انتقال قدرت در یمن را بشرط اعلام عفو برای رئیس جمهوری آن کشور غیر قانونی خوانده است. سخنگوی کمیسریای عالی حقوق بشر سازمان ملل با تاکید بر اینکه علی عبدالله صالح ، رئیس جمهوری یمن ، ممکن است به ارتکاب جنایات جنگی متهم شود، گفته است نمی توان او را عفو کرد. علی عبدالله صالح که ۳۳ سال پیش بقدرت رسید ، تا کنون از کناره گیری از قدرت خودداری کرده است. شورای همکاری خلیج فارس به او پیشنهاد کرده است در قبال کناره گیری از قدرت و سپردن اداره امور کشور به نخست وزیر، اتهامی علیه او مطرح نشود. مخالفان ، عبدالله صالح را به دامن زدن به جنگ داخلی متهم کرده و می گویند تا سقوط حکومت او به اعتارضهای خود ادامه خواهند داد.
     

    اتحادیه اروپا سفر رسمی رئیس جمهوری اوکراین به مقر این اتحادیه را لغو کرد 
    در واکنش به صدور حکم زندان برای نخست وزیر سابق اوکراین، اتحادیه اروپا سفر رسمی رئیس جمهوری اوکراین به مقر این اتحادیه در بروکسل را لغو کرد. سخنگوی کاترین اشتون ، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، گفت: این سفر زمانی انجام خواهد شد که شرایط برای پیشرفت روابط دوجانبه بین اتحادیه اروپا و اوکراین مساعدتر باشد. قرار بود ویکتور یانوکوویچ ، رئیس جمهوری اوکراین، روز پنج شنبه با مقامات عالی رتبه اتحادیه اروپا دیدار و گفتگو کند. هفته گذشته دادگاهی در کیف ، پایتخت اوکراین ، خانم یولیا تیموشنکو، نخست وزیر سابق آن کشور را به اتهام سوء استفاده از مقامش به هفت سال زندان محکوم کرد. کشور های غربی این حکم را نا عادلانه دانسته و خواهان آزادی خانم تیموشنکو شده اند.
     

    وزیر خارجه ترکیه با نمایندگان اپوزیسیون سوریه دیدار و گفتگو کرد 
    احمد داوود اوغلو، وزیر خارجه ترکیه، با نمایندگان شورای ملی سوریه دیدار و گفتگو کرد. در این دیدار که شامگاه دوشنبه در استانبول انجام شد، وزیر خارجه ترکیه از شورای ملی سوریه خواست برای تغییرات دموکراتیک در آن کشور از راههای صلح آمیز فعالیت کند. شورای ملی سوریه ائتلافی از گروهها و شخصیتهای مخالف حکومت سوریه است که ماه گذشته در استانبول تشکیل شد. شورای ملی سوریه تا کنون از طرف کشورهای خارجی بعنوان نماینده مشروع مردم سوریه پذیرفته نشده است. در عین حال بسیاری از کشور های جهان از جمله آمریکا ، بریتانیا، فرانسه و ترکیه از بشار اسد خواسته اند از قدرت کناره گیری کند. بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه گرچه وعده داده است دست به اصلاحات سیاسی بزند، ولی تا کنون تظاهرات مسالمت آمیز مخالفان را بشدت سرکوب کرده است. بر پایه گزارشهای سازمان ملل، از آغاز تظاهرات ضد حکومتی در سوریه بیش از ۳۰۰۰ نفر از معترضین کشته شده اند.
     

    گیلعاد َشلیط، سرباز اسرائیلی آزاد شد 
    صبح روز سه شنبه گیلعاد َشلیط، سرباز اسرائیلی که پنج سال در اسارت نیروهای حماس بود ، آزاد شد. آزادی ِ شلیط، بخشی از توافقنامه دو هفته پیش بین حماس و دولت اسرائیل است . بر پایه این توافق، اسرائیل در قبال آزادی شلیط بیش از ۱۰۰۰ زندانی فلسطینی را آزاد خواهد کرد. گیلعاد شلیط در سال ۲۰۰۶ بدست نیروهای حماس ربوده شد و از آنزمان تا کنون در اسارت نیروهای حماس بسر می بُرد. مبادله شلیط با زندانیان فلسطینی صبح سه شنبه در مصر انجام شد . گفته می شود بیش از ۴۷۰ نفراز زندانیان فلسطینی روز سه شنبه آزاد می شوند و تا دو ماه دیگر باقیمانده زندانیان هم آزاد خواهند شد. مبادله شلیط با زندانیان فلسطینی با میانجیگری دولت مصر انجام شد.
     

    محمود احمدی نژاد اتهام آمریکا مبنی برتوطئه قتل سفیرعربستان را ردکرد 
     محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری اسلامی در گفت وگو با شبکه تلویزیونی الجزیره گفت ماجرای متهم کردن ایران به توطئه برای قتل سفیرعربستان سعودی درواشینگتن ساخته آمریکاست تا بین تهران و ریاض اختلاف بیاندازد.   محمود احمدی نژاد که در یک مصاحبه اختصاصی با شبکه الجزیره سخن می گفت، افزود دولت آمریکا به شدت در اشتباه است، و می خواهد با این اتهام توجه مردم را ازمشکلات اقتصادی کشورشان منحرف کند.   هفته گذشته مقامات قضائی آمریکا برخی از عناصر جمهوری اسلامی را به مشارکت در طرح توطئه توسط دو ایرانی برای کشتن سفیر عربستان سعودی در واشینگتن متهم کردند.   باوجودی که دادستان کل آمریکا با ارائه مدارکی به نقش این دو ایرانی اطمینان دارد، اما محمود احمدی نژاد گفت تهران قصد تحقیق درباره  عاملان این توطئه را ندارد.   این درحالیست که پیشتر علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی گفته بود ایران درباره نقش این افراد تحقیق خواهد کرد.
     

    دربرخورد نیروهای ارتش سوریه و مخالفان بشار اسد دست‌کم ۲۵ نفر کشته شدند 
     برخورد نیروهای زرهی ارتش با تظاهرکنندگان مخالف بشاراسد درشهرحُمص، در غرب سوریه، دست‌کم ۲۵ کشته بر جای گذاشت.   بنا بر گزارش ناظران حقوق بشر سوریه، در برخورد نیروهای دولتی و مخالفان در شهر حَما نیز دو نفرکشته شدند، که یکی از آنها نوجوانی ۱۳ ساله بود.   درمیان کشته شدگان یازده نفر متعلق به نیروهای ارتش سوریه هستند که دربرخورد مسلحانه با فراریان از ارتش ازپای درآمدند.   به گزارش رویترز اتحادیه عرب، اندیشناک از خطر یک جنگ داخلی، پیشنهاد به عهده گرفتن میزبانی نشستی برای گفت و گو بین نمایندگان حکومت سوریه و مخالفان در قاهره را مطرح کرده است.   اما مخالفان می گویند تا هنگامی که نیروهای بشار اسد به سرکوبی و کشتار مردم ادامه می دهند حاضر به گفت وگو نیستند.
     

    مبادله فلسطینی‌های زندانی با گیلعاد شَلیط سرباز اسرائیلی آغاز شد 
     اسرائیل مبادله نخستین گروه از زندانیان فلسطینی را سحرگاه روز سه شنبه آغاز کرد. آزادی زندانیان فلسطینی درچارچوب توافق مبادله فلسطینی‌های زندانی دراسرائیل با گیلعاد شلیط سرباز اسرائیلی صورت می‌گیرد.   برپایه این توافق، قرار است گیلعاد شلیط که درسال ۲۰۰۶ توسط نیروهای فلسطینی حماس ربوده شده بود، با بیش از ۱۰۰۰ فلسطینی زندانی مبادله شود.   به گزارش خبرگزاری فرانسه، درنخستین مرحله مبادله زندانیان، ۴۴۷ فلسطینی از زندان آزاد و تحویل مقامات حماس خواهند شد.   قراراست گیلعاد شالیط پس از آزادی از طریق مصر به اسرائیل تحویل داده شود.
     

    میزان خسارات مالی ناشی از سیل درتایلند بیش از سه میلیارد دلار اعلام شد 
     مقامات دولت تایلند اعلام کردند که شمار تلفات سیل اخیر دربانگوک تاکنون به ۳۱۵ نفر رسیده و میزان خسارات مالی از مرز سه میلیارد دلار گذشته است.   مقامات تایلندی به ساکنان بانگوک هشداردادند گرچه خطرات کوتاه مدت ناشی از سیل پشت سرگذاشته شده، اما شهروندان نباید از میزان احتیاط خود بکاهند.   به گفته وزیر دارایی تایلند سیل ناشی از چهار ماه باران بانگوک که در نیم قرن گذشته بی‌سابقه بوده است یک و هفت دهم درصد بیشتر از تولید ناخالص داخلی خسارت وارد کرده است.   فرماندار بانگوک نیز به مردم هشدار داد که هرچند دیواره‌های سدهای شهر دربرابر هجوم سیل مقاوم بودند اما خطرهنوز به طورکامل برطرف نشده است.
     

    نیروهای دولت جدید لیبی تصرف شهر بنی وَلید را جشن گرفتند 
     نیروهای شورای ملی گذار لیبی پس از تصرف شهر بنی ولید یکی از آخرین سنگرهای وفاداران معمر قذافی، با شلیک تیرهای هوایی این پیروزی خود را به شیوه همیشگی جشن گرفتند.   به گزارش رویترز در این شهر که در ۱۱۰ کیلومتری جنوب طرابلس قراردارد، هیچ نشانه‌ای از مقاومت نیروهای وفادار به رهبر پیشین لیبی، که به مدت شش هفته شهر را در اختیارداشتند دیده نمی‌شود.   یکی از فرمانده‌های شورای ملی گذار می گوید شهر بنی ولید به کلی آزاد شده است. شورای ملی گذار پس از سقوط حکومت قذافی زمام امور در لیبی را در دست دارد.
     

    خبرگزاری فارس: مردم از اوراق مشارکت استقبال نکرده اند 
    خبرگزاری فارس گزارش داد که مردم از اوراق مشارکت  در شش ماه نخست سال جاری استقبال نکرده اند. به نوشته این خبرگزاری، از شش هزار میلیارد ریال اوراق مشارکت که در شش ماه نخست سال جاری عرضه شده، تنها ۴۰۳ میلیارد ریال به فروش رفته شده است. خبرگزاری فارس، منط بق نبودن نرخ سود اوراق مشارکت با واقعیت های اقتصاد ایران را دلیل جذاب نبودن اوراق عرضه شده دانست و نوشت: این مساله اوراق مشارکت را فاقد توجیه اقتصادی کرده است.
     

    هاشمی رفسنجانی: انتخابات سالم، راهگشای مشکلات داخلی و بین‌المللی ایران است 
    اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، روز دوشنبه برگزاری انتخابات شفاف و سالم، وجود مجلس آزاد و مردمی، و مجریان قانونمند را راهگشای مشکلات داخلی و بین‌المللی ایران در شرایط حساس کنونی دانست. به گزارش خبرگزاری های ایران، او گفت: مردم می‌خواهند رأی شان تأثیرگذار باشد و تزئینی نباشد. اکبر هاشمی رفسنجانی گفت که باید اراده مردم را از طریق انتخاب نمایندگان مستقل و قوی توسط خودشان تحقق بخشید.  
     

    انتقاد آلمان از صدور حکم سنگین و ممنوعیت کاری علیه جعفر پناهی 
    سخنگوی وزارت خارجه آلمان روز دوشنبه، تایید حکم پرونده جعفر پناهی، فیلسماز ایرانی، در دادگاه تجدید نظر را محکوم کرد و گفت که این کار، نوعی «حرکت و حکم با انگیزه های سیاسی» است. به گزارش خبرگزاری فرانسه، او افزود که وزیر خارجه آلمان از ایران خواسته فورا حکم جعفر پناهی را لغو و حقوق انسانی این هنرمند را رعایت کند. سخنگوی وزارت خارجه آلمان گفت: « جای شرمساری است که یک هنرمند مستقل این طور با حکم زندان و ممنوعیت از کار مواجه می شود.» دادگاه تجدید نظر استان تهران حکم شش سال حبس تعزیری و ۲۰ سال ممنوعیت کاری جعفر پناهی را تأیید کرده و حکم محمد رسول‌اف را از شش سال به یک‌ سال حبس کاهش داده است.
     

    علی لاریجانی: ایرانی بازداشت شده در آمریکا معتاد و مخالف جمهوری اسلامی است 
    علی لاریجانی، رییس مجلس شورای اسلامی، روز دوشنبه گفت که منصور ارباب سیر، ایرانی بازداشت شده در آمریکا، و متهم به توطئه برای ترور سفیر عربستان در واشینگتن، از مخالفان دولت جمهوری اسلامی است. آمریکا سه شنبه گذشته برخی از عناصر حکومت جمهوری اسلامی را به دست داشتن در توطئه دو ایرانی برای کشتن سفیر عربستان سعودی در واشینگتن و انفجار در سفارتخانه های عربستان و اسرائیل متهم کرد. فرد متهم دیگر، غلام شکوری است که به گفته مقام های آمریکایی، عضو نیروی قدس سپاه پاسداران است و احتمالا در ایران به سر می برد. در این میان، به گزارش خبرگزاری ایسنا، آقای لاریجانی منصور ارباب سیر را معتاد به تریاک و دائم الخمر دانست و افزود که او از نظر روحی نیز تعادل ندارد.  
     

    مصطفی تاج‌زاده در نامه سرگشاده به رهبر جمهوری اسلامی، از شرایط کشور انتقاد کرد 
    مصطفی تاج‌زاده، عضو زندانی شورای مرکزی جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، در نامه‌ای سرگشاده به رهبر جمهوری اسلامی نوشت: نظامی که با این سرعت در سراشیبی سقوط اخلاقی و معنوی حرکت می‌کند، چه سرنوشتی خواهد یافت و این ملت چه تاوان سنگینی از این بابت خواهد پرداخت. به گزارش وبسایت نوروز، آقای تاج زاده در نامه اش به آیت الله علی خامنه ای، همچنین بااشاره به تورم، گرانی، بیکاری و رشد صفر درصدی اقتصاد به خاطر مدیریت ناکارآمد و بی کفایت کنونی نوشت که رهبر جمهوری اسلامی کدام دستاورد ملموس و عملی نظام را به مردم منطقه ارائه خواهد کرد. وی همچنین به آزار و اذیت خانواده های زندانیان سیاسی و از جمله، محاکمه و تهدید همسرش به حکم زندان اعتراض کرد.  
     

    ایران در کمیته شورای حقوق بشر سازمان ملل مورد انتقاد قرار گرفت 
    خبرگزاری فرانسه روز دوشنبه گزارش داد که ایران در کمیته شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو به خاطر رعایت نکردن حقوق زنان و ارائه ندادن آمار اعدام ها مورد انتقاد قرار گرفت. بر اساس این گزارش، کارشناسان در این کمیته همچنین از ایران به خاطر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان، صدور زیاد احکام اعدام برای جرائمی که در قوانین بین المللی جدی به حساب نمی آیند و همچنین سرکوبی معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دو سال پیش، انتقاد کردند. یک کارشناس رومانیایی در مورد وقایع دو سال پیش گفت: باید تحقیقاتی صورت  گیرد تا مشخص شود که پس از این وقایع چه اتفاقی افتاد؟ شمار قربانیان چه تعداد بود و مسئولان این رویدادها چه کسانی هستند؟  وی افزود با این وجود دیده می شود که مسئولان این حوادث مصون از مجازات هستند. قرار است که هیات نمایندگی ایران روز سه شنبه به این موضوعات پاسخ دهد.
     

    کرزی از ناتو درباره کشته شدن سه عضو خانواده یک سناتور سابق افغان توضیح خواست 
    حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان، روز دوشنبه گفت که از ناتو خواسته است  تا درباره کشته شدن سه عضو خانواده یک سناتور سابق افغان توضیح دهد. به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، دو تن از کشته شدگان، زن بوده اند. بر اساس این گزارش، دو عضو دیگر خانواده این سناتور پیشین در جریان عملیات ناتو در شرق ولایت وردک بازداشت شدند. ناتو نیز اعلام کرد که در این مورد به طور کامل با دولت افغانستان همکاری خواهد کرد.

    در سراشیب سقوط

    هوشنگ اسدی

    در وین هم که باشی و جهان بین دوربین های روشن بر چهره وارگاس یوساو قبر خاموش سیاوش کسرائی در نوسان باشد، مگر می شود وطن را گذاشت که از چهار سو درخطر است.  هاشمی رفسنجانی خطر در سه محور می بیند. اما حلقه محاصره مدام کاملتر وتنگتر می شود. حلقه جدید که" توطئه جمهوری اسلامی" باشد با شکایت آمریکاو عربستان به شورای امنیت می رود. برای نامه" نظام" تره هم خردنمی کنند. فضای بین المللی چنان داغ است که رسانه های مهم اتریش تااز حضور یک روزنامه نویس ایرانی درمیان میهمانان مطلع می شوند، دوربین ها را از ادبیات به سیاست می چرخانند واز پرو به ایران می آیند.  پرسش هایکی است: -       ترور واقعیت دارد یاسنایور است؟ رهبر جمهوری اسلامی در اینکار دست دارد؟- -       من پاسخ خودم را دارم و از تهران سخنان ضد و نقیض بگوش می رسد. علی خامنه ای که نوول ابزرواتور "برژنف" ایران می خواندش و مصباح یزدی در صدر رهبران جهان می نشاندش، لابد گمان می برد حلقه جدید را با "مهمل" و "مضحک" خواندش می شکند و تا انجا می ماند که رئیس جمهور را هم از قانون اساسی حذف کند و نخست وزیر منتخب مجلس "نوکرقدرت" امور رابدست بگیرد. هنوز حرف "مردی که می خواهد سلطان باشد" تمام نشده که یکی از تروریست پروران بنام که مهدی طائب باشد، از قدرت "نظام" برای ترور ملک عبداله پادشاه عربستان خبر می دهد. همکاران طائب دردستگاه امنیتی "نظام" که در عالم ادعاهمه سیستم های اطلاعاتی جهان را بازی می دهد، تازه کشف می کنند که ایرانی دستگیر شده درآمریکا "ضدانقلاب" است و محمود احمدی نژاد تازه می فهمد ترور کار مردم بی فرهنگ است. و البته راست می گوید که مردم ایران با فرهنگند. فقط معلوم نیست چرا اوباشی که تازیانه احمدی نژاد را بر گرده سومین دانشجو فرود می آورند، وسینمای ایران رافاحشه خانه و بازیگران زن ایرانی را روسپی می خوانند، سرنوشت مردم با فرهنگ ایران را در اختیار گرفته اند.  هفته آخر مهر است و "مهرورزی" را به اوج می رسانند تا حلقه دوم محاصره کاملتر شود. گزارش دبیرکل سازمان ملل متحد درباره وضعیت حقوق بشر در ایران منتشر می شود:"  نقض مستمر حقوق بشر در جمهوری اسلامی بی‌هیچ توقفی ادامه دارد." بان کی‌ مون رااز ۳۰۰ اعدام مخفی در مشهد مطلع کرده اند. بخش اول گزارش دکتر احمد شهید، گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر در ایران هم اطلاعات دبیرکل را تائید وتکمیل می کند. خبرها حکایت از محکوم شدن دیگر باره جمهوری اسلامی در شورای حقوق بشر دارد. لوموند حلقه دوم محاصره رابه اولی پیوند می زند: "چیزی به دست یابی به بمب اتمی نمانده است."  همه درانتظارند گزارش تازه آژانس بین المللی انرژی اتمی منتشر شود. خبرهائی که از گزارش "درز" کرده اند، تحلیل لوموند را تائید می کنند. حلقه سوم محاصره هم در شورای امنیت شکل می گیرد. دیپلمات های غربی پیش بینی می کنند: "آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در گزارش خود جزییات بیشتری از ماهیت برنامه هسته‌ای ایران ارائه می کند و این گزارش احتمالا به تشدید فشار ها بر جمهوری اسلامی منحر خواهد شد." باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، از سازمان انرژِی اتمی خواهد اسناد طبقه بندی شده را مطرح کند که از "ماهیت نظامی" فعالیت های اتمی جمهوری اسلامی حکایت دارند. حلقه چهارم را هم به گردن "نظام" می اندازند.دیوید کوهن، معاون وزیر خزانه داری آمریکا می گوید: "بررسی تحریم های بیشتر ایران از جمله تحریم بانک مرکزی در دستور کار قرار گرفته و در حال بررسی است." فریدون خاوند ـ اقتصاد دان- درون حلقه چهارم را نشان می دهد: "در واقع اگر کاخ سفید بانک مرکزی ایران را تحریم کند، این گام ماقبل آخر خواهد بود پیش از تحریم صدور نفت ایران به بازارهای بین‌المللی. از این لحاظ می‌توان گفت که تحریم بانک مرکزی جمهوری اسلامی، اگر عملی شود، به معنای افزایش کمی تحریم علیه ایران نیست، بلکه یک جهش بزرگ کیفی خواهد بود در سیر طولانی تنش میان تهران و واشینگتن." -       واکنش وزیر خارجه "نظام" به خطری که دارد باصدای بلند در می زند، اعتراف است:" در بدترین شرایط تحریم هاهستیم." و تهدید: "اگرانها قدرت سیلی زدن دارند ما چنان مشتی می زنیم که نتوانند سر بلند کنند."   مهرماه به آخر می رسد. علی یونسی وزیر پیشین اطلاعات دولت خاتمی تحلیلی امنیتی می دهد: "اگر انتخابات با حضور گسترده مردم صورت نگیرد، «چالشی امنیتی» خواهد بود." رئیس کمیته اطلاعاتی سنای آمریکا می گوید: "به عقیده من ایران دارد برنامه اتمی اش را سرعت می بخشد. این کشور بیش از پیش خصمانه رفتار می کند. وضعیت خیلی خطرناکی است. اگر به چند سال آینده نگاه کنید ما در مسیر برخورد قرار داریم. اگر می خواهیم از آن پرهیز کنیم، باید دست به اقداماتی بزنیم تا کار به آنجا نکشد." فارلند در برنامه تلویزیونی پولیتیکو " اقدام" را معنا می کند: "فقط حمله بازدارنده جلو ایران را می گیرد." روسای جمهوری فرانسه و آلمان حرف مشابهی را می زنند: "غرب باید فشارها بر ایران را بیشتر و شدیدتر کند. این مسیری که رهبران ایران دارند طی می کنند بسیار نگران کننده و خطرنا ک است." در آستانه طرح رسمی گزارش مامور ویژه حقوق بشر ایران در سازمان ملل، دولت ایالات متحده از جامعه جهانی می خواهد تا جمهوری اسلامی را محکوم کنند و به تلاش برای درخواست تغییر در وضعیت مردم ایران ادامه دهند.   مصطفی تاج‌زاده به علی خامنه ای می نویسد: "ما هرگز تصور هم نمی‌کردیم که وضعیت اخلاق و انسانیت در این کشور به چنین ابتذالی کشیده شود که فرزندان به جرم تلاش پدران برای اعتلا و سربلندی کشور نه تنها از تحصیلات عالی و تحصیل در خارج کشور محروم شوند، بلکه زندگی خصوصی آینده آنان نیز به اراده بازجویان و مأموران امنیتی رقم بخورد. من به این می‌اندیشم نظامی که با این سرعت در سراشیبی سقوط اخلاقی و معنوی حرکت می‌کند چه سرنوشتی خواهد یافت و این ملت چه تاوان سنگینی از این بابت خواهد پرداخت". و سیاوش کسرائی، بر می خیزدانگار از گور سردش در غربت؛ باچشمان خیس وطن در خطر رامی نگرد و فردا رانوید می دهد: یک دو روز دیگر ازپگاه  چو چشم باز می کنی  زمانه زیر و رو، زمانه پرنگار می شود بهار می شود

     
    • Email to a friend •  •

     

    علی خامنه ای متقلب و جاعل

    اکبر گنجی

    طرح مسأله : آیا هر مفهومی(دموکراسی، آزادی، حقوق بشر، برابری، جمهوری، دانشگاه، حقوق زنان، و...) دارای دو نوع اسلامی و غربی است؟ فرض کنیم این طور باشد، آیا نوع اسلامی آن "حقیقت محض" و نوع غربی آن "باطل محض" است؟ آیا "غرب زدگی" مذموم است؟ فرض کنیم این گونه باشد، "عرب زدگی" چطور؟ آیا "عرب زدگی" مذموم نیست؟ آیا "هویت تکواره" ممکن است؟ این گونه آموزه ها فقط متعلق به مسلمین نیست، آفریقائیان و آسیائیان هم چنین مدعیاتی دارند. منتها محدوده ی بحث ما مدعیات فقیهان مسلمان است.البته فقیهان در این گونه مدعیات "تنها" نیستند، گروهی از "اسلام ستیزان" هم یک هویت تکواره برای مسلمان ها بر می سازند و با گفتن "اسلامیست ها" گمان می کنند که تکلیف مسائل پیچیده را به سادگی روشن کرده اند. یادداشت کنونی پیرامون این نوع پرسش هاست. به تفصیل شواهد این مدعا را از سخنان ولی فقیه حاکم بر ایران نقل خواهیم کرد تا حداقل محل نزاع روشن شود که کجا قرار دارد؟ امکان ناپذیری هویت تکواره: انحصار گرایی دینی مدعی انحصار "حقیقت مطلق" و "مطلق حقیقت" است.رقبا، "باطل محض" اند.جهان ماقبل مدرن، جهانی بود که ادیان می توانستند چنین مدعیاتی داشته باشند.رقیبانشان، دیگر ادیان بود. گویی آدمیان "تک منبعی" بودند و دین تنها منبع کسب معرفت و سعادت بود. دوران مدرن، با آفرینش منابع متعدد، جهان به اصطلاح تک منبعی پیشین را فروپاشید. رقبای جدید، در همه ی زمینه ها از آدمیان دلربایی می کردند. سبک های زندگی جدید، سبک زندگی دینی را به حاشیه راند.به تعبیر دقیق تر، حتی دینداران، دیگر نمی توانند "هویت" خود را صرفاً براساس دینی تعریف نمایند.چیزی به نام "هویت دینی" وجود ندارد، برای این که هویت در دوران مدرن، مانند لباس های کهن، چهل تکه ای شده است.به توضیح و تبیین آمارتیاسن، هویت "تکواره" (singular)، وجود ندارد. "هویت تکواره ای"، توهمی بیش نیست، هر فردی دارای هویت های چندگانه است که آنها نیز معانی متعددی دارند.تقلیل گرایان گمان می کنند که "وابستگی" فرد یا گروه می تواند "تکواره" باشد، یعنی:"هر فرد، بیش از هر چیز، برای همه ی مقاصد عملی خود فقط به یک جمع مشترک تعلق دارد- نه بیشتر و نه کم تر"[1]. آمارتیاسن نشان می دهد که آدمیان "پیوندهای جمعی" متنوعی دارند و هریک از این پیوندها، می تواند "به فرد هویتی بالقوه مهم ببخشد"[2]."عضویت چندگانه"، یکی از مفاهیمی است که سن برای توضیح مدعای خود به کار می گیرد.افراد، فقط "دیندار" یا "بی دین"، "سکولار" یا "طرفدار حکومت دینی"، "آخوند" یا "روشنفکر"، "لیبرال" یا "سوسیالیست"، "دموکرات" یا "مستبد"، "متعصب" یا "آزاداندیش"، "کرد" یا "بلوچ"، "ایرانی" یا "آمریکایی"، "فارس زبان" یا "ترک زبان"، "زن" یا مرد"؛ نیستند، صدها متغیر دیگر نیز هویت فرد را "می سازند". آمارتیاسن نشان می دهد که مسلمانها- همچون غیرمسلمانها- دارای "هویت های متکثر" هستند.به گفته ی سن، سخن گفتن از "هویتی" واحد برای فردی خاص، نه تنها غیرعلمی و غیر تحلیلی است، بلکه "شرم آور و منحوس" است و می تواند به خشونت منتهی شود. او با اشاره به مسلمانها و فضای "اسلام هراسی" به وجود آمده ی پس از 11 سپتامبر، می نویسد: "مسلمان بودن، هویتی فراگیر نیست که بخواهد تعیین کننده ی همه ی عقاید فرد باشد...فرد مسلمان، آزادی دارد که تصمیم بگیرد کدام ارزش ها و اولویت ها را می تواند برگزیند، بی آن که بر سر ایمان اسلامی مهمی، تن به مصالحه داده باشد...اعتقاد مذهبی، به تنهایی پاسخ گوی همه ی تصمیماتی نیست که اشخاص با توجه به اولویت های سیاسی و اجتماعی زندگی خود و، با توجه به، موضوعات کارگردانی و اقدام مربوط به آن باید اتخاذ کنند.طرفداران صلح و رواداری و حامیان جنگ و عدم تساهل، هردو، می توانند متعلق به یک مذهب و، شاید(به سبک و سیاق خودشان)، مومنان واقعی باشند، بی آن که این امر به عنوان یک تضاد تلقی شود...اسلامی بودن نمی تواند تنها هویتی باشد که یک مسلمان دارد. در واقع، انکار تکثر و، همچنین، رد کردن گزینش در موضوعات هویتی، می تواند دیدگاه یک سویه و کژبینانه ی شگفت آوری به بار آورد"[3]. انحصارگرایان به دنبال هویت های تثبیت شده ی صلب برای خود و دیگرانند. هویت واحدی برای خود می سازند(به عنوان مثال:سکولار) و هویت واحدی هم برای دیگران(به عوان مثال:اسلامیست). از این سو نیز چنین کرده اند: هویت واحد "اسلامی" در برابر هویت واحد "غربی".به مفهوم "روشنفکری دینی" بنگرید. این مفهوم در برابر مفهوم "روشنفکری سکولار" قرار نمی گیرد، برای این که همه ی روشنفکران دینی به تفکیک نهاد دین از نهاد دولت باور دراند. مفهوم مقابل "روشنفکری دینی"، "روشنفکری بی دین" است. اما چنین هویت سازیی، پیامدهایی دارد که نباید نادیده گرفته شود. طرح مدعای دوگانگی معنایی مفاهیم : با اینکه این مدعا سابقه ای طولانی دارد، ما در اینجا فقط به سخنان آیت الله خامنه ای استناد خواهیم کرد. وی در سخنرانی 24 مهر 90 در دیدار با دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه، در این خصوص گفته است: "این مفاهیمى که گفته شد - مفهوم عدالت، مفهوم آزادى، مفهوم تکریم انسان - با معانى اسلامىِ خودش مورد نظر ماست، نه با معانى غربى خودش. آزادى در منطق اسلامى معنائى دارد، غیر از آن معنائى که آزادى در منطق غرب دارد. تکریم انسان، احترام به انسان، ارزش دادن به انسانیتِ انسان در مفهوم اسلامى مغایر است با این مفهوم در معناى غربى و تلقى غربى. یکى از مشکلات ما در طول این سالها این بوده که افرادى آمده‌اند مفاهیم اسلامى را با مفاهیم غربى ترجمه کرده‌اند، حرفهاى غربى‌ها را تکرار کرده‌اند، دنبال تحقق آنها بودند؛ در حالى که انقلاب اسلامى براى این نیست. آزادى غربى در زمینه‌ى اقتصاد، همین مطالبى است که مى‌بینید؛ همین "اقتصاد آدام اسمیتى" و رسیدن به این وضع دیکتاتورى اقتصادى موجود دنیا، که الان دارد انحلال و فروریختگى خودش را بتدریج نشان می دهد. مراد ما از آزادى که این نیست. آزادى انسانى به معناى آزادى اخلاقىِ بى‌بندوبارىِ فرهنگىِ غربى نیست. ما نباید براى این که خودمان را در چشم غربى‌ها شیرین کنیم، دم از حرفى بزنیم که آنها می زنند؛ که حرفِ غلط است، باطل است و امروز دارد بطلان خودش را نشان می دهد. ما از احترام به انسان، احترام به زن حرف می زنیم؛ این نبایستى اشتباه بشود با آنچه که در غرب در زیر این مفاهیم ترجمه می شود و گفته می شود و بیان می شود. مفاهیم اسلامى مورد نظر است؛ عدالت با معناى اسلامى خود، آزادى با معناى اسلامى خود، کرامت انسان با معناى اسلامى خود؛ که اینها همه در اسلام روشن است، مبیّن است. غربى‌ها هم براى خودشان یک حرفهائى دارند. در این زمینه‌ها، در این ارزشگذارى، راه آنها، راه کج و منحرفى است...ما می گوئیم آزادى، مقصودمان همان حرفهائى نیست که آنها می گویند؛ همان دموکراسىِ دروغین. من با قاطعیت عرض می کنم؛ دموکراسى‌اى که امروز در غرب رائج است - حالا یک جاهائى استثناء است - عمدتاً این دموکراسى دروغین است؛ واقعى نیست. پس منظور ما مفاهیمى است برگرفته‌ى از منطق اسلام و قرآن و آنچه که در معارف اسلامى است"[4]. آیت الله خامنه ای برای تثبیت مدعای خود چند نمونه عرضه می نماید: یکم- نمونه ی اول: مسأله ی رهبری:غربیان فاقد رهبری اند، اما جمهوری اسلامی دارای رهبری است. این رهبری، دارای "ولایت مطلقه" است. مادام العمر است. غربیان فاقد چنین رهبری ای هستند. می گوید: "یک مسئله، مسئله‌ى رهبرى است؛ چیزى که در دنیا معمول نیست، در جمهورى اسلامى هست...یعنى یک مدیریت زنده و بالنده و پیشرونده...ولایت مطلقه‌ى فقیه. یک عده‌اى با مغالطه خواستند این قضیه را به نحوى مشوب کنند و یک معناى غلط و تفسیر غلطى بدهند. گفتند معناى ولایت مطلقه این است که رهبرى در نظام جمهورى اسلامى، مطلق از همه‌ى قوانین است؛ مثل یک اسبِ مهار کنده شده‌اى، هر جا بخواهد، هر کار بخواهد، می تواند بکند...رهبرى، یک مدیریت کلان ارزشى است. همین طور که اشاره کردم، گاهى اوقات فشارها، مضیقه‌ها و ضرورتها، مدیریتهاى گوناگون را به بعضى از انعطافهاى غیر لازم یا غیر جائز وادار می کند؛ رهبرى بایستى مراقب باشد، نگذارد چنین اتفاقى بیفتد. این مسئولیتِ بسیار سنگینى است. این مسئولیت، مسئولیت اجرائى نیست؛ دخالت در کارها هم نیست. حالا بعضى‌ها دوست می دارند همین طور بگویند؛ فلان تصمیم ها بدون نظر رهبرى گرفته نمی شود. نه، اینطور نیست...بله، آنجائى که اتخاذ یک سیاستى منتهى خواهد شد به کج شدن راه انقلاب، رهبرى مسئولیت پیدا می کند. در تصمیم و عملِ رهبرى باید عقلانیت در خدمت اصول قرار بگیرد، واقع‌بینى در خدمت آرمان‌گرائى‌ها قرار بگیرد. در قضیه‌ى هسته‌اى، در آن دوره‌ى اول[دوران ریاست جمهوری خاتمی] که تلاطم هائى بود، بعضاً اقدامهائى انجام می گرفت که شاید مطلوب نبود. من آنجا در سخنرانى عمومى گفتم اگر چنانچه این کارها انجام نگیرد، خودم وارد می شوم. و همین هم شد. این معناى رهبرى است؛ این یک چیزى است که از اسلام گرفته شده است؛ یک نکته‌ى مثبتى است در نظام اسلامى...البته این مسئله، مثالهاى زیادى دارد؛ چون وقت کم است، به یکى از آنها اشاره‌ى مختصرى می کنم. مسئله‌ى روابط با آمریکا، که در این چند سال چه کارها کردند، چه تلاشها کردند، در دوره‌هاى مختلفِ دولتهاى گوناگون، تحت تأثیر عوامل مختلف. خب، این به حرکت عمومى نظام ضرر می زد، فایده‌اى هم براى وضع معیشت و زندگى مردم نداشت. اینجا ممانعت شد. و مسائل گوناگونى از این قبیل هست"[5]. دوم- نمونه ی دوم:احزاب: جمهوری اسلامی و غربیان هر دو تحزب را قبول دارند، اما حزب در این دو قلمرو معنای واحدی ندارد. "یک مسئله‌ى دیگر هم در ذهنم بود که مطرح کنم - مسئله‌ى حزب و تحزّب است...این که خیال کنند ما با حزب و تحزّب مخالفیم، نه، اینطور نیست...منتها آن حزبى که مورد نظر ماست، عبارت است از یک تشکیلاتى که نقش راهنمائى و هدایت آحاد مردم را به سمت یک آرمانهائى ایفاء می کند. ما دوجور حزب داریم: یک حزب عبارت است از کانال‌کشى براى هدایتهاى فکرى؛ حالا چه فکرى به معناى سیاسى، چه فکرى به معناى دینى و عقیدتى. اگر چنانچه کسانى این کار را بکنند، خوب است. قصد عبارت از این نیست که قدرت را در دست بگیرند؛ می خواهند جامعه را به یک سطحى از معرفت، به یک سطحى از دانائى سیاسى و عقیدتى برسانند؛ این چیز خوبى است. البته کسانى که یک چنین توانائى‌اى داشته باشند، به طور طبیعى در مسابقات قدرت، در انتخابات قدرت هم آنها صاحب رأى خواهند شد، آنها برنده خواهند شد؛ لیکن این هدفشان نیست. این یک جور حزب است؛ این مورد تأیید است. میدان باز است؛ هر کس می خواهد بکند، بکند. یک جور حزب، تقلید از احزاب کنونى غربى است...احزاب کنونى غربى به معناى باشگاه‌هائى براى کسب قدرت است؛ اصلاً حزب یعنى مجموعه‌اى براى کسب قدرت. یک گروهى با هم همراه می شوند، از سرمایه و پول و امکانات مالىِ خودشان بهره‌مند می شوند، یا از دیگران کسب می کنند، یا بندوبست‌هاى سیاسى می کنند، براى اینکه به قدرت برسند. یک گروه هم رقیب اینهاست؛ کارهاى مشابه اینها را انجام می دهد تا آنها را از قدرت پائین بکشد، خودش بشود جایگزین. الان احزاب در دنیا غالباً اینگونه‌اند. این دو حزبى که در آمریکا به نوبت در رأس کار قرار می گیرند، از همین قبیلند؛ اینها در واقع باشگاه‌هاى کسب قدرتند. این نه، هیچ وجهى ندارد. اگر کسانى در داخل کشور ما با این شیوه دنبال تحزّب می روند، ما جلویشان را نمی گیریم. اگر کسى ادعا کند که نظام جلوى تشکیل احزاب را گرفته است، یک دروغ واضحى گفته؛ چنین چیزى نیست؛ اما من اینجور حزبى را تأیید نمی کنم. اینجور حزب‌سازى، اینجور حزب‌بازى معنایش عبارت است از کشمکش قدرت؛ این هیچ وجهى ندارد. اما حزب به معناى اول، یعنى یک کانال‌کشى در درون جامعه، براى گسترش فکر درست - چه فکر عقیدتى و اسلامى، چه فکر سیاسى و تربیت کادرهاى گوناگون - بسیار خوب است؛ این چیز نامطلوبى نیست"[6]. بدین ترتیب، احزاب غربی هدفشان کسب قدرت است، اما احزاب اسلامی، هدفشان هدایت فکری، عقیدتی و دینی مردم است.اما مدعای کاذب آیت الله خامنه ای را از یاد نبرید.چه کسی دروغ می گوید، او یا مخالفان؟ آیا نظام جمهوری اسلامی جلوی تشکیل احزاب را نگرفته است؟ احزاب مخالف را فراموش سازید. مگر جمهوری اسلامی نهضت آزادی ایران، جبهه ی مشارکت اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی- که هر سه مسلمان و معتقد به جمهوری اسلامی اند- را منحل نکرد؟ سوم- نمونه ی سوم: مسأله ی حقوق زنان:آیت الله خامنه ای نسبت به حقوق زنان حساسیت ویژه ای دارد. در همین سخنرانی دیدیم که می گوید یکی از تفاوت های غربیان و جمهوری اسلامی، تفاوت نظر آنها درباره ی زنان است. وی در 30/مهر 1376- که چند ماهی بیشتر از آغاز دوران ریاست جمهوری خاتمی نگذشته بود- در ورزشگاه آزادی در جمع زنان به تفصیل در این باره سخن گفت[7]. در این سخنرانی می گوید که آیت الله خمینی "پیشقراول" دفاع از حقوق زنان و تجلیل از آنان بوده است. پس از انقلاب زنان به حقوق زیادی دست یافتند، اما رفع ستم از زنان منوط به "کار فرهنگی بزرگی" است و او قصد دارد تا ضمن روشن کردن "احکام اسلامی" در این زمینه، فضای فرهنگی را بگشاید.ابتدأ به طرح مسأله به شرح زیر می پردازد:  "امروز در کشورهاى غربى و همچنین در کشورهایى که با فرهنگ غربى و در حال و هواى کشورهاى غربى حرکت و زندگى مى‏کنند، چیزى به نام نهضت حقوق زنان وجود دارد؛ آن جا هم زن‏گرایى، نهضت به اصطلاح فمینیسم و زن‏گرایى با نیّت و هدف دفاع از حقوق زنان امروز مطرح است. آیا آنچه ما امروز در ایران اسلامى مشاهده مى‏کنیم، همان است؟ این شبیه آن است، یا با آن متفاوت است؟ باید سؤال جدّى‏اى نسبت به این مسأله بشود و پاسخى جدّى نیز به آن داده شود"[8]. در پاسخ به این مسأله، هدف غربیان از این مسأله را "کوته بینانه" قلمداد کرده و هشدار می دهد که برخی در ایران چنان پروژه ای را تعقیب می کنند، اما شعارهای اسلام و غرب در این زمینه کاملاً متفاوت است. اصلی ترین محل نزاع و تعارض به موضوع "آزادی زنان" باز می گردد.غربیان اشکال "نادرست و مضر" آزادی زنان را دنبال می کنند.یعنی: "آزادى از قید و بندهاى خانوادگى، آزادى از نفوذ مطلق مرد، آزادى از حتّى قید ازدواج و تشکیل خانواده و پرورش فرزندان در آن‏جایى که هدف شهوانى زودگذرى در مقابل قرار گیرد - نه آزادى به معناى صحیح آن. لذا شما مى‏بینید جزو حرفهایى که در دنیاى غرب زده مى‏شود، مسأله آزادى سقط جنین است"[9]. "نهضت آزادی زنان" غرب به دنبال این گونه مطالبات "قطعاً مضر" است.اما ما باید به دنبال مطالباتی "بهتر، مناسبتر، صحیح تر و گره گشاتر" باشیم.به جای تقلید کورکورانه از غرب، باید در زمینه ی حقوق زنان- با توجه به تفاوت های وجودی زنان و مردان- مصلحت سنجی و خردمندی کرد.نگریستن به این موضوع از موضع اتهام غرب مبنی بر نقض حقوق زنان، اشتباه است: "متأسفانه امروز من مى‏بینم بعضى از مقالاتى که به عنوان دفاع از زن نوشته مى‏شود و بعضى از سخنانى که به عنوان احقاق حقوق بانوان بر زبان جارى مى‏گردد، کاملاً از موضع انفعال است؛ چون غربیها این طور گفته‏اند، چون اروپاییها این گونه نوشته‏اند، چون به ما این طور نسبت داده‏اند. اگر ما هم در مقام دفاع حرفى بزنیم و راهى را بپیماییم، این کاملاً منحرف کننده و اغواکننده است. ما باید ببینیم حقایقى که در عالم وجود دارد - که بیشترینِ این حقایق هم در تعالیم اسلامى نهفته است- چیست"[10]. برای رسیدن به حقوق زنان، باید طبیعت(سرشت، ذات، فطرت) شناس بود.یعنی طبیعت متفاوت زنان و مردان را به خوبی شناخت. این کار فقط از اسلام بر می آید.چون "طبیعت زن" با طبیعت مرد" در مواردی متفاوت است، حقوق و احکام آنان نیز متفاوت است.مبنای کار هم احکام فقهی است. "طبیعت زن" شناسی غربیان اشتباه است، شعارهایشان در این زمنیه "پوچ" است. به شعارهای دروغین آنان توجه نکنید، به ادبیات آنان- از قرون وسطی تا اواسط قرن بیستم- بنگرید که زنان را همیشه "موجود درجه دوم" به شمار آورده اند."مرد در ادبیات غربى، سرور و ارباب زن و اختیاردار اوست".یکی از تفاوت های ما و غرب این است که در غرب حتی امروزه هم وقتی زنی شوهر می کند، پس از ازدواج نام خانوادگی شوهرش جایگزین نام خانوادگی خودش می شود، در صورتی که در فرهنگ ما این چنین نیست.این نشانه ی این است که در غرب "مرد سرور زن است". در غرب، اولاً انتخاب شوهر برای زنان، با مردان بود.ثانیاً، پس از ازدواج، مرد مالک جسم و همه ی اموال شخصی زن می شد و حق داشت او را به قتل برساند.در اوایل قرن بیستم غربیان به زنان حق مالکیت دادند.این نوع افراط گرایی در ستم به زنان، افراط گرایی دیگری آفرید و در طی چنده دهه، "آن‏چنان فساد و بى‏بند و بارى در غرب به وسیله ی آزادى زنان به راه افتاد و رواج پیدا کرد که خود متفکّران غربى را دچار وحشت کرد...با بى‏بندوبارى، با اشاعه فساد و فحشا و با آزادى بى‏قید و شرطِ معاشرت زن و مرد، بنیان خانواده متلاشى شد. مردى که مى‏تواند آزادانه در جامعه اطفاى شهوت کند و زنى که مى‏تواند بدون هیچ ایراد و اشکالى در جامعه با مردان گوناگون تماس داشته باشد، هرگز در خانواده، همسران خوب و شایسته‏اى نخواهند بود. لذا بساط خانواده متلاشى شد"[11]. فمینیسم غربی، یک حرکت "دستپاچه، یک حرکت بى‏منطق، یک حرکت مبتنى بر جهالت" بود و هست.این حرکت مضر قابل تقلید برای زنان مسلمان نیست.زنان در جامعه ی ما دچار کمبود هستند، "اما این کمبود، کمبود آزادى به معناى بى‏بندوبارى نیست؛ این کمبود، کمبود میدانها و فرصتها براى علم و معرفت و تربیت و اخلاق و پیشرفت و شکوفایى استعدادهاست".باید براساس "الگوی زهرایی" و "الگوی زینبی" زنان را ساخت.به گفته ی خامنه ای، "خیلى از کسانى که امروز به اصطلاح سنگ حقوق زن را به سینه مى‏ زنند، در واقع سنگ آزادى غربى و بى‏بندوبارى را به سینه مى‏زنند و از غربیها تقلید مى‏کنند؛ همین هایى که گاهى چیزهایى هم مى‏نویسند"، جزو زنان نقش آفرین در جنگ ایران و عراق نبودند. اینها به دنبال الگوی شکست خورده ی غربی هستند، اما نسخه ی پیشین و کنونی غربیان، هردو، غلط است. تنها اسلام میان زنان و مردان عدالت و توازن برقرار کرده است.مشکل زنان این نیست که "مشاغل بزرگ و سر و صدادار" ندارند، همان مشاغلی که فقیهان اجماع دارند که زنان نمی توانند آنها را بر عهده بگیرند، مسأله ی اصلی زنان، احساس آرامش و امنیت و امکان بروز استعداد در جامعه و خانواده است. زنان به جای "خودنمایی و تبرج"- که از نشانه های مردسالاری غربی است- باید از نظر معنوی و اخلاقی رشد کنند.مردان غربی زنان را تشویق به کشف حجاب می کنند، تا آنها را دیده و لذت بیرند. آیا این آزادی زنان است؟ از سوی دیگر، نباید بحث دفاع از حقوق زنان را به احکام فقهی چون تفاوت دیه کشاند. این انحراف است، برای این که نظر اسلام در این زمینه ها روشن است. حجاب زنان بسیار مهم است. "این مسأله حجاب و مَحرم و نامَحرم و نگاه کردن و نگاه نکردن، همه به خاطر این است که قضیه عفاف در این بین سالم نگهداشته شود. اسلام به مسأله عفاف زن اهمیت مى‏دهد". در آمریکا هر شش ثانیه به یک زن تجاوز می شود. بدین ترتیب، "مسأله ی حجاب که این همه مورد توجّه اسلام است، به خاطر اینهاست".این امر پیامدهای زیادی دارد. یکی از پیامدهای آن این است که "کشتن زنان، یکى از بلیّه‏هاى بسیار زشت و نفرت‏انگیزى است که در کشورهاى غربى - به‏ویژه امریکا - رایج است. این کارها خوشبختانه در کشور ما به آن شدّت نیست و جز موارد استثنایى، دیده نمى‏شود". به صدق و کذب مدعیات آیت الله خامنه ای درباره ی غرب و آمریکا کاری نداریم، مسأله، مدعیات او در خصوص اسلام است. او برساخته ها و عرف اعراب جاهلی پیش از اسلام را، حکم اسلام قلمداد می کند. این نکته دیگر بخوبی روشن شده و خود فقیهان هم قبول دارند که اکثریت احکام فقهی، برساخته ی اعراب قرن ها پیش از اسلام بوده که با اندکی اصلاح به امضای پیامبر گرامی اسلام رسیده است. آن برساخته ها، احکام الله نیستند، حداکثر، اختراع عقلای پیش از اسلام بوده اند. اگر "غرب زدگی" مذموم است- که هست- "عرب زدگی" هم مذموم است، آن هم تقلید کورکورانه از اعراب جاهلی و اهانت به خداوند از طریق احکام الله قلمداد کردن برساخته های اعراب بدوی. "عرب زدگان جاهلی" باید نشان دهند که اعراب پیش از اسلام از نظر اخلاقی و معرفتی بر غربیان کنونی برتری دارند. به خطبه ی نهج البلاغه در توصیف روحیات و اعمال و افکار اعراب پیش از اسلام رجوع کنید، آنان از چه نظر برتر بوده اند که باید الگوی امروزیان قرار گیرند؟ جهان آن دوره، جهان مردسالارانه، شیخ سالارانه و حاکم سالارانه بود. برساخته های آنان، تبعیض های زیادی را بر زنان تحمیل می کرد. توجیه و تحمیل آن نابرابری ها نارواست. فرض کنیم که زنان و مردان از نظر وجودی متفاوت باشند، آیا از این مقدمه می توان نتیجه گرفت که نابرابری ها و تبعیض های اختراع شده به وسیله ی اعراب پیش از اسلام موجه و مبتنی بر تفاوت های وجودی زنان و مردان است؟ این همه "عرب زدگی" برای چیست و چگونه موجه می شود؟ "فقیهان باستان شناس" که متخصص عرف ها و برساخته های اعراب پیش از اسلام اند، بزرگترین "مقلدان" جهانند.اینان کورکورانه از سبک های زندگی اعراب جاهلی پیش از اسلام "تقلید" می کنند. همه ی مسلمین و مومنان را به تقلید از خود، و در واقع "تقلید از اعراب پیش از اسلام" فرا می خوانند. تقلید تبعیض و نابرابری اعراب جاهلی، بزرگترین هنر فقیهان است. چهارم- نمونه ی چهارم:آزادی:فقط رهبری و تحزب و حقوق زنان نیست که دارای دو نوع اسلامی و غربی است، آزادی هم دو نوع است.آیت الله خامنه ای در سخنرانی 14خرداد 1381 در حرم آیت الله خمینی درباره ی آزادی می گوید: "آزادى در نظام جمهورى اسلامى را با آزادى غربى - که به معناى مهارگسیختگى صاحبان قدرت و سرمایه و همچنین به معناى بى‌بندوبارى انسانها در هر گونه رفتار و عمل است - نباید اشتباه کرد. این آزادى اسلامى است؛ هم آزادى اجتماعى است، هم آزادى معنوى است و هم آزادى فردى با قید اسلامى و با فهم و هدایت وتعریف اسلام است"[12]. پنجم- نمونه ی پنجم: دموکراسی :در سخنرانی 14خرداد81 درباره ی دموکراسی هم گفته است: "یکى از بزرگترین بى‌انصافیها درباره‌ى امام بزرگوار و نظام اسلامى ما این است که تبلیغات بیگانه، امام و نظام اسلامى و جمهورى اسلامى را به استبداد و دورى از مردم‌سالارى متهم مى‌کنند...در کدام نظام - حتى به‌ظاهر دمکراتیک - این همه تکیه به رأى و خواست مردم وجود دارد؟ دشمنان وقیح و بى‌شرم این انقلاب و این ملت، این بى‌انصافى را مى‌کنند که این انقلاب و نظام و بانى و معمار و بنیانگذار بزرگ آن را به ضدیت با مردم‌سالارى متهم مى‌کنند.مردم‌سالارى در نظام اسلامى، مردم‌سالارى دینى است؛ یعنى به نظر اسلام متکى است؛ فقط یک قرارداد عرفى نیست. مراجعه به رأى و اراده و خواست مردم، در آن‌جایى که این مراجعه لازم است، نظر اسلام است؛ لذا تعهد اسلامى به وجود مى‌آورد. مثل کشورهاى دمکراتیک غربى نیست که یک قرارداد عرفى باشد تا بتوانند به‌راحتى آن را نقض کنند. در نظام جمهورى اسلامى، مردم‌سالارى یک وظیفه‌ى دینى است"[13]. نتیجه :مدرنیته ارزش های خود را جهانشمول ساخته است. جهانشمولی و مشروعیت این مفاهیم، دیکتاتورها را هم ناگزیر به عقب نشینی کرده است. دیگر هیچ کس نمی تواند منکر دموکراسی و حقوق بشر و آزادی شود. به دوران قبل از انقلاب بنگرید، دموکراسی و حقوق بشر انکار می شد. اما امروز دیگر نمی توان اعلامیه ی جهانی حقوق بشر را رد کرد. به همین دلیل مفهوم اصلی را گرفته، از طریق "قلب معانی"، نوع "قلابی" آن را بر می سازند."جمهوری اسلامی"، نوع قلابی نظام جمهوری است."مردم سالاری دینی"، نوع قلابی دموکراسی است."دانشگاه اسلامی"، نوع قلابی دانشگاه است. "علوم انسانی تجربی اسلامی"، نوع قلابی علوم انسانی تجربی مدرن است."مجلس شورای اسلامی"، نوع قلابی پارلمان است. رهبری مادام العمر دارای "قدرت مطلقه"، حتی اگر اسلامی نامیده شود، بدترین نوع استبداد است، نه دموکراسی.گرفتاری ایران امروز، "غرب زدگی" نیست، اسارت در چنگال "فقیهان عرب زده" است. عرب زدگی اینان، عرب زدگی معاصر نیست، اینان عاشق و مقلد برساخته های اعراب اعصار ماقبل اسلام اند. به عنوان نمونه به علوم انسانی تجربی(جامعه شناسی، روان شناسی، اقتصاد، مدیریت، تاریخ، و...) بنگرید. اسلامی کردن این علوم ناممکن است. چرا؟ برای این که پس از مقام گردآوری (context of discovery) معرفت، نوبت به مقام داوری (context of justification) می رسد. در این مقام، "تجربه" داور علم است. همه ی نظریه های برساخته شده باید به میزان تجربه سپرده شوند. آنچه علم را علم می کند، داوری تجربه است. نه کتاب و سنت معتبر.از این نظر، اسلامی کردن علوم انسانی تجربی، ناممکن است. "جمهوری اسلامی" و "مردم سالاری دینی" نیز نمادهای "غرب زدگی" و "عرب زدگی" هستند. برای این که جمهوری و دموکراسی، اشکال و نظام های غربی اند، احکام فقهی هم که اینها را قرار است به اصطلاح اسلامی سازند، برساخته ی اعراب ماقبل اسلام اند.ترکیب این دو هیچ یک را به نحو سابق باقی نمی گذارد و داد هیچ کدام را نمی ستاند.جمهوری و دموکراسی که مقید به احکام فقهی شود، از محتوا خالی می گردد. "آزادی اسلامی" هم گرفتار چنین معضلاتی است. اولاً:مسلمین از حق انتخاب دین و تغییر دین محروم اند. اگر مسلمانی نامسلمان شود، بنابر احکام فقهی، مرتد و حکم او اعدام است.ثانیاً:غیرمسلمان ها حق ندارند آزادانه آئین خود را تبلیغ نمایند. برای این که مطابق احکام فقهی، دین "ضال و مضل" اند که باید بساتشان برچیده شود.ثالثاً:پس از آزادی عقیده و بیان، نوبت به آزادی اجتماعات می رسد.در کجای احکام فقهی آزادی اجتماعات مخالفان به رسمیت شناخته شده است؟ اما دلیل متقن تری بر بطلان مدعیات آیت الله خامنه ای وجود دارد. در این نکته توافق نظر وجود دارد که پیامبر گرامی اسلام برای مکارم اخلاق مبعوث شده اند. در عین حال، اخلاق امری دینی نیست، بلکه دین فقط و فقط پشتیبان اخلاق است(فعلاً این نکته را نادیده می گیریم که نظام سلطانی فقیه سالار به جای گسترش فضایل اخلاقی، رذیلت پرور بوده است). عالمان اخلاق مسلمان معتزلی و شیعیان، در بحث حسن و قبح ذاتی و عقلی گفته اند که اخلاق مستقل از دین است و در مقام اثبات و ثبوت نیازی به دین ندارد(به تعبیر امروزین: اخلاق اتکای وجودی و معرفت شناختی به دین ندارد). به همین معنا، دموکراسی و آزادی و جمهوری و حقوق بشر و دیگر برساخته های بشری، مستقل از دین اند و اتکای وجودی و معرفت شناختی به دین ندارند.به تعبیر دیگر، این ارزش ها، نه در مقام تعریف، نه در مقام تحقق خارجی، نیازمند دین نیستند. نه تنها نیستند، بلکه سکولاریسم- به معنای تفکیک نهاد دین از نهاد دولت- شرط لازم وجود و تحقق نظام دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر است. با توجه به این استدلال، دینی/اسلامی کردن این امور، معنایی جز خالی کردن آنها از محتوا از طریق مقید ساختن شان به احکام فقهی ندارد."دموکراسی اسلامی"، یعنی دموکراسی ای که احکام فقهی آن را از بین برده و نامی از آن باقی نگذارده است."جمهوری اسلامی"، یعنی جمهوری ای که احکام شریعتی آن را نابود کرده و حتی ظاهری از آن باقی ننهاده است. "دانشگاه اسلامی" چه نوع دانشگاهی است؟ دانشگاهی است که به وسیله ی رژیم از طریق "انقلاب فرهنگی" تعطیل می شود، هزاران استاد و دانشجو اخراج می گردند، گزینش برای ورود به آن تشکیل می گردد و غیر خودی های متفاوت را از تحصیل محروم می سازد، بسیجیان و سپاهیان به دلیل عضویت در این نهادها از امتیازات ویژه ی ورود به آن برخوردارند، استادان دائماً پاکسازی شده و مخالفان حذف می گردند، علوم اجتماعی به بهانه ی واهی غربی بودن در مضیقه قرار می گیرد، حجاب و ظاهر دختران و پسران مهم می شود، طرح هایی چون جداسازی جنسیتی را در اولویت قرار می دهد و مریدان "مقام معظم رهبری" به استادی می رسند.آیا این چنین نهادی برابر با اصل است، یا متقلبانه و جعلی است؟         در تمام گفته های رهبری یک نکته مشترک است، درک بی نهایت سطحی و غلط از فرهنگ غرب و مفاهیمی نظیر حقوق زنان، آزادی، دموکراسی، دانشگاه، علم و اخلاق و تلاش برای توجیه کردن دیکتاتوری خود از طریق استعانت از مفاهیم غربی و خالی کردن آنها از محتوا. برای مثال حرکت زنان که بر اساس آن زن بودن و یا مرد بودن عاملی اخلاقا نامربوط است و لذا زن یا مرد بودن نمی تواند مبنای حقوق نابرابر شود "یک حرکت مبتنی بر جهالت" می شود و نهادینه کردن نابرابری اخلاقی زن و مرد که در حقوق نابرابر جلوه می یابد عین عدالت و احترام به زن می گردد. نکته ی عجیب تر اما این است که خامنه ای نه تنها واقعیت جهان غرب را وارونه جلوه می دهد، واقعیات کشور خود را نیز وارونه بیان می کند. برای مثال آزادی احزاب حتی با قرائت خود ایشان نیز مورد تایید ایشان نیست. به نظر می رسد بیش از همه ایشان گرفتار اوهامی پریشان از غرب و کشور تحت حاکمیت خویش است، در این خیالات ایران کشوری عادلانه و در حال پیشرفت تحت "مدیریت زنده بالنده و پیشرونده" ی شخص ایشان است و غرب گرفتار ظلم و جهالت است. ظلم و جهالت در غرب ظاهرا بخاطر این نیست که عقل غیر وابسته به ولایت فقیه - که بنیان حکومتهای غربی است - آن را رد می کند بلکه ظلم و بی عدالتی غرب در این است که عقل ولی فقیه آن را رد می کند. پاورقی ها: 1- آمارتیاسن، هویت و خشونت، توهم تقدیر، ترجمه ی فریدون مجلسی، انتشارات آشتیان، چاپ اول:1388، ص 51. 2- آمارتیاسن، هویت و خشونت، توهم تقدیر، ص 54. 3- آمارتیاسن، هویت و خشونت، توهم تقدیر، صص 97- 94. 4 و 5 و 6 - رجوع شود به لینک: 7 الی 11- رجوع شود به لینک:   12 و 13- رجوع شود به لینک:  

     
    • Email to a friend •  •

     

     


    Sponsored link

     

    درباره ادامه تحصیل دانشجویان بهائی مصالحه نمی کنیم

    فرشته قاضی

    هفت ایرانی بهایی به جرم ارتباط با موسسه آموزش عالی بهائیان به چهار تا پنج سال زندان محکوم شدند. همزمان جامعه جهانی بهائی اعلام کرد که 112 شهروند بهائی اکنون به خاطر دین شان در ایران پشت میله های زندان هستند و پروندۀ حدود ۳۰۰ بهائی دیگر هنوز نزد مقامات قضایی جمهوری اسلامی باز است. اردیبهشت ماه سالجاری 12 نفر از افراد مرتبط با دانشگاه علمی آزاد بهاییان در تهران، کرج، اصفهان و شیراز بازداشت  و به بند 209 زندان اوین منتقل شدند. فرهاد ثابتان سخنگوی جامعه بهایی به "روز" می گوید که از این 12 نفر، 7 نفر محاکمه و به حبس محکوم شده اند و 5 نفر دیگر همچنان بلاتکلیف در زندان به سر می برند. دانشگاه علمی آزاد بهائیان  (BIHE) موسسه آموزش عالی بهائیان است و توسط اساتید دانشگاه بهائی که از تدریس در دانشگاهها محروم شده اند تاسیس شده وجوانان بهایی که از تحصیل دردانشگاههای ایران محروم هستند در آن آموزش می بینند. روز گذشته جامعه جهانی بهائی اعلام کرده که 7 تن از بازداشت شدگان در ارتباط با این موسسه آموزشی به حبس محکوم شده اند. براساس گزارشی که برای "روز" ارسال شده، وحید محمودی و کامران مرتضایی، هر کدام به 5 سال حبس تعزیری محکوم شده اند. رامین زیبایی، محمود بادوام و فرهاد صدقی، مدرسان این موسسه آموزشی هریک به 4 سال حبس و همچنین ریاض سبحانی، مشاور این موسسه و نوشین خادم نیز هر یک به 4 سال حبس تعزیری محکوم شده اند. این شهروندان بهایی در شعبه 28 دادگاه انقلاب به حبس محکوم شده اند و بانی دوگال، نمایندۀ ارشد جامعۀ جهانی بهائی در سازمان ملل متّحد در همین زمینه اعلام کرده است: در این مرحله حتی روشن نیست اتّهامات مطرح شده علیه این افراد بی گناه که تنها خواسته شان خدمت به جوانانی بود که ناعادلانه و صرفاً به دلایل دینی از آموزش عالی محروم شده اند، دقیقاً چیست. فرهاد ثابتان با تایید سخنان بانی دوگال به "روز" میگوید: متاسفانه جزئیات دادگاه اصلا برای ما روشن نیست؛ دادگاه غیر علنی بوده و ما حتی نمیدانیم اتهام و جرمی که به این شهروندان نسبت داده اند چیست. او می افزاید: فقط گفته شده که آنهابه خاطر ایجاد یک سازمان غیر قانونی اقدام علیه امنیت ملی کرده اند. این در حالی است که موسسه آموزش عالی بهائیان به هیچ عنوان غیر قانونی نبوده و بعد از بازداشت این 12 نفر، غیر قانونی اعلام شده است. سخنگوی جامعه بهائی در عین حال می پرسد: واقعا سئوال این است که تدریس و آموزش درس چه ربطی به اقدام علیه امنیت ملی دارد؟ تدریس در منازل درباره شیمی و فیزیک چطور در امنیت ملی اخلال ایجاد میکند؟ از آقای ثابتان درباره 5 شهروند بهائی دیگر که در ارتباط با این موسسه بازداشت هستند می پرسم که می گوید هنوز وضعیت آنها مشخص نیست. او می افزاید: کامران رحیمیان و همسرشان خانم فاران احسانی، دو نفر از این 5 زندانی هستند که کودک دو ساله آنها نزد بستگانشان نگهداری می شوند. به گفته اقای ثابتان شهروندان بهائی که از ورود به دانشگاههای ایران محروم هستند، در موسسه مذکور آموزش می دیدند. از او می پرسم باتوجه به عدم امکان ورود شهروندان بهایی به دانشگاههای ایران و حال که این موسسه نیز غیر قانونی اعلام شده جامعه بهائی چه اقداماتی در زمینه ادامه تحصیل شهروندان خود به عمل خواهد آورد؟ آقای ثابتان می گوید: ما در رابطه با نوع ارائه تحصیل هر طوری که دولت جمهوری اسلامی مناسب بداند و تصور نکند که اخلال در امنیت ملی می کنیم حاضر هستیم عمل کنیم اما اینکه دانشجویان بهائی به هیچ وجه نباید تحصیل کنند را هرگز جامعه بهائی نمی پذیرد و مساله تحصیل چیزی نیست که به هیچ وجه بتوان در باره آن مصالحه کرد. او در عین حال به محرومیت از تحصیل سایر دانشجویان غیر بهائی نیز اشاره می کند و میگوید: متاسفانه در ایران دانشجویانی که ایدئولوژی و باور های خاص خود را دارند و حکومت احساس میکند که با ایدئولوژی آنها نمی خوانند خیلی راحت ستاره دار و از تحصیل محروم می شوند در حالیکه این مساله با هیچ یک از موازین حقوق بشری نمیخواند و جای تاسف و شگفتی دارد که چرا چنین رفتاری صورت میگیرد. دانشگاه علمی آزاد بهاییان(BIHE) در سال 1364، به ابتکار جامعه بهاییان و بعد از محرومیت شهروندان بهایی از حق تحصیل تاسیس شد. شایان وحدتی، دانشجوی سابق این موسسه پیش از این در مورد این دانشگاه به "روز" گفته بود که "بعد از انقلاب فرهنگی سال 59 و محرومیت بهاییان از تحصیلات دانشگاهی پس از 5 سال، جامعه بهاییان ایران با بهره گیری از اساتید و دانشجویان اخراجی برای جبران محرومیت از تحصیل،  اقدام به تاسیس این دانشگاه زیرزمینی علمی آزاد کردند که با وجود تمامی محدودیت ها و نبود امکانات 26 سال است که به فعالیت های خود ادامه می دهد". به گفته او "در مهرماه 1377 مامورین امنیتی با حمله به محل کلاس ها و امتحانات این موسسه اقدام به ضبط وسایل آموزشی، برگه‌های امتحانی و کامپیوترها کردند. همین طور ساختمان های این دانشگاه یک بار در سال 86 پلمپ و تعدادی از آن ها را مصادره کردند. به دنبال این فشارها، این دانشگاه روند تحصیل به صورت آنلاین را در پیش گرفت. در اقدام اخیر مامورین نیز بعضی از ساختمان های استیجاری موسسه در سطح شهر تهران پلمب شده است". بهاییان در قانون اساسی جمهوری اسلامی به عنوان اقلیت مذهبی به رسمیت شناخته نشده‌  و در طول 30 سال اخیر مورد تبعیض‌های سیاسی، ‌اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی گوناگون بوده‌اند. گفته می‌شود از آغاز انقلاب اسلامی تا کنون دست کم 200 نفر از آنان اعدام شده‌اند. آقای ثابتان به "روز" گفته است که  فشارها بر شهروندان بهائی در ایران افزایش یافته و حکومت درصدد است با افزایش این فشارها، شهروندان بهائی ایرانی را وادار به خروج از کشور کند. تخریب منازل و قبرستان های بهائی، جلوگیری از ادامه تحصیل و اخراج دانشجویان بهائی از دانشگاهها، بازداشت های گسترده شهروندان بهائی و جلوگیری از کسب و کار آنها در ایران از مواردی است که به گفته آقای ثابتان و براساس گزارش های رسانه ها و فعالان حقوق بشرطی سالیان گذشته همواره از سوی حکومت در قبال شهروندان بهائی اعمال شده است. در حال حاضر نیز فریبا کمال آبادی، جمال الدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضایی، بهروز توکلی، وحید تیزفهم و مهوش ثابت، 7 تن از سران بهائی، که با عنوان گروه یاران سرپرستی جامعه بهائی در ایران را برعهده داشتند هر کدام با محکومیت 20 سال حبس تعزیری در زندان به سر می برند. اما برخورد با شهروندان بهائی تنها در بازداشت و زندان خلاصه نمی شود؛ سخنگوی جامعه جهانی بهائی توضیح می دهد: کسب و کار شهروندان بهائی را پلمپ می کنند. دانشجویان بهایی به هیچ عنوان حق ورود به دانشگاهها را ندارند و بعد از ورود به دانشگاهها اگر مشخص شود که بهائی هستند اخراج می شوند. صددرصد یک سیستم از قبل طراحی شده و سیستماتیک وجود دارد که در تمام ابعاد زندگی شهروندان بهائی فشار می آورد حق تحصیل ندارند، حق کسب و کار ندارند، حتی حق کفن و دفن را نیز از بهائیان گرفته اند. به طوریکه در مشهد یک خانم بهائی فوت کرده و یک ماه است جواز کفن و دفن نمیدهند چون قبرستان بهائی ها را تخریب کرده اند و اجازه نمی دهند او را در قبرستان دیگری دفن کنند چون حکومت بهائیان را کافر می داند و اجازه دفن آنها در قبرستان های مسلمانان را نمی دهد. جمهوری اسلامی آئین بهائیت را که در قرن نوزدهم میلادی به وجود آمده و بیش از 7 میلیون پیرو دارد "فرقه ضاله" میداند و بر این اساس پیروان این آئین را از حقوق شهروندی خود محروم میکند.

     
    • Email to a friend •  •

     

    همه در ایران می گویند: پ. ن. پ

    آرش بهمنی

    چندی پیش محمدعلی ابطحی در صفحه فیس‌بوک خود نوشت: "به خاطر اینکه بازنشسته رادیو و تلویزیون هستم، رفته بودم فروشگاه صدا وسیماً. نگهبان گفت می‌خواهی خرید کنی؟ گفتم، پ‍َ ن‍َ پ‍َ، می‌خوام برم استودیو دوباره اعتراف کنم". نوشته کوتاه معاون پارلمانی سیدمحمد خاتمی در دوره اصلاحات، و استفاده وی از عبارت "پ‍َ ن‍َ پ‍َ" نشان‌دهنده نفوذ این اصطلاح تازه‌یافته در میان اقشار مختلف جامعه ایرانی است. اصطلاحی که حتی به زندان‌ها نیز راه یافته است؛ چندی پیش فخرالسادات محتشمی‌پور، همسر مصطفی تاج‌زاده، به نقل از وی نوشت: "همسرجان در ملاقات امروز از من پرسید آن پیژامای سورمه ای راه راه را تو برایم خریده بودی؟ می گویم بله چطور مگه ؟ می گوید: کشش خراب شده بود گفتم برایم کش بخرند. طرف پرسید برای شلوارت می خواهی؟ گفتم: پَ نَ پَ می خوام باهاش اختلاس رو کش بدم!" این اصطلاح  که هنوز درباره ریشه، و مکان جغرافیایی  که از آن استفاده می‌شود، اختلاف نظر وجود دارد، آن‌قدر همه‌گیر شده که کتابی از اصطلاحات آن در اینترنت منتشر شده که استقبال  کاربران راهم در پی داشته است. حتی به تازگی سیستم ایرانسل –ـ از سیستم‌های مخابراتی فعال در ایران ـ– اعلام کرده است  مشترکانش می‌توانند با ارسال پیام کوتاهی به یک شماره، یک طنز "پ‍َ ن‍َ پ‍َ" را به قیمت 35 تومان، دریافت کنند. شاید تاریخ فراگیری این اصطلاح ـ– که برای پاسخ به سئوالاتی از آن استفاده می‌شود که جواب کاملا مشخصی دارد و طرح سئوال بی‌مورد است ـ– را باید از روزی دید که دو دانشجو، تصمیم گرفتند صفحه‌ای به این نام ایجاد کنند: "19 خرداد 90 نزدیکای ساعت 9 شب داشتم با وحید چت می‌کردم، بهش گفتم بیا یه پیج فان بزنیم حال و هوامون عوض شه یه کم ( دم امتحانا بود دیگه، حسابی تو استرس درس و امتحان بودیم). گفت آخه چی؟ گفتم پ نه پ. گفت به نظرت خوبه؟؟ گفتم آره بابا جالبه. قرار شد وحید پیج رو باز کنه، نزدیک ساعت 10.30 اولین پست رو رفتیم". این اصطلاح به تازگی وارد عرصه ورزش هم شده است. چند روز پیش فیروز کریمی، سرمربی تیم شاهین بوشهر در پاسخ به سئوال خبرنگاری که از وی پرسیده بود: "شما دقیقه 93 بازی را به تساوی کشاندید، آیا این اتفاق حاصل خوش شانسی نبود؟ " پاسخ داد: "پَ نه پَ حاصل برنامه‌ریزی تاکتیکی بود!"  مجریان تلویزیون ـ– بخصوص مجریان برنامه‌های جوان‌پسندتر ـ نیز اخیرا از این اصطلاح استفاده زیادی می‌کنند. این توضیحاتی است که پویا، یکی از دو ادمین اولیه این صفحه به "روز" می‌دهد. او درباره ریشه این اصطلاح می‌گوید: "این تکیه کلامی است که خود من از آن ـ– البته به ندرت ـ– استفاده می‌کردم... وقتی ما پیج را ایجاد کردیم، تصور می‌کردیم که این اصطلاح متعلق به جنوب کشور است. اما در این مدت خیلی‌ها از جاهای مختلف ایران به ما گفتند که این اصطلاح مثلا مخصوص همدان، لرستان، کاشان و... است. به نظر میاد که همه جای ایران از این اصطلاح استفاده می‌کنن". صفحه‌ای که خردادماه سال جاری ایجاد شد، اکنون با بیش از 252 هزار عضو از جمله صفحات پرطرفدار ایرانی در فیس‌بوک است. برای مقایسه باید اشاره کرد که صفحه میرحسین موسوی ـ– یکی از دو رهبر مخالف دولت در ایران که اکنون در بازداشت خانگی است ـ– 225 هزار عضو دارد. صفحه برنامه تلویزیونی پارازیت هم– که گفته می‌شود پرطرفدارترین صفحه فیس‌بوکی به زبان فارسی است، 709 هزار عضو دارد. آن‌گونه که پویا می‌گوید، در حال حاضر بیش از 60 صفحه مختلف که مستقیم یا غیرمستقیم به "پ‍َ ن‍َ پ‍َ" مربوط هستند، در فیس‌بوک وجود دارند: "ما اولین صفحه مربوط به این اصطلاح بودیم. البته پیج دیگری هم بود با عنوان «نه پ» که اصرار دارند که ما از آن‌ها کپی کردیم، که البته این‌طور نبود. چند روز پیش من در فیس‌بوک سرچی کردم و دیدم که نزدیک به 65 صفحه یا مستقیم پ نه پ هستند یا ستاد مبارزه و  مدل های مختلف". "پ‍َ ن‍َ پ‍َ" مخففی است از عبارت "پس نه پس". این عبارت را در پاسخ به سوالاتی به کار می‌برند که جواب بسیار ساده و روشنی دارد و در واقع پرسیدن سئوال در مورد آن، موضوعیتی ندارد. یک استاد مردم‌شناسی در دانشگاه‌های ایران پیرامون استفاده از این عبارات به "روز" می‌گوید: "این اصطلاح را می‌توان به عنوان یکی از تکیه‌کلام‌های جدید به شمار آورد.  تکیه کلام‌ها خاصیت‌های متعددی دارند. به طور مثال آن‌ها به نوعی می‌توانند نشان‌دهنده رده سنی، معرف طبقه اجتماعی و حتی معرف شخصیت ما باشند. این البته یک دسته‌بندی خیلی کلی است، اما می‌توان بسیاری از تکیه‌کلام‌ها را در همین رده تقسیم‌بندی کرد". وی اضافه می‌کند: "فراموش نکنیم کلماتی هم‌چون "پ‍َ ن‍َ پ‍َ" به نوعی از اجزای زبان مخفی هم هستند. زبانی که اقشاری از جامعه از آن استفاده می‌کنند. زبان مخفی یکی از گونه‌های اجتماعی زبان است. این زبان، زبانی مستقل نیست و یکی از انواع  زبان معیار است. ممکن است برخی لغات این زبان به دلیل تعدد استفاده از سوی تعداد زیادی از مردم، وارد زبان معیار شود". این استاد دانشگاه می‌گوید: "فراموش نکنیم استفاده از عبارات طنزآمیز در بسیاری از موارد به نوعی جنبه تخلیه هیجان و بیان اعتراض به زبانی همه‌فهم را هم دارد. همین اصطلاحی که شما اشاره کردید، برای اعتراض به برخی موارد مبتلابه جامعه نیز به کار می‌رود. این کارکرد را نباید فراموش کرد. حتی در جامعه‌ای که راه‌های رسمی بیان اعتراض – نهادهای مدنی، احزاب، مطبوعات و... – در آن قابل استفاده نباشند، از روش‌های این‌چنینی استفاده می‌کند". پویا –ـ مدیر صفحه ـ– نیز می‌گوید: "اتفاقاتی بود که روی پست‌ها  تاثیر گذاشت. آن‌هایی که الان در خاطر دارم این‌ها هستند: آب بازی در پارک آب و آتش. حتی متاسفانه تجاوز گروهی. اخیرا هم بحث اختلاس و حتی دربی استقلال ـ– پرسپولیس". در این صفحه تاکنون مطالب زیادی درباره مسایل سیاسی و حتی مذهبی نوشته شده است. او با تاکید بر این نکته که تاکنون هیچ بازخورد منفی از سوی مقامات و نهادها دریافت نکرده، می‌گوید: "ما در مورد جنتی و احمدی نژاد و حتی رهبر انقلاب هم پست داشتیم که حدودا 6000-تا ۷۰۰۰ لایک داشتند". او برای نمونه یکی از پست‌های اجتماعی را که پرطرفدار هم بوده، معرفی می‌کند: "دارم سیگار میکشم مامور اومده میگه داری سیگار میکشی؟ میگم پَـــ نَ پَــــ دارم علامت میدم سرخپوستای قبیله بغلی بفهمن ما اینحائیم. گفت پدر سگ اهل فیسبوکم که هستی سوار شو بریم. گفتم کلانتری ؟ گفت پَـــ نَ پَــــ بریم قبیله بغلی بگیم آوردیمت، لازم نیست دیگه شما تو زحمت بیوفتین". پستی که بعد از اعلام ممنوعیت استفاده از فیس‌بوک منتشر شده است. استاد مردم‌شناسی درباره ریشه‌های استفاده از این زبان به "روز" می‌گوید: "قسمت اعظمی از این تکیه کلام ها برخاسته از حوزه عمومی است، از زندگی روزمره ما. این نوع فرهنگ سازی شاید به نوعی در تقابل با فرهنگ تابوسازی رسمی در ایران به وجود آمده است. فرهنگ مسلطی که قصد تابوسازی از حداکثر پدیده‌ها را دارد". ادمین‌های این پیج اما تاکنون استفاده مالی هم از صفحه خود داشته‌ یا به آن فکر کرده‌اند؟ "فکر که بله، کردیم. اما از آن‌جایی که کپی رایت در ایران معنی ندارد، کاری نمی‌شود کرد. یک نفر کتاب منتشر می‌کند، ایرانسل پیام کوتاه می‌دهد و پول به دست می‌آورد و... خلاصه هدف ما از اول هم پول نبود، الان هم همین که این همه ایرانی ها را می‌خندانیم، برایمان کافی است". پویا به همراه وحید (هر دو ساکن کرج)، نصیر (ساکن مشهد) و یک دختر (ساکن کرج) اکنون مدیران صفحه‌ای هستند که به عقیده برخی جامعه‌شناسان، از جمله صفحات مورد توجه برای مطالعه اتفاقات اجتماعی ایرانیان است. 4 دانشجوی جوانی که درباره صفحه خود معتقدند: "انسان  نباید برای اتفاقات دور و بر خود تاریخ انقضا داشته باشد. اینکه می‌گویند فلان چیز «خز» شد، زاییده ذهن مردم است، و از آن جایی که واقعا چیزی برای ما نداره هر وقت ببینم مردم را اذیت می‌کند، روی «دیلیت پیج» کلیک می‌کنیم".

     
    • Email to a friend •  •

     

    لاریجانی باید روزی در جایگاه متهم پاسخ دهد

    کاوه قریشی

    بعد از گذشت پنج روز از انتشار گزارش مقطعی گزارشگر ویژه از وضعیت حقوق بشر ایران، رئیس دستگاه قضایی آن را "سخیف، ناصحیح و غیر مستند" خواند و نائب رئیس کمیته حقوق بشر مجلس نیز با "یکسویه" دانستن این گزارش گفت: "این کمیته پیگیر شکایت از احمد شهید توسط دستگاه قضایی است." شیرین عبادی، رئیس کانون مدافعان حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۰۳ در واکنش به این اظهارات به روز می‌گوید: "آقای لاریجانی تصور کرده‌اند دنیا مانند ایران بی‌حساب و کتاب است و هر کس که زور بیشتر و مقام بالاتری داشته باشد می‌تواند هر کاری که دلش خواست انجام دهد."  ارائه گزارش احمد شهید به اعضای سازمان ملل متحد در روز چهارشنبه ۲۷ مهر ماه، با واکنش بسیاری از کشور‌ها از جمله آمریکا، آلمان، انگلیس، استرالیا روبرو شد. عموم این کشورها نسبت به وضعیت نقض حقوق بشر در ایران ابراز نگرانی کرده اند. شکایت از احمد شهید احمد شهید، وزیر خارجه سابق مالدیو که خرداد ماه به عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر در ایران انتخاب شد، روز شنبه هفته جاری اولین گزارش خود از وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی را منتشر و با تاکید بر موارد متعدد نقض حقوق بشر در ایران، نگرانی خود را اعلام کرد. فروردین ماه، شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد با صدور قطعنامه‌ای به تعیین گزارشگر ویژه‌ای برای بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران رأی داد. قطعنامه‌ای که حاصل ۲۲ رای موافق و ۷ رای مخالف در کنار ۱۴ رای ممتنع شرکت کنندگان در نشست این شورا در ژنو بود. این اولین بار بود که شورای حقوق بشر سازمان ملل به تعیین گزارشگری ویژه برای ایران رای می‌داد؛ شورایی که از سال ۲۰۰۶ تشکیل شده است. پیش از آن و در سالیان گذشته سه نماینده وِیژه سازمان ملل در امور حقوق بشر برای ایران از سوی سازمان ملل تعیین شده بود.  بعد از گذشت چند روزاز انتشار گزارش آقای شهید، دبیر و سخنگوی کمیته حقوق بشر کمیسیون امنیت ملی جمهوری اسلامی، در اولین واکنش به انتشار این گزارش گفت: "این آمادگی وجود دارد که گزارش این فرد در کمیسیون امنیت ملی مجلس بررسی شود." به گزارش رسانه‌های دولتی نقوی حسینی به خبرنگاران گفته بود: "هنوز به ما مستنداتی نرسیده است. باید مستندات برسد. کمیته حقوق بشر مجلس باید به گزارش‌ها و استناداتی که برایش ارسال می‌شود رسیدگی کند. ما که نمی‌توانیم چمدانمان را‌برداریم و این در و آن در بزنیم که ببینیم کجا چه اتفاقی افتاده است." چند روز پس از این اظهارات اما"رئیس قوه قضاییه دادستان کل کشور و ستاد حقوق بشر قوه قضاییه را مأمور کرد که پرونده ویژه‌ای را در قبال جنایت‌های آمریکا علیه ایران و علیه کشورهای اسلامی گشوده و آن را پیگیری کنند." آملی لاریجانی با "سخیف و ناصحیح و غیر مستند" خواندن این گزارش گفته است: "ما حقوق بشر املا شده از سوی غرب را نمی‌توانیم بپذیریم چرا که ما یک نظام دینی را پذیرفته‌ایم و از مبانی حقوق بشر اسلام هم قاطعانه و البته کاملاً عقلانی دفاع می‌کنیم." همزمان یک نماینده مجلس هم گفته است که گزارش اخیر گزارشگر سازمان ملل "یکسویه و تحت مدیریت صهیونیسم بین‌الملل" برای فشار به جمهوری اسلامی ایران تهیه شده است. محمد کریم عابدی نماینده فردوس و طبس و نائب رئیس کمیته حقوق بشر مجلس شورای اسلامی در مصاحبه با خبرگزاری فارس، نزدیک به نهادهای نظامی ـ امنیتی، گفته است: "گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل وامدار رژیم صهیونیستی بوده و در جریان تهیه گزارش جعلی و یکسویه خود با منافقین که مستقیما

    ...

    [پیام کوتاه شد]  نمایش کل پیا
     
     
     
     

     


     

 

ماموریت سازمان ملل متحد در لیبی ــ تلاش برای مشروعیت بخشیدن به تجاوز ناتو ،الکساندر مزیایف ،مرکز فرهنگ استراتژیک!،مترجم: ا. م. شیری!

by eshtrak

شورای امنیت با دادن مأموریت به سازمان ملل متحد، در واقع به پیمان ناتو مأموریت داده است در زیر پرچم سازمان ملل متحد، وجب بوجب خاک لیبی را طی عملیات نظامی به زیر سیطره کامل خود در آورد. با این وجود، همانطور که بررسی های حقوقی نیز ثابت می کنند، برافراشتن پرچم سازمان ملل متحد در لیبی نمی تواند بر عملیات نظامی زمینی مشروعیت بدهد. اقدامات سازمان ملل متحد نیز مثل عملیات ناتو غیرقانونی است... (تمام و یا اغلب تصمیمات شورای امنیت سازمان ملل متحد ثابت می کند که تعریف این سازمان بعنوان «اسب تروای امپریالیسم» پر بیجا نیست. مترجم) *

روسیه و آفریقای جنوبی موفق نشدند بند مربوط به پایان دادن فوری نسل کشی مستمر سیاهپوستان در لیبی را در متن قطعنامه ٢٠٠٩ شورای امنیت بگنجانند.

ماموریت سازمان ملل متحد در لیبی ــ تلاش برای مشروعیت بخشیدن به تجاوز ناتو

(یا شورای امنیت سازمان ملل متحد را بیشتر بشناسیم. مترجم)

الکساندر مزیایف (Alexander Mezyaev)

                                                                              مرکز فرهنگ استراتژیک

www.fondsk.ru/news/2011/09/28/missija-oon-v-livii-popytka-legitimacii-agressii-nato.html

 

                                                                              مترجم: ا. م. شیری

www.eb1384.wordpress.com

شورای امنیت سازمان ملل متحد در جسله ١۶ سپتامبر قطعنامه شماره ٢٠٠٩ خود را دایر بر تشکیل نیروی «حافظ صلح» در لیبی تصویب و یان مارتین انگلیسی را بریاست آن تعیین کرد.

این قطعنامه «ارائه کمکها به لیبی و پشتیبانی از آن» را برای دستیابی به یکسری اهداف مد نظر قرار داده است. بازسازی امنیت ملی بعنوان اولین هدف، تعیین شده است. همچنین، وظیفه «هماهنگی» کارها برای تهیه پیشنویس قانون اساسی جدید؛ گسترش حوزه نفوذ حاکمیت دولتی؛ دفاع از حقوق بشر؛ حمایتهای معطوف به نظام قضایی؛ بازسازی اقتصاد کشور؛ همآهنگی حمایتهای آتی در «برقراری روابط با کشورهای دیگر»، به این نیرو سپرده شده است...

اولین وظیفه محوله به سازمان ملل بدین معنی است که چون شورشیان به قدرت رسیده در لیبی از عهده برقراری کنترل بر کشور بر نمی آیند، حضور دائمی نظامیان خارجی در آن الزامی است. یعنی مردم آن، همچون بنگلادشی ها و پاکستانها بخاطر منافع غربی ها، بخاطر منافع تأمین کنندگان سربازان صلح بان سازمان ملل متحد(٧٠ درصد) کشته خواهند شد. مسئله اصلی عبارت از تأمین فرماندهی ناتویی ها می باشد... اگر سابقاًَ حضور نظامی ناتویی ها در لیبی غیرعلÙ �ی بود و تخلف از حقوق و موازین بین المللی محسوب می شد، اینک، علنی و گویا منطبق بر قوانین بین المللی خواهد بود.

فرمولبندی دایر بر «همآهنگی» کارها برای تدوین قانون اساسی جدید و برگزاری انتخابات، بسیار قابل توجه است. این، بدین معنی است که متن قانون اساسی جدید لیبی تا کنون نوشته شده و نه در لیبی نوشته شده است. اگر چه این داستان تازه ای نیست، اما آن را اکنون علنی نموده و بعنوان یکی از وظایف سازمان ملل تعیین کرده اند. آنچه که به برگزاری انتخابات مربوط می شود، البته که در اصل، عبارت از قانونی کردن شورای موقت انتقالی می باشد، اما، برگزار ی این انتخابات بدون پشتیبانی ارتشهای خارجی ممکن نیست. بدین ترتیب، وظیفه محوله به سازمان ملل متحد کاملا روشن است.

«گسترش حوزه نفوذ حاکمیت دولتی»، شوم ترین هدف تعیین شده می باشد. با توجه به اینکه سازمان ملل متحد فقط شورای موقت انتقالی را بعنوان «حاکمیت دولتی» می شناسد،مأموریت سرکوب خلق لیبی در صورت قیام برعلیه شورای موقت انتقالی و اشغالگران خارجی به سازمان ملل متحد حواله شده است. و البته، با توجه اینکه شورای امنیت سازمان ملل متحد در سایه تلاشهای کشورهای عضو ناتو مسئولیت همآهنگی حمایتهای آتی در «تنظیم روابط با کشورهای دی گر» را در میان وظایف خود گنجانیده است، تعیین «دیگر کشورها»، چندان مشکل نیست.

و اکنون در باره قالب جدید هجوم نظامی علیه لیبی که گویا با موازین حقوق بین الملل منطبق خواهد بود.... ما آنقدر به حضور نیروهای حافظ صلح سازمان ملل متحد عادت کرده ایم که برای دادن پاسخ این سؤال که آیا اصلا تشکیل آنها قانونی هست یا نه، زیاد تعمق نمی کنیم. اقدامات سازمان ملل متحد برعلیه لیبی آنقدر ظالمانه است که بررسی دقیق آن، بارها و بارها لازم است. مبنای حقوقی وظایف محوله به سازمان ملل متحد در مقدمه قطعنامه شماره ٢٠٠٩ بر شمرد ه شده است. متدولوژِی تنظیم قطعنامه عامداًًَ پیچیده شده و دلایل دخالت سازمان ملل متحد و مبنای حقوقی تصویب قطعنامه برای احاله وظایف، آش شله قلمکار تازه پخته را با قطعنامه های پیشین شورای امنیت سازمان ملل متحد و «محکومیت گسترده» خشونت علیه شهروندان غیرنظامی با هم مخلوط کرده است. ولیکن در هیچیک از قطعنامه های پیشین، هیچ مبنای حقوقی مبنی بر دادن مأموریت به سازمان ملل متحد در نظر گرفته نشده است. تنها مورد ظاهرا قانع کننده عبارت از این است که مأموریت بر اساس «سر فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد و اتخاد تدابیر در انطباق با ماده ۴١ آن» داده شده است. اما واÙ �عیت مفهوم ماده ۴١ این است که به شورای امنیت سازمان ملل متحد حق تعیین وظیفه برای سازمان ملل متحد را نمی دهد.

این هم متن کامل ماده ۴١ منشور سازمان ملل متحد: «شورای امنیت اختیار دارد تصمیماتی بگیرد که برای اجرای آنها نیازی به استفاده از نیروهای مسلح نباشد و می تواند اجرای این تصمیمات را به عهده اعضای سازمان بگذارد. این تصمیمات می تواند ناظر بر متوقف ساختن تمام یا بخشی از روابط اقتصادی و ارتباطی، شامل راههای ریلی، دریایی، هوایی، پستی، تلگرافی، رادیویی و دیگر وسائل ارتباطی و قطع روابط سیاسی باشد». همانطور که می بینیم، شورای امنیت سازمان ملل متحد با این اقدام که می تواند به سازمان ملل متحد مأموریت بدهد، ماده ۴١ منشور سازمان ملل متحد را جعل می کند. آنچه که به انطباق با «سر فصل» مربوط می شود، این است که چنین انطباقی، یک امر بسیار متقلبانه است. زیرا نه در فصل هفتم و نه در دیگر ماده ها، دادن مأموریت به سازمان ملل متحد در دیگر کشورها در نظر گرفته نشده است. علاوه بر آن، ممنوعیت بکارگیری تصمیمات حقوقی در ارتباط با استانداردهای تعریف نشده (اصل قطعیت حقوقی)، بطور کلی نقض می شود.

شایسته توجه است که شورای امنیت به ماده ۴٢ منشور سازمان ملل متحد که بر حق این شورا در استفاده از «نیروهای هوایی، دریایی و زمینی» و حتی در اتخاذ دیگر تدابیر ضروری برای «حمایت یا برقراری صلح و امنیت جهانی» در چنین مواردی تأکید می نماید، اصلا اشاره نمی کند. دلیل اصلی عدم اشاره به ماده ۴٢ عبارت از این است که در این ماده فقط «تظاهرات» یا «محاصره» منظور شده و تحت عنوان «مأموریت»، هیچگونه حملات زمینی به اراضی دیگر کشورها را در ن ظر نمی گیرد.

علاوه بر احاله وظایف جدید به سازمان ملل متحد در لیبی، قطعنامه شماره ٢٠٠٩ شورای امنیت، یکسری تدابیر دیگری، از جمله، لغو ممنوعیت ارسال اسلحه (بند ١٣ قطعنامه) را نیز در نظر گرفته است. نکته بسیار جالب توجه این است که شمول این بند به «همه انواع» اسلحه(!) و توجیه آن با این عبارت که این «تسلیحات فقط در جهت تأمین امنیت و خلع سلاح» استفاده خواهند شد، چیزی را تغییر نمی دهد. قطعنامه، حسابهای دو کمپانی نفتÛ Œ (شرکت ملی نفت لیبی و زویتینة») را آزاد نموده ولی «ممنوعیت پرواز» را هنوز هم لغو نکرده است. پیشنهاد برخی اعضای شورای امنیت (از جمله روسیه و آفریقای جنوبی) مبنی بر افزودن یک بند دایر بر لغو «پرواز ممنوع» به قطعنامه پذیرفته نشد. سفیر روسیه، ویتالی چورکین (Vitali churkin) ضمن تأکید بر جانبداری کشورش از قطعنامه و با اظهار امیدواری به اینکه شورای امنیت مسئله «منطقه پرواز ممنوع» را در آینده نزدیک حل خواهد کرد، رضایت طرف روسی را اعلام داشت. متاسفانه، در متن قطعنامه زمینه این امیدواری بهیچوجه مشاهده نمی شود. در واقعیت امر، قطعنامه نشان می دهد که شورای امنیت بر «آمادگی خود» برای لغو منطقه پرواز ممنوع تأکید می کند، اما آن را به وجود «شرایط مساعد» و «اگر اوضاع اجازه دهد»، مشروط می سازد.همانطور که می بینیم، هیچ نکته دال بر «آینده نزدیک» در اینجا ذکر نشده و ضوابط هم طوری تنظیم شده است که تردید نسبت به نیات واقعی تنظیم کنندگان آن را رفع نمی کند.

روسیه و آفریقای جنوبی موفق نشدند بند مربوط به پایان دادن فوری نسل کشی مستمر سیاهپوستان در لیبی را در متن قطعنامه ٢٠٠٩ شورای امنیت بگنجانند. «هشدارهای» نمایندگان رسمی روسیه و آفریقای جنوبی در مورد «تعقیب و اعمال خشونتهای بی اساس برعلیه آفریقائی تباران» نیز در متن قطعنامه نوشته نشد. برغم این، سخن دقیقاًَ بر سر نسل کشی هولناکی است که بگفته نماینده روسیه در اجلاس ١۶ سپتامبر شورای امنیت سازمان ملل متحد، جنایتکاران وابسته به شورای موقت انتقالی، نه تنها آفریقایی نژادان دیگر کشورهای آفریقایی، حتی سیاهپوستان لیبیائی را نیز بدلایل نژادی می کشند. در این حال، تعریف حقوقی نسل کشی (Genocide) را هم نمی توان نادیده گرفت- کشتار انسانها در لیبی دقیقاًَ دلایل نژادی دارد. این هم یکی از خصایل «حاکمیت» جدید است که سازمان ملل متحد آن را در لیبی برسمیت می شناسد.

شورای امنیت با دادن مأموریت به سازمان ملل متحد، در واقع به پیمان ناتو مأموریت داده است در زیر پرچم سازمان ملل متحد، وجب بوجب خاک لیبی را طی عملیات نظامی به زیر سیطره کامل خود در آورد. با این وجود، همانطور که بررسی های حقوقی نیز ثابت می کنند، برافراشتن پرچم سازمان ملل متحد در لیبی نمی تواند بر عملیات نظامی زمینی مشروعیت بدهد. اقدامات سازمان ملل متحد نیز مثل عملیات ناتو غیرقانونی است... (تمام و یا اغلب تصمیمات شورای امنیت سازمان ملل متحد ثابت می کند که تعریف این سازمان بعنوان«اسب تروای امپریالیسم» پر بیجا نیست. مترجم) *

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تخریب افکارعمومی،مارکسیسم بدون لنین؟ ،دایرة المعارف روشنگری :تکثیراز جهانگیر محبی!

by eshtrak

                                         تخریب افکارعمومی

” جهان؛جزماده ی متحرک،چیزدیگری نیست واین ماده ی متحرک، نمی تواند جزدرمکان وزمان حرکت کند.”
” لنین “
مارکسیسم بدون لنین؟
ساختمان سوسیالیسم که بدست دشمنان آزادی وعدالت اجتماعی تخریب شد، می رود تا دوباره مرمت گردد.
این ترمیم بخصوص بعدازتحولات درشمال آفریقا،خاورمیانه وآمریکای- شمالی وجنوبی شدت بیشتری یافته است.
اما نکته قابل تأمل اینست که برخی جداشدگان ازفرقه ی مسعود رجوی و منصور حکمت،درلباس فعال کارگری،با تشدید لنین ستیزی،بمثابه اسمِ رمز مبارزه با سوسیالیسم،آب به آسیاب امپریالیسم ریخته ودرمقالات خود آگاهانه- دست بکارِ تخریب افکارعمومی شده اند.
اما برای پاسخ به آنانکه حقایق تاریخی دردوران لنین و استالین وانقلاب اکتبررابا سفسطه بازیها،تحریف کرده اند،مجموعه مقالاتی تحت عنوان:”مارکسیسم بدون لنین؟” را گردآوری کرده ام.
این مجموعه تلاشی است؛درجهت تبیین علت خصومت،کینه و نفرتِ پایان ناپذیرِ- دشمنانِ،طبقه کارگر،مارکسیسم ولنینیسم وهمچنین برای روشنگری درمیان فعالان کارگری
جهانگیر محبی

مهرماه 1390

1390

مارکسیسم بدون لنین؟ (1)

«مبارزات حزبی در فلسفه»
لنین در مصاف با ماکسیست ـ پوزیتیویست ها
پروفسور هانس هاینتس هولتس

برگردان میم حجری
بخش اول
صدسالگی اثر لنین تحت عنوان «ماتریالیسم و امپیریوکریتیسیسم» (1910)

• به دنبال شکست ها، سر و کله سردرگمی ها و سرگیجه های ایدئولوژیکی پیدا می شود.

• غالبین فقط به اشغال مواضع قدرت سیاسی اکتفا نمی کنند، بلکه در شعور مغلوبین رخنه و نفوذ می کنند تا حاکمیت خود را پایدار سازند. •

• اگر قرار بر این باشد که مبارزه تداوم یابد، چاره ای جز مبارزه بر ضد سرخوردگی ها، دلسردی ها، کناره گیری ها و خودهمرنگ سازی ها وجود ندارد.

• اگر قرار بر این باشد که مبارزه تداوم یابد، باید شک و تردید نسبت به صحت آماج های انقلابی به مصاف طلبیده شود و با یقین جایگزین گردد.

• برای این کار باید مبانی تئوریکی عمل با پیگیری و قاطعیت تمام جزء به جزء توضیح داده شوند، تکمیل گردند و بر ضد سازش و کرنش مقاومت به خرج داده شود.

• درست به دلیل شکست، چالش ایدئولوژیکی بر سر معارف جهان بینانه صحیح برای سازماندهی نوین نیروها، فونکسیون اصلی و مرکزی کسب می کند.

• هدف نه فقط احراز توانائی انجام عملیات تاکتیکی، بلکه بمراتب فراتر از آن، توانائی تعیین حرکت دورانی ـ تاریخی است:

• دوران تاریخی ئی که حزب انقلابی در آن بسر می برد.

بخش دوم
سمت و سوی حمله و کانت

• لنین در فوریه 1906، درست چند هفته پس از سرکوب اولین تلاش انقلابی در روسیه، در مطلبی تحت عنوان «وضع کنونی روسیه و تاکتیک حزب کارگری» نوشت:

• «مسئله تحریم دومای دولتی ـ اصولا ـ فقط بخش کوچکی از مسئله بزرگ برای تجدید نظر در تمامت تاکتیک حزب است.

• این مسئله نیز ـ به نوبه خود ـ فقط بخش کوچکی از مسئله بزرگ در زمینه چگونگی ارزیابی اوضاع کنونی روسیه و اهمیت برهه زمانی معاصر در تاریخ انقلاب روس است.»

• (آثار لنین، جلد 10، ص 101)

1
حقیقت تاریخی

• از این رو، برای هر تصمیمگیری طرح مسئله حقیقت تاریخی لازم می آید.

• مسئله اینجا، نظرات این و آن در باره اوضاع و احوال کنونی، اشتباهات انجام یافته در گذشته و یا امید به آینده نیست.

• کنش سیاسی درست بر قضاوت عینی درست در باره واقعیت عینی موجود مبتنی است.

• لنین در ادامه گفتارش می نویسد:

• «این مسئله مورد اختلاف را نباید تنها از این لحاظ در نظر گرفت که آیا این و یا آن طریق عمل مطلوب و ایدئال است.

• ما باید از این مبدأ حرکت کنیم که شرایط عینی اوضاع و احوال فعلی و تناسب قوای اجتماعی از چه قرار است.»

• (آثار لنین، جلد 10، ص 104)

• پیش شرط اعلام این نظر، داشتن موضع معرفتی ـ نظری معینی است:

• «واقعیات امور بطور عینی و بدرستی قابل شناسائی اند.

• بر این مبنا ست که می توان به صحت و سقم معارف پی برد.

• تئوری های حقیقت بین واقعیت (رئالیته) را چنان منعکس می کنند که استراتژی مبتنی بر آنها از کوره پراتیک سربلند بیرون می آید.

• مسئله مربوط به قابل شناسائی بودن جهان به قول لنین، نه «مسئله ای اسکولاستیکی»، بلکه مسئله ای با اهمیت سیاسی بلاواسطه است.

• مراجعه کنید به قابل شناسائی بودن جهان در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

• چالش بر سر «دو تاکتیک سوسیال ـ دموکراسی»، نشاندهنده تزلزل و تردید ایدئولوژیکی بی واسطه ای است که پس از شکست انقلاب 1905 اوج می گیرد و لنین نسبت بدان واکنش نشان می دهد.

• جلدهای دهم تا سیزدهم آثار لنین بازتاب تک تک جنبه ها و مسائل سیاسی روزند که از سال 1905 تا سال 1908 حزب را به لرزه افکنده اند.

• لنین بارها و بارها تأکید می ورزد که هرگز نباید اصول و قوانین اساسی راجع به جزئیات عملی را از مد نظر دور داشت.

• در سال 1908 در آن واحد چهار کتاب از چاپ خارج می شوند که به موازات نرم گشتن خط مشی انقلابی حزب، به تبلیغ تجدید نظر در مارکسیسم می پردازند.

• در میان مؤلفین این چهار کتاب، نام رهبران سرشناس بلشویسم نیز به چشم می خورد.

• لنین بی کمترین درنگی وارد میدان نبرد ایدئولوژیکی می شود و رویزیونیست ها را به نام می نامد:

• «در کمتر از 6 ماه، چهار کتاب منتشر شده است که موضوع همه آنها تقریبا بدون استثناء، حمله بر ضد ماتریالیسم دیالک تیکی است.

• یکی از انها مجموعه مقالاتی است از بازاروف، بگدانوف، لوناچارسکی، برمن، گلفوند، یوشکوویچ و سووروف.

• علاوه بر آن، کتب زیر نیز انتشار یافته اند:

1

• «ماتریالیسم و رئالیسم انتقادی» از یوشکوویچ.

2

• «دیالک تیک در پرتو تئوری شناخت» از برمن.

3

• «ساخت های فلسفی مارکسیسم» از والین تینوف

• همه این آقایان بدون استثناء مدعی مارکسیست بودن در فلسفه اند.

• برمن از سوئی می نویسد که دیالک تیک انگلس «عرفان» است.

• بازاروف از سوی دیگر اعلام می کند که نظرات انگلس «کهنه» شده اند، آنهم با طبیعیتی غیر قابل تردید، حتی.

• مخالفان بیدار ما با فخر و مباهات بر «تئوری شناخت مدرن»، «نوین ترین فلسفه»، «نوین ترین پوزیتیویسم»، «فلسفه علوم طبیعی مدرن» و یا حتی «فلسفه علوم طبیعی قرن بیستم» اعلام می کنند که ماتریالیسم مردود و باطل است.»

 

• (آثار لنین، جلد 14، ص 9)
ادامه دارد
لنین در چالش خود، تناقضات آموزش های مخالفین را برملا می سازد، ناسازگاری آنها را با مارکسیسم نشان همگان می دهد و دام های جهان بینانه را افشا می کند که امپیریوکریتیسیست ها در آنها گرفتار آمده اند

مارکسیسم بدون لنین؟ (2)

• کروپسکایا گزارش می دهد که «مسائل فلسفه برای لنین در پیوند گسست ناپذیر با مسائل مبارزه بر ضد مذهب قرار داشته اند.»
• کروپسکایا سلسله ای از مقالات لنین را نام می برد که همزمان با کتاب «ماتریالیسم و امپیریوکیتیسیسم» نوشته شده اند.
• در همه این مقالات، «خصلت طبقاتی مذهب با صراحت تمام مورد تأکید قرار می گیرد و نشان داده می شود که مذهب در دست بورژوازی، وسیله ای است برای منحرف کردن توده ها از مبارزه طبقاتی و برای مه آلود کردن شعور آنها.»

مارکسیسم بدون لنین؟ (3)

رویزیونیسم در تفکر آغاز می شود
مبارزه لنین در راه پاکیزه نگه داشتن مفاهیم، مبارزه ای سیاسی در راه وضوح جهان بینی انقلابی کمونیسم بوده است

مارکسیسم بدون لنین؟ (4)

• پیشرفت معرفتی در علوم به قول ولادیمیر لنین، «از نقطه نظر ماتریالیسم مدرن، یعنی مارکسیسم، مرزهای نزدیک گشتن معارف ما به حقیقت عینی مطلق، بلحاظ تاریخی مشروط می شود.
• حتمی، نامشروط و بی چون و چرا ـ اما ـ این حقیقت امر است که این تصویر، ارائه دهنده ی مدلی است که بطور عینی موجود است.»

مارکسیسم بدون لنین؟ (5)

بدین طریق، همه ساز و برگ لازم فراهم می آید، تا هر استدلال علمی در زمینه تعیین هدف و آماج سیاسی و عمل سیاسی در مه غلیظی از ابهام فرو رود.

دلیل لشکرآرائی و رزم آوری ولادیمیر لنین هم همین جا ست!

مارکسیسم بدون لنین؟ (6)

• به قول لنین، «خط اصلی فلسفه کانت، عبارت است از آشتی ماتریالیسم با ایدئالیسم، توافق (کومپرومیس) میان ماتریالیسم و ایدئالیسم، گره زدن جریانات فلسفی مختلف به یکدیگر و تشکیل سیستم واحد

مارکسیسم بدون لنین؟ (7)

• عبارت گزنده لنین مبنی بر اینکه «هیچ مارکسیستی هنوز مارکس را نفهمیده»، پس از گذشت یک قرن، همچنان و هنوز از اعتبار نافتاده است.

کمونیست ها مکلفند که برای تئوری و پراتیک خویش، خوانش محتواکاوانه جلدهای 14 و 38 کلیات لنین را در دستور کار خویش قرار دهند

مارکسیسم بدون لنین؟ (8)

• هانس هاینتس هولتس در این اثر خویش به بررسی مبانی تئوریکی تفکر لنین و بویژه انتقاد لنین از فلسفه ایمانوئل کانت می پردازد.
• کانت را می توان ـ به عبارتی به مثابه «جد معنوی» رویزیونیسم سیاسی ـ هموارساز راه برای رد مارکسیسم کلاسیک تلقی کرد.

مارکسیسم بدون لنین؟ (9)

• بیهوده نیست که هاوگ امحای جوامع سوسیالیستی در اروپای شرقی را «انقلابات دموکراتیک» می نامد.
• گورباچف را قهرمان دموکراسی محسوب می دارد.
• مأمورین حراج دارائی خلق در ان کشورها را مجریان انقلاب نام می دهد.
• حتی خواننده های جوان نشریه «جهان جوان» با شم حساس خود واکنش نشان داده اند.
• کسی که حوادث سال های 1989 ـ 1990 را «انقلابات دموکراتیک» بنامد، چنین کسی آزادی های فرمال سیستم سیاسی بورژوائی را بر مسئله مناسبات مالکیت مقدم می داند.
• گیرم که بعد، خمیازه ای برکشد و بر نئولیبرالیسم تف کند.
• رویزیونیسم همین است، دیگر!
• رویزیونیسم که شاخ و دم ندارد!

مارکسیسم بدون لنین؟ (10)

• پیاده کردن تئوری بطور عملی در جامعه به ابتکار لنین صورت گرفته ـ علیرغم همه نواقص، نارسائی ها و اشتباهات ممکنه در مراحل آغازین پیاده کردن آن.
• همین دلیل کافی است تا هاوگ فرمان پائین کشیدن لنین از اولمپ خدایان را صادر کند و تقلیل مارکسیسم ـ لنینیسم به مارکسیسم را عملی سازد و بدین طریق، آن را به مرحله تئوری صرف تر و تمیز آغازین برگرداند.

مارکسیسم بدون لنین؟ (11)

مارکسیسم بدون لنین؟ (12) (بخش آخر)

طرح از طراح محترم مجله هفته
پروفسور هانس هاینتس هولتس

پاسخ هائی به ولفگانگ فریتس هاوگ
برگردان میم حجری
6
فرهنگ لغات انتقادی ـ تاریخی مارکسیسم هاوگ

شورای تدوین فرهنگ هاوگ

• بدین طریق، می رسیم به مطلب اصلی چالش.
• من فرهنگ لغات انتقادی ـ تاریخی مارکسیسم هاوگ (1994) را به مثابه فرهنگ لغات رویزیونیستی تلقی کرده ام.
• در اینکه برای تدوین این فرهنگ لغات کار عظیمی بلحاظ طرح ریزی و سازماندهی صورت گرفته، شکی نیست.
• هاوگ بدون استفاده از فرهنگ های به این کار مبادرت ورزیده و جهان مفهومی تاحدودی تازه ای را پدید آورده است.
• به خاطر این و همچنین به خاطر انتشار مجله 50 ساله «آرگومنت» باید به هاوگ ارج گذاشت.
• مسئله برای من، گرایش این فرهنگ لغات است.
• در اینکه هاوگ انتقاد مرا به مثابه انتقاد از شخص خود تلقی می کند، حق دارد.
• برای اینکه او به مثابه ناشر این فرهنگ لغات، بی کوچکترین تردید، تعیین کننده گرایش آن است و بر کسی پوشیده نیست که او با انتشار این فرهنگ لغات می خواهد که برای «مکتب» مارکسیسم خود بنیان مفهومی ئی پدید آورد.
• تاکنون 8 جلد این فرهنگ قطور منتشر شده است و به حرف کاف رسیده است.
• با مطالعه این کتاب می توان به معارف و تکانه های فکری معینی برخورد کرد.
• در این اثر بیش از 1200 واژه از سوی صدها مؤلف توضیح داده شده اند.
• در میان این مؤلفین کسانی نیز یافت می شوند که موضع مارکسیسم کلاسیک را دارند.
• این هم یکی از خصوصیات رویزیونیسم است که تمامت آموزش معینی را تغییر نمی دهد، بلکه به تغییر قوانین اساسی تعیین کننده قناعت می ورزد.

1

• حال از هاوگ که در تبلیغ خستگی ناپذیر پلورالیسم در نوشته های مختلف خود حنجره پاره می کند، باید پرسید که چرا در تدوین این فرهنگ لغات مارکسیسم از مؤلفین بزرگ و سرشناس مارکسیسم اثری نیست؟
• من به عنوان مثال چند تن از آنها را نام می برم:
• لودوویکو گیمونات
• سزار لوپورینی
• الساندرو مازونه
• اندرئاس گدو
• ژوزه بارتا مورا

2

• در راستای توسعه هرچه بیشتر مارکسیسم کلاسیک تحقیقات مختلف بیشماری صورت گرفته اند.
• اگر هاوگ واقعا طرفدار پلورالیسم است، می بایستی جای آن تحقیقات در فرهنگ مارکسیسم او خالی نباشد.

3

• «مارکسیسم پلورال» هاوگ اما با پلورالیته رفتاری بشدت انتخابی دارد و به دسته چین کردن موارد معینی همت می گمارد.
• این اما با الگوی ایدئالیستی ـ ذهنی رشد یافته مارکسیسم هاوگ در تضاد قرار می گیرد و در مورد نحوه تدوین فرهنگ لغات مارکسیسم او مصداق پیدا نمی کند.

4

• اما در عوض، تا دلت بخواهد تحریکات و تبلیغات آنتی کمونیستی عرضه می شود.

5

• تصویرتئوری معرفتی ـ نظری که از سر نادانی با تئوری انعکاس عوضی گرفته می شود، در قاموس هاوگ، «در وهله اول بطور سیاسی و به معنی محدود کلمه، بطور پلیسی استدلال و اثبات شده است.»
• (هاوگ، «فرهنگ لغات انتقادی ـ تاریخی مارکسیسم»، جلد 1، ص 19)

6

• هاوگ ادعا می کند که «مناسبات تولیدی دولتی ـ توتالیتر که تحت حکومت استالین با ترور و رژیم کاربردگی گولاک همراه می شود، به مثابه ماشین اپاتی عمل می کند.»
• (هاوگ، «فرهنگ لغات انتقادی ـ تاریخی مارکسیسم»، جلد 1، ص 383)
• (اپاتی یعنی بی اعتنا به انسان و محیط زیست. مترجم)
• اگرچه عارضه اپاتی نه برای زمان استالین، بلکه برای دوره بوروکراسی رویزیونیستی لئونید برژنف صادق است.
• مراجعه کنید به مفهوم بوروکراسی در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

7

• هاوگ انتقاد مکرر و مستمر استالین از دگماتیسم را نقل قول می کند، ولی آن را بلافاصله با عبارت زیر بی اعتبار می سازد:
• «تصور تئوری بسته و اندیشیده، خود راه را برای دگماتیزه کردن این تفکر هموار می سازد.
• آن سان که زبان نقد دگماتیسم به ابزار دگماتیسم بدل می شود.»
• (هاوگ، «فرهنگ لغات انتقادی ـ تاریخی مارکسیسم»، جلد 2، ص 806)

8

• مفهوم «زوال (میرائی) دولت» زیر قلم هاوگ به مفهوم «تخریب دولت» استحاله می یابد که چیز بکلی دیگری است.
• اینها فقط چند مثال به مثابه مشتی از خروار اند و بس.
• باید به زبان هاوگ توجه کرد.
• اکنون به عنوان مثال پیشگفتار پراگماتیکی هاوگ را مورد تأمل قرار می دهیم.

9

• در این پیشگفتار، رابطه تئوری ـ پراتیک مارکسیسم به «پروژه» ای بدل می شود و از سوسیالیسم «جوهر اخلاقی ـ سیاسی ایده سوسیالیستی» باقی می ماند و بس.
• فریدریش آلبرت لانگه با فرمولبندی مشابهی، رویزیونیسم سوسیال ـ دموکراتیکی را بطرز کانتیانیستی پدید آورده است.

10

• هاوگ در همین پیشگفتار، شکست سیاسی جوامع سوسیالیستی در اروپای شرقی را به مثابه «خوانده شدن فاتحه ای بر مارکسیسم ـ لنینیسم» به خواننده بی خبر می فروشد، تا بتواند تئوری های هنوز ناتمام خود را که از 50 سال به این طرف تبلیغ می کند، به جای مارکسیسم ـ لنینیسم قالب کند.

11

• هاوگ این را می تواند بطرز «پست مدرنیستی» به «تخریب هرمه نویتیکی کلیت ها» در «به اتمام رساندن دستور زبان فلسفی» محول کند.
• (نقل قول ها همه از هاوگ بوده اند.)

12

• نتیجه سیاسی حاصل از این یاوه ها این می شود که هاوگ به آلمان دموکراتیک خرده می گیرد که آن «با بنای دیوار برلین و با تأسیس سازمان امنیت کشور فشار و سرکوب را به مثابه شالوده قدرت دولتی سوسیالیستی و در تأثیر متقابل با ناکارآمدی اقتصادی تجسم بخشیده است.»
• (هاوگ، «فرهنگ لغات انتقادی ـ تاریخی مارکسیسم»، جلد 2، ص 872)
• تا چشم کار می کند، از تحلیلی خبری نیست.
• این خزعبلات همان خزعبلات تسخیرکنندگان آلمان دموکراتیک بوده اند که مو به مو تکرار می شوند.
• هاوگ چنین فرهنگ لغاتی را «تاریخی» و «انتقادی» می نامد.
• این جور خزعبلات اما نه تاریخی اند و نه انتقادی.
• این یاوه های نقل قول شده، در توضیح مفهوم «حماقت» آمده است.
• مؤلف این احکام حتما حماقت خود را در آئینه تماشا کرده و روی کاغذ آورده است.
• این فرهنگ لغات دهه های متمادی به عنوان مرجع فرهنگی برای مارکسیسم خواهد بود.
• از این رو، بهتر آن است که به خواننده پیشاپیش گفته شود که آن بیانگر کدامین سمتگیری است.
• ما فرهنگ های لغات بورژوائی از قبیل «ریتر» و «دایرة المعارف بریتانیکا» را نیز مورد استفاده قرار می دهیم، ولی پیشاپیش می دانیم که آنها با محدودیت های ایدئولوژیکی بورژوائی عجین شده اند.
• خواننده فرهنگ لغات هاوگ نیز بهتر است که بداند که آن مارکسیسمی را نمایندگی می کند که در مقایسه با مارکسیسم کلاسیک، مورد تجدید نظر قرار گرفته است و از بخش های ماهوی مهم تاریخش «پاکسازی» شده است.
• اینکه نیت ناشر هم همین بوده، می توان از دیگر انتشارات هاوگ دریافت.
• اختلاف پنجاهساله من با هاوگ از این قرار است.
• این اختلاف به جای خود باقی خواهد ماند.
• اکنون بهتر است که به جای بیرون کشیدن آتش اختلافات دیرین از زیر خاکستر، به مقاومت مشترک بر ضد فاشیسم نوین برخیزیم.
• هاوگ اما هرگز متحد خوبی نبوده است.
• هاوگ متحد توطئه گری بیش نبوده است.
• در رابطه با این موضوع مراجعه کنید به آثار مؤلفین زیر:
• یورگن رویش، فرانک دپه، رالف لاین وبر، روبرت اشتایگروالد در «مارکسیسم ـ ایدئولوژی ـ سیاست» و در «بحران مارکسیسم و یا بحران آرگومنت؟ 1984»

اهمیت ورزش کردن یا تحرک

بدست درمانگر

 
 
 
 
 
 
 
1 Votes

 

آیا می دانید چرا اینقدر به ورزش کردن توصیه می شود؟ ورزش چه تاثیرات مفیدی را بر روی بدن می گذارد؟

شما ورزش می کنید تا لاغر شوید.پس،وقتی به وزن مطلوبتان رسیدید تقریبا هر روز بیشتر از همیشه و برای همیشه ورزش کنید.
می دانید چرا؟ زیرا انسان یک حیوان ناطق است.متاسفم،اما انسان آفریده نشده تا بنشیند،و هیچ چیز برای او اهمیتی نداشته باشد.شما متولد شده اید تا در تحرک باشید.پس اگر برای سلامتتان ارزش قائلید تا جایی که می توانید و هر چقدر که می توانید ورزش کنید.
شما نباید از ورزش کردن متنفر باشید همچنین لازم نیست خیلی ورزش کنید.ورزش کردن نیاز نیست برای شما خیلی هزینه بر باشد بلکه باید شما را برای همیشه شاد نگه دارد.نیاز نیست که هر روز به صورت یکنواخت ورزش کنید یا اینکه از لوازم های ورزشی گران قیمت استفاده کنید یا مبلغ زیادی خرج عضویت کنید.اگر همه اینها برای شما جالب و جذاب است مانعی ندارد.فقط تحرک داشته باشید و فقط ورزش کنید.
بدن ما و سلامتمان به تحرک و ورزش کردن وابسته است.تحرک،گردش خون را افزایش می دهد،و این گردش خون همه واکنش های شیمیایی وابسته و پیچیده را از بین می برد و باعث سلامت بدن می شود.تحرک و ورزش ماهیچه ها را شکل می دهد،در شکل گیری استخوانها موثر است و سوخت و ساز بدن را بالا می برد تا انرژی را مصرف کنیم.و البته هرچه بیشتر تحرک داشته باشید بیشتر می توانید از آنچه ذخیره کرده اید مصرف کنید،و چربی کمتری در بدنتان ذخیره می شود.ما هرگز نباید تمام طول روز را بنشینیم.درعوض،باید بیشتر روز را روی پاهایمان سپری کنیم همچنین وقتی را هم برای آماده کرده غذایمان اختصاص دهیم.اگر شما هم تقریبا بیشتر روز را درحالت نشسته و بی حرکت به سر می برید در اتاقتان به سمت میز کارتان بروید و دوباره برگردید،و حتما باید این مورد را جبران کنید.بعد از چند ساعت یک استراحتی به خودتان بدهید به این صورت که از یک یا دو پله بالا و پایین بروید. در زمان صرف ناهارتان قدم بزنید و ماشینتان را در دورترین نقطه پارک کنید. صبح ها نرمش کنید و عصرها ایروبیک انجام دهید. یک سری حرکات ورزشی در محل کارتان به مدت ۱۵ دقیقه انجام دهید تا زمانی که صرف کارهای بعدیتان میکنید قلبتان سریع پمپاژ کند.اصلا می توانید با دوچرخه به محل کارتان بروید؟ یا قدم بزنید؟ از مترو یا اتوبوس پیاده شوید و در طول مسیر زیاد توقف کنید؟
اول از همه شما باید به خودتان یادآوری کنید تا این کارها را انجام دهید.سرانجام با تمرین زیاد شما به خوب بودن و تاثیر ورزش کردن و تحرک داشتن پی خواهید برد.فقط لحظه ای کوتاه در روز را به خودتان یادآوری کنید که شما یک حیوان ناطق هستید و شما به تحرک داشتن و ورزش کردن نیاز دارید. پس انجام دهید و از آن غافل نشوید.

سی سال و سه سال : محمد جلالی چیمه (م. سحر) !

by eshtrak

 

سی سال و سه سال ما به زنجیر دریم
چون آبروی ریخته بر بوم و بریم
یا غارتیانِ اهل دین در میهن
یا غربتیان ِ در جهان دربدریم

 

سی سال و سه سال

محمد جلالی چیمه (م. سحر)

 دوشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۰ - ۱۷ اکتبر ۲۰۱۱


 

حفرۀ آز

ای آن که خدا، متاع ِ دکّان ِتوشد
آزادی ما ، اسیر ِ زندان تو شد
با تیغ ِ شقاوتگر ِ تو میهن من
در حفرهء آز تو گروگان تو شد


تاخت و تاز

دیریست که اهل دین به دین تاخته استِ
در جامۀ ظلم ، قد برافراخته است
ایمان به جنایت و خدا با بیداد
پیوند زده ست و آبرو باخته است !


دری به دوزخ

دیریست که دین ، شکنجه گر می سازد
گوش فلک از فریب کَر می سازد
از خانهء خاکیان ، به دوزخ ، شب و روز
دیوار فرو ریخته ، در میسازد


دیوار بهشت

دیریست که دین به دست دیوان تبر است
محراب ِ خدا ، کُنام ِ بیدادگر است
دیوار نهاده اند در راه بهشت
اما به جهنم ، آنچه خواهید ، در است


بیدِ خدا

دیریست که عید ِ جانیان عید ِ خداست
از باد ِ خدای لرزه در بید ِ خداست
انسان به که بُرد خواهد از جور ، پناه
جایی که فساد و کین به تأیید ِ خداست؟


آتش ِ دین

پنهان ز جراحت تو مرهم بوده ست
در سوختنت هیمه فراهم بوده ست
سوگند به زندگی که این آتش دین
بر خاک ، لهیبی از جهنم بوده ست


فریاد شعر

سی سال و سه سال خانه در یاد ، مراست
وزمیهن من ، همین غم آباد، مراست
فریاد ، مگر به چاه می باید کرد
زیرا به دهان شعر ، فریاد ، مراست!


زنجیریان

سی سال و سه سال ما به زنجیر دریم
چون آبروی ریخته بر بوم و بریم
یا غارتیانِ اهل دین در میهن
یا غربتیان ِ در جهان دربدریم


کور و کر

سی سال و سه سال شد بر ایران سپری
دین بود و خدا پرچم بیدادگری
با نام تو می کشند و می سوزانند
ای دادگر ، ای خدا ، مگر کور و کری ؟


نظر

سی سال و سه سال شد که دین در کشور
داده ست عنان به ظالم و غارتگر
وینگونه شکنجه و تباهی و فساد
زیر نظر خداست یا پیغمبر


شترمرغ

بر سر کُله و به دست قرآن دارد
با دین سند و به علم دکان دارد
گاهی شتر است و گاه مرغ است اما
نه پشم شُتر، نه بال مرغان دارد


مکلاّ

مجموع بلاها که زملا دیدید
جزئی ست از آنچه کز مُکّلا دیدید
روشنفکر است و آفتش پنهانی ست
نزدش مشتابید گر اورا دیدید


هشدار

هشدار کزین بیش کمر تا نکنی
زخمی به دوای دین مداوا نکنی
حیثیت رفتهء تو احیا نشود
افساری اگر بر سر ِ مُلا نکنی !


ای کاش

درصفحهء تاریخ کشیدیم سرَک
گشتیم و ندیدیم چنین بی پدرَک
ای کاش مغول به جای شیخ آمده بود
تا کیسهء راهزن بُدی تنگ ترَک


حلال ملایان

ایران همه در جوال ملایان شد
افکنده به پشت شال ِملایان شد
حیثیت او به جرثقیل آویزان
بوم و بر او حلال ملایان شد


آیندهء نسل ها

«اسلام عزیز» صاحب کشور شد
ملای دغل به تخت شاهی برشد
حیثیت و جان و مال و ناموس برفت
آیندهء نسلها به دوزخ در شد !


حربه

دین حربۀ دزدِ خانه زادست امروز
انبانۀ اهل ِ دین گشاد است امروز
غارتگری افضل الجهادست امروز
اسلام مروّج ِ فساد است امروز


امروز

ای دوست وطن حراج ِ دین است امروز
غارتگر و دزد در کمین است امروز
دیروز چنین نبود و طبع ِ تو نخواست
برخیز و ببین که اینچنین است امروز !

حکومت نگران رسیدن صدای موسوی به مردم

فرشته قاضی

با گذشت 8 ماه از بازداشت خانگی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد، فرزندان آنها اعلام کردند که ماموران نگران رسیدن صدای رهبران جنبش سبز به مردم هستند. میرحسین موسوی و زهرا رهنورد از 25 بهمن سال گذشته در بازداشت خانگی قرار گرفتند و دختران آنها که ماه رمضان موفق به دیدار با پدر و مادرشان شده بودند دیروزاعلام کردندبیش از ۵۰ روزست که ارتباطی با آنها نداشته اند.  آنها گفته اند که این قطع ارتباط به دلیل برخورد قاطع پدر و مادرشان با یکی از مقامات قضایی و هم چنین خبری شدن بخشی از صحبت های ایشان در گزارشی به رسانه ها از سوی فرزندان شان بوده است. میرحسین موسوی در آخرین دیدار با فرزندانش اعلام کرده بود "با توجه به ادامه وضعیت فعلی، نمی‌توان امیدی به انتخابات و شرکت در آن داشت". او در عین حال گفته بود که "آینده روشن است". نخست وزیر زمان جنگ همچنین به فرزندانش توصیه کرده بود کتاب "گزارش یک آدم ربایی" اثر گابریل گارسیا مارکز را بخوانند؛ توصیه ای که باعث نایابی این کتاب در کتابفروشی های ایران به دلیل استقبال مردم از آن شد. میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی در حالی از 8 ماه پیش در بازداشت خانگی به سر می برند که تاکنون هیچ یک از مقامات رسمی جمهوری اسلامی حاضر به پذیرش مسئولیت رسمی این بازداشت خانگی نشده و آن را رسما تایید نکرده اند. محسنی اژه ای، دادستان کل کشور نیز بازداشت خانگی رهبران جنبش سبز را رد کرده و گفته است: تعبیر بازداشت در اینجا صحیح نیست. بازداشت نیستند که بحث آئین دادرسی مطرح شود. به نفع برخی از اشخاص است که محدودیتهایی برای آنها ایجاد شود. دختران موسوی در این زمینه می گویند: "آنها (زندانبانان و ماموران) که مدام می گویند جای پدر و مادر شما خیلی عالی و خوب است. ما مواظبشان هستیم و صد در صد جانشان را حفظ می کنیم! از آن طرف هم البته در ملاقات ها مادرم هر دفعه این موضوع را به روی مامورها می آورند. می گویند“این فضایی که ما را در آن حبس کرده اید چیست؟ آقای … زندان است نه؟” و آنها غالبا اعتراض می کند که خانم رهنورد قرار شد نگویید زندان. اما مادرم از هر فرصتی برای اینکه تذکر دهد در زندان محصورند استفاده می کنند. مثلا می گویند “این زندانی که ما در آن هستیم اینجوری است و ما از وقتی که در زندانیم فلان و چنان". به گفته فرزندان موسوی و رهنورد "ماموران اصلا سعی می کنند درباره اش حرف نزنند. ولی بار آخر یعنی همان ۵۰ روز پیش گفتند حفظ نظام برای ما از هر چیز مهم تر است و الان هم نظام تشخیص داده که شرایط به این شکل باشد. و باز هم اسم “شرایط” را نگفتند. ولی مادر و پدر ما تاکید دارند که این زندان است چون تمام درها و پنجره ها آهن دارد و ماموران هم هر موقع دلشان بخواهد توی خانه هستند". 55 روز بی خبری از موسوی و رهنورد وب سایت کلمه روز گذشته و 55 روز پس از آخرین ملاقات فرزندان میرحسین موسوی و زهرا رهنورد با آنها، خبر از قطع ارتباط و بی خبری از وضعیت این دو چهره سیاسی که از رهبران جنبش سبز محسوب می شوند داد. براساس این گزارش دختران آخرین نخست وزیر ایران 5 روز پیش در مصاحبه با وب سایت کلمه گفته اند "ماموران بیشتر از اینکه نمی خواهند اخبار به ایشان برسد نگران هستند که صدای پدر و مادرشان به مردم برسد". آنها در همین زمینه خبری شدن بخشی از اظهارات آقای موسوی در آخرین دیدارشان را از دلایل این قطع ارتباط دانسته و گفته اند برخورد قاطع پدرشان با یک مقام قضایی که در این ملاقات حضور داشت دیگر دلیل این قطع ارتباط بوده است. در ملاقات مذکور که 55 روز پیش و در منزل یکی از دختران آقای موسوی انجام شده بود، یک مقام قضایی که نامی از او برده نشده حضور داشت که باعث اعتراض شدید میرحسین موسوی شد که این شخص چرا و با دستور چه کسی در خانه فرزندش حضور یافته است.  اکنون دختران او می گویند حضور این مقام قضایی به این خاطر بوده است تا شاید با گفت و گو به توافقی برسند، که میر حسین موسوی، با آن برخورد، راه هر گونه صحبت از آن جنس که آن ها می خواستند را از همان ابتدا بست. دختران موسوی و رهنورد با این حال روحیه والدین خود را عالی توصیف کرده اند: پدرمان تاکید داشت که با همه ی این فشارها هم اذیت نمی شوند و از اینکه در راه هدف و آرمان والای خود گام بر داشته اند خدا را شاکرند. چند بار جلوی ما وقتی گفته می شد که انشاالله زودتر آزاد می شوید و همه چیز تمام می شود، مادرمان می گفت نه، ما آزادیمان را در کنار باقی زندانیان سیاسی می خواهیم. این را هم خیلی محکم و با استقامت می گفت. چیزی که ما دیدیم و درک کردیم این بود که خیلی شوق زندگی و ادامه راه داشتند. به گفته فرزندان آقای موسوی "(ماموران) این امید را دارند که وقتی ما و ایشان تحت فشار هستیم امکان دارد که کم بیاوریم و جایی پایمان بلغزد. این دفعه بابا به مامورها گفتند “می خواهند ذهن من را سفید کنند اما ذهن من و ذهن خانم رهنورد هرگز در برابر شما سفید نخواهد شد". انتقال اخبار فیلتر شده به یک پیر سیاست آنها گفته اند که اخبار کاملا فیلتر شده به پدر و مادرشان منتقل می شود اما "اطلاعات ایشان از هوش خودشان و به قول خودش از چیدن اخبار کنار یکدیگر است که مثل پازلی آنها را کنارهم می گذارد". دختران موسوی و رهنورد توضیح داده اند: اینکه با چه فیلتری خبرها را به ایشان می دهند را ما نمی دانیم اما همانطور که قبلا هم گفته شد پدرمان گفت که “با شنیدن یک جمله می شود فهمید که در کشور و دنیا چه می گذرد؟ من یک سیاستمدارم و پیر این راهم. وقتی شما خبری را نصفه نیمه به من می دهید من می فهمم که چه وقت هایی راست می گویید و چه زمان هایی عکس خبر را به من می دهید". یکبار هم تاکید کردند که “من از سه نقطه های خبرهای شما و جاهای خالی آن خبرهای واقعی را می فهمم. به همین دلیل هم درباره وقایع منطقه و خیزش های آن، با همان نگاه خودشان تحلیل هایی داشتند که شبیه همان تحلیل های پیش از بازداشتشان بود". آنها افزوده اند: در ملاقات های اندکی که داده بودند هر بار به ما هشدار تند داده اند که اصلا صحبت سیاسی نکنید و فقط درباره ی مسائل خانوادگی حرف بزنید. آنها همیشه به ما می گفتند که حرف سیاسی شما باعث قطع همه ارتباطات می شود آنها در این مورد واقعا راست گفته و وفای به عهد کرده اند فعلا! اما خب بالاخره الان همه چیز به جامعه و سیاست بر می گردد. مثلا یک بار داشتیم در مورد یارانه ها صحبت می کردیم که زندان بانان کلافه شده بودند و می خواستند این بحث قطع شود و مدام وسط حرف های ما می پریدند و جملاتی از یکی از مسئولین را نقل می کردند که یک دفعه پدرمان خطاب به او گفتند “به مقام کسی کاری ندارم. مساله ای که مهم است این است که وضعیت یارانه ها دارد مردم را له می کند و وضعیت اقتصادی اسفناک است. این ظلم است و یادتان نرود که سنت الهی در مورد نتیجه ظلم تغییر ناپذیر است". آنها گفته اند که پدر و مادرشان درباره ی اخبار منطقه، بحرین را کاملا شنیده بودند اما مثلا درباره ی اخبار سوریه هیچ چیزی به ایشان گفته نشده بود. تشدید فشارهای امنیتی بر خانواده نخست وزیر سابق فرزندان آقای موسوی و خانم رهنورد خبر داده اند که آنها برای انکار خبرهای رسانه های سبز تحت فشار قرار گرفته اند. آنها گفته اند "مدام می گویند شما حق حرف زدن ندارید و تهدیدهای همیشگی این است که می اندازیمتان زندان و می بریمتان پیش قاضی. پرونده قضایی دارید و هی برگ به برگه هایش اضافه می کنید. کارهای شما تبعات شغلی دارد. اخراج می شوید..." "این گردن من رو می بینید تبر نمی تواند آن را بزند. مثل کوه می ماند." و "من از موضع قدرت دارم با شما صحبت می کنم ما از راس حکومتیم"! جملاتی است که آنها به نقل از یکی از ماموران امنیتی نقل کرده و گفته اند این مامور مدام خطاب به انها این جملات را تکرار میکند. آنها با شدید خواندن فشارهای امنیتی بر خود و خانواده شان گفته اند: مرتب تهدید به اخراج از کار و تهدیدهای دیگر می شویم، وقتی در خیابان می رویم می بینیم که پشت سرمان هستند. حتی زمانی که جایی می رویم می آیند دنبالمان. نامه های ممنوع الخروجی ما هم که از دادگاه انقلاب آمده است. ما همه ممنوع الخروجیم از دادگاه انقلاب و با امضای یکی از مسئولین اوین که اخیرا ممنوع الخروجی سه تایمان که باز تمدید شده و بقیه هم احتمالا همین چند روزه به دستمان می رسد. نمی دانم چرا فکر می کنند ممکن است با این اوضاع ما خانواده خود را تنها بگذاریم و برویم. اصلا کجا برویم مگر جای امنی هم وجود دارد؟ غیر از این از وزارت اطلاعات نامه بر پرونده کاری ما قرار داده شده که هرگونه تغییر و تبدیل وضعیت پرونده شغلی فرزندان موسوی فعلا غیر ممکن است. نشست ها و گفتگوها (بازجویی ها) تلفنی و غیر تلفنی هم که بوده است. دختران موسوی و رهنورد همچنین از آزار و اذیت بقیه اعضای فامیل و دوستان خود خبر داده و گفته اند: هر کاری که ما انجام می دهیم بلافاصله شروع می کنند بقیه اعضای فامیل و خانواده را اذیت می کنند. وقتی اعتراض می کنند که مگر ما چه کرده ایم می گویند که ما می دانیم کاری نکردید اما این برخوردها به خاطر این است که دختران خانم رهنورد خبری داده اند یا با کسی دیدار داشته اند. بقیه ی اعضای خانواده هم مرتب دچار مشکل می شوند تقریبا کسی نمانده که اذیتش نکرده باشند. بدتر از همه اینکه به سراغ دوستانمان هم رفته اند. یکی را در کنکور رد می کنند. یکی را بازداشت، یکی را اخراج، یکی را دادگاهی و … به همه ما می گویند که با منافقین در ارتباطیم! دختران این دو زندانی سیاسی در پاسخ به این سوال وب سایت کلمه که آیا آقای موسوی و خانم رهنورد در منزل خودشان هستند یا جای دیگر؟ گفته اند که آنها نیز دقیق نمیدانند. آنها درباره نوع ملاقات هایشان با پدر و مادر خود گفته اند: چند بار در ابتدا ما را داخل یک ساختمان دیگر بردند. داخل اتاق همین شخصی که ظاهرا مسئول زندان بان هاست. یک اتاق کوچک هم هست که خودش می نشیند آنجا و یک مامور زن هم همیشه چسبیده به مادرم و حتی موقع وضو گرفتن هم لباس او را رها نمی کند و مامورهای دیگر هم که هستند. بعد هم ما را بردند داخل حیاط. دفعه سومش وقتی بود که برای هدی صابر زندانی ها اعتصاب کرده بودند و برای این قضیه هم ما ۲ خط نوشته بودیم. وقتی رفتیم آن آقا گفت دیگر حیاط تمام شد. دیگر حیاط بی حیاط. براساس گفته آنها "در یکی از ملاقات ها پدر با تاکید پرسیدند که کتاب گزارش یک آدم ربایی را خواندید؟ ما گفتیم نه. گفتند این کتاب خیلی سیاسی است و شبیه اتفاقی است که بر ما گذشته است. آن جلسه گذشت و ما اسم کتاب را فراموش کردیم. دفعه ی بعد وقت خداحافظی یک دفعه یادمان آمد که دوباره نام کتاب را بپرسیم. اسم کتاب را در گوش یکی از ما تکرار کردند. رفتارشان خیلی هشدار آمیز و محتاطانه بود و ما حس کردیم پیامی دارد. مخفی گفتنشان به نظر ما پیام داشت".

 
• Email to a friend •  •

 

جمهوری اسلامی بدون رئیس جمهوری

نیک آهنگ کوثر

 

 
• Email to a friend •  •

 

 


Sponsored link

 

حساب جریان انحرافی با کرام الکاتبین است

آرش بهمنی

انتشار پیامی از سوی اسفندیار رحیم‌مشایی پس از 5 ماه سکوت و پافشاری وی بر باورهای خود و نیز طرح دیدگاه هایی در مقابل نظرات رهبرجمهوری اسلامی توسط رییس دولت، از تازه ترین اخبار رویارویی میان حامیان آیت‌الله خامنه ای و "جریان انحرافی"است. صفار هرندی، معاون فرهنگی اجتماعی و راهبردی سپاه پاسداران هم تأکید کرده که باید "عملیات شیطانی" نزدیکان محمود احمدی نژاد را "خنثی کنیم". به گزارش خبرگزاری فارس رحیم‌مشایی پیامی را به مناسبت روز بزرگداشت حافظ منتشر کرده که در آن از عدم تفاوت میان "پیام انسانی با پیام الهی" سخن گفته است. پیش از این برخی سخنان مشایی درباره مکتب ایرانی و اسلام ایرانی، با واکنش شدید اصول‌گرایان روبه‌رو شده بود.  پیام مشایی در حالی منتشر شده که وی بیش از 5 ماه را  در سکوت کامل خبری گذرانده و در مقابل تمامی انتقادات سکوت کرده و نیز کمتر در محافل عمومی ظاهر شده است هر چند اولین کسی بود که سوار هواپیمایی شد که احمدی نژاد را به نیویورک می برد.. هم‌زمان با انتشار پیام مشایی، حسین صفارهرندی، وزیر ارشاد دولت نخست احمدی‌نژاد و معاونِ فرهنگی فرمانده سپاه پاسداران،  با انتقاد از "جریان انحرافی" گفت: "حساب جریان انحرافی با کرام الکاتبین است و ما هیچ امیدی به این جریان نداریم و باید مترصد باشیم در بزنگاه‌ها، عملیات شیطانی آنها را خنثی کنیم". اصول‌گرایان نزدیک به خامنه ای، برخی از اطرافیان احمدی‌نژاد، هم‌چون رحیم‌مشایی و بقایی را جریان انحرافی می خوانند و نقایص کشور را به آن‌ها منتسب می‌کنند.  در آخرین نمونه از این دست، نادر قاضی‌پور، رئیس هیات تحقیق و تفحص از سایپا، با اشاره به این نکته که "بسیاری از پرونده های سایپا اگر مهمتر از موضوع کلاه برداری سه هزار میلیاردی بانک ها نباشد کوچکتر از آن نیست"، خبر از آن داد که برخی از مسئولان شرکت سایپا "دارای تابعیت دوگانه هستند و احتمال فرار آنها به خارج از کشور وجود دارد". پیش از این برخی رسانه‌های اصول‌گرا خبر از آن داده بودند که نزدیکان اسفندیار رحیم‌مشایی در سایپا نفوذ کرده‌اند. قاضی‌پور در این زمینه گفت: "اکثر اعضای هیات مدیره و حسابرسان قانونی شرکت سایپا تحت تاثیر مدیر عامل این شرکت انتخاب می شوند. تعداد زیادی از اقوام مدیر عامل سایپا و جریان انحرافی در این شرکت استخدام شده‌اند". در همین حال، مصطفی پورمحمدی، رییس سازمان بازرسی کل کشور، در سخنانی، با تذکر این نکته که "حجم بدهی‌ها در اختلاس اخیر بیش از 3هزار میلیارد تومان بوده است"، اعلام کرد که براساس بررسی‌های این سازمان، محمدرضا رحیمی و رحیم‌مشایی در این اختلاس دست نداشته‌اند، اما "اجازه دهید مسئول و قاضی پرونده نظر بدهد". پورمحمدی اما خبر از آن داد که پرونده حلقه فاطمی، به دادگاه ارجاع داده شده است: "پرونده حلقه فاطمی مربوط به بیمه است که به دادگاه ارجاع شده است و در بررسی‌های جدید تعقیب‌ها و اظهارهای مرتبط با این پرونده انجام می‌شود". حلقه فاطمی، پرونده فسادی است که نخستین بار از سوی نمایندگانی چون الیاس نادران و علی‌رضا زاکانی جزئیات آن فاش شد. یکی از متهمان اصلی این پرونده، محمدرضا رحیمی معاون اول احمدی‌نژاد است. پیش از این، یک بار آیت‌الله خامنه‌ای اجازه بازجویی از رحیمی را نداده بود. پس از بروز اختلافات میان احمدی‌نژاد و آیت‌الله خامنه‌ای، رییس دولت دهم نیز اعلام کرد که اجازه بازجویی از معاون اول خود را نخواهد داد. مساله‌ای که با انتقاد بسیاری از سوی اصول‌گرایان مواجه شده بود. برخی از نمایندگان مجلس خواستار برکناری یا استعفای رحیمی از پست خود شده‌اند تا به تخلفات وی رسیدگی شود. حجم بالای انتقادات از احمدی‌نژاد، باعث شد تا در روزهای گذشته برای دومین بار برخی نمایندگان جلسه‌ای با وی ترتیب دهند. در این جلسه تنها 80 نماینده مجلس حضور داشتند، اما آن‌گونه که حسین ابراهیمی گفت: "نه رئیس​جمهور در این جلسه سخنرانی کرد و نه نمایندگان حاضر در جلسه. تنها همراه دولتی احمدی​نژاد هم محمدرضا میرتاج​الدینی معاون پارلمانی​اش بود و هیچ یک از وزرا یا دیگر معاونین حضور نداشتند". در همین حال احمدی بیغش، یکی از حامیان احمدی‌نژاد در مجلس، اعلام کرد که در این جلسه خطاب به احمدی‌نژاد گفته است که "همه باید گوش به فرمان رهبری باشیم و دغدغه رهبری برایمان مهم باشد و به شیطنت​ها و حسادت​های داخلی توجه نکنیم. چون رهبری خدمت خاضعانه با مردم را می خواهد". سخنان این نماینده خطاب به احمدی‌نژاد در حالی بیان شده که وی برای چندمین بار، سخنانی برخلاف سخنان علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی بر زبان رانده و صراحتا با وی مخالفت کرده است. وی در مراسم اختتامیه پنجمین جشنواره و نمایشگاه بین‌المللی رسانه‌های دیجیتال، گفت که "برخی نگران هجوم بی‌فرهنگی" هستند، اما "من جزو کسانی هستم که نگران نیستم". رهبر جمهوری اسلامی تاکنون چندین بار از جنگ و تهاجم فرهنگی غرب سخن گفته است. وی چند روز پیش نیز به انتقاد از افرادی پرداخته بود که معتقدند موج "بیداری اسلامی" به اروپا رسیده و از اعتراضات در خاورمیانه با عنوان "بیداری انسانی" یاد کرده بود؛ این برخلاف نظر آیت الله خامنه ای است که این اعتراضات را "بیداری اسلامی" می‌نامد. اوج اختلافات این دو به زمان برکناری وزیر اطلاعات از سوی احمدی‌نژاد و دستور برای بازگشت به کار وی از سوی رهبر جمهوری اسلامی بر می‌گردد که باعث خانه‌نشینی 11 روزه احمدی‌نژاد شده بود.

 
• Email to a friend •  •

 

مردی که غلط می کرد زیاد می دانست

ابراهیم نبوی

آیت الله خامنه ای گفت: "هالیوود در خدمت انحطاط بشر است." با شنیدن این جمله از بیانات این آیت الله گروهی از کارگردانان و بازیگران و عوامل فنی هالیوود که از عاشقان رهبری هستند، از اقدامات خود در سالهای انحطاط خود بسیار غمگین و افسرده شدند و به گناهان و اشتباهات خود پی بردند. بسیاری از آنان اعلام کردند که با توجه به فرمایشات رهبر معظم تصمیم دارند فیلم های جدیدی را به الگوی مناسب از فیلم های قبلی خود ساخته و از این پس تلاش می کنند تا دیگر چنین اشتباهاتی نکنند. روح چارلی چاپلین که چند سال قبل به دلیل گفته آیت الله خامنه ای که "کاش ما هم یک چارلی چاپلین داشتیم" برای مدت چند سال از جهنم به بهشت منتقل شده و از دیروز مجددا به دلیل اظهارات اخیر رهبری به جهنم رفته است، اعلام کرد تلاش می کند تا فیلم های خودش را مجددا اصلاح و به شکل زیر بازسازی کند: "عصر جدید" می شود "عصر حجر" "دیکتاتور بزرگ" می شود "رهبر فرزانه" "کنتسی در هنگ کنگ" می شود "حاج خانوم در زینبیه" "سیرک" می شود "بیت" "روشنایی های شهر" می شود "گوشه های تاریک روستا" "پسربچه" می شود "حسین فهمیده" "جویندگان طلا" می شود "رهپویان وصال" "سلطانی در نیویورک" می شود "رهبر جنبش وال استریت" روح ملعون آلفرد هیچکاک نیز طی ارسال پیامی اعلام کرد نسخه جدید از فیلم های خود را به شرح زیر بازسازی خواهد کرد: "توطئه خانوادگی" می شود "رد پای اکبر و فائزه" "خرابکاری" می شود "انتفاضه" "پرده پاره" می شود "باکره معصوم" "پرندگان" می شود "درندگان" "روانی" می شود "زندگی و دوران قاضی اژه ای" "مرد عوضی" می شود "دشمن مکار بی بصیرت" "مردی که زیاد می دانست" می شود "مردی که غلط می کرد زیاد می دانست." "پنجره عقبی" می شود "پرده رو بکش مرتیکه هیز" "ام را به نشانه قتل بگیر" می شود "واو را به نشانه ولایت بگیر" "اعتراف می کنم" می شود "همه اعتراف می کنند" "بدنام" می شود "خواص فتنه" "قایق نجات" می شود "سفینه النجات" "خبرنگار خارجی" می شود "خبرنگار مزدور خارجی" "ربکا" می شود "رقیه" "حق السکوت" می شود "بیت المال" همچنین روح ملعون مارلون براندو ضمن اعلام بیعت با رهبری، اعلام کرد که از همان جهنم با همکاری برخی از عوامل سینمای فعلی هالیوود به بازسازی فیلم های کثیف خود پرداخته و امیدوار است تا با شفاعت رهبری به مکانی در بهشت انتقال یابد. وی گفت فیلم های او بشرح زیر تغییر خواهد کرد: "اتوبوسی به نام هوس" می شود "اتوبوسی برای هویزه" "زنده باد زاپاتا" می شود "زنده باد نصرالله" "در بارانداز" می شود "در مصلی" "آمریکایی زشت" می شود "آمریکایی خیلی زشت کثیف" "پدرخوانده" می شود "خواص بی بصیرت" "آخرین تانگو در پاریس" می شود "آخرین انتفاضه در قدس" وودی آلن فیلمساز یهودی الاصل مزدور نیز ضمن اعلام برائت نسبت به رژیم صهیونیستی، اعلام کرد در این واپسین لحظات عمر، اگرچه جسم علیل و یک ساکسیفون بیشتر ندارد، اما تلاش می کند، تا فیلم های خود را بشرح زیر بازسازی و اصلاح نماید: "تازه چه خبر پیشی؟" می شود "راه و رسم درویشی" "کازینو رویال" می شود "هتل استقلال" "پول رو بردار و فرار کن" می شود "اختلاس را کشششششششش نده" "انقلابی قلابی" می شود "انقلابی حقیقی" "دوباره سعی کن سام" می شود "تلاش مجدد نظام" "تمام آنچه را می خواستید درباره سکس بدانید" می شود "غلط می کنید چیزی درباره جماع بدانید" "هانا و خواهرانش" می شود "مجتبی و برادرانش" "ویکی کریستینا بارسلونا" می شود "رقیه سمیه کربلا" همچنین روح آرتور پن ضمن اعلام وفاداری به رهبر معظم انقلاب و ذکر حضور آقازاده ایشان برادر شان پن که همبستگی خود با جنبش بیداری اسلامی را با حضور در قیام " وال استریت" نشان داده، اعلام کرد از فرزندش خواهد خواست بزودی فیلم های منحرف وی را بصورت زیر بازسازی نماید: "بزرگمرد کوچک" می شود "مسوولان عزیز" "بانی و کلاید" می شود "حاجی و حماس" "تیرانداز چپ دست" می شود "سخنران چپ دست"

 
• Email to a friend •  •

 

افشاگر "اسناد محرمانه" در زندان

کاوه قریشی

دو هفته بعد از تائید و تکذیب‌های پیاپی رسانه‌ها در مورد "گریختن و مخفی شدن" عباس پالیزدار، خبرگزاری فارس (نزدیک به سپاه) روز سه شنبه به نقل از برادر او جواد پالیزدار، نوشت: "شب گذشته به اتفاق برادرم در مراسم عروسی بودیم که ۴ نفر خود را از دادستانی معرفی کرده و وی را بازداشت کردند." پیش از این رسانه‌ها از عباس پالیزدار نقل کرده بودند که "اگر من دستگیر شوم، استرس وارده به همسرم سبب مرگ وی می‌شود. برای هیچ، چرا باید خودم را گرفتار کنم و سبب مرگ همسرم شوم؟ به همین دلیل حاضر نبودم در تهران بمانم تا بیایند و من را دستگیر کنند." عباس پالیزدار، چهره‌ای که به دلیل افشاگری درباره فساد گسترده در دستگاه‌های حکومتی جمهوری اسلامی مدتی در راس اخبار رسانه‌ها قرار گرفت، دوشنبه شب ۲۵ مهر بازداشت و روانه زندان شد. جواد پالیزدار درباره وضعیت جسمانی برادرش گفته است: "او چند بار سکته کرده و قلبش مشکل دارد و به همین منظور باید جراحی باز عروق شود که این موضوع را دادستانی نیز می‌داند و مطلع است که وی نمی‌تواند در زندان بماند." به گفته برادر آقای پالیزدار، بستگان او نیز در وضعیت سلامتی نامناسبی به سر می برند؛ همسرش "سرطان دارد و در حال شیمی درمانی است و دخترش هم مشکل سرگیجه دارد و پزشکان در حال درمان وی هستند." ماجرای یک سخنرانی جنجالیآقای پالیزدار که پیش‌تر نماینده قوه قضائیه در هیأت تحقیق و تفحص مجلس هفتم بود به علت ایراد چند سخنرانی جنجالی و افشای "فسادهای گسترده اقتصادی" و نقش چند روحانی بلند پایه در آن، از سوی دستگاه قضایی با اتهام "افشای اسناد محرمانه کشور، خیانت در امانت و افترا" بازداشت و به پنج سال زندان محکوم شد. نام عباس پالیزدار نخست پس از ایراد یک سخنرانی در روز ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ در دانشگاه بوعلی سینای همدان بر سر زبان‌ها افتاد. او طی سخنانی در این دانشگاه، ۴۴ شخصیت شناخته شده نظام از جمله نزدیک به ۱۰ روحانی بلند پایه را متهم به فساد گسترده مالی کرده بود. محمد امامی کاشانی، عضو شورای ‏نگهبان و امام‌جمعه تهران، محمد یزدی، عضو شورای نگهبان و مجلس خبرگان، دبیر جامعه مدرسین حوزه ‏علمیه قم و رئیس سابق قوه قضاییه، عباس واعظ طبسی، تولیت آستان قدس رضوی و علی اکبر ناطق نوری، رئیس پیشین مجلس شورای اسلامی از جمله شخصیت‌هایی بودند که پالیزدار در سخنرانی خود به اسامی آن‌ها اشاره کرده بود. او در سخنرانی‌های بعدی با تاکید بر اینکه "دولت به تنهایی به ‏مبارزه مفاسد اقتصادی برخاسته و هیچ کس دولت را حمایت نمی‌کند" گفته بود: "آقای احمدی‌نژاد در شعارهایش همیشه مبارزه با فساد را مطرح می‌کرد و ما فکر می‌کردیم حتما این شعار‌ها قرار است به عمل تبدیل شود. بنابراین سمت ایشان زیاد رفتیم و نماینده‌هایی هم در وسط کار وقتی دیدند ما جدی هستیم، کم‌کم به ما پیوستند." عباس پالیزدار در خرداد ماه سال ۱۳۸۷ به علت این افشاگری‌ها بازداشت و از سوی دادگاهی در تهران به تحمل ۱۰ سال زندان محکوم شد. اما در تیرماه سال ۱۳۸۸ با سپردن وثیقه ۳۵۰ میلیون تومانی پس از تحمل بیش از یک سال حبس آزاد شد. با این حال مدتی پس از آزادی در گفتگو با مجله "همشهری ماه" پشت پرده روند جمع آوری مدارک علیه رقبای انتخاباتی محمود احمدی‌نژاد برای انتخابات سال گذشته را فاش کرد و با بیان اینکه از سوی محمود احمدی‌نژاد به او "وعده وزارت" داده شده بود، ماجرای شبکه‌ای از نیرو‌ها که در حال برنامه ریزی برای "نقطه اوج انتخابات و مناظره‌های انتخاباتی" محمود احمدی‌نژاد بودند را برملا کرد. بازداشت مجدد پس از جنجال رسانه‌ای عباس پالیزدار پس از آزادی به ده سال حبس تعزیری محکوم شده بود اما پرونده او مورد تجدید نظر قرار گرفت. با این حال جواد پالیزدار روز سه شنبه با اعلام خبر بازداشت مجدد برادرش به خبرگزاری فارس گفته است: "تقریباً همه شکات شکایت خود را پس گرفته‌اند. تنها یکی از شکات، شکایت خود را از عباس پالیزدار پس نگرفته است." وی به نام این شاکی اشاره نکرده است.  پالیزدار خود به روزنامه اعتماد گفته بود همه شاکیان خصوصی به طور رسمی از شکایت خود صرف نظر کرده‌اند اما "در حال حاضر آیت‌الله محمد یزدی رییس اسبق قوه قضائیه در دهه ۷۰ به عنوان شاکی خصوصی من هستند". کمتر از دو هفته پیش، این روزنامه خبر داده بود عباس پالیزدار از محل سکونتش در تهران به مقصدی نامعلوم گریخته است. پالیزدار در مصاحبه با روزنامه اعتماد گفته بود: "من در بیمارستانی در شهرستان برای مدتی بستری شدم و در حال حاضر هم در این شهر سکونت دارم، البته برخلاف برخی جریان‌های خبری و سایت‌ها تاکید می‌کنم که هنوز از ایران خارج نشده‌ام و تنها از تهران خارج شدم تا به‌دنبال اجرای حکم اوین، به زندان نروم." گفتنی اینکه او یک روز پس از این گفتگو در مصاحبه با ایلنا- خبرگزاری کار ایران، اظهارات قبلی خود را تکذیب کرده و گفته بود که "متواری شدن از محل سکونتم کذب محض است و دلیلی برای این کار نمی‌بینم." پالیزدار در مصاحبه‌ با این روزنامه تاکید کرده بود: "خودم را معرفی نمی‌کنم تا سراغم بیایند. البته امیدوارم چنین ظلمی به من و همکارانم صورت نگیرد"، با این حال او تصمیم خود را عملی و تا مراجعه ماموران امنیتی در دوشنبه شب ۲۵ مهرماه، خود را معرفی نکرد. به این ترتیب به نظر می‌رسد که پرونده پر کش و قوس عباس پالیزدار بعد از سه سال با دستگیری مجدد وی برای مدتی مختومه اعلام شود و شاید تا مدتی دیگر اسمی از این مرد جنجالی که از وابستگان به جناح حاکم به شمار می‌آمد به میان نیاید.

 
• Email to a friend •  •

 

کار سیاسی می کنیم، واهمه نداریم

نازنین کامدار

کامران دانشجو، وزیر علوم از حذف رشته های علوم انسانی در دانشگاه ها و اخراج اساتید این حوزه دفاع کرد و گفت این اقدام با اهداف "سیاسی" انجام می شود. کامران دانشجو در زمان انتخابات سال 88، رئیس ستاد انتخابات کشور بود و نیم ساعت پس از پایان رای گیری از پیروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات خبر داد. پس از روی کار آمدن کابینه دهم هم به سمت وزیر علوم، تحقیقات و فناوری برگزیده شد. در همان زمان، دانشجویان دانشگاه های کشور در اعتراض به انتصاب وی به این سمت، آنرا نشانه خصومت حکومت با دانشجویان دانستند.  کامران دانشجو که هر از گاهی با سخنرانی های خود، ناخشنودی اش از نهاد دانشگاه در ایران را ابراز کرده، اینبار به جای سخن گفتن از "لزوم تفکیک جنسیتی در دانشگاه"و " تصفیه استادان سکولار"، از حمله به رشته های علوم انسانی دفاع کرد و رسما از این اقدام به عنوان عملی با انگیزه های سیاسی سخن گفت. آنطور که خبرآنلاین گزارش داده، کامران دانشجو گفته است: "تا می گوییم سرفصل و محتوا، برخی از این آقایان می گویند اگر می خواهید سرفصل عوض کنید، کار سیاسی است. ما نیز واهمه نداریم، کار ما سیاسی است". او که در همایشی  با عنوان "گردهمایی روسای دانشگاه های سراسر کشور" سخن می گفته، افزوده است: "اسلامی کردن سرفصلهای علوم انسانی، سیاسی است. این همه سال، سرفصلهای آن ور آبی را اینجا آوردند، سیاسی نبود؟ حالا که می خواهیم علوم را اسلامی کنیم، سیاسی است؟ حتما ما باید اشراف کامل به نظریات آنور آبی داشته باشیم و بتوانیم نظراتی را بر مبنا و اصول و پایه های اسلامی اعمال کنیم. این را می گویند سیاسی است. واهمه ای هم نداریم، چه اشکالی دارد؟ سیاست ما عین دیانت ماست." او به ماجرای "اسلامی کردن دانشگاه" هم اشاره کرده و گفته است: "اصلی ترین مباحث اسلامی کردن دانشگاه ها، تغییرات در سرفصلها و متون دروس و اسلامی کردن آنها است. بدون این تغییر، امکان ندارد دانشگاه ها اسلامی شوند، ولی نباید از ظواهر نیز غافل بود". او در عین حال تلاش دانشجویان ایرانی برای انتشار مقاله در نشریات تخصصی و علمی را ممنوع اعلام کرده و گفته است: "یک موسسه انتشاراتی دانشگاه های ما را تحریم کرده چون با وزارت دفاع کار می کند. این موسسه گفته چون شما دارید با وزارت دفاع کار می کنید، پس تحریمید. هر مجله ای با این انتشارات همکاری کند، محروم می شود و هر کس برای آن مقاله فرستاد، امتیازش صفر می شود. ما هم این انتشارات را تحریم می کنیم." وزیر علوم در روزی این سخنان تهدید آمیز خطاب به نهاد دانشگاه را بر زبان رانده که خبرگزاری های داخلی  از "بازنشستگی اجباری" 25 تن از اساتید دانشگاه صنعتی شریف خبر داده اند. حذف علوم انسانی که دستور آن را آیت الله خامنه ای  در شهریور سال 88 صادر کرد، نقطه آغاز جریان اسلامی کردن این حوزه شد. آیت الله خامنه ای گفته بود که از تحصیل بیش از دو میلیون دانشجو در رشته علوم انسانی نگران است:" بسیاری از علوم انسانی مبتنی بر فلسفه هایی است که مبانی آنها مادی گری و بی اعتقادی به تعالیم الهی و اسلامی است و آموزش این علوم موجب بی اعتقادی به تعالیم الهی و اسلامی می شود و آموزش این علوم انسانی در دانشگاه ها منجر به ترویج شکاکیت و تردید در مبانی دینی و اعتقادی خواهد شد". حمله آیت الله خامنه ای به علوم انسانی پس از آن مطرح شد که در یکی از جلسات دادگاه های نمایشی دستگیرشدگان پس از انتخابات مخدوش ریاست جمهوری در مرداد ماه سال 88، سعید حجاریان از انقلاب مخملی سخن گفت  و ایده این انقلاب ها را بر گرفته از افکار "ماکس وبر" و "یورگن هابرماس" و... دانست؛سخنانی که پس از مدت ها زندان و تحمل فشار مطرح شده بود.

 
• Email to a friend •  •

 

سخنان خامنه ای از بیخ محکوم است

کیوان بزرگمهر

اظهارات سه روز پیش آیت الله خامنه‏ای در ارتباط با احتمال جایگزینی پست ریاست جمهوری با نخست وزیری چندان به مذاق محموداحمدی نژاد و حامیانش خوش نیامده است. بی جهت نیست که او خود در مصاحبه با شبکه تلویزیونی الجزیره انگلیسی طرح این موضوع از سوی خامنه ای را چیزی بیشتر از یک "پاسخ علمی" به "سئوال علمی" نمی داند. سه روز پیش و درپی پیشنهاد طرح "جایگزینی ریاست جمهوری با نخست وزیر" توسط برخی نمایندگان مجلس، آیت الله خامنه‏ای ایجاد چنین تغییری را در "ساز و کار فعلی" نظام "در آینده احتمالا دور" بدون "اشکال" خواند. ناظران سیاسی ریشه اصلی طرح این پیشنهاد و تائید آن از سوی آقای خامنه‏ای را در اختلافات روزافزون وی با رئیس دولت می‏بینند. آیت الله خامنه ای در بیست و دو سال دوران حکومت خود هیچگاه دولتی تماما مطیع و باب میل را تجربه نکرده، اما اکنون دامنه افتراق و چالش‏های وی با دولت‏های مختلف، به دولتی کشیده که با حمایت و پشتیبانی مستقیم وی و دخالت پیدا و پنهان نهادهای امنیتی و اطلاعاتی به قدرت رسیده است. تائید طرح تغییر قانون اساسی و جایگزینی پست ریاست جمهوری با نخست وزیری مهمترین و بحث برانگیزترین موضع‏گیری آیت الله خامنه‏ای در سفر به استان کرمانشاه بود تا جایی که برخی تحلیلگران سیاسی این طرح را به عنوان "مهمترین پروژه دوران رهبری آیت الله علی خامنه ای" ارزیابی کرده‏اند. یک روز پس از اظهارات آیت الله خامنه‏ای اکثر روزنامه‏های کشوردر تیتر اصلی خود به انتشار این خبر پرداختند. دامنه تحلیل‎‏ها و بحث‏های مختلف در این زمینه حتی به رسانه‏های خارجی و غیر فارسی زبان نیز کشیده شد. با این حال اما این موضوع نتوانست جایی در بین مطالب روزنامه دولتی ایران پیدا کند؛ سکوتی که همچنان ادامه دارد. از طرف دیگر خبرگزاری دولتی ایرنا نیز در انتخاب تیتر اصلی خود برای سخنرانی روز یکشنبه آیت الله خامنه‏ای در جمع دانشگاهیان استان کرمانشاه، هشدار رهبر به کشورهای غربی را مهمتر ارزیابی کرد و از میان سخنان وی درباره تغییر قانون اساسی این جمله را مورد توجه قرار داد که "هرگونه تغییر در سیاستهای نظام باید متکی به اصول اسلامی باشد". در کنار این سکوت، رئیس دولت نیز این مساله را کم اهمیت ارزیابی کرده است. احمدی نژاد دیروز در گفتگو با تلویزیون الجزیره انگلیسی گفت که رهبر جمهوری اسلامی "در جمع دانشجویان و دانشگاهیان دربرابر سئوالی علمی پاسخ علمی مطرح کردند." وی با این توضیح که "هیچگونه مساله خاصی وجود ندارد" به طور تلویحی در جواب آیت الله خامنه‏ای گفت "در قانون اساسی جایگاه و اختیارات همه مسئولین مشخص است". سخنان عجیب اما موضع گیری برخی حامیان دولت در این باره متفاوت است. آنقدر متفاوت که حتی کار به محکوم کردن اظهارات آقای خامنه‏ای هم کشیده شده است. مجتبی دانش‏طلب، از وبلاگ‌نویسان حامی احمدی نژاد سخنان "عجیب" سید علی خامنه‌ای مبنی بر احتمال تغییر نظام ریاستی به پارلمانی را ناشی از "هراسی افراطی" دانست و نوشت: "بازگشتن به نظام پارلمانی از بیخ محکوم است". مجتبی دانش‏طلب که در دو سال اخیر هرگونه اقدام علیه منتقدان دولت را به بهانه حمایت رهبری از دولت مجاز می دانست، این بار وی به صورتی صریح و بی پرده در حمایت از محمود احمدی نژاد به رهبر جمهوری اسلامی تاخته است. این وبلاگ‌نویس روز دوشنبه در وبلاگ نوپای خود نوشت که "حذف ریاست جمهوری متضمن یک هراس افراطی از دست زدن مردم به انتخاب مستقیم است". وی همچنین اضافه کرد که خامنه‌ای پس از علنی شدن اختلاف‌هایش با احمدی‌نژاد "فردی که از ابتدا هم منتخب رهبری نبود"، "به تدریج به نمایندگان، مشاوران و شخصیت‌های مخالف دولت اعتماد کرده‌اند و حالا چنین سخنان عجیبی را به زبان آورده‌اند". دانش‏طلب افزوده است: "سخنان اخیر رهبری بیم بزرگی را در میان مردم ایجاد می‌کند، بیم از برنامه‌ای پشت پرده که آنچنان سریع اتفاق می‌افتد که مردم را کاملا منفعل و بی‌اراده خواهد کرد". در ادامه یادداشت این وبلاگ‌نویس محافظه‌کار با اشاره به درگیری‌های چند ماه اخیر تیم احمدی‌نژاد با تیم خامنه‌ای آمده است: "دعواهای شدید با رئیس دولت و اینکه او منتخب مستقیم مردم است چالشی را به وجود آورده که درافتادن با او را دشوار کرده است". وی رقبای شکست خورده احمدی‌نژاد را دوستان و نزدیکان علی خامنه‌ای معرفی کرده که بدنبال بازگشت به نظام پارلمانی هستند که "بسیار سیاه‌تر از وضعیت حاضر خواهد بود". به اعتقاد این وبلاگ‌نویس "با پارلمانی شدن نظام همه چیز در میان احزاب خلاصه خواهد شد و عناصر مستقل باید به غازچرانی بروند". دان‍ش‏طلب در پایان یادداشت خود پیش‌بینی کرده است: "اگر داستان به همه پرسی کشیده شود این عقبگرد تاریخی قطعا با رأی منفی مردم مواجه خواهد شد. اکثریت مردم به هیچ وجه راضی نخواهند شد حق انتخاب مستقیم موثر‌ترین شخصیت سیاسی کشور را به دست باندباز‌ها و احزاب سیاسی بدهند". یادداشت این بلاگر حزب‌اللهی تنها چند ساعت پس از انتشار سخنان علی خامنه‌ای مبنی بر احتمال تغییر نظام ریاستی به پارلمانی در جمهوری اسلامی نوشته و منتشر شده است. سایت "دولت ما" نزدیک به نهاد ریاست جمهوری نیز در یادداشتی بدون نام با عنوان "ما رئیس جمهور نمی‌خواهیم و به جاش می‌شه صدراعظم، داروغه و… بذاریم" به صحبت های وی واکنش نشان داد و نوشت: "الان رقابت رفته روی مطرح شدن، یعنی هرکی داره یه راهی پیدا می‌کنه تا خودشو مطرح کنه. مثلاً برای اینکه نشون بدی نخبه سیاسی هستی. بگی ما رئیس جمهور نمی‌خواییم و به جاش می‌شه صدراعظم، داروغه و… بذاریم". این یادداشت البته ساعاتی پس از انتشار از خروجی سایت "دولت ما" حذف شد.  این سایت چندی پیش نیز با هشدار به احمد توکلی و نیز با درج این مطلب که 140 هزار سند برای انتشار دارد، مدعی شد توکلی بدون گذراندن کارشناسی ارشد و جعل عنوان در مقطع دکترا شرکت نموده است.

 
• Email to a friend •  •

 

سقوط اخلاقی و معنوی نظام

مصطفی تاج زاده

[نامه به خامنه ای] بسم الله الرحمن الرحیم مقام محترم رهبری جمهوری اسلامی ایران احتراماُ آن چه مرا به نوشتن این نامه به شما ترغیب کرده است، نه گله و شکایت از ظلم و جنایتی است که بر من و دوستانم رفته است و نه امید و انتظار به تغییر مواضع و دیدگاه‌های شما نسبت به امور کشور و نه هشدار نسبت به آینده کشور در مسیر کنونی است، این موارد را طی سال‌های اخیر بسیاری از بزرگانی که در هوشمندی و تجرب و صداقت ایشان تردیدی وجود ندارد مستقیم و غیر مستقیم به عرض جنابعالی رسانده‌اند و البته نتیجه‌ای هم نگرفته‌اند. ما نیز پیمانی با خدای خود بسته‌ایم و راهی را با توکل او در پیش گرفته‌ایم و در این راه خود را به او سپرده‌ایم و از احدی از بندگان خدا انتظار لطف و عنایت نداریم. قصد من از این نامه یادآوری اصول و ارزش‌هایی است که جزو بدیهی ترین و مقدس ترین اصول نهضت ما تلقی می‌شد و امروز متأسفانه در سخن و عمل آشکارا نفی و نقض می‌شود. انقلاب ما برای دنیای معاصر پیام پیشرفت و توسعه و علم و فناوری و حتی دموکراسی و آزادی بیان نداشت، چرا که در این عرصه ها دیگران گام‌هایی بسیار بلند برداشته‌اند و تجاربی عظیم اندوخته‌اند که سرمایه ما و انقلاب ما باید تلقی شود. آن چه این انقلاب را از سایر انقلاب‌های جهان متمایز می‌ساخت پیام معنوی و اخلاق برای بشریت گرفتار آمده در زندگی مصرف زده و مادی امروز بود. و همین پیام و ویژگی بود که نظر دنیا را به انقلابی به نام دین به رهبری مردی روحانی جلب کرد. به گمان صرفنظر این که از آغاز انقلاب چه در دهه اول و چه در دهه‌های بعدی تا چه انقلاب در تحقق این پیام موفق بوده که البته جای نقد و بحث فراوانی است، مرحوم امام بیش از همه به این ویژگی توجه داشت. ایشان در نامه به گورباچف او را به عبور از مارکسیسم به سوی آزادی و دموکراسی تشویق نکرد، آن راهی بود که لامحاله بشر امروز در آن حرکت می‌کند، قصد امام از آن نامه آن گونه که در ملاقات با ادوارد شوارد نادزه به وی متذکر شد، گشودن درهایی به سوی آسمان به روی آقای گورباچف بود. آن نامه تنها یک پیام داشت و آن این بود که مشکل شما در پیروی از مارکسیسم قبل از دیکتاتوری و فراتر از محرومیت از حقوق و آزادی‌های اساسی، مادیت زمینی و محرومیت از اخلاق و معنویت آسمانی بود بنابراین با افتادن به دامان دنیای مادی و اسارت در زندگی مصرف زده و عاری از معنویت غرب سرمایه‌داری اشتباه گذشته را تکرار نکنید. حضرت آیت الله خامنه‌ای امروز ملت‌های مسلمان منطقه یکی پس از دیگری علیه ظلم و استبداد و تحقیر به پا خاسته‌اند و با سرنگونی دیکتاتور و فروپاشی نظام استبداد طالب تجربه دنیای جدید و زندگی بهتر هستند. اگر مطلوب آن‌ها علم و فناوری و توسعه و رفاه باشد، بی شک ما و شما به علت تورم و گرانی و بیکاری و رشد صفر درصدی اقتصادی و کاهش تولید ملی و … که همگی محصول مدیریت ناکارآمد و بی کفایت کنونی است اگر در این زمینه حرفی برای آن‌ها داشته باشیم این است که نمونه کنونی ایران را الگوی خود قرار ندهند. و راهی که ما رفته‌ایم نروند. اما اگر مطلوب آن‌ها اخلاق و معنویت باشد، یعنی همان که پیام اصلی و وجه تمایز انقلاب ما از دیگر انقلاب‌های جهان بود، شما به عنوان رهبر جمهوری اسلامی در این زمینه کدام دستاورد ملموس و عملی نظام را به آن‌ها ارائه خواهید فرمود؟ دروغ و تظاهر و ریای مسؤولان کشور با مردم را و یا بررگترین فساد مالی تاریخ کشور را؟ و یا رعایت خلاف مروت و انسانیت مأموران و مسؤولان با شهروندان را؟ رهبر محترم جمهوری اسلامی ایران ما تا پیش از این خوانده و از منابر شنیده بودیم که حکومت و حاکم اسلامی مسؤولیت تأمین زندگی خانواده زندانیان را بر عهده دارد. اگر چه این مهم هیچ‌گاه در طول سال‌های انقلاب عملی نشد، اما متقابلاً نیز هرگز تصور نمی‌کردیم نظام اسلامی شهروندانی را به اتهام کمک مالی به خانواده‌های زندانیان سیاسی دستگیر و ماه‌ها درسلول‌های تاریک و نمور انفرادی تحت بدترین شرایط زندانی و به حبس‌های طویل المدت محکوم کند. ما نشینده بودیم و به مخیله مان هم خطور نمی‌کرد خانواده‌های زندانیان سیاسی به خاطر برگزاری میهمانی افطار مورد یورش مأموران حکومت قرار گیرند و امنیتشان تهدید شود و زن و فرزند ایشان بازداشت شوند. ما هرگز تصورش را هم نمی‌کردیم نظام اسلامی در اقدامی سازمان یافته تأکید می‌کنم در اقدامی سازمان یافته و برنامه ریزی شده منتقدان و مخالفان خود را علاوه بر زندان از کار و شغلی که دارند اخراج کند تا خانواده‌ آن‌ها نیز به سزای فعالیت سیاسی نان آورشان از حداقل تأمین اقتصادی و معیشتی محروم شوند. دادستان کل کشور به صراحت می‌گوید از تابعیت دوگانه آقای خاوری و زندگی خانواده وی در کانادا بی‌خبر بوده است. بی شک مأموران امنیتی نیز از این امر بی‌خبر بوده‌اند. اما آنان از خصوصی‌ترین امور خانوادگی زندانیان سیاسی اطلاع دارند و هم در آن دخالت می‌کنند تا آن جا که به نیت تقویت و خدمت به ولایت با تهدید ارعاب مانع ازدواج فرزندان آن‌ها می‌شوند. ما هرگز تصور هم نمی‌کردیم که وضعیت اخلاق و انسانیت در این کشور به چنین ابتذالی کشیده شود که فرزندان به جرم تلاش پدران برای اعتلا و سربلندی کشور نه تنها از تحصیلات عالی و تحصیل در خارج کشور محروم شوند، بلکه زندگی خصوصی آینده آنان نیز به اراده بازجویان و مأموران امنیتی رقم بخورد. ما هرگز در خواب هم نمی‌دیدیم که شرافت و انسانیت در این کشور چنان به قهقرا رود که فرزندان زندانیان از ترس این که ممنوع الخروج شده از تحصیل باز بمانند جرأت سفر به کشور و تسلای دل مادر و خانواده بی‌پناه خود را نداشته باشند و مادران نیز به تاوان فعالیت همسران ممنوع الخروج شوند و اجازه دیدار فرزندان خود در خارج کشور را نداشته باشند. طرفداران نظریه ولایت فقیه در اثبات این نظریه استدلال می‌کنند لازمه اجرای حدود الهی به دست گرفتن قدرت است. آیا قطع کردن روزی منتقدان و مخالفان، در تنگنا قرار دادن خانواده آن‌ها و محروم کردن فرزندان آن‌ها از بدیهی‌ترین حقوق انسانی یعنی تحصیل همان حدود الهی است که نظام ولایت فقیه در ایران برای اجرای آن تشکیل شده است؟ حضرت آیت الله خامنه‌ای بی‌شک شما نیز مانند من به خاطر دارید زمانی که آقای بنی صدر قبل از خروج از کشور، پنهان شده بود به دستور یکی از مقامات قضایی خانواده وی دستگیر شدند تا وی مجبور به معرفی خود شود، مرحوم آیت الله بهشتی وقتی این خبر را شنید برآشفت و ضمن مؤاخذه آن مقام قضایی دستور آزادی سریع خانواده بنی صدر را صادر کرد. آقای بنی صدر به خارج گریخت و خانواده وی نیز ممنوع الخروج نشدند و به او پیوستند تا امروز من بتوانم این ماجرا را به عنوان یک افتخار و نمونه‌ای زیبا از انسانیت و اخلاق و معنویت گمشده در این کشور به حضرتعالی یادآور شوم. مقام محترم ولایت فقیه من نه آقای بنی صدرم و نه با منافقین علیه نظام مستقر دست به قیام وشورش زده‌ام و خوشبختانه به علت این که بلافاصله بعد از برگزاری انتخابات دستگیر شده‌ام اتهامات موهومی نظیر انقلاب مخملی و راه‌اندازی تظاهرات اعتراضی و دعوت به اغتشاش و آشوب را نمی‌توان به من نسبت داد و باز خوشبختانه به خارج از کشور هم فرار نکرده‌ام بلکه اسیر شما در زندان هستم. بنابراین به چه علت باید همسر من که جز اعتراض به دستگیری من و نوشتن نامه به شوهرش در وبلاگ خود باید در خیابان مورد یورش مأموران قرار گرفته دستگیر و درزندان انفرادی نگهداری شود؟ و چرا اکنون به خاطر اعتراض به ظلمی که بر شوهر وی رفته باید محاکمه شود؟ مولای من و شما خطاب به خوارج طغیانگری که او را کافر می شمردند، می‌فرمود سه حق را در مورد شما رعایت می‌کنیم:‌ از حق بیت المال شما را محروم نمی کنیم ۲٫ از ورود شما به مسجد برای نماز جلوگیری نمی کنیم. ۳٫ با شما نمی جنگیم تا شما جنگ را آغاز کنید. اما مسؤلان مطیع شما، شیعیان مولا و خانواده و فرزندان آن‌ها را تنها به جرم اعتراض به ظلمی که برایشان رفته نه از بیت المال که از شغل و تحصیل محروم می‌کنند و به جرم برگزاری مراسم دعای کمیل و توسل برای رهایی شوهرانشان دستگیر و محاکمه و کسانی را که در صدد کمک مالی به ایشان برمی‌آیند روانه سلول‌های انفرادی می‌کنند. مقام محترم رهبری جمهوری اسلامی ایران من حدود دو سال و نیم است که در زندان به سر می‌برم، در تمام این مدت تنها به علت این که نظرات خود را در باره مسائل کشور به صورت کاملاً قانونی منتشر ساخته‌ام، برخلاف قانون در شرایط انفرادی نگهداری می‌شوم. قصد من از این نامه چنان که گفتم نه شکوه به شماست و نه انتظار رسیدگی به این ظلم آشکاراز جانب شما. تنها از شما می‌پرسم برمبنای کدام معیار اخلاقی و انسانی مقامات قضایی مطیع اوامر حضرتعالی حق دارند به منظور اعمال فشار و وادار کردن من به سکوت و عدم اظهار نظر در باره امور کشور، همسرم را دستگیر و محاکمه کنند؟ من نگران محکومیت و حبس همسرم نیستم و محکومیت او مانع اظهار نظر من در باره مسائل کشور نخواهد شد، بی شک شریک و همراه زندگی من این ظلم را نیز تاوان ادامه راهی می‌داند که مشترکاً برگزیده‌ایم. دخترانم نیز خدایی دارند مهربان‌تر و رحیم تر و کریم‌تر از آن که آنان را نیازمند خلقش کند. من به این می‌اندیشم نظامی که با این سرعت در سراشیبی سقوط اخلاقی و معنوی حرکت می‌کند چه سرنوشتی خواهد یافت و این ملت چه تاوان سنگینی از این بابت خواهد پرداخت. من تنها این را می‌فهمم که آن چه که امروز به نام دین و نظام دینی در این کشور اجرا می‌شود هیچ نسبتی با دین ندارد و مسؤلانی که آمر و عامل این امور هستند هیچ نسبتی با دین و خدای دین ندارند. زندان اوین سید مصطفی تاجزاده مهرماه ۱۳۹۰ منبع: سایت کلمه

 
• Email to a friend •  •

 

پرسپولیس و تصمیمات غیر منتظره سردار

فریدون شیبانی

در آخرین روزهای تابستان و پس از بازی پرسپولیس ـ استقلال در لیگ برتر فوتبال ایران، سردار محمد رویانیان جانشین حبیب کاشانی، مدیرعامل باشگاه پرسپولیس شد تا این تیم پرهوادار را از بحران خارج کند.اما پس از یک ماه، نه فقط بحران ها ادامه دارد بلکه کار به آنجا رسیده که مربی و اعضای هیات مدیره این باشگاه هم از اظهار نظر منع شده اند؛و البته به دستور سردار.  نخستین حرکت رییس پیشین راهنمایی و رانندگی و ستاد مدیریت حمل و نقل و سوخت، آوردن علی پروین و چند پرسپولیسی پیشین به عنوان عضو هیات مدیره بود.اما شکست شنبه گذشته از مس کرمان نشان داد،سردار راه را اشتباه رفته؛تاجایی که خبرگزاری ورزش ایران دیروز نوشت: "علی پروین ته مانده اعتبارش را به حراج گذاشت» و«دوره کله ‌پاچه و من بمیرم، تو بمیری تمام شده علی آقا". در برنامه تلویزیونی دوشنبه شب ۹۰ هم بیش از ۶۰ درصد پرسپولیسی ها به بی تاثیر بودن حضور پروین در حل بحران پرسپولیس با مدیریتی به شیوه سردار رویانیان رای دادند. بازتاب واکنش هواداران به صبح سه شنبه نرسید که سردار رویانیان با انتقاد از اعلام نظر یکی از اعضای هیات مدیره اعلام کرد تنها او سخنگوی باشگاه است و مدیریت بحران شگرد اوست...  از دیگر اعضای هیات مدیره این تیم محمد پنجعلی است که در برنامه ۹۰حمید استیلی را مهره قابل تعویض از سرمربیگری و علی دایی را در موقعیت احتمال بازگرداندن به نیمکت داغ این تیم دانست. پنجعلی به عنوان یک عنصر حزب اللهی، پیشینه کاپیتانی در پرسپولیس و تیم ملی را دارد. همچنین به گفته پنجعلی "اگر هواداران علی دایی را می‌خواهند چه اشکالی دارد که به خواسته آنها احترام بگذاریم". اما سردار رویانیان، که به گفته خودش سابقه بازی "گل کوچک" را دارد و "شوخی شوخی مدیرعامل پرسپولیس شده"، نظراین عضو هیات مدیره را عقیده شخصی خواند و اعلام کرد: "سناریوهای آینده پرسپولیس را از الان نوشته ام و هواداران منتظر باشند که ممکن است هر لحظه تصمیم غیر منتظره‌ای را از سوی من بشنوند، اما در شرایط کنونی، حمید استیلی سرمربی تیم فوتبال ما است... مطمئن باشید از این پس شاید هر هفته یک تصمیم بزرگ را برای پرسپولیس بشنوید....چرا که اصلا تصمیم غیر منتظره گرفتن کار من است، من مدیر بحران هستم." دستور به پروین، پنجعلی و دیگران به گزارش ایسنا سردار رویانیان در پایان جلسه دیروز هیات مدیره پرسپولیس درباره علت عدم حضور پروین هم گفت: "من از پروین خواستم که امروز سر تمرین تیم برود. او به من گفت چه کار کنم؟ بیایم سر جلسه یا تمرین؟ من هم به او گفتم برو تمرین. در کار مصاحبه ها هم آب پاکی را روی دست دوستان ریختم و از این پس نه پروین، نه پنجعلی، نه فروزنده و نه نژادفلاح مصاحبه‌ در رابطه با پرسپولیس نخواهند داشت. بنده به عنوان سخنگوی باشگاه به صورت کاملا شفاف توضیحات را ارائه می کنم." اینک هواداران این تیم پرسابقه باید علاوه بر تحمل شکست ها، منتظرتصمیمات غیر منتظره این سردار هم باشند.

 
• Email to a friend •  •

 

دعوا تا تورنتو "کش" یافت

شیرین کریمی

جنجال بر سر رئیس گریزان بانک ملی جمهوری اسلامی از تهران به تورنتو رسیده است. در آخرین تنش ها، تجمع روزنامه نگارانی در محل زندگی محمودرضا خاوری در کانادا با واکنش شدید اعضای منزل وی روبرو شده است. همزمان نامه ای هم از رئیس معزول بانک صادرات خطاب به رئیس فراری بانک صادرات منتشر شده؛ نامه ای که خاوری را به بازگشت به کشور ترغیب می کند. خواسته ای که مسئولان قضایی نیز آن را به صلاح وی می دانند. روزنامه مردم سالاری   گزارشی منتشر کرده است که  از برخورد سرایدار و پسر محمود رضا خاوری با روزنامه نگارانی خبر می دهد که برای تهیه گزارش از مدیر عامل فراری بانک ملی جمهوری اسلامی به در منزل وی مراجعه کرده بودند. آنها در شهر تورنتو و در مقابل خانه گران قیمت کسی که در لیست متهمین بزرگترین پرونده فساد مالی جمهوری اسلامی قرار دارد، از خاوری خواسته اند پیرامون اختلاس ۳ هزار میلیاردی توضیح بدهد؛خاوری البته با این افراد رو به رو نشده و کار به "درگیری فیزیکی" با سرایدار منزل و مهدی خاوری ـ– فرزند رئیس سابق بانک ملی ـ کشیده شده.سرایدار و فرزند خاوری همچنین مراجعه کنندگان را تهدید کرده اند که در صورت ادامه حضور، پای پلیس را به منازعه باز خواهند کرد. رئیس فراری گفتنی است پس از فاش شدن اختلاس سه میلیارد دلاری محمود رضا خاوری از به کانادا گریخت. خاوری قرار بود جمعه هشتم مهر از بریتانیا به ایران باز گردد، اما تغییر مسیر داد تا به کانادا برود؛ کشوری که او و خانواده اش تابعیت آنجا را دارند. مسئولان قضایی و دولتی تا

...

بانکداری اسلامی و دزدی های میلیاردی : محمد حسین یحیایی!

by eshtrak

دزدی های کنونی در نظام جمهوری اسلامی یادآور سال های پایانی رژیم شاهنشاهی است. در آن سال های پایانی بویژه در دو سال آخر تعداد زیادی از دولتمردان، مدیران و امرای ارتش فرزندان خود را با سرمایه های هنگفت به خارج از کشور می فرستادند. گویا آنان به سستی، بی پایگی و پوشالی بودن رژیم آگاه تر بودند. آنان سعی می کردند فرزندی در ایالات متحده، انگلستان و یا دیگر کشور ها بدنیا آورند که بتوانند در سال های آینده در آن کشور ها اقامت گزینند. حال تاریخ تکرار می شود. فرزندان عالیترین مقامات کشور در ظاهر به نام تحصیل ولی در حقیقت برای اقامت به خا رج از کشور می روند. یکی از جلوه های بسیار شگفت انگیز تاریخ است که بسیاری از آنان ایالات متحده، کانادا و یا انگلستان را انتخاب می کنند. به نظر می رسد آنان هم پایان راه را از هم اکنون می بینند...


دکتر محمدحسین یحیایی
1390-07-22
بانکداری اسلامی و دزدی های میلیاردی

 

بانکداری در جامعه ایران مانند بخش های دیگر اقتصاد، روزگار پر فراز و نشیبی را از سر گذرانده، در سال های نخستین گرفتار امتیاز داران روس و انگلیس و مستبدین قاجار شده ، در سال های واپسین در دست مستبدین پهلوی که بین سنت و مدرنیته زیگزاک می زدند گرفتار آمده و امروز هم در دست ولایت دست و پا می زند. در این سال ها گاهی با قوانین اروپایی و خواست استبداد اداره شده و گاهی هم با واژه اسلامی که هنوز بعد از سه دهه برای جامعه و مدیران اجرایی تفهیم نشده، اداره می شوند. در این نظام که مجموعه ای از تضاد ها را با خود حمل می کند ، دست و چشم نظارت گر مردم بسته، دست مفسدØ �ن، دزدان و اختلاسگران باز گذاشته شده است. در این سال ها گوش مردم فقیر که هر ساله بر تعدادشان افزوده می شود، به اختلاس میلیاردی مکتبی ها آشنا است و در پی هر دزدی و اختلاس تعدادی گرفتار و فردی قربانی می شود تا دیگر دوستان مکتبی با تغییر تاکتیک و با همکاری مدیران خودی بکار پر سود خود ادامه دهند.
در پی شکست های نظامی وسیاسی ایران در جنگ با روسیه تزاری و انعقاد قرارداد های گلستان در سال ۱۱۹۲ خورشیدی( ۱٨۱٣ م) و ترکمنچای در سال ۱۲۰۶ ( ۱٨۲٨ م) عباس میرزا و برخی از دولتمردان قاجار به عقب ماندگی های علمی و اقتصادی کشور آگاه شدند و برای جبران آن همکاری وسیعی را با اعزام دانشجو به خارج آغاز کردند. دوران جدیدی در تاریخ سیاسی و اقتصادی کشور گشوده شد. روابط تجاری گسترش یافت و ورود کالا های خارجی با استفاده از امتیازات گمرکی رونق گرفت. در این میان برخی از تجار با انباشت سرمایه خواهان پی گیری نظامی شدند که در اروپا با نام بانک و نهاد های دیگر اقتصادی شکل گرفته بود. در این راستا حاج محمد حسن امین الضرب نامه ای به ناصرالدین شاه نوشت و تقاضای تاسیس بانک کرد ولی با مخالفت شاه روبرو شد. اندکی مدتی بعد بانک جدید شرق( ۱۲۶۶) که در آسیا بویژه در هند فعال بود شعباتی در شهر های مهم ایران باز کرد. بعد از مدت کوتاهی بانک شاهی که آنهم با قوانین تجاری انگلیس اداره می شد، دارایی های این بانک را خرید و با امتیاز ۶۰ ساله نشر اسکناس و دیگر فعالیت های اقتصادی و بانکی را در دست گرفت. با تاسیس بانک ملی ایران در سال ۱٣۰۹ امتیاز نشر اسکناس را به آن بانک واگذار کرد. بانک شاهی همراه با بخش اندکی از سود خود، قرضه فراوانی به شاهØ �ن قاجار می داد نا امتیازات بیشتری کسب کند.
همسو با فعالیت بانک های انگلیس در ایران رقیب دیرینه آن روسیه هم بانک استقراضی روس را در سال ۱۲۶۹ خورشیدی تاسیس کرد. این بانک هم با امتیاز ۷۵ ساله از سوی یک تبعه روس راه اندازی شد و سال ها بعد همه شعبات و امتیازات آن از سوی دولت تزار خریداری شد. این بانک فعالیت های گسترده ای در زمینه های بیمه، راه سازی، معادن، شیلات و حوزه های دیگر انجام داده از سال های نخست تاسیس خود مبالغ هنگفتی به دولت ایران قرض داده و در مقابل امتیازات فراوانی گرفته بود که در پی انقلاب سوسیالیستی اکتبر از سوی دولت جدید اتحاد جماهیر شوروی بصورت یک جانبه ملغی و همه دارایی های بان ک به دولت ایران واگذار شد.
در همه این مدت اقدامات دولت و صرافان ایرانی برای تاسیس بانک ایرانی با منابع و سرمایه کشور بی نتیجه ماند تا در سال ۱٣۰۴ بانک پهلوی قشون برای سرو سامان دادن به منابع مالی نیرو های مسلح بویژه وجوهات افراد باز نشسته تاسیس شد که در سال های بعد نام بانک سپه را بخود گرفت. در سال ۱٣۰۶ مجلس شورای ملی با مطرح کردن نیاز های کشور قانون تاسیس بانک ملی را بصورت شرکت سهامی به تصویب رساند، سرمایه اولیه آن ۲۰ میلیون ریال و همه سهام متعلق به دولت بود. این بانک فعالیت های اساسی و بانکی خود را درسال ۱٣۰۹ آغاز کرد. نشر اسکناس و حساب های دولت را در سال های بعد در دست گرفØ ª. سرمایه بانک در سال های گوناگون افزایش یافت و در سال ۱٣٣۱ به ۲ میلیارد ریال رسید. در سال ۱٣٣۴ قانون جامع تر بانکی از مجلس شورای ملی و سنا گذشت. چگونگی تاسیس، حوزه فعالیت و پیشبرد آن شامل قانون شرکت ها و قوانین تجاری شد. در این میان هیئت نظارت بر عملکرد بانک ها تشکیل شد که به تاسیس، عملیات اعتباری، معاملات ارزی و اجرای سیاست های پولی و اعتباری نظارت داشته باشد. قوانین بانکی بار دیگر در سال های ۱٣٣۹ و ۱٣۵۱ مورد بازبینی قرار گرفت و تغییرات چشمگیری در آنها صورت گرفت. در این میان بانک های تخصصی هم یکی بعد از دیگری افتتاح شدند و بانک های تجاری برای جمع آوØ �ی سپرده های مردم به رقابت پرداخته، از همه ابزار های تشویقی تا پرداخت جایزه برای سپرده گذار ها استفاده کردند.
بانک مرکزی ایران در سال ۱٣٣۹ تاسیس و بخشی از عملیات بانکی را که به بانک ملی واگذار شده بود، در دست گرفت. این بانک بر اساس قانون مسقل از دولت، نشر اسکناس، اداره نظام پولی و ارزی کشور را در دست دارد و در راستای حفظ ارزش پول ملی سیاست گذاری می کند. بانک مرکزی همراه با نظارت بر عملکرد دیگر بانک ها گزارش جامعی از اوضاع اقتصادی کشور را منتشر می کند. برخی از نهاد های اقتصادی که در راستای بهبود اوضاع پولی و ارزی عمل می کنند زیر نظر بانک مرکزی هستند. تلاش چندین دهه میهن پرستان در عرصه های گوناگون اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نتوانست عقب ماندگی های دیرینه، سنت ه ای دیرپا و نظام های استبدادی خشن را درهم شکند و عقب براند، از آن رو مشکلات اساسی در اقتصاد کشور با هزینه میلیارد ها دلار از درآمد های نفتی همچنان باقی ماند.
با انقلاب ۱٣۵۷ اوضاع اقتصادی و سیاسی کشور دگرگون شد، برخی از شرکت کنندگان در انقلاب که در شورای انقلاب و دولت بر آمده از آن شرکت داشتند خواهان ادامه همان سیاست های اقتصادی با برخی تغییرات روبنایی و ظاهری بودند و برخی دیگر که از سوی نیرو های چپ هم حمایت می شدند خواستار دگرگونی های اساسی و تغییرات ساختاری بودند که بتوانند اقتصاد را در مسیر دیگری قرار دهند. در این میان گروهی هم سخن از اقصاد اسلامی و بانکداری اسلامی می زدند که بسیار گنگ، نامفهوم و دور از تصور می نمود. به هر رو شورای انقلاب در خرداد ۱٣۵٨ تصمیم گرفت همه بانک ها، شرکت های پس انداز و وام مسکن و شرکت های سرمایه گذاری را ملی اعلام کند. در این راستا ۱۵ بانک که به سرمایه داران ایرانی تعلق داشتند و ۱٣ بانک که با سرمایه مشترک ایرانی ها و خارجی ها فعالیت می کردند ملی شدند. در مرحله بعد ادغام بانک ها و تفسیم آنها به بانک های تجاری و تخصصی صورت گرفت و فعالیت در راستای اسلامی کردن بانک آغاز شد.
تلاش در راستای اسلامی کردن همه نهاد های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه از یک سو و ادامه جنگ ویرانگر از سوی دیگر مانع از شکل گیری و سازمان دهی نوین در عرصه های اقتصادی و اجتماعی کشور شد، همه منابع مادی ، ظرفیت های اقتصادی و انباشت سال های طولانی رو به ویرانی رفت . در این میان گروه جدید و ممتازی که نسبت های نسبی و سببی با روحانیت و برندگان بازی اتقلاب داشتند با کسب درآمد های هنگفت از این ویرانی سر بر آوردند تا بازیگر اصلی در دوره های بعد باشند. دهه دوم انقلاب با نام تعدیل اقتصادی به باز سازی نهاد هایی پرداخت که با انقلاب تعطیل و یا نابود شده بودند. بانکداری نهادی بود که در این راستا به سرعت باز سازی شد. قانون تشویق و حمایت از سرمایه های خارجی به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. ولی بازهم اسلامی کردن بانک ها از دستور خارج نشد، هر چند در اجرا موفقیتی بدست نیآورد اما دوگانگی در اقتصاد همچنان ادامه یافت. از یک سو اندیشه های لیبرالیستی همراه با اجرا در اقتصاد حاکم شد و از سوی دیگر نهاد های گوناگون اقتصادی بنام اقتصاد اسلامی، دور از نظارت ارگان های مالیاتی و دیگر نهاد ها شکل گرفت که با گذشت زمان و افزایش درآمد های نفتی زمینه های دزدی، فساد و اختلاس را فراهم کرد. صندوق های قرض الحسنه، بنیاد های عظیم Ù �الی با سرمایه فراوان بازیگر اصلی این صحنه بودند.
محمد باقر صدر پژوهشگر اسلامی، بانکداری اسلامی را مطرح کرد. ایشان با توجه به آموزه های اسلامی به جمع آوری پول از سوی بانک ها در کشور های اسلامی پرداخت و گفت پرداخت بهره که همان ربا است با آموزه های اسلامی مغایرت دارد. بنابرین سپرده گذار با حذف بهره در فعالیت های بانکی مشارکت می کند و در سود سهیم می شود. در این شرایط سپرده گذار می داند که پولش در کجا و چگونه مصرف می شود. میزان سود را بانک تعیین نمی کند. در این نظام سود محصول کار و سرمایه است از آن رو پاداش سپرده گذار از پیش تعیین نمی شود، در حالیکه بهره بانکی محصول سرمایه است و در تولید سهمی ندارد. در اÛ �ن راستا لایحه قانون عملیات بانکی بدون ربا در سال ۱٣۶۲ به تصویب رسید و در سال ۱٣۶٣ برای اجرا ابلاغ شد.
دوگانگی و گاهی چند گانگی در نظام بانکی زمینه ساز پول شویی، دزدی و اختلاس های فراوانی شد. سرمایه داران نوظهور با استفاده از رانت های دولتی و پنهان شدن در پیچ و خم های این چندگانگی به سرمایه های هنگفتی دست یافتند. آنان در مدت کوتاهی با سرمایه های بادآورده بانک های خصوصی تاسیس کردند. با استفاده از تورم روز افزون بنام های مختلف از منابع دولتی وام های کلان با بهره اندک گرفتند و در بانک های خصوصی که اغلب از سوی خودی ها تاسیس شده بود با بهره چند برابر سپرده گذاری کردند و یا با بورس بازی در زمین و ساختمان به میلیارد ها ثروت دست یافتند. بنابرین بانکداری اسÙ �امی نه تنها کمکی به جمع آوری پول های راکد و سرگردان نکرد و به رشد اقتصادی یاری نرساند بلکه باعث گسترش رانت خواری و سود خوری و زدو بند های فراوان شد.
از نیمه دوم دهه ٨۰ خورشیدی چرخش دیگری در سیاست و اقتصاد رخ داد. نیرو های مسلح در همکاری نزدیک با رهبری قدرت اقتصادی و سیاسی را در دست گرفت. سرمایه از تولید به سوی تجارت و خدمات چرخید. با افزایش واردات، دلالی و فعالیت های غیر مولد رونق گرفت. با فرمان رهبری که بالاتر از قانون اساسی، مجلس و مردم است، اصل ۴۴ از قانون اساسی بگونه ای حذف شد، تا دست سرمایه داران نوظهور و بنگاه های وابسته به سپاه برای تصاحب کارخانه ها و موسسات دولتی که اموال مردم محسوب می شوند باز باشد. سرمایه داران نوظهور که از چند گانگی نظام بانکی سود فراوانی برده بودند با ساخت و پاخت هاÛ Œ پنهانی به خرید کارخانه های دولتی با پول نازل و اندک پرداختند. حجم دزدی به قدری گسترده بود که نه تنها بانک های خصوصی بلکه دامن بانک های دولتی را هم گرفت. اختلاس ٣ هزار میلیارد تومان( ٣ میلیارد دلار) تنها در شعبات کوچک بانک صادرات و بانک ملی صورت گرفته است. گفته می شود که در روز های آینده اختلاس ها و دزدی های دیگری بر ملا خواهد شد. محسنی اژه ای دادستان و مامور رسیدگی به این پرونده می گوید، هنوز معلوم نیست چه نامی باید به این پرونده گذاشت و در گفتگو با شبکه ۲ سیما می گوید. شرکت آریا و شرکت های زیر مجموعه آن چندین سند اعتباری( ال سی) را از بانک های گوناگون گرفته و در نهایت بانک مرکزی هم در آن قاطی شده است. در این راستا محمد جهرمی مدیر عامل بانک صادرات و محمد رضا خاوری مدیر عامل بانک ملی از کار بر کنار شده، همدیگر را مقصر می خوانند.
محمد رضا خاوری که در ویلای چند میلیون دلاری خود در شهر تورنتوی کانادا روی کاناپه دراز کشیده و احتمالا چایی می خورد از طرفداران سرسخت بانکداری اسلامی است و در مقاله ای تحت عنوان بانک داری اسلامی، قوت ها ، مشکلات و چالش ها می نویسد. در نظام جمهوری اسلامی قواعد فطری است، تخلف از آن گناه دارد، درآمد مشروع و حلال در اسلام تجویز شده است. در این نظام امنیت، عدالت، صداقت، خلاقیت، نوع آوری، اعتقاد، احترام و حمایت از حقوق دیگران، و گسترش فرهنگ اسلامی در رفتار های فردی و اجتماعی وجود دارد. در بانک داری اسلامی، سود ارزش اضافی از کار و معامله است. سود محتمل الحصول است ولی ربا حتمی الوصول است... به نظر می رسد نیازی به تفسیر نیست، محمد رضا خاوری همان کرده که به آن باور داشته و در نوشته خود هم به آن اشاره کرده است !
دزدی، اختلاس و فساد در نظام جمهوری اسلامی ایران سریال دنباله داری است که با پایان رژیم به اتمام خواهد رسید، هنوز دزدی ۱۲٣ میلیاردی از بانک صادرات در سال ۱٣۷۱ از خاطره ها نرفته است، هنوز بازی بسیار توانمند شهرام جزایری در یک نمایشنامه دیگر در خاطره ها است. هنوز سخنان عباس پالیزدار با افشای لیست بزرگی از دزدی های مقامات بلند پایه و روحانیون سطح بالا در گوش ها است. هنوز مردم منتظر لیستی از مفاسد اقتصادی هستند که رئیس جمهور نظام، ۶ سال است در جیب خود نگهداشته و از آن محافظت می کند.
دزدی های کنونی در نظام جمهوری اسلامی یادآور سال های پایانی رژیم شاهنشاهی است. در آن سال های پایانی بویژه در دو سال آخر تعداد زیادی از دولتمردان، مدیران و امرای ارتش فرزندان خود را با سرمایه های هنگفت به خارج از کشور می فرستادند. گویا آنان به سستی، بی پایگی و پوشالی بودن رژیم آگاه تر بودند. آنان سعی می کردند فرزندی در ایالات متحده، انگلستان و یا دیگر کشور ها بدنیا آورند که بتوانند در سال های آینده در آن کشور ها اقامت گزینند. حال تاریخ تکرار می شود. فرزندان عالیترین مقامات کشور در ظاهر به نام تحصیل ولی در حقیقت برای اقامت به خارج از کشور می روند. یکÛ Œ از جلوه های بسیار شگفت انگیز تاریخ است که بسیاری از آنان ایالات متحده، کانادا و یا انگلستان را انتخاب می کنند. به نظر می رسد آنان هم پایان راه را از هم اکنون می بینند...

محمد حسین یحیایی

 
mhyahyai@ yahoo.com

http://www.sedayemardom.net/didgah/articles_detail_didgah.php?aid=924

 
eshtrak | اکتبر 18, 2011 در 10:41 ب.ظ. | برچسب‌ها: اقتصادیدیدگاهها،اقتصادی | دسته‌ها: eshtrakمقالات سیاسی/دیدگاهها - political articles/views | نشانی وب:http://wp.me/pLhLt-2kO

 

دیدگاه    دیدن همه‌ی دیدگاه‌ها

حیله‌های شرعی و اختلاس آخوندی

 

اکبر گنجی
no

اکبر گنجی − انقلاب ایران، انقلابی علیه فساد و برای عدالت اجتماعی و آزادی سیاسی بود. شاه فقط قلمرو سیاسی را سرکوب می‌کرد، فقیهان سرکوب را به همه‌ی حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و... سرایت دادند. آزادی را فراموش سازید ، عدالت اجتماعی و مبارزه‌ی با فساد به کجا رسید؟  چرا نظامی که وعده‌ی عدالت می‌داد، فسادهای رژیم پیشین را به جیب بری خیابانی تبدیل کرد و به یکی از سرآمدان نظام‌های فاسد جهان مبدل شد؟

این مقاله پی‌جوی علل این امر است.
 
یکم- طرح مسئله: پرونده‌ی سه هزار میلیارد تومانی- بزرگترین سوء استفاده‌ی مالی تاریخ ایران- یکی از پرونده‌های فساد جمهوری اسلامی است. این پرونده، پرونده‌های قبلی (۱۲۳ میلیارد تومانی بانک صادرات در سال ۱۳۷۴، ۱۳۹ میلیارد تومانی بانک ملی شعبه‌ی بندر عباس، تحصیل حدود ۲۰ میلیارد تومان مال نامشروع بانک سپه، اختلاس ۲ میلیارد تومانی از بانک ملت و ملی منطقه‌ای آزاد کیش در سال ۱۳۸۵، و. . . ) را به فسادهای کوچک تبدیل نمود.
 
مطابق گزارش سازمان شفافیت بین المللی ، جمهوری اسلامی یکی از فاسدترین نظام‌های سیاسی جهان است. حجم فساد در این رژیم به هیچ وجه قابل قیاس با رژیم پهلوی نیست. برای این که درآمدهای ایران در تمام دوران پهلوی (رضا شاه و محمد رضا شاه)، بسیار کمتر از درآمدهای جمهوری فقیهان (آیت الله خمینی و آیت الله خامنه ای) بوده است. انقلاب ایران، انقلابی علیه فساد و برای عدالت اجتماعی و آزادی سیاسی بود. شاه فقط قلمرو سیاسی را سرکوب می‌کرد، فقیهان سرکوب را به همه‌ی حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و. . سرایت دادند. آزادی را فراموش سازید ، عدالت اجتماعی و مبارزه‌ی با فساد به کجا رسید؟[۱] چرا نظامی که وعده‌ی عدالت می‌داد، فسادهای رژیم پیشین را به جیب بری خیابانی تبدیل کرد و به یکی از سرآمدان نظام‌های فاسد جهان مبدل شد؟ تا حدی که من می‌فهمم، علل زیر در این امر دخیلند:
 
دوم- اقتصاد دولتی: اقتصاد به شدت دولتی- که متضمن گسترده‌ترین و عمیق‌ترین میزان دخالت دولت در اقتصاد است- مهمترین محل پرورش فساد می‌باشد. به عنوان مثال، اینک دولت نه تنها در تعیین هیأت مدیره‌ی بانک‌های خصوصی دخالت می‌کند، بلکه ساعت کار آنها را هم تعیین می‌کند. نرخ ارز و بهره‌ی بانکی را دولت تعیین می‌کند، دولت تعیین می‌کند که چه کسانی می‌توانند و چه کسانی نمی‌توانند از بانک‌ها وام دریافت کنند. این فرایند، یعنی نهادینه سازی فساد. تا زمانی که دولت تصدی و دخالت گسترده‌ی در اقتصاد را داراست، میزان فساد به شدت بالا خواهد بود. آزاد سازی اقتصادی و کاهش دخالت دولت در اقتصاد تا حد امکان، روشی کارآمد برای تقلیل فساد است. به تعبیر دیگر، کوچک سازی دولت، مقررات زدایی، خصوصی‌سازی (نه خودی سازی و حامی پروری)، به کار انداختن ساز و کارهای نظارتی، شیوه‌های کاهش فسادند.
 
از یاد نبرده ایم که محمود احمدی نژاد رسماً اعلام کرد که "اصول علم اقتصاد" را به دلیل غربی بودن، "قبول" ندارد. آیت الله خامنه‌ای نیز پس از گذشت سه دهه از اسلامی کردن علوم انسانی تجربی، همچنان به این علوم تاخته و آنها را دارای مبانی مادی و غیرالهی معرفی می‌کند. در میان علوم انسانی تجربی، علم اقتصاد نزدیکترین علم به علوم تجربی طبیعی است. برای این که با مفاهیمی کمی سر و کار داشته و در عمل موفق تر از بقیه‌ی علوم اجتماعی بوده است.
 
سوم- ناکارآمدی مدیریتی: سرکوب متخصصان و به کارگیری خودی‌های وفادار به نظام، کشور را از توان علمی و مدیریتی خود محروم ساخته است. به فرار مغزها بنگرید. به تعطیل کردن سازمان برنامه و بودجه به وسیله‌ی رئیس جمهوری که آیت الله خامنه‌ای بر سر کار آورد بنگرید. به فرار سرمایه بنگرید. با دانشگاه‌ها چه کردند؟ بهترین استادان دانشگاه‌ها کجا هستند؟ با اقتصاد و مدیریت هم همان رفتار را کردند. محمود احمدی نژاد دستگاه‌های نظارتی و مدیریتی کشور را به بهانه‌ی "غیر انقلابی" و "آمریکایی" بودن منحل کرد. به تعبیر محمد رضا باهنر، احمدی نژاد "ژنرال" نمی‌خواهد، به دنبال "سرباز" است. باید توجه داشت، همین حکم درباره‌ی آیت الله خامنه‌ای و "نظام سلطانی فقیه سالار" هم صادق است.
 
چهارم- برساختن اقشار اجتماعی حامی از طریق نظام بانکی: بانک‌ها سازمان‌هایی هستند که از قابلیت خلق پول (اسکناس و مسکوک در دست افراد و سپرده‌های دیداری بانک ها) و نقدینگی (پول و سپرده‌های غیردیداری یا مدت دار) برخوردارند. سپرده‌های بانکی بیشترین حجم نقدینگی را در بر می‌گیرند. دولت یا رژیم سیاسی از طریق سیستم بانکی برای خود "اقشار اجتماعی حامی" دست و پا می‌کند. حجم مبالغی که در این راه صرف می‌شود، از رژیم شاه به رژیم جمهوری اسلامی به شدت افزایش یافته است. در نظام جمهوری اسلامی نیز می‌توان با مقایسه‌ی بودجه‌ی رسمی ریاست جمهوری در دوران هاشمی رفسنجانی، سید محمد خاتمی و محمود احمدی نژاد؛ تفاوت‌ها را سنجید. قائم مقام حزب موتلفه‌ی اسلامی اعلام کرده که جریان انحرافی- یعنی تیم احمدی نژاد- می‌تواند در انتخابات مجلس آینده که کمتر از پنج ماه دیگر برگزار می‌گردد، برای هر کاندیدای خود یک میلیارد هزینه کند[۲].
 
پنجم- سرکوب رسانه‌های مستقل و آزاد: رسانه‌های مستقل و آزاد، یکی از ارکان دموکراسی‌ها هستند. چشم تیزبین آنها، دائماً قدرت متمرکز و ثروت‌های باد آورده را تحت کنترل دارد. این رسانه‌ها با افشای فسادها، وسیله‌ای در خدمت منافع مردم و کنترل قدرت‌اند. هر جا چنان نهادی وجود نداشته باشد، فساد به شدت افزایش می‌یابد. در ایران، نظام سیاسی همه‌ی رسانه‌های مستقل و منتقد را توقیف و تعطیل کرده و روزنامه نگاران شجاع منتقد را زندانی ساخته تا درس عبرتی برای دیگران باشند و غارتگران به چپاول ادامه دهند. [۳]. فساد نتیجه‌ی ضروری چنین کنشی است. از سوی دیگر، پس از افشای فساد اقتصادی سه هزارمیلیارد تومانی اخیر و گشوده شدن دیگر پرونده‌های فساد، آیت الله خامنه‌ای در سخنرانی ۱۱/۷/۹۰ فقیهانه فرمان صادر کرد:
 
"دیگر نباید قضیه را خیلی کش بدهند. بگذارید مسئولین کارشان را بکنند؛ عاقلانه، مدبرانه، قوی و با دقت قضایا را دنبال کنند. جنجال و هیاهو تا یک مقداری برای آگاهی‌ها لازم است؛ دیگر همین طور هی ادامه دادن - بخصوص که اگر بعضی‌ها هم بخواهند در این بین استفاده‌های دیگری از این مسائل بکنند - هیچ مصلحت نیست".
 
ششم- خودی‌سازی به نام خصوصی‌سازی: خصوصی‌سازی ایران واگذاری واقعی سهام به بخش خصوصی نیست، بلکه "خودی سازی" و چنگ اندازی سپاه پاسداران و وابستگان حکومتی به بخش‌های مختلف اقتصادی بود. به عنوان مثال، واگذاری دو نیروگاه برق به سپاه پاسداران (نیروگاه ۹۵۴ مگاواتی سیکل ترکیبی ارومیه و نیروگاه ۶۳۶ مگاواتی سبلان) بدون انجام مناقصه صورت گرفت. نمونه‌ی دیگر، خرید زیر ساخت‌ها و شرکت متصدی تلفن همراه مخابرات توسط سپاه پاسداران بود که از طریق بیرون کردن رقبای بخش خصوصی از مناقصه با ترفند عدم صلاحیت امنیتی آنان بود (پنجاه و یک درصد سهام شرکت مخابرات به سپاه تعلق دارد). قرارگاه خاتم‌الانبیاء سپاه دارای ۸۱۲ شرکت ثبت شده در داخل و خارج و ۱۷۰۰ قرارداد دولتی است.
 
آیت الله خامنه‌ای در سخنرانی ۶/۲/۱۳۷۶، خطاب به مسئولان نظام، گفته است که نباید اجازه دهیم که دشمن تبلیغ نماید که در نظام جمهوری اسلامی، "یک طبقه‌ی جدید و یک اشرافیگری جدید" در حال شکل گیری است. می گوید:
"مردم مى‏خواهند این احساس را داشته باشند که مسئولان کشور در سطوح مختلف، نسبت به موجودى کشور، امانتدار و امینند. . . بیت المال و آنچه که مربوط به ثروتهاى عمومى کشور است - اختلال پیدا نکند. نگذارید دشمن بتواند این طور تبلیغ کند که یک طبقه جدید و یک اَشرافیگرىِ جدید، در حال شکل‏گیرى است. . . در زمینه‌ی سوء استفاده و امثال آن، آن‏قدر یاوه و دروغ و خلاف واقع گفته‏اند که احصاى آن واقعاً آسان نیست. ولى اگر مردم دیدند که در مواردى ، چیزهایى تأیید مى‏کند - ولو یک مورد - ده مورد را باور و قبول مى‏کنند"[۴].
 
اما پروژه‌ی خصوصی‌سازی "نظام سلطانی فقیه سالار" و طرح برساختن "اقشار اجتماعی حامی" از طریق نظام بانکی، به طور طبیعی یک طبقه‌ی جدید رژیم ساخته پدید می‌آورد و آورده است. طبعاً سلطان علی خامنه‌ای نه تنها با این امر مخالف نیست، بلکه دقیقاً به دنبال چنین سودایی است. تنها مسئله‌ی او، این است که این امر باید تحت کنترل خودش باشد تا طبقه‌ی جدید جمهوری اسلامی مطیع محض ولی فقیه باشد. آیت الله خامنه‌ای در سخنرانی ۲۵/۴/۱۳۷۶ گفته است:
"کسانى هستند که تلاش مى‏کنند و حقیقتاً در صدد این هستند که طبقه‌ی ممتازه‌ی جدیدى در نظام جمهورى اسلامى به وجود آورند. به خاطر انتخابها و انتصابها و زرنگیها و دست و پاداریها و مشرف بودن بر مراکز ثروت، و از طریق نامشروعى که با زرنگى آن را یاد گرفته‏اند، به اموال عمومى دست بیندازند و یک طبقه‏اى جدید - طبقه‌ی ممتازان و مرفّهان بى‏درد - درست کنند. نظام اسلامى، با مرفّهان بى‏درد و معارض و مخل، آن‏طور برخورد سختى کرد؛ حال از درون شکم نظام اسلامى، یک طبقه‌ی مرفّه بى‏درد جدید طلوع کند! مگر این شدنى است"[۵].
 
اما حقیقت این است که چنین طبقه‌ای به وجود آمده است. سلطان علی خامنه‌ای در ۲۶/۶/۱۳۷۶ گفته است: "اگر در نظامى، مسئولانِ نظام با تقوا باشند، فساد در آن نظام راه پیدا نمى‏کند"[۶]. مسئله، مسئله‌ی تقوا نیست، مسئله، مسئله‌ی رژیم سیاسی و سازوکارهای آن است که فسادپروری یکی از پیامدهای آن است.
 
هفتم- روحانیت عامل فساد: فقیهان یکی از مهمترین عوامل فسادند.
 
اولاً: در هر فسادی به گونه‌ای مشارکت دارند. به عنوان نمونه، یکی از متهمان رانت خواران بانکی که با محمود احمدی نژاد روابط ویژه‌ای دارد، به سفارش و پیگیری‌های آیت الله مجتهد شبستری (نماینده‌ی ولی فقیه در آذربایجان شرقی)، شرکت هواپیمایی آتا را در اختیار می‌گیرد. به گزارش زیر بنگرید:
"محمدرضا زنوزی مطلق از بزرگترین متهمین رانت خوار شبکه بانکی کشور و مدیرعامل شرکت هواپیما سازی آتا، ایران خودروی تبریز، گسترش فولاد تبریز، ﮔﺮوه ﺻﻨﻌتی درﭘﺎد ﺗﺒﺮﻳﺰ، فولاد شاهین بناب و رئیس هیئت مدیره شرکت آتا ایرلاین که با وثیقه ۵۰۰ میلیارد تومانی هم اینک آزاد است، با حضور بهبهانی وزیر سابق راه و ترابری و با همکاری نماینده ولی فقیه و امام جمعه تبریز آیت الله مجتهد شبستری، آتاایرلاین نخستین شرکت هواپیمایی شمالغرب کشور را راه اندازی کرد. بهبهانی وزیر سابق راه در افتتاح آتاایرلاین گفته بود، نمی‌خواستیم شرکت آتاایرلاین را به زنوزی بدهیم، ولی با اصرار و وساطت آیت الله مجتهد شبستری این کار انجام پذیرفت. زنوزی در اولین سفر این شرکت هواپیمایی به رسم تشکر از اربابان دولت نهم، و با یک هواپیمای اختصاصی، بیگی استاندار آذربایجان و شبستری امام جمعه شهر تبریز، به اتفاق ۳۰ تن از مدیران عالیرتبه استان آذربایجان شرقی را برای زیارت به مشهد برد"[۷].
بده بستان روشن است. فقیه بدون منافع از فساد پشتیبانی نمی‌کند.
 
ثانیاً: ساختار نهاد روحانیت فاسد است و آنها فساد خود را به ساختار سیاسی و اقتصادی سرایت داده‌اند.
 
با توجه به این که در تحلیل فساد گسترده‌ی جمهوری اسلامی معمولاً اقتصاددانان- به دلایل قابل فهم- به این عامل مهم اشاره نمی‌کنند، نوشتار کنونی را به توضیح این متغیر اختصاص می‌دهیم.
 
برای روشن شدن مقصود، به این پرسش بیندیشید: آیا شاه جرئت می‌کرد مراجع تقلید را زندانی کند؟ آیت الله خمینی و آیت الله خامنه‌ای این کار را کردند. شاه تصوراتی ساده دلانه از اسلام و آخرت داشت. می‌ترسید در آن دنیا نتواند پاسخ گوی ائمه- خصوصاٌ امام رضا- باشد. اما فقیهان که بنابر ادعا از عالم غیب و پشت پرده اطلاع دارند، نگران چیزی نیستند.
 
در تمام دوران محمد رضا شاه پهلوی کمی بیشتر از سه هزار تن اعدام یا کشته شدند، اما آیت الله خمینی فقط در تابستان ۱۳۶۷ با یک حکم حدود چهار هزار زندانی سیاسی را قتل عام کرد. شاه هرگز چنین جرئتی نداشت. کمی از خدا می‌ترسید، اما آیت الله خمینی وضعیتی پدید آورد که طی آن ده‌ها هزار جوان برومند ایرانی کشته شد، بعد با خیال راحت در وصیت نامه اش نوشت: "با دلى آرام و قلبى مطمئن و روحى شاد و ضمیرى امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوى جایگاه ابدى سفر مى‏کنم". آیت الله خمینی مسلمان کشی را ساده و راحت کرد، یعنی قبح اش را به کلی زایل ساخت.
 
اسلام و تشیع و امام زمان برای روحانیت "سرمایه" و ابزاری بیش نیستند. سرمایه‌ای که در اقتصاد "غیر رقابتی" (چون انحصار دین در دست روحانیت است) به کار افتاده و از آن طریق، ثروت و قدرت به طور تصاعدی افزایش می‌یابد. دین در نزد آنان چون "اوراق بهادار" است. وال استریت نیویورک، باید نزد آنان شاگردی کند. فساد رکن رکین "سرمایه داری آخوندی" است. به سازوکارهای زیر بنگرید تا مدعا تثبیت شود.
 
۱-۷- حیله‌های شرعی: حیله‌ی شرعی، یکی از ارکان فقاهت است. حیله‌ی شرعی به معنای استفاده‌ی ابزاری از دین برای مقاصد شخصی (قدرت سیاسی و اقتصادی)است. قدما گفته اند: فقیه باید در خدمت "مصلحت مردم" باشد، نه "منافع" (قدرت اندوزی و ثروت اندوزی)خود. تکیه زدن بر مرجعیت دینی، نیازمند سلامت و پاکی است. "فقیه حیله ورز" ، چگونه می‌تواند مرجع دین توده‌های مردم باشد؟ به گفته‌ی میرزای قمی، فقیهی که از حیله‌های شرعی استفاده می‌کند، پست تر از آن است که شارع او را برای تمشیت امور مردم نصب کرده باشد: "فان فیه انحطاطاً عمّا نصبه الشارع"[۸].
 
فقیهان در طول تاریخ مطابق "منافع قدرت" فتوا صادر و حکم کرده‌اند. آخوند حیله ورز، فقیه متشرعی است که مطابق منافع حکم را تغییر می‌دهد. افکار عمومی، به چنان فقیه‌ای اعتماد و اطمینان نمی‌کند، برای این که حیله ورز است و شریعت را مطابق منافع قبض و بسط می‌دهد. گذشتگان از "فقیه مأمون" سخن گفته‌اند. او فقیهی است که علاوه‌ی بر عدم معصیت و گناه، به حیله‌های شرعی متوسل نمی‌شود. به نظر سه تن از فقیهان بنگرید:
الف- شهید ثانی : "المأمون من لا یتوصل الی اخذ الحقوق مع غنائه عنها بالحیل الشرعیه فان ذلک و ان کان جائزاً الّا ان فیه نقص فی همّته و حطّ لمرتبته فانه منصوب للمصالح العامه : مقصود از فقیه مأمون، فقیهی است که به دنبال گرفتن حقوق شرعیه، از راه حیله‌های شرعی نیست تا در حالی که نیازی به آن ندارد، کار خود را توجیه نماید. چنین شیوه‌ای هر چند مباح باشد، انحطاط روحی او را نشان می‌دهد و چنین شخصی برای تأمین مصلحت مردم مناسب نیست"[۹].
ب- محقق اردبیلی : "و یراد بالمأمون الموثوق بانه لایستعمل الحیل الشرعیه: فقیه مأمون کسی است که اطمینان داشته باشیم اهل حیله‌های شرعیه نیست و آن را به کار نمی‌برد"[۱۰].
ج- محقق سبزواری: "فقیهی که از راه حیله‌های شرعی به بیت‌المال دست اندازی می‌کند، چنان منحط و پست است که برای رتبه‌ای پاک و مقدس و منزه، صلاحیت ندارد"[۱۱].
 
در برابر این گروه، فقیهانی قرار دارند که استفاده‌ی از حیله‌ی شرعی را مشروع به شمار می‌آورند. به چند مورد زیر بنگرید:
الف- شهید اول: اگر دو جنس کیلی و وزنی را بخواهند با زیاده مبادله کنند، باید هر یک از آن جنس‏ها را به چیزی فروخت و جنس دیگر را که زیادتر است، با همان جنس (ثمن) خرید یا به صورت مساوی آن دو را با هم معامله کنند و زیادی را بدون شرط ببخشند یا نسبت به جنسی که کم‏تر است، چیزی پیوست کنند تا در مقابل آن زیادی قرار بگیرد[۱۲].
ب- علامّه حلّی: اگر ناچار شدید که بیع ربوی انجام بدهید، دو جنس را به چیزی خرید و فروش کنید[۱۳].
ج- شیخ محمد حسن نجفی صاحب جواهر: ما مشروعیّت حیله برای رهایی از ربا را از روایات و فتاوی فقها یادآور شده‏ایم؛ زیرا این کار، فرار از باطل به حق است[۱۴].
د- صاحب شرایع هم راه‌های فرار از ربا را نشان داده است.
ه- صاحب عروه‏الوثقی هم از موافقان حیله‏های شرعی است و برای رهایی از ربا، راه‏هایی را یادآوری کرده‏ که پیوست کردن چیزی ثالث به یکی از دو جنس یکی از آن‏هاست.
و- آیت الله خویی و آیت الله گلپایگانی نیز از مدافعان به کار گیری حیله‌های شرعی برای فرار از ربا بودند.
 
خواننده باید توجه داشته باشد که محل نزاع صدق و کذب یا کارآمدی و ناکارآمدی حکم ربا نیست، محل نزاع این است که مطابق پیش فرض نامدلل فقیهان، همه‌ی احکام فقهی دائمی و ابدی هستند، مگر آن که به طور استثنایی عکس آن اثبات شود. فقیهان با توجه به این که محاربه‌ی با خدا و پیامبر، با "منافع" روزانه سر و کار داشت، به راحتی آن را با حیله‌های شرعی حل کردند. همان عمل صورت می‌گیرد، اما دیگر محاربه‌ی با خدا و پیامبر نیست.
 
۲-۷- هیچ حکمی در قرآن مانند حکم ربا نیست. حجاب در نظام ارزشی و فقهی قرآن رتبه‌ی بسیار فروتری- نسبت به ربا- داشته و هیچ مجازاتی ندارد. ربا در قرآن ، محاربه‌ی با خدا و پیغمبر است. اما همه‌ی فقیهان با حیله‌های شرعی زنان را به "عورت" تبدیل و در بند کردند، گروهی از آنها مسئله‌ی ربا را حل کردند و برخی از فقیهان نامدار از نزول خوران و محتکران بوده‌اند. موارد زیر را بنگرید:
 
"معروف است که برخی از آنان به رغم تحریم صریح ربا در قرآن با بهره‌ی صدی چهل تا صدی پنجاه پول قرض می‌داده‌اند. نیز نوشته‌اند که برخی از مجتهدها معمولاً توسط دلال‌ها به احتکار زمین و املاک شهری می‌پرداخته‌اند. درباره‌ی مجتهد سرشناسی مانند آقا نجفی نقل می‌کنند که بانکی تأسیس کرده و با بهره‌ی صدی هیجده قرض می‌داده آن گاه سود سهام را در هر سال صدی دوازده می‌پرداخته است. در نیمه‌ی دوم قرن نوزدهم علمایی مانند حاجی ملاعلی کنی و میرزا آقا جواد به احتکار غله دست زدند، این امر نشان می‌دهد که هنگامی که وضع اقتضا می‌کرده پول پرستی و عقیده فروشی بر دین غلبه می‌کرده است"[۱۵].
 
۳-۷حاجی ملامحمد تقی بن محمد البرغانی القزوینی (وفات ۱۲۶۴)- مشهور به شهید ثالث- که شیخ احمد احسایی را تکفیر نمود و در قزوین اجرای حدود می‌کرد، برای به دست آوردن پول مردم، به حیله‌های شرعی توسل می‌جست. تنکابنی که خود از فقیهان است، ماجرا را این گونه توضیح می‌دهد:
 
"در زمان فتح علی شاه، قریه‌ای از قرای قزوین را سلطان به او تیول داد. پس از چندی، شهید ثالث آن قریه را به میرزا ابراهیم نامی فروخت و مبلغی گزاف در قیمت آن اخذ نمود و چنان می‌نمود که امثال این قرا، مجهول المالک و اختیار آنها به دست حاکم شرع است. پس در زمان مرحوم محمد شاه، این قریه را از میزا ابراهیم گرفتند. میرزا ابراهیم، کیفیت ابتیاع آن را از شهید ثالث، به درگاه سلطان معروض داشت. چون وزیر سلطان، حاجی میزا آقاسی، به جهت میل به تصوف، با قاطبه‌ی علمای اعلام و فقهای کرام، در غایت عناد و لداد بود، پس وزیر محصلی تعیین کرد که قیمت آن قریه را از شهید ثالث گرفته، به میرزا ابراهیم باز دهند. چون ملازم سلطان، برای استرداد ثمن آن قریه به خانه‌ی شهید ثالث آمد، آن جناب فوراً به دارلخلافه شتافت و به مجلس سلطان حضور یافت و سخن از فروختن قریه‌ی خالصه‌ی سلطانی شد. آن جناب به سلطان معروض داشت که: حکایت شیرینی در این باب مرا به خاطر رسیده و آن ، این است که زمانی که در دارالسلطنه‌ی اصفهان، به تحصیل علوم اشتغال داشتم، بسیار تهیدست بودم؛ به نحوی که بعضی اوقات، بی غذا می‌گذشت و بعضی از اوقات، به پوست خربزه که مردمان می‌خوردند و دور می‌انداختند، بدل غذا می‌ساختم. پس چند وقت گذشت که غذا مقدور نشد. از آن پس قلیلی فلوس، از برای نماز وحشت پیدا شد. آن را گرفتم و به بازار شتافتم که چیزی که ارزان تر باشد و سد خلت نماید، ابتیاع نمایم. ناگاه کسی آواز می‌کرد که خربزه‌ی تلیده و خلیده، یک من دو پول. با خود اندیشیدم که از این ارزان تر و مناسب تر چیزی نیست. از آن خربزه به قدر حاجت گرفتم و چون به منزل آوردم و شکافتم، در میان آن، جز تخم و آب چیزی نیافتم. پس آن را گرفتم. دیگر باره به نزد صاحب خربزه رفتم و ماجرا را به او گفتم و ادعای غبن نمودم. آن مرد گفت: آیا نگفتم خربزه‌ی تلیده و خلیده؟ و این خربزه مصداق همین دو لفظ بود. پس مجاب شدم و معودت نمودم. اکنون در واقعه‌ی میرزا ابراهیم، در بدو مرحله به او گفتم که این قریه‌ی خالصه‌ی سلطان است و من این را می‌فروشم، می‌خواست نخرد. با این حال خرید. پس بر من سخنی نخواهد شد و مرا به او اشتغال ذمه نیست. سلطان را از این سخن، خوش آمد و از آن ماجرا درگذشت و شهید را نهایت احترام و اکرام نمود"[۱۶].
 
۴-۷- آیت الله مرتضی مطهری بر بخش دیگری از تاریکخانه‌ی اقتصادی فقیهان نورافشانی کرده است. او مخفی کاری و عدم شفافیت را یکی از مهمترین آفات روحانیت به شمار آورده است. می‌گوید روحانیت به جای تکیه بر عقل مردم و پرورش آن، مردم را در جهالت و تاریکی نگاه می‌دارد تا بتواند آنها را همچون شکارچی، شکار کند. منابع درآمد خود را پنهان کرده و آن را "برکت" و "عنایت" خداوند قلمداد می‌کنند. می‌نویسد:
"در تشکیلات روحانى ما دو چیز عادت و نیرو شده و بسیار مشکل است که کسى بتواند با آنها مبارزه کند. یکى این که روحانیین عادت کرده‌اند که نانى که مى خورند مخفى و غیرعلنى باشد، معلوم نباشد از کجا و از چه راهى مى رسد، تا بتوانند همیشه اظهار فقر کنند و استرحام نمایند، و دیگر این که به مردم بگویند یک برکت و یک عنایتى مخصوص در زندگى ما هست که زندگى ما اداره مى شود. اگر مردم بدانند که فلان شخص مثلاً ماهى سه هزارتومان پول دریافت مى دارد و خرج مى کند، مثل این است که از مقام روحانیت آن شخص کاسته مى شود و این بدان جهت است که ما مى خواهیم روحانیت را روى پایه‌ی وهم مردم نگاه داریم نه روى پایه‌ی عقل آنها، مى خواهیم مردم در تاریکى به ما و به دین بگرایند نه در روشنایى. . . به نظر من سرّ اصلى مطلب این است که یک روح شکارچى گرى در روحانیین پیدا شده و در جلب مرید یک رقابت و مسابقه اى هست. شخصیت روحانى امروز وابستگى دارد به این مطلب. پس تنها پول نیست، پول است به علاوه‌ی اظهار ارادت و علاقه، و به عبارت دیگر پول است به علاوه‌ی کارگر افتادن نقشه‌ها و دامها و به هدف خوردن تیرها. . . این است رمز بزرگ این که روحانیین مایل نیستند پولهاى وجوه تحت نظم و قاعده درآید"[۱۷].
 
۵-۷- سازوکار مالی مراجع تقلید به گونه‌ای است که فساد پروری لازمه‌ی آن است. اولین مسئله، عدم شفافیت تمام عیار است. مسئله‌ی دوم، گویی مراجع تقلید مالک پول‌هایی هستند که از مردم به نام دین می‌گیرند. یکی از پیامدهای این مسئله این است که وقتی مرجع تقلیدی فوت می‌کند، وجوه شرعی باقی مانده در اختیار وارثان و نزدیکانش قرار می‌گیرد.
 
شیخ ابراهیم زنجانی- از مجتهدان دوران مشروطه و شاگرد آخوند خراسانی- درباره‌ی وضعیت حوزه‌ی علمیه‌ی نجف در آن دوران گزارش‌های تکان دهنده‌ای ارائه کرده است. به عنوان مثال درباره‌ی موضوع محل بحث می‌نویسد:
"یک حجت الاسلام، بلکه آیت الله مشهور مقلد اغلب ایرانیان که در نجف بود و پس از وفاتش از وجوهات و رد مظالم و مال امام و غیرها چند میلیون لیره به دست ورثه آمد و املاک خریدند وعیاشی‌ها کردند، فقط در دفتر او قریب پنجاه هزار تومان وجه نماز و روزه خریدن ثبت شده بود که از ایرانیان بدبخت برای خرید نماز و روزه‌ی مردگان خود به او داده بودند و نخریده مرد"[۱۸].
 
گمان نکنید که این مسئله، مسئله‌ای مربوط به دوران مشروطیت است. ساختار مالی مراجع تقلید، موجب دوام این معضل شده است. به همین دلیل، آیت الله مرتضی مطهری نیز با طرح همین موضوع ، با زبانی گزنده آن را به نقد می‌کشد. مطهری در یکی از موارد می‌نویسد:
 
"یکى از مشکلات و موانع پیشرفت و اصلاح روحانیت عدم توجه علما و مراجع به صلاحیت و عدم صلاحیت فرزندان خودشان براى پوشیدن جامه‌ی روحانیت و در این سلک درآمدن است. این صلاحیت همه جا و درباره‌ی همه کس باید رعایت شود و عدم رعایت آن در مورد دیگران نوعى خسارت وارد مى آورد و در مورد فرزندان شخصیتها نوعى دیگر و بدتر؛ به صورت یک علف هرزه‌ی قوى و مانع رشد بوته هاى مفید درمى آیند؛ اتکا به شخصیت سلف، آنها را لوس و ننر و امتیازطلب و مسرف بار مى آورد؛ احیاناً روحیه هاى متمایل به لوسى و اسراف و عیاشى وولنگارى را در خود جمع مى کنند و اخلاق آنها را نیز فاسد مى کنند، و چون اهل درس و تحصیل نیستند همه حواسشان متوجه پستها و مقامات است که کى برد و کى محروم شد و چگونه خودشان آنها را بربایند یا به دوستان خودشان اختصاص دهند؛ به بودجه‌ی روحانیت تحمیل بزرگى هستند؛ تدریجاً به صورت بیتى درمى آیند و اباً عن جدٍّ خود را وارث بودجه‌ی روحانیت مى شمارند، فرزندان لاابالى و احیاناً لاخدا از پسر و دخترشان دائماً از این سفره ارتزاق مى کنند"[۱۹].
 
مطهری سپس گامی پیش تر نهاده و از "اختلاس" فرزندان مراجع تقلید سخن می‌گوید. مطابق مدعای مطهری، آنان وجوه شرعی دسترنج مردم مومن و فقیر ایران را اختلاس می‌کردند. او می‌نویسد:
"طرز وصول سهم امام همان طورى است که گفته شد. کیفیت مصرف رساندن آن هم طبق سنت معمول صد درصد بستگى دارد به نظر شخصى که به دست او رسیده است. تاکنون معمول نبوده که دفتر و حساب و رسیدگى و بیلانى در کار باشد. خوب به مصرف رسیدن آن بستگى داشته به میزان زهد و تقوا و خداترسى شخص مرجع وجوهات، و دیگر حسن تشخیص و اشتباه نکردن او، سوم امکانات و قدرت حسن اجراى وى"[۲۰]. "موجب منتهاى تأسف است که مردم جلو چشم خود ببینند که اولاد و احفاد و حواشى برخى از مراجع تقلید بزرگ آنقدر از هرج و مرج و بى نظمى هاى بودجه‌ی روحانیت اختلاس مى کنند که سالهاى متمادى در کمال اسراف خرج مى کنند و تمام نمى شود. آیا هیچ فکر کرده اید که این جریانها چقدر به عالم روحانیت لطمه وارد آورده و مى آورد؟ ! یک مشکل بزرگ جامعه‌ی روحانیت ما وجود روحانى نمایانى است که ساخته‌ی دستگاههایى هستند. آن دستگاهها به اینها قدرت مى دهند، بودجه هایى در اختیار اینها مى گذارند. اینها با زرنگى و یا تطمیع و یا وسایل دیگر عده‌ی دیگر را با خود موافق مى کنند و معناً همیشه به نفع آنها و بر ضرر مسلمانان در فعالیت‌اند. من نمى خواهم در این مقاله در اطراف این پلیدها و مفاسدى که بر وجودشان مترتب است بحثى کرده باشم، هرکسى کم و بیش از آن آگاه است. در اینجا همین قدر مى گویم که آیا قطع این ریشه‌ی فساد جز با سازمان دادن صحیح به تشکیلات روحانى ما میسر است"[۲۱].
 
۶-۷- عدم شفافیت، عدم حسابرسی، منفعت طلبی، حرام کردن وجوه شرعی، اینها بخشی از آفات روحانیت است که مرتضی مطهری بر می‌شمارد. او نشان می‌دهد که مراجع تقلید، برای تسخیر مردم و بهره کشی از آنان چه‌ها که نمی‌کنند. آخوندها دارای "ابزارهای جادویی"‌اند و با آنها مردم را در "اوهام" نگاه داشته و تسخیرشان می‌کنند. آخوندها به هیچ وجه خوش ندارند که مردم عقل شان را به کار اندازند و آگاهی شان را افزایش دهند. می‌نویسد:
"صدى نود کسانى که به دنبال مرجعیت مى روند خلوص نیت ندارند. میکروبى، از انتظار مرجعیت، فلج کننده تر نیست. یکى از مصادیق بارز خسرالدنیا و الاخرة کسانى هستند که یک عمر بدبختى را متحمل مى شوند که روزى به این مسند برسند و در بین راه عزرائیل حساب خودش را با آنها تصفیه مى کند. این طبقه چون درصدد بهره کشى هستند، تمام افکارشان در تسخیر عواممتمرکز مى شود؛ و چون عوام تحت تأثیر واهمه است نه فکر و اندیشه ، به پناه سکون و سکوت و تماوت مى روند. از نظر عوام، ظاهر عنوان باطن است، عمامه بزرگ و ریش بلند و انگشتریهاى متعدد دلیل بر وفور علم و کمال تقواست، عصا و نعلین دلیل بر معلومات است. تا آخرین حد ممکن از این ابزارهاى جادویى استفاده مى کنند، ابزارهایى که قطعاً از هر جادویى درتسخیر عوام مؤثرتر است. عوام براساس شکل و ظاهر قضاوت مى کنند. از نظر عوام، سکوت از سخن، سکون از تحرک، مرده وشى از زنده صفتى پرجلالتر است. نتیجه در جریان این مى شود که خدمتگزاران دین تحت الشعاع بهره کشان [واقع ] مى شوند. واى به حال ملتى که خادم، تحت الشعاع خائن قرار گیرد"[۲۲].
 
یکی از راه‌های اصلاح این فساد، به کار انداختن قوه‌ی عاقله‌ی مردم و آموزش دائمی و آگاهی بخشی به آنان است. اما، رها کردن ابزارهای جادویی "خواب آور" و "مرگ آوری" چون عبا و عمامه و نعلین هم بخش مهمی از فرایند استثمار زدایی و بهره کشی است. ضمن آن که دین فاقد متولی و مفسر رسمی است.
 
۷-۷- مطهری به این نکته اشاره کرد که یکی از دلایل مخفی نمودن درآمدهای مالی روحانیت این است که می‌خواهند "به مردم بگویند یک برکت و یک عنایتى مخصوص در زندگى ما هست که زندگى ما اداره مى شود". فقیهان ثروتمند، پولدار شدن خود را معجزه قلمداد می‌کردند. به عنوان نمونه، سید محمد باقر بن سید محمد تقی موسوی شفتی رشتی (۱۲۶۰- ۱۱۸۰ . ۱۸۴۶- ۱۷۶۶ میلادی)، مقلب به حجت الاسلام، در دوران تحصیل و ورود به ایران و اصفهان، به نان شب محتاج بود و گاه از شدت گرسنگی بی هوش می‌شد. سپس به یکی از بزرگترین ثروتمندان آن زمان تبدیل شد. تنکابنی درباره‌ی میزان ثروت او نوشته است:
"شترخانه و قاطرخانه داشت. . . و خانه اش مشتمل بود بر دور و بیوت بسیار داشت. هفت پسر داشت هر یک اندرونی و بیرونی علی حده و مخارج ایشان جدا بود. و فرزند اکبرش، آقا میرزا زین العابدین، در اصطبل او هفده رأس اسب خوب بسته داشت. و عیال حجت الاسلام، قطع نظر از پسران و عیال ایشان، صد نفر در شماره آمده بود از خادمان و کنیزان و زنان. و قرای و ضیاع و عقار بی اندازه داشته. در شهر اصفهان، گویا چهارصد کاروان سرا از مال خود داشته، گویا زیاده از دو هزار باب دکاکین داشته. و یکی از قرای او در اصفهان "کروند" بود که نهصد خروار برنج، مقرری آنجا بود؛ قطع نظر از گندم و جو و حبوبات دیگر. و یک باب آسیارحی در نجف آباد داشت که مستمراً روزی یک تومان اجاره‌ی او بود. و هکذا و املاکی که در بروجرد داشت، مداخل آن هر سالی تقریباً شش هزار تومان بود. و املاکی که در یزد داشت، سالی دو هزار تومان بود. و دهاتی که در شیراز داشت، سالی چند هزار تومان، مداخل آنها بوده. مجملاً سالی هفده هزار تومان مالیات دیوانی دهات آن جناب در اصفهان بود که به دیوان می‌رسید. . . مجملاً، دولت و ثروت سید را در میان علمای امامیه ، از متقدمین و متأخرین کسی نداشته، به جز علم الهدی سید مرتضی که او هم ثروتش بسیار بود"[۲۳].
 
شاید ثروتمند بودن فقیه اشکالی نداشته باشد. اما پرسش این است که شفتی رشتی چگونه این ثروت عظیم را به دست آورده بود؟ او به عنوان یک فقیه، معجزه‌ای برای ثروتمند شدن خود می‌تراشد. معجزه‌ای راکه او برساخته، تنکانبی این گونه بازگو کرده است:
"در آخر اوقات فقر و فاقه اش، روزی قلیل تنخواهی به گیرش آمد؛ به بازار رفته که برای خود و عیال قوتی تحصیل نماید. چون به بازار داخل شد، با خود خیال کرد که چیزی که ارزان تر باشد گرفته باشد، تا خود و عیال سد جوع نمایند؛ لهذا، از قصاب، جگر بند گوسفند گرفت و روانه‌ی خانه شد. چون در اثنای طریق رسید، خرابه‌ای به نظرش آمد؛ نگاه کرد دید که سگی گرگین، ضعیف و نحیف و لاغر خوابیده و بچه‌های او دور او، جمع و همه در نهایت فقاهت[نقاهت؟ ] و ضعف و در پستان مادرشان شیر نمانده و آنها همه مطالبه‌ی شیر از مادر دارند و همه به فریاد اشتغال دارند. حجت الاسلام را بر آن سگ و بچگان او رحم آمد و گرسنگی آنها را بر گرسنگی خود و عیال مقدم داشته، آن جگربند را در نزد آنها انداخته، به یک بار آن حیوانات هجوم آوردند و آن جگر را خوردند، و سید ایستاده و نگاه می‌کرد. پس بعد از انجام کار جگر، آن سگ گرگین، روی به آسمان کرده، گویا دعا می‌کرد. بلی، آن جناب، از سلاله‌ی همان کسی بود که اسیر و فقیر و صغیر را بر خود و عیال خود ترجیح می‌داد و به گرسنگی شب را به روز آوردند تا این که سوره‌ی هل اتی در حق ایشان خلاق منان، از آسمان به پیغمبر آخرالزمان، در مدح ایشان فرو فرستاد"[۲۴].
 
کلاهبرداری بالاتر از این نمی‌شود که فقیهی که سگ را نجس می‌داند، اندک لقمه‌ی خود و همسر بی غذایش را به سگ نجس داده، سپس سگ دعا کرده و او ثروتمند شود. باندهای تبهکار جهانی هم نمی‌توانند درآمدهای فاسدشان را از طریق "پول شویی" این گونه پاک و مطهر سازند. شفتی فقیهی بود که خود اجرای حدود می‌کرد. به نوشته‌ی تنکابنی:
 
"و از امر به معروف آن جناب، این بود که هفتاد نفر را به حدود شرعیه قتل نمود، و اما حد غیر قتل، پس بسیار بود. و در دفعه‌ی اول که به سبب لواط ، حکم به قتل فرمود، به هر که که تکلیف کرد که او را قتل کنند، ابا کردند؛ خود برخاست و ضربتی زد که او را تأثیری نکرد. پس شخصی برخاست و او را گردن زد. و خود بر او نماز گزارد و در وقت نماز غش کرد"[۲۵].
 
شفتی سه تن از فقیهان زمان خود را تفیسق کرد.
 
هشتم- نتیجه : سخنانی که درباره‌ی وضعیت نهاد روحانیت نقل کردیم، مدعیات دشمنان (آمریکا و انگلیس و اسرائیل) روحانیت نبود، توصیف و تبیین فقیهان از صنف خویش بود. روحانیت، با این وضعیت (افکار و گفتار و رفتار)، قدرت سیاسی را در ایران در چنگ و سیطره‌ی خود گرفت. نه تنها هیچ یک از آن آفات اصلاح نشد، بلکه آفات دیگری هم به این نهاد اضافه شد. آنان آفات خود را به کل ساختار سیاسی هم سرایت دادند. بی حساب و کتاب بودند، کشور را هم بی حساب و کتاب کردند. فاسد بودند، کل قلمرو سیاسی و اقتصادی را هم فاسد کردند. حیله ورز بودند، مریدانشان را هم حیله کار کردند. جاعل بودند، جعل را هم در جامعه گسترش دادند.
 
شیخ محمد حسن نجفی- صاحب جواهرالکلام - در بحث با شیخ احمد احسایی برای خاک کردن حریف، حیله شرعی به کار برد و دست به جعل حدیث زد تا اثبات کند که قادر به تشخیص حدیث نیست. تنکابنی می‌نویسد:
"پس شیخ محمد حسن- رحمه الله- حدیثی جعل کرد و کلمات مغلقه در آن مندرج ساخت که مفردات آن، در نهایت حسن و مرکبات آن، بی حاصل بود. و آن حدیث مجعول را در کاغذی نوشت و آن ورق را کهنه کرد، از مالیدن بالای دود و غبار نگه داشتن. پس آن را به نزد شیخ احمد برد و گفت که: حدیثی پیدا کرده ام. شما ببینید که آن حدیث است یا نه و آیا معنی آن چیست؟ شیخ احمد، آن را گرفت و مطالعه نمود و به شیخ محمد حسن گفت که: این حدیث و کلام امام است. پس آن را توجیهات بسیار کرد. پس شیخ محمد حسن، آن ورقه را گرفت و بیرون رفت و آن را پاره کرد"[۲۶].
 
فقیهی چون تنکابنی اعتراف می‌کند که برای نابودی بائیان، قرآنی جعل کرده است. می‌نویسد:
"این فقیر، در زمان غلو بابیها در قزوین، قرآنی در مقابل قرآن ایشان ساختم و اقتباس کردم"[۲۷].
 
آخوندهایی که حاضر به جعل حدیث و ساختن قرآن جدید اند، در مسائل سیاسی و اقتصادی، از به کار بردن چه حیله‌های دریغ می‌نمایند؟
 
فساد سیاسی با فروپاشی نظام، بی ارتباط نیست[۲۸]. نهاد تاریخی آخوندی، اگر چه ظاهراً قدرتمند می‌نماید، اما از جهات گوناگون (اخلاقی، فرهنگی، ایدئولوژیک، مشروعیت، سیاسی، و. . . ) در حال زوال است. آخوندها باید به قدرت می‌رسیدند تا قوای نامکشوف خود را به فعلیت رسانند. نسل ما این فرصت را به آنها داد تا از پرده نشینی درآمده و شاهد بازاری شوند. برساختن "نظام سلطانی فقیه سالار" هزینه‌ی بسیاری برای مردم ایران داشت. اما نباید فراموش کرد که چشم ما باز شد. آیت الله خمینی- و دیگر فقیهان- در دوران انقلاب دائماً می‌گفتند: شما نمی‌دانید "عدالت اسلامی" چیست، شما از "احکام فقهی" خبر ندارید ، بگذارید فقه در ایران پیاده شود، آن گاه خواهید دید که چه بهشتی برپا می‌شود.
 
اینک بیش از سه دهه از پیاده کردن "اسلام فقاهتی" می‌گذرد. جهان اسلام فاقد چنین تجربه‌ای است. این تجربه، فقط و فقط از آن ایرانیان است و بس. آری، چشمان ما باز شده است. فقط چشم‌ها نبود که می‌دیدند، ۳۳ سال با اسلام فیقهانه زندگی کردیم. معنای "روحانیت" آخوندها را فهمیدیم و حس کردیم. به چشم خود دیدیم که آیت الله خمینی فرمان "جنایت علیه بشریت" (قتل عام حدود چهار هزار زندانی سیاسی در تابستان ۶۷) صادر کرد و همه‌ی فقیهان- جز استثنای آیت الله منتظری- یا سکوت کردند و یا همراهی.
 
قدر این تجربه‌ی گران را بدانید که در نبود سرکوب، "نظام سلطانی فقیه سالار"- آگاهانه و آزادانه- به تاریخ سپرده خواهد شد. روحانیت شیعی هر قدر بیشتر بر ماندن از طریق سرکوب اصرار ورزد، هزینه‌ی بیشتری به لحاظ تاریخی پرداخت خواهد کرد. اسلام و مسلمانی هیچ نیازی به صنفی به نام روحانیت ندارد. علی شریعتی گفته بود: "با مرگ روحانیت رسمی ما، اسلام خوشبختانه نخواهد مرد"[۲۹].
 
پانویس‌ها:
 
۱-آیت الله خامنه‌ای در سخنرانی ۱۴/۳/۱۳۷۶ در حرم آیت الله خمینی، رژیم جمهوری اسلامی را نظامی قلمداد می‌کند که فسادهای رژیم شاه را پشت سر نهاده است. می‌گوید:
 
"تفاوت شکل نظام اسلامى‏اى که امام بزرگوار در این کشور مستقر کرد، با نظام فاسدى که قبل از نهضت امام بزرگوار و قبل از وقوع معجزه عظیم زمان ما در این کشور مستقر بود، این قدر عمیق و آشکار است. وقتى نگاه کنید و دقّت نمایید، مى‏بینید که همه نقاط منفى‏اى که در نظام منحطِّ پهلوى بر ملت ایران تحمیل شده بود و جزو خصلتهاى ذاتىِ آن نظام سیاسى بود، در نظام سیاسى‏اى که امام بزرگوار در این کشور به وجود آورد، به نقاطى که صد و هشتاد درجه با آن فاصله دارد، تبدیل شده است".
 
رجوع شود به این لینک.
 
۲- به نظر طهماسب مظاهری، رییس‌کل سابق بانک مرکزی، عامل و ریشه‌ی اصلی فساد بانکی:
 
"دیدگاه حاکم دولت در خصوص دارایی سپرده‌گذاران" است. . . همه کوشش و تلاش فکری سیاست‌گذار پولی به طراحی راه‌ها و روش‌هایی سوق پیدا می‌کند که از منابع بانکی برای انجام اهداف و برنامه‌ها، رفع نیازها و ایفای تعهدات و قول‌های دولت استفاده شود. . . دولت، منابع بانک‌ها را منبعی برای رفع نیازها و بودجه‌ای برای اجرای تصمیمات دولت فرض[می کند]. . . در چنین شرایطی آئین‌نامه‌ها و مصوبات مربوط به سیاست‌های پولی، متناسب با این دیدگاه نوشته می‌‌شود، تسهیلات تکلیفی و تحمیلی، ابزار کارآیی برای حل مشکلاتی می‌‌شود که درچارچوب بودجه و اعتبارات خزانه قابل حل نیستند. تسهیلاتی که از روز اول مشخص است بخش بزرگی از آن بازپرداخت ندارد و معوق شدن، سرنوشت محتوم آن است؛ به طور طبیعی این دیدگاه ملاک انتصاب مدیران می‌‌شود. در این فضا مشاهده می‌‌کنیم که معاون وزارت امور اقتصادی و دارایی، عضو هیات مدیره بانک دولتی می‌‌شود. این دیدگاه در برخی موارد باعث می‌‌شود مدیرعامل یا عضو هیات مدیره منتخب دولت برای یک بانک کسی باشد که حتی یک روزمسئولیت و تجربه عملی و اجرایی دربانک ندارد، بلکه نظرات روشنی در تضاد با دارایی سپرده‌گذاران دارد. چنین وضعیتی به هیات مدیره ختم نمی‌‌شود و نادر افرادی در آن بانک که از تعهد لازم نسبت به وظیفه بانکی خود برخوردار نیستند، به تبع روسای خود، دارایی سپرده‌گذاران در شعبه را مال خود می‌‌دانند و استعداد خود را برای بهره‌برداری شخصی از آن منابع به کار می‌گیرند ودرنهایت فجایعی شبیه این موضوع آفریده می‌‌شود" (دنیای اقتصاد، ۲۱/۷/۱۳۹۰).
 
۳- آیت الله خامنه‌ای در سخنرانی ۱۴/۸/۱۳۷۶ مدعی شده است که جریان روشنفکری هیچ خطری برای رژیم شاه نداشت، خطر، خطر روحانیت بود. به همین دلیل اگر یک روحانی یک سخنرانی می‌کرد، فوراً او را بازداشت و زندانی و ممنوع المنبر می‌کردند.
 
"قبل از انقلاب هم من با محافل روشنفکرى کشور، ارتباطات زیادى داشتم. خیلى حرفها مى‌زدند؛ اما در یک محفلِ پنج نفرى، ده نفرى، و احیاناً در یک نشستِ پنجاه نفرى؛ همان‌جا هم دفن مى‌شد و از بین مى‌رفت. اما وقتى امام حرفى مى‌زد؛ وقتى یک روحانىِ موجّه حرفى مى‌زد، ممکن بود سرِ آن روحانى بلاى بزرگى بیاورند، اما چون با مردم مواجه بود، موج برمى‌داشت. لذا رژیم پهلوى، از خیلى از روشنفکرانِ آن زمان اصلاً نمى‌ترسید و هیچ اهمیتى هم نمى‌داد. مى‌گفت هر چه مى‌خواهند بگویند، بگویند؛ اثرى نداشت. اما اگر یک روحانى در جلسه‌اى منبر مى‌رفت و مطلبى را مى‌گفت، ولو با چند واسطه به سیاستهاى آن رژیم ارتباط داشت، فوراً او را دستگیر مى‌کردند، فشار مى‌آوردند، زندانى مى‌کردند، ممنوع‌المنبر مى‌کردند! او چون در متن مردم بود، موج برمى‌داشت. در دنیا این‌طور است که روشنفکرانى که چیزهایى هم مى‌خواهند بگویند و مى‌گویند، اگر تهدید و تطمیع هم نشوند و بگویند، موجى برنمى‌دارد".
 
رجوع شود به این لینک.
 
به صدق و کذب مدعای او درباره‌ی پیش از انقلاب کاری نداریم. اما در دوره‌ی زعامت وی، روشنفکران دائماً به شدت سرکوب و زندانی شده‌اند. در ماجرای قتل‌های زنجیره ای، با حکم او روشنفکران دگراندیش را ترور و سلاخی می‌کردند. پس بدین ترتیب روشن می‌گردد که دلیل سرکوب، ثأثیر چشمگیر آنان است.
 
۴- رجوع شود به این لینک.
 
۵- رجوع شود به این لینک.
 
۶- رجوع شود به این لینک.
 
 ۷- رجوع شود به این لینک.
 
۸- غنائم الایام، ج۴، ص۱۸۱.
 
۹- المسالک ، ج۱، ص۴۲۷.
 
۱۰- مجمع الفائده، ج۴، ص۲۰۶.
 
۱۱- الذخیره، ج۲، ص۴۶۵.
 
۱۲- الدّروس الشّرعیة ، ج ۳، ص ۲۹۸.
 
۱۳- تذکره‏الفقهاء، ج ۱۰، ص ۲۰۱.
 
۱۴- جواهرالکلام ، ج ۲۳، ص ۳۹۶.
 
۱۵- حامد الگار، دین و دولت در ایران ، نقش علما در روزگار قاجار، ترجمه‌ی ابوالقاسم سری ، انتشارات توس، چاپ دوم: بهار ۱۳۶۹، ص ۴۰.
 
۱۶- محمد بن سلیمان تنکابنی ، قصص العلمأ، به کوشش محمد رضا برزگر خالقی و عفت کرباسی ، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم: ۱۳۸۶، ص ۳۲.
 
۱۷- مرتضی مطهری، یادداشت‌های استاد مطهری، انتشارات صدرا، جلد چهارم، صص ۵۶۰- ۵۵۹.
 
۱۸- خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی ، به اهتمام غلامحسین میزا صالح ، انتشارات کویر، ص ۷۵.
 
۱۹- مرتضی مطهری، یادداشت‌ها ، جلد ۴ ، صص ۵۵۵- ۵۵۴ .
 
۲۰- مرتضی مطهری، مجموعه‌ی آثار، جلد ۲۴، ص ۴۹۵ .
 
۲۱- مرتضی مطهری، مجموعه‌ی آثار، جلد ۲۴، صص ۵۰۶- ۵۰۵.
 
۲۲- مرتضی مطهری، یادداشت ها، جلد ۴ ، صص ۵۵۷- ۵۵۶.
 
۲۳- محمد بن سلیمان تنکابنی ، قصص العلمأ، صص ۱۸۱- ۱۸۰.
 
۲۴- محمد بن سلیمان تنکابنی ، قصص العلمأ، ص ۱۸۰.
 
۲۵- محمد بن سلیمان تنکابنی ، قصص العلمأ، صص ۱۸۵- ۱۸۴.
 
۲۶- قصص العلما، ص ۶۳.
 
۲۷- قصص العلما، ص ۶۹.
 
۲۸- در مقاله‌ی "شاه و خامنه ای: فساد و فروپاشی"، در این خصوص سخن گفته شده است. رجوع شود به این لینک.
 
۲۹- علی شریعتی ، مجموعه‌ی آثار، جلد ۱۰، جهت گیری طبقاتی اسلام ، چاپ هفتم: ۱۳۸۸، ص ۱۶۴.

 

 
• Email to a friend • View comments •  •

 

فیلم مدرسه "با وجود مخالفت ایران"، در افغانستان به نمایش در خواهد آمد

 

no

وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان می‌گوید هیچ دلیلی برای جلوگیری از اکران فیلم "مدرسه" که پیش از این گفته می‌شد به دلیل مخالفت ایران از نمایش بازمانده است، وجود ندارد.

سیدمخدوم رهین،‌ وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان که امروز سه‌شنبه ۲۶ شهریور،‌ در کمیسیون امور دینی و فرهنگی مجلس نمایندگان افغانستان صحبت می‌کرد گفت که این وزارت با نمایش عمومی این فیلم مخالفتی ندارد.

رهین گفت: "ما سانسور پیش از نمایش نداریم و آن را تأیید هم نمی‌کنیم."

وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان در پاسخ به نگرانی‌های نمایندگان مجلس افزود که به جلال نورانی، مشاور این وزارتخانه دستور داده است تا زمینه نمایش عمومی این فیلم را فراهم سازد.

اوایل هفته جاری، اسد سکندر، کارگردان و بازیگر فیلم "مدرسه" اعلام کرد که ریاست اداره افغان‌فیلم که تحت پوشش وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان فعالیت می‌کند به درخواست ایران از نمایش این فیلم در تالار دبیرستان استقلال کابل جلوگیری کرده است.

املک شفیعی، منشی جشنواره پائیزی فیلم حقوق بشر: مشکل این است که ایرانی‌ها در مورد پخش فیلم "همسایه" اعتراض دارند؛ چرا که این فیلم، آزار و اذیت مهاجران افغان توسط پلیس ایران را در اردوگاه سفیدسنگ، منعکس می‌کند

ین فیلم ۸۵ دقیقه‌ای که در شهر هرات در مرز مشترک با ایران تهیه شده است وضعیت یک دختر دانش‌آموز افغان را به تصویر می‌کشد که آرزو دارد به مدرسه برود اما بنابر مقررات سخت‌گیرانه دولت ایران نمی‌تواند در مدارس دولتی این کشور درس بخواند.

اسد سکندر گفت: "دولت افغانستان نباید اجازه بدهد که یک سفارت خارجی در امور افغانستان دخالت کند و مانع از پخش فیلمی شود که بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است."

هفته گذشته مسئولان جشنواره پائیزی فیلم حقوق بشر نیز گفتند که شماری از تماشاچیان در شهر مزار شریف در شمال افغانستان با تحریک "کارمندان کنسولگری ایران" قصد داشتند مانع از نمایش فیلم دیگری به‌نام "همسایه"شوند.

ملک شفیعی،‌ منشی این جشنواره گفت: "طبق اطلاعات به‌دست آمده دو کارمند کنسولگری ایران که در تالار نمایش حضور داشتند با شروع نمایش فیلم "همسایه"، تالار را ترک نمودند و هم‌زمان شماری از تماشاچیان را نیز تحریک کردند تا برنامه را مختل کنند."

گفته می‌شود فیلم "همسایه" که اثر زبیر فرغند، فیلم‌ساز افغان است در مورد وضعیت پناهندگان افغان در یکی از اردوگاه‌های پناهندگان در ایران تهیه شده است.

ملک شفعیى افزود: "در واقع مشکل این است که ایرانی‌ها در مورد پخش فیلم «همسایه» اعتراض دارند؛ چرا که این فیلم، آزار و اذیت مهاجران افغان توسط پلیس ایران را در اردوگاه سفیدسنگ، منعکس می‌کند."

پیش از این شماری از نهادهای مدنی از جمله اتحادیه سینماگران افغانستان نیز از "‌دخالت ایران" به‌خاطر جلوگیری از نمایش این دو فیلم به‌شدت انتقاد کرده بودند اما سفارت ایران در کابل از اظهار نظر در مورد بروز این جنجال تازه خودداری کرده است.

 

تبلیغ فیلم "مدرسه": 
 

 

 
• Email to a friend • View comments •  •

 

 


Sponsored link

افق‌های تازه فراروی تلسکوپ غول‌آسای اروپا

 

برگردان: 
احسان سنایی
no

طی نشستی که در اواسط هفته گذشته در شهر سانتیاگوی شیلی برگزار شد، آلفردو مورنو (Alfredo Moreno)، وزیر امور خارجه این کشور و تیم دو‌زیو (Tim de Zeeuw)، دبیرکل رصدخانه‌های جنوبی اروپا (ESO)، توافق‌نامه‌ای را در خصوص احداث «تلسکوپ بی‌اندازه بزرگ اروپایی» (E-ELT) امضا کردند. این توافقنامه مشتمل بر تخصیص مکانی برای استقرار رصدخانه و نیز اعطای امتیاز درازمدتی به‌منظور تأسیس منطقه حفاظت‌شده‌ای در اطراف مکان مزبور همراه با حمایت دولت شیلی برای ساخت بزرگ‌ترین تلسکوپ دوران ماست.

 
تلسکوپ E-ELT، با آینه‌ای به قطر تقریبی ۴۰ متر، بزرگ‌ترین چشم بشر خواهد بود که به آسمان خواهد نگریست. در ماه مارس۲۰۱۰، کوه آرمازونس در منطقه آنتوفاگاستای صحرای آتاکامای شیلی، توسط متخصصین ESO به‌عنوان مکان آتی استقرار این تلسکوپ انتخاب شد. E-ELT، به‌زودی به شبکه تلسکوپ‌های رصدخانه پارانال خواهد پیوست که میزبان بزرگ‌ترین آرایه تلسکوپ‌های نور مرئی فعلی جهان (موسوم به VLT) است. کوه پارانال، در فاصله تنها ۲۰ کیلومتری از آرمازونس واقع شده است و اکثر زیرساخت‌های دو رصدخانه هم مابین تکنسین‌هایشان (که یک شهر کامل را تشکیل داده‌اند) به اشتراک گذاشته خواهد شد.
 
این توافقنامه دوجانبه، گام بلند دیگری در راستای همکاری‌های علمی و فناورانه کشور شیلی و سازمان ESO محسوب می‌شود که به‌طور رسمی از سال ۱۹۶۳ و با امضای نخستین توافقنامه آغاز شد. شیلی و ESO در این چندین دهه، در پروژه‌های اختر‌شناختی فراوانی، در زمینه تأمین تجهیزات و فناوری و نیز آموزش دانشمندان، مهندسین و تکنیسین‌ها با هدف پیشبرد جایگاه و آگاهی جمعیت کشور شیلی در زمینه دانش اختر‌شناسی که خود یکی از پیشرو‌ترین مناطق میزبان تحقیقات مرتبط با این حوزه در سرتاسر جهان به شمار می‌رود، با هم مشارکت کرده‌اند.
 
تیم دوزیو، دبیرکل ESO، در این‌ زمینه می‌گوید: «این توافقنامه، امکان ساخت تلسکوپ E-ELT، به عنوان یکی از اعضای شبکه VLT را به ما می‌دهد و تا حد زیادی به ارتقای حضور و همکاری ما در کنار جامعه شیلی کمک کرده و افق‌های گسترده‌تری را برای کشفیات بیشتر و پیشرفت فناورانه در فرارویمان گشوده است.» طبق این توافقنامه، ۱۸۹ کیلومتر مربع از اراضی کوهستان آرمازونس، به‌منظور استقرار تأسیسات E-ELT، و همچنین حق بهره‌برداری ۵۰ ساله از نواحی پیرامونی آنکه روی‌هم‌رفته ۳۶۲ کیلومتر مربع دیگر را هم به وسعت اراضی اولیه می‌افزاید و به دانشمندان، امکان کنترل آلودگی نوری و همچنین فعالیت‌های معدنی منطقه را هم می‌دهد، به سازمان ESO واگذار شد. با احتساب حوزه ۷۱۹ کیلومتر مربعی گرداگرد رصدخانه پارانال، منطقه علمی حفاظت‌شده پارانال-آرمازونس به ۱۲۷۰ کیلومتر مربع از صحرای آتاکاما خواهد رسید.
 
وزیر امور خارجه کشور شیلی، آلفردو مورنو نیز در این زمینه می‌گوید: «شیلی، پاک‌ترین آسمان‌های روی زمین را دارد و میزبان مهم‌ترین مراکز انجام رصدهای اختر‌شناختی است. این، جزئی از دارایی‌های ما و همچنین جزئی از خدمت ما به بشریت است. حضور ESO و E-ELT در کشور ما، نشانگر اشتیاق شیلی به ترویج علم و فناوری است.»
 
دولت شیلی نیز مراتب تعهد خود به تأمین زیرساخت‌هایی نظیر راه ارتباطی رصدخانه‌ها به شهر آنتوفاگاستا، اتصال رصدخانه پارانال به شبکه برق ملی و نیز همیاری در پژوهش‌های مرتبط با تحقق احتمال بهره‌برداری از انرژی‌های پاک در منطقه را بیان داشته است. از طرفی ESO نیز سهم ده‌درصدی اختر‌شناسان شیلیایی در استفاده از E-ELT را افزایش داده است که در این بین، سه‌چهارم فرصت‌ها به آن دسته از اختر‌شناسان بومی‌ای تخصیص داده خواهد شد که کارشان را با همیاری اختر‌شناسان بین‌المللی کشورهای عضو ESO پی خواهند گرفت. این تصمیم، کمک شایان توجهی به رشد همکاری‌های بین‌المللی خواهد کرد که از نیازهای اصلی این پروژه علمی، آن‌هم با چنین ابعادی تلقی می‌شود.
 
تلسکوپ E-ELT، جاه‌طلبانه‌ترین پروژه ESO تا به امروز است. با شروع عملیات علمی این رصدخانه تا اوایل دهه آتی، E-ELT با گسترده‌ترین چالش‌های علمی دوران ما دست به گریبان خواهد شد و قدم در راه شکستن پیوسته رکوردهایی، خصوصاً در زمینه کشف سیارات زمین‌مانند و سکنی‌پذیر فراخورشیدی خواهد نهاد.
 
منبع: ESO
 
 
در همین زمینه:
 
 
 
 
 
 
توضیح تصویر:
 
طرحی از رصدخانه غول‌آسای E-ELT، بر فراز قله کوه 3060 متری آرمازونس در صحرای آتاکامی شیلی، خشک‌ترین منطقه زمین / منبع: ESO
 

 

 

...خانه حقوق بشر ایران has posted a new item, ''

هفت شهروند بهایی در مجموع به سی سال زندان
محکوم شدند
http://www.rahana.org/archives/45341

هفت تن از مسولین دانشگاه مجازی بهائیان
ایران به اتهام عضویت در جامعه‌ی بهایی به
مجموع سی سال حبس محکوم شدند.

مهم ترین خبرها

انفجار بمب در ترکیه ۶ تن را کشت

 

در انفجار یک بمب کنار در جاده ای در جنوب شرقی ترکیه دست کم چهار پلیس و دو غیر نظامی، از جمله یک دختر دو ساله، کشته شدند.

انفجار روز سه شنبه در جاده ای در ناحیه گورویماک در استان بتلیس، زمانی که یک خودرو پلیس از آنجا می گذشت رخ داد. چهار تن نیز در اثر این انفجار زخمیشدند.

مقام ها در این حادثه به جدایی خواهان کرد مظنون هستند. نیروهای امنیتی برای یافتن مهاجمان که گفته می شود اعضای پ کا کا هستند، منطقه را جستجو می کنند.

پ کا کا در ماه های اخیر بر حمله های خود علیه هدف های ترکیه در جنوب شرقی کشور افزوده است و از ماه ژوئیه تاکنون بیش از ۵۰ سرباز و غیر نظامی کشته شده اند.

نیروهای ترکیه در پاسخ بر حمله های هوایی به پایگاه های شورشیان در شمال عراق افزوده اند. ماه پیش، ارتش ترکیه گفت در حمله های هوایی و زمینی در سراسر مرز نزدیک به ۱۶۰ شورشی کشته شده اند.

 

افغانستان هنوز به کمک نیاز دارد

 

افغانستان می گوید برای مقابله با تهدیدهای خارجی، به ویژه پس از خروج سربازان ائتلاف از کشور در سال ۲۰۱۴، به کمک بین المللی نیاز دارد.

عبدالرحیم وردک وزیر دفاع افغانستان روز سه شنبه در کابل به خبرنگاران گفت در حالی که نیروهای امنیتی توانایی دفاع از خود را در برابر طالبان و شورشیان دیگر دارند، برای دفاع علیه یک ارتش مهاجم به تسلیحات پیشرفته تر، مانند جت های جنگنده، نیاز است.

وردک از هیچ تهدید منطقه ای بالقوه ای نام نبرد، اما تنش بین افغانستان و پاکستان در ماه های اخیر رو به افزایش بوده است. وزیر دفاع افغانستان گفت ارتش و پلیس پس از خروج سربازان بین المللی ظرف سه سال، تقریبا به ۵ میلیارد دلار در سال احتیاج خواهند داشت. وردک همچنین یادآور شد که هزینه حفظ نیروهای امنیتی افغانستان به سطح خشونت در کشور، زمانی که خروج نیروی بین المللی تکمیل شود، بستگی خواهد داشت.

نیروهای خارجی انتقال مسئولیت های امنیتی به همتایان افغان خود را آغاز کرده اند.

وردک در مورد گزارش هایی که حاکی است سربازان افغان و ناتو در شرق افغانستان، در امتداد مرز پاکستان در حرکت هستند، گفت نیروهای امنیتی به حمله جدیدی علیه شبکه حقانی، که مسئول شماری از حمله های مهم در افغانستان شناخته می شود، دست زده اند.

 

پاکستان: شبه نظامیان سلاح های خود را باید تسیلم کنند

 

وزیر کشور پاکستان می گوید دولت مایل است با شبه نظامیانی که اسلحه خود را بر زمین بگذارند، وارد مذاکرات صلح شود.

رحمان مالک روز سه شنبه در شهر کویته، مرکز استان بلوچستان، به خبرنگاران گفت دولت پیام هایی از افراطی ترین عناصر برای آشتی و گفت و شنود دریافت کرده است.

مالک حاضر نشد در مورد پیام ها توضیح دهد یا از گروه هایی که گزارش می رسد با دولت تماس گرفته اند نام ببرد، اما تاکید کرد که اسلام آباد در مذاکرات صلح اگر شورشیان تفنگ در دست داشته باشند شرکت نخواهد کرد.

در حالی که چند گروه شبه نظامی در داخل پاکستان فعالیت می کنند، ارتش فعالانه با طالبان در داخل کشور در نبرد بوده است.

در چند سال گذشته، پاکستان طالبان را در چندین قرارگاه آن در کمربند قبایلی نیمه خودمختار و مناطق دور افتاده و کوهستانی در مرز خود هدف گرفته است.

طالبان پاکستان در سال ۲۰۰۷ به دولت پاکستان، بخشی به دلیل اتحادش با آمریکا، اعلان جنگ داد. از آن زمان، طالبان به یک سلسله بمب گذاری ها انتحاری و حمله به هدف های دولتی، نظامی و بین المللی دست زده است.

دولت در گذشته با طالبان پاکستان وارد مذاکرات صلح شده است، اما هیچکدام ادامه پیدا نکرده اند.

 

۶ تن در زد و خوردهای یمن کشته شدند

 

مسئولان پزشکی و شاهدان در یمن می گویند نیروهای امنیتی در تیراندازی به سوی معترضان در صنعا، دست کم شش تن را کشته اند.

روز سه شنبه، افراد مسلح وفادار به علی عبدالله صالح رییس جمهوری به معترضان هنگامی که از پایگاه خود در میدان تغییر به سوی ساختمان های دولتی پیش می رفتند حمله کردند. دست کم ۵۰ تظاهر کننده نیز زخمی شدند.

از روز شنبه در سرکوب معترضان و زد و خورد بین نیروهای طرفدار و مخالف صالح در یمن، بیش از ۳۰ تن کشته شده اند.

مخالفان از ۱۰ ماه پیش علیه حکومت دیکتاتوری صالح تظاهرات می کنند. صالح بارها پیشنهاد شورای همکاری خلیج فارس را در برابر مصونیت از مجازات رد کرده است.

رییس جمهوری یمن می گوید قدرت را به مخالفان دیرینه خود تحویل نخواهد داد و آنان را به نابودی کشور متهم می کند.

 

انفجار در سومالی ۳ کشته داشت

 

پلیس سومالی می گوید در انفجار یک خودرو در نزدیکی ساختمان وزارت امور خارجه آن کشور در موگادیشو دست کم سه تن کشته شدند.

بمب گذار از جمله کشته شدگان این انفجار در روز سه شنبه بود. مقام های پلیس می گویند دست کم شش نفر نیز زخمی شده اند.

انفجار روز سه شنبه در حالی روی داد که وزیران دفاع و امور خارجه کنیا برای گفتگو با مقام های سومالیایی در موگادیشو بودند. کنیا برای دنبال کردن ستیزه گران الشباب سربازانی را به سومالی فرستاده است.

در ماه جاری – اکتبر – این دومین بمب گذاری انتحاری است که در پایتخت سومالی صورت می گیرد. دو هفته پیش، انفجار کامیونی در نزدیکی مجتمعی که چندین وزارتخانه در آن قرار دارند بیش از ۷۰ تن را کشت.

گروه الشباب مسئولیت آن انفجار را بر عهده گرفت و گفت هدف دولت انتقالی فدرال سومالی و صلحبانان اتحادیه آفریقا که به آن کمک می کنند بود.

 

آزادی گیلعاد شالیط سرباز اسراییلی

 

گیلعاد شالیط سرباز اسراییلی پس از پنج سال اسارت آزاد شد. در همین حال فلسطینیان آزادی صدها زندانی فلسطینی در برابر رهایی شالیط را جشن گرفته اند.

روز سه شنبه گروه حماس شالیط را در شبه جزیره سینا به مقام های مصری تحویل داد و هلیکوپتر نظامی اسراییل گروهبان گیلعاد شالیط را به پایگاهی در مرکز کشور، که پدر و مادرش در آنجا در انتظار او بودند، برد.

در همین حال، جمعیت کثیری از فلسطینیان با در دست داشتن پرچم های سبز برای استقبال از حدود ۳۰۰ زندانی که از زندان های اسراییل آزاد شدند، در شهر غزه تجمع کردند. هزاران فلسطینی دیگر برای استقبال از بیش از ۱۰۰ زندانی دیگر در شهر رام الله در کرانه غربی جمع شدند.

چهل فلسطینی آزاد شده به ترکیه، سوریه و قطر تبعید شدند.

بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسراییل پس از خوش آمد گویی به شالیط در پایگاه هوایی، هشدار داد در صورتی که زندانیان آزاد شده به گروه های تروریستی ملحق شوند، مجازات خواهند شد. بیشتر آزاد شدگان به دلیل درگیری در حمله های مرگبار به اسراییلیان به زندان ابد محکوم شده بودند.

شالیط پس از آزادی در مصاحبه ای با تلویزیون مصر گفت حالش خوب است و ابراز امیدواری کرد مبادله زندانیان به برقراری صلح بین اسراییل و فلسطینیان منجر شود.

در رام الله، محمود عباس رییس تشکیلات خودگردان فلسطینی زندانیان آزاد شده را به عنوان رزمندگان آزادی در پیکار فلسطین برای ایجاد یک کشور مستقل و پایان دادن به اشغال اسراییل ستود.

مبادله زندانیان که با میانجیگری مصر صورت گرفت از حماس می خواهد شالیط را در برابر بازگشت همزمان ۴۷۷ زندانی فلسطینی آزاد کند و اسراییل باید ۵۵۰ زندانی فلسطینی دیگر را در یک دوره دو ماهه آزاد کند.

 

دیدار کلینتون با رهبران دولت موقت لیبی

 

هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا در دیداری اعلام نشده به منظور گفتگو با رهبران جدید لیبی به این کشور سفر کرده است. کلینتون با محمود جبریل نخست وزیر موقت و مصطفی عبدالجلیل رییس شورای ملی انتقالی ملاقات کرد. این نخستین دیدار یک مقام بلندپایه آمریکایی از لیبی پس از شورش مردم علیه قذافی است.

کلینتون در یک کنفرانس خبری با جبریل، ایستادن در خاک یک لیبی آزاد شده را مباهات و دیدن زایش آینده ای نو برای لیبی را موقعیتی ممتاز نامید.

قرار است وزیر امور خارجه آمریکا برای شنیدن نظریات دانشجویان و رهبران جامعه مدنی درباره روند انتقال لیبی به دمکراسی در دانشگاهی در طرابلس با آنان ملاقات کند.

کلینتون روز سه شنبه در طرابلس از میلیون ها دلار کمک مالی کشورش برای برنامه های آموزشی و مراقبت های پزشکی برای آسیب دیدگان خبر داد. بخشی از این کمک های مالی صرف جمع آوری و انهدام موشک های قابل حمل برای پیشگیری از سو استفاده هواداران قذافی خواهد شد.

مقام های آمریکایی می گویند کمک آمریکا به لیبی از آغاز مناقشه تاکنون به ۱۳۵ میلیون دلار بالغ شده است.

در همین حال رزمندگان دولت موقت به یکی از آخرین قرارگاه های معمر قذافی حمله کرده اند. صدها رزمنده دولت لیبی روز سه شنبه به شهر سرت حمله کردند، همچنین روز پیش از تصرف شهر بنی ولید خبر دادند. مقام های دولت موقت می گویند تصرف سرت، آنان را قادر به اعلام آزادی کشور می کند.

 

بریتانیا دارایی های پنج نفر را در ارتباط با توطئه ترور مسدود کرد

 

بریتانیا دارایی ها پنج نفر را در ارتباط با توطئه ترور سفیر عربستان سعودی در آمریکا مسدود کرد.

این افراد شامل دو ایرانی، که به گفته مقام های آمریکایی به دست داشتن در توطئه متهم شده اند و نیز مرد دیگری است که بریتانیا می گوید یک فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.

پیش از این محمود احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی ایران آمریکا را به ایجاد شکاف بین تهران و عربستان سعودی و جعل توطئه متهم کرد. احمدی نژاد در مصاحبه ای با شبکه خبری الجزیره گفت آمریکا از متهم ساختن ایران سودی نخواهد برد و مقصود از اتهام ها این است که توجه از مشکلات اقتصادی آمریکا دور شود. احمدی نژاد این نظر را که ایران و آمریکا به سوی مناقشه نظامی پیش می روند مردود دانست اما مداخله گسترده آمریکا در امور منطقه را محکوم کرد.

روز دوشنبه، خبرگزاری ایرنا گفت علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه ایران، آمریکا را به ارایه هرگونه  سند و مدرکی درباره توطئه ترغیب کرد.

ایران اتهام ها را رد کرده و آیت الله علی خامنه ای روز یکشنبه گفت هر عمل سیاسی یا امنیتی نامناسب آمریکا در این مساله، با پاسخی قاطع روبرو خواهد شد.

بان کی – مون دبیر کل سازمان ملل متحد روز دوشنبه گفت او نامه هایی درباره توطئه از ایران، آمریکا و عربستان سعودی دریافت کرده و آنها را برای بررسی به شورای امنیت فرستاده است. نماینده عربستان در سازمان ملل متحد در نامه ای به بان کی – مون نوشت این توطئه نه فقط  جرمی  بسیار نکوهیده بلکه نقض فاحش معیارهای بین المللی در مورد حفاظت از دیپلمات ها است.

روز یکشنبه، دایان فاینشتاین سناتور ارشد آمریکایی به شبکه خبری فاکس گفت مقام های آمریکایی شواهد و مدارک فراوانی گردآوری کرده اند که درگیری سپاه قدس ایران در توطئه را نشان می دهد.

وزارت دادگستری آمریکا هفته پیش اعلام کرد توطئه سفیر عربستان در واشنگتن را کشف و خنثی کرده است.

 

مقام های ایران زیر رگبار انتقادات کارشناسان کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد

 

کارشناسان مستقل کمیته حقوق بشر در آغاز کار اجلاس این کمیته در ژنو از کارنامه حقوق بشر دولت جمهوری اسلامی به شدت انتقاد کرده اند. همزمان نهادهای مدافع حقوق بشر نیز با ارائه گزارش های جداگانه از حکومت ایران خواسته اند تا در مقابل اعضای کمیته حقوق بشر به سرکوب شهروندان این کشور، اعتراف کنند.

کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد موظف به نظارت بر عملکرد دولت هایی است که از امضا کنندگان کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی می باشند و اجرای مفاد این کنوانسیون از تعهدها و وظایف این دولت ها به شما می رود.

کمیته حقوق بشر کار خود را در روز دوشنبه ۱۷ اکتبر با بررسی عملکرد جمهوری اسلامی در چگونه به اجرا گذاشتن مفاد این کنوانسیون شروع کرده است و پرسش و پاسخ کارشناسان کمیته تا روز سه شنبه ادامه خواهد یافت.

در اولین روز نشست کمیته حقوق بشر، واکنش یکی از کارشناسان کمیته از کشور هلند به گزارش دولت جمهوری اسلامی ضمن محکوم کردن عدم ارائه خدمات اجتماعی به زنان قربانی خشونت های خانگی در ایران این بود که وی قادر نیست دریابد مقام ها جمهوری اسلامی در رابطه با منع خشونت علیه زنان در کشور تاکنون چه اقداماتی انجام داده اند. او همچنین به مقام های جمهوری اسلامی حاضر در جلسه گفت کماکان قوانین تبعیض آمیزعلیه زنان در کشور وجود دارند.

کریستین شانه، کارشناس فرانسوی کمیته حقوق بشر، ضمن انتقاد عدم شفافیت در اجرای مجازات اعدام در ایران پرسید آیا آمار و تعداد دقیق افرادی که در ایران اعدام شده اند مشخص است و آیا گزارش رسمی وجود دارد که اتهام این اشخاص چه بوده است.

کارشناس کمیته حقوق بشر از کشور رومانی از مقام های جمهوری اسلامی خواست تا تحقیقات کاملی در رابطه با عملکرد نیروهای انتظامی و مصونیت آنان در سرکوب تظاهر ات سال ۲۰۰۹ به عمل آورند، وی در همین زمینه خواهان اعلام تعداد قربانیان و معرفی آمران سرکوب شد.

بسیاری از نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر نیز با ارائه گزارش های جداگانه، تصویری کاملا متفاوت با گزارش مقام ها جمهوری از وضعیت حقوق بشر در ایران به کارشناسان کمیته حقوق بشر در سازمان ملل متحد، ارائه کرده اند: مقام های جمهوری اسلامی همچنین مدافعان حقوق بشر، وکلای مدافع، اقلیت های قومی و مذهبی را به همراه هر فردی که از سیاست آنان به طور مسالمت آمیز انتقاد کند، بازداشت و پس از یک محاکمه غیرمنصفانه به زندان می اندازند. در زندان های ایران شکنجه و بدرفتاری با زندانیان امری عادی است.

کشیش یوسف اندرخانی بدلیل انصراف از ابراز انزجار از آیین مسیحیت در انتظار رای دادگاه است. بهاییان در ایران به دلیل اعتقاداتشان به دفعات بازداشت و زندانی می شوند، در حال حاضر بیش از ۱۰۰ ایرانی بهایی در زندان های کشور به سر مب یرند.

جامعه جهانی بهاییان نیز با ارائه گزارش خود به کمیته حقوق بشر از عدم پاسخگویی مقام های جمهوری اسلامی نسبت به وضعیت بهاییان در ایران انتقاد کرده اند.

مقام های سازمان عفو بین الملل می گویند: حضور حکومت جمهوری اسلامی در این کمیته مایه اندکی دلگرمی است و وقت آن رسیده است که مقام های دولت صدای قربانیان نقض حقوق بشر و خانواده های آنان را بشنوند و اولین قدم در این رابطه پذیرفتن پیشنهادهای کارشناسان کمیته حقوق بشر می باشد.

روز سه شنبه ۱۸ اکتبر، مقام ها جمهوری اسلامی که از تهران به ژنو سفر کرده اند قرار است به سوال های کارشناسان کمیته حقوق بشر پاسخ دهند.

 

منصور ارباب سیار کیست؟

 

منصور ارباب سیار، فردی که دولت آمریکا وی را به همدستی با مقام های دولت ایران در ارتباط با توطئه ترور سفیر عربستان سعودی در آمریکا متهم کرده است، دو دهه در شهر ساحلی کورپوس کریستی در جوار خلیج مکزیک در ایالت تگزاس آمریکا سکونت داشت و در سال های اخیر به حومه شهر آستین، مرکز همان ایالت، نقل مکان کرده بود.

تعداد کمی او را در شهر آستین می شناسند، اما در کورپوس کریستی، او دوستان نزدیک و همکاران قدیمی داشت. اما دوستان و همکارانش او را شخصی حواس پرت معرفی می کنند که توانایی انجام چنین توطئه ای را نداشت.

اکنون با توجه به مطرح شدن نام ارباب سیار در رسانه های جهان، مصاحبه با چندین نفر از دوستان و آشنایان دور و نزدیک وی در زیر می یآید.

وقتی رسانه های خبری اعلام کردند که ارباب سیار، فرد مظنون به دخالت در توطئه ترور سفیر عربستان سعودی در آمریکا، زمانی ساکن ایالت تگزاس بوده و ده ها سال در کورپوس کریستی زندگی می کرده است، سمیر جیفی بهلول، رییس انجمن اسلامی جنوب تگزاس، به شدت شگفت زده شده و می گوید: من هیچوقت او را ندیده بودم. او نه من را نمایندگی می کند، نه مذهب من را و نه جامعه من را.

خانواده های مذهبی آن شهر بیشتر مسیحی هستند. مسلمانان انگشت شمارند، اما جامعه کوچک آنان بسیار فعال و رو به رشد است.

جیفی بهلول می گوید، بیشتر ایرانیان ساکن اینجا سکولار هستند و ارباب سیار هم بر اساس آنچه که تاکنون در مورد او مطرح شده، به نظر نمی رسد مذهبی بوده باشد. بهلول در توجیه این نظر می گوید: می گویند مرتب می رفته کلوپ های استریپتیز و دائم مشروب می خورده، به نظر نمی آید مسلمان یا مذهبی بوده باشد.

بیشتر کسانی که در این منطقه توریستی زندگی می کنند، تا پیش از این هرگز اسم ارباب سیار را نشنیده بودند.

آشنایان او اغلب در مرکز شهر، دلالان اتومبیل های دست دوم هستند.

دیوید تامشِی، از شرکای سابق ارباب سیار، می گوید: او آنقدر ساده لوح بود که حتی از پس کارهای ساده هم بر نمی آمد. او همیشه کلیدش را گم می کرد، اصلا اهل عدد و رقم نبود. وقتی می خواست ماشین بفروشد مثلا می گفت «مال سال ۱۹۸۹... شایدم ۸۵» است. نمی دانم این ترفند او بود یا واقعا یادش نمی آمد. تامشی می گوید: ارباب سیار، جدا از طبیعت بی بند و بار و بی مسئولیتش، آدمی دوست داشتنی بود. آدم خوبی بود، دوست داشتنی بود، راحت می شد با او کنار آمد و برخورد دوستانه ای داشت. تامشی پس از کمی تأمل افزود: اما طمع پول ممکن است عوضش کرده باشد. باورم نمی شود اینچنین کاری از دستش بر بیاید. ممکن است کسی به او گفته که این کار را بکند و پولی بگیرد! اما مطئمنم که این برنامه ریزی ها کار او نبوده است.

بیشتر کسانی که ارباب سیار را از نزدیک می شناسند، معتقدند، او به هیچ وجه قادر به انجام چنین توطئه پیچیده ای نبوده است.

 

مقالات و اخبار دریافتی:فدائیان-اقلیت!

by eshtrak

 دریافتی:

دیدگاه: پیشنهاد اصلاحیه قانون کار، چرا؟

Posted: 18 Oct 2011 07:47 AM PDT

علیرضا ثقفی خراسانی

در چند ماه گذشته، طرح اصلاحیه‌ای با 26 ماده به برخی انجمن های صنفی و شوراهای اسلامی کار ارائه شده است که چند مورد زیر، قابل توجه اند:

- حذف تبصره ی 1 ماده 7 به مفهوم صحه گذاشتن بر قراردادهای موقت است.

- ماده 13 مطالبات کارگران را در ردیف سایر مطالبات قرار می‌دهد (در حالی که تا قبل از آن، مطالبات کارگران جزو دیون ممتازه بود که باید قبل از سایر بدهی ها، پرداخت می‌شد.)

- با تغییر ماده‌ی 27 سپردن اخراج کارگران به دست کمیته‌های انضباطی و سلب هرگونه حقی از کارگران برای مراجعه به مراجع بالاتر، صورت می گیرد که در این صورت، دیگر قرارداد دائم مفهوم خود را از دست خواهد داد و تمام قراردادهای رسمی و دائمی، هم‌ارزش با قراردادهای موقت می‌شود.

- حذف ماده‌ی 24 و سنوات از حقوق کارگران: پرداخت سنوات، به دوران بازنشستگی منتقل می شود.

- تعیین میزان عیدی کارگران به شورای عالی کار واگذار می‌شود که متناسب با شرایط اقتصادی تعیین شود.

و موارد دیگر که هرکدام به جای خود، قابل بررسی هستند.

تقریبا در همه ی موارد، حقوق کارگران کاهش یافته و اختیارات کارفرمایان، افزایش یافته است. مساله اصلی آن است که اصولا چه ضرورتی برای تغییر و یا به اصطلاح “اصلاح” قانون کار در این شرایط وجود دارد؟

اصل این اصلاحات بر دو محور استوار است:

1- حذف کلیه حق و حقوق کارگر در هنگام اخراج و تنها پرداخت حقوق روزانه، آن هم مساوی با بدهی‌های دیگر صاحبان سرمایه؛ مثلا بدهی خرید مواد اولیه، دارایی، شهرداری، بیمه و … در نتیجه اگر کارگران چند ماه حقوق نگرفته باشند و کارگاه تعطیل شود، با وجود مدعیانی مانند دارایی، صاحبان چک و سهام و … به کارگر هیچ چیز نمی‌رسد.

2- همه‌ی قراردادهای رسمی و دائمی، ارزشش همانند قراردادهای موقت می‌شود و ارزش خاص دیگری ندارد. حق سنوات هم دیگر قابل وصول نیست.

علاوه بر آن، در حقیقت با این اصلاحات، همه ی کسانی که فقط نیروی کار برای فروش دارند، وادار می شوند که بر طبق شرایط کارفرما، بدون هیچ مزایا و حق و حقوق اضافه بر مزد روزانه، به کار بپردازند (مجبور به کار باشند). در حقیقت، نیروی کار، به صورت روزمزد و یا کارمزد تقلیل می یابد. آن کس که نیروی کاری برای فروش دارد، باید به بازار برود و شرایط فروش را خریدار تعیین می کند و از آنجا که نیروی کار بیکار، همواره در سطح جامعه فراوان است، این خریدار است که قیمت کار را تعیین می‌کند و هیچ حمایتی هم از نیروی کار نمی‌شود. معلوم است در شرایطی که کارفرما، همه چیز دارد و کارگر هیچ چیز، این “توافقنامه” چگونه خواهد بود.

بنابراین، اصل مساله، حذف هرگونه حمایتی از نیروی کار و واگذاشتن این نیرو، به ساز و کارهای بازار است. این گونه هدف اصلی از ارائه این پیش‌نویس، تا حدودی روشن می‌شود.

پس از هدفمند‌سازی یارانه‌ها، که در حقیقت هدف از اجرای آن، واگذاری قیمت کالاها به بازار آزاد و یا رهاسازی قیمت‌ها است، اکنون واگذاری کامل نیروی کار به بازار طرح شده است. این اصلاحیه با همان روح هدفمند سازی ارائه می‌شود: یعنی “قیمت” نیروی کار، همانند هر کالای دیگر، بدون هیچ محدودیتی، به بازار عرضه و تقاضا واگذار می‌شود؛ اندک حقوق انسانی باقیمانده، از نیروی کار سلب می‌شود و کارگر هم باید مزدش (بخوان قیمتش!؟) را، مانند هر کالای دیگر، بدون هیچ تفاوتی، جدا از این مفهوم که او انسان است، دریافت کند. این اصلاحیه، گام نهایی به سوی این وضعیت است.

حدود 15 یا 17 سال قبل، پروژه‌ی مناطق آزاد تجاری، در ایران هم کلید خورد. تاسیس این مناطق، با هدف افزایش سود هرچه بیشتر سرمایه‌ها بود. در مناطق آزاد تجاری، هیچ قانونی برای حمایت نیروی کار وجود ندارد و تمام حقوق کار، به “توافق” بین کارگر و کارفرما بستگی دارد. این مناطق آزاد، در آن بخش‌هایی از کره‌ی زمین گسترش پیدا کرد که نیروی کار، ارزان‌تر از سایر بخش هاست؛ همانند چین، مکزیک، جنوب شرق آسیا و …. طبیعی است در این مناطق، کسی موفق به یافتن کار خواهد شد که نیروی کار ارزان‌تری ارائه دهد؛ ارزان‌تر از قیمت نیروی کار ارزان همان کشورها! همین مساله، در مورد مناطق آزاد ایران هم صادق است. در کیش و قشم و مناطق آزاد دیگر، قراردادهای کار تنها به “توافق” بین کارفرما و کارگر بستگی دارد و چیزی به نام قانون کار وجود ندارد. مفهوم اصلی اصلاحیه قانون کار، در صورت اجرایی شدن، در واقع حذف بخش حمایتی قانون کار از کارگر است. بدین ترتیب، شرایط مناطق آزاد تجاری در مورد نیروی کار، به تمام کشور تسری می یابد.

در سال‌های اول پس از سقوط شاه، عده‌ای معتقد بودند که اصلا نیازی به قانون کار نداریم و باید در این زمینه، تابع قانون “موجر و مستاجر” باشیم. این گرایش فکری، با مخالفت جدی روبرو شد، تا آنجا که اولین چیزی که به عنوان “قانون کار” با این دید نوشته شده بود، از دور خارج شد. این اصلاحیه، در حقیقت ادامه این گرایش فکری است. اگر در نظر آوریم که بخش بازار سنتی، در آن سال‌ها خواهان حذف قانون کار بود و کارگر را تنها “خانه شاگرد حجره بازار” می‌دانست که بستگی به میل و شفقت صاحب کار، دستمزد و مزایا دریافت می‌کند، امروزه همان افکار، به صورت اصلاحیه قانون کا ری در آمده است که تنها به کارگر، اجازه فروش نیروی کارش را می‌دهد، آن هم فقط و فقط با شرایط تعیین شده توسط کارفرما.

طبیعتا اجرای چنین طرحی، بدون فشار و اجبار عملی نخواهد بود. درست به همین دلیل است که چنین پیش‌نویسی، به دنبال هدفمند‌سازی یارانه‌ها ارائه می‌شود، زیرا اجرای آن، با همان مشت آهنین پشتیبان هدفمند‌سازی یارانه‌ها امکان‌پذیر است. در این شرایط که گرانی و افزایش قیمت‌ها و بیکاری روز افزون، هر روز فشار بیشتری بر مردمی وارد می کند که برای فروختن، چیزی جز نیروی کارشان ندارند، جبر اقتصادی آنان را وادار می‌کند که به هر شرایطی تن بدهند.

اینجاست که نئولیبرالیسم جهانی، با عقب‌مانده‌ترین بخش سود‌ طلب جوامع دارای مناسبات ارتجاعی، به وحدت می‌رسند. اکنون نظام سرمایه‌داری، برای تداوم بهره‌کشی از نیروی کار، تنها یک چیز می‌خواهد:

بهره‌کشی بی‌قید و شرط و تسلیم هرچه بیشتر نیروی کار، به ساز و کار ِ سرمایه و تقلیل حقوق انسانی به ابزار کار و کالاهای قابل مبادله با پول و کاهش ارزش انسان به اشیاء.

در چنین شرایطی که سرمایه‌داری نه تنها در ایران، که در سایر نقاط جهان هم (البته با تفاوت‌هایی)، خواهان باز پس‌گیری همه حقوق انسانی از نیروی کار است، چه باید کرد؟

جنبش سراسری که امروزه در سرتاسر جهان، برای به چالش کشیدن نظام سرمایه داری به راه افتاده است، زمینه‌ای را برای پیوند فروشندگان نیروی کار به وجود آورده است؛ آنانی که سازندگان اصلی این جهان و تمدن آن هستند. این جنبش سراسری در سطح جهان، بسیار فراتر از گروه‌ها، دسته‌ها و احزابی است که در گذشته و به صورت محلی یا منطقه‌ای عمل می‌کردند. امروزه کارگران و زحمت‌کشان ایرانی و فروشندگان نیروی کار، باید در پیوند با مردم سراسر جهان، در برابر نظم تحمیلی سرمایه‌داری قرار گیرند و این نظام ضد انسانی را دگرگون کنند، نظامی که هیچ‌گونه حق و حقوقی برای انسان ‌ها قائل نیست و جز به سود خود، به هیچ چیز دیگری نمی‌اندیشد.

وظیفه اصلی ما این است که از جنبش ضد سرمایه داری جهانی، که اکنون بیش از پنجاه کشور جهان را در بر گرفته است، با تمام وجود حمایت کرده و خود را جزئی از این جنبش جهانی در برابر نظام رو به افول سرمایه داری بدانیم.

 

دیدگاه: خانه ام ابری است… (۵)

Posted: 18 Oct 2011 07:46 AM PDT

5 . ریشه های اقتصادی جنبش اشغال وال استریت

 

محمد قراگوزلو

Qhq.mm22@gmail.com

 

 

درآمد

وال استریت را اشغال کنید! لندن را اشغال کنید! فرانکفورت را اشغال کنید! دوران تغییر جهان فرارسیده است. جهان را بر سر سرمایه داری و سرمایه داران خراب کنید!

بامداد 15 اکتبر در کشورهای کوچک و بزرگ سرمایه داری با شعارهای پیش نوشته شروع شد.جهانی سازی های نئولیبرالی ؛ حالا اعتراضات رادیکال را نیز جهانی کرده است. از گوشه و کنار شعار کارگران جهان متحد شوید به گوش می رسد!جنبش معترضان آمریکایی موسوم به اشغال وال استریت به هر سرزمین ممکن راه یافته است. این بار صدای انقلاب از قوی ترین حلقه ی زنجیر سرمایه داری و از سرزمین های امپریالیستی شنیده می شود. همه ی شواهد شهادت می دهند که جنبش اشغال وال استریت مرزهای آمریکا را شکسته و به شرق دور پیوسته است. فرودستان توکیو و هنگ کنگ در کنار زحمت کشان نیویورک و لندن و فرانکفورت و برلین و سیدنی و آتن و مادرید و قاهره….یک صدا علیه نظم موجود می خروشند. در رم – سرزمین دار و دسته ی تا بن دندان فاسد برلوسکونی- سیلی از جمعیت خروشان به راه افتاد و در شولایی از دود و باروت به چهره ی بورژوازی پنجه کشید.در فرانکفورت (مقر بانک مرکزی اروپا)معترضان به نماد سرمایه ی مالی یورش بردند. درلندن ده ها هزار انسان به ستوه آمده از ستم طبقاتی در مرکز مالی شهر جمع شدند.کسی قادر نیست با رهنمود حکیمانه ی اجرای بی تنازل مردم را دنبال نخود سیاه بفرستد! کم و بیش در غالب شهرهای اروپایی و آسیایی جنبش اشغال وال استریت با چنان شور و شوقی شعله ور است که حتا مدیا های پرووکاتور بورژوایی نیز ناگزیر اخبار آن را پوشش می دهند.

بعد از انقلاب های جاری در آفریقا و خاور میانه ی عربی؛ اینک بی تردید می توان گفت که همان شبح سرخ مانیفست مارکس – انگلس بر آسمان ابری سراسر جهان در حال پرواز است.

میلیون ها انسان سرمایه زده روز 15 اکتبر ؛ هم ساز و متحد فریاد کشیدند نخبه گان مالی و سیاست مداران مستخدم آنان را متوجه خواهیم ساخت که اینک وظیفه ی ما مردم است که درباره ی آنان تصمیم بگیریم.ما خواهان تغییر جهان هستیم.

دیگر بی احتجاج باید گفت – و پذیرفت – که وقت عینیت بخشیدن به راهبرد تز یازدهم نقد مارکس به فوئرباخ فرا رسیده است.با وجودی که چپ محفلی و منفرد؛ درگیر خرده کاری های خاله زنکی و تیکه انداختن های بیمارگونه ی ” دولیتلی” است و رسالت خود را در هجو تلاش بی وقفه ی کارگران و زحمت کشان خلاصه و خلاص کرده و نقد مبتذل هیستریک اش را به دماغ های عمل شده ی دختران زرد تقلیل داده است اماتصور این که خشم فرودستان زمینه های تغییر جهان را بسترسازی می کند؛ برای بدبین ترین و نا امید ترین ناظران سیاسی نیز اتوپیک نیست.جهان در حال تغییر است.

در این مقاله ریشه های اقتصادی جنبش اشغال وال استریت تجریه و تحلیل شده است.

چرا وال استریت سقوط کرد؟

 

سقوط وال استریت، انفجار حباب های بازار بورس، افتضاح ساب پرایم، دود شدن میلیاردها دلار سرمایه ی بانکی، پا در هوایی اوراق قرضه، ورشکسته گی بانک های عظیم رهنی؛ به بن بست رسیدن اقتصاد عنان گسیخته ی بازار آزاد، پایان اسطوره ی نئولیبرالیسم؛ و انحلال نهایی افسانه ی مقررات زدایی از بازار، بحران دامنه دار انباشت سرمایه ی مالی و در نهایت کمک های چند صدمیلیارد دلاری دولت های سرمایه داری پیشرفته به بانک ها، و در عین حال رکود اقتصادیِ توام با بیکارسازی وسیع کارگران؛ ساقط شدن خطوط تولید صنایع بزرگ خودروسازی و…. در مجموع ثابت کرد که تمام شعارها و تئوری پردازی های آن گروه از اقتصاددانانی که پس از اضمحلال سرمایه داری دولتی شوروی و فروریزی دیوار برلین، ارجوزه ی “پایان تاریخ”1 (The end of history) سر داده و از سلطه ی نهایی لیبرال دموکراسی و پایان عصر سوسیالیسم و به بایگانی سپردن آموزه های مارکس سخن گفته بودند؛ فقط و فقط به اندازه ی دو دهه ی پر تب وتاب اعتبار تاریخی داشته است.

اینک مردم آمریکا و همه ی کسانی که در ماجرای دکترین شوک تراپی (shock Doctrine ) به خاک سیاه نشسته اند، در جست وجوی محاکمه ی امثال میلتون فریدمنناشکیبایی می کنند. ده سال پس از آن که برج های دوگانه ی منهتن در جریان حمله ی تروریستی بنیادگرایان اسلامی، بزرگ ترین بحران امنیتی ایالات متحده را دامن زد و زمینه­ی جنگ های دوگانه ی افغانستان ـ عراق را مستعد و فراهم کرد، اینک برج  عاج سرمایه­داری نه از سوی دشمن خارجی بل که از درون بحران  Ø �اتی خود دچار آشفته گی شده است.

آلگماینه زایتونگ – یکی از ارگان های سرمایه ی آلمانی – در سرمقاله ی جمعه 3 اکتبر (2008) می نویسد:

«این بار حمله به دکترین آمریکایی کار دشمن خارجی نیست. بل که از درون و از اعماق سیستم برمی خیزد. سرمایه داری آمریکایی که دولت هیچ مانعی بر سر راهش ایجاد نمی کند، بمب گذاران انتحاری خود را آفریده است که با مواد منفجره ویژه شان اوراق بورس اشتقاقی (Derivatives ) تاثیر به مراتب مخرب تری از بمب های پرنده ی جهادگران داشته اند. نه فقط نیویورک، بل که تمام جهان اکنون با آوار تخریب یک بنای دیگر روبه روست. وال­استریت»

روز دوشنبه 29 سپتامبر 2008 شاخص بازار بورس وال استریت نزدیک به 800 واحد سقوط کرد که معنای مستقیم اش این بود: ظرف یک روز هزار میلیارد دلار سرمایه  دود شده و به هوا رفته است. در آخرین هفته ی سپتامبر (2008) در حدود 5/2 هزارمیلیارد دلار و طی یک سال گذشته رقم نجومی هشت هزارمیلیارد دلار از ارزش سرمایه های بازار مالی دلار سوخته و از بین رفته است و این آتش سوزی همچنان ادامه دارد. بحران در همان نخستین روزهای سپتامبر (2008) بیش از 55 درصد تولید ناخالص جهانی را به تلØ �طم و رکود کشید. بی شک سهم اقتصاد آمریکا در تولید ناخالص جهانی آن قدر هست که هرگونه رکود در این اقتصاد، شکوفاترین اقتصادهای جهانی را نیز به زیر بکشد. در سال 2007 تولید ناخالص داخلی آمریکا بیش از 13 تریلیون و 380 میلیارد دلار برآورد شده که در تولید ناخالص جهانی به اندازه ی 21 درصد ایفای نقش می کرده است. اقتصاد آمریکا در سال 2006 بالغ بر 7/12 درصد از حجم کل تجارت جهانی (7/2957 میلیارد دلار) را در اختیار داشته است. فهم تاثیر رکود چنین اقتصاد عظیمی بر تمام بازارهای صنعتی و مضافاً بانک های تجاری و رهنی چندان دشوار نیست. عذر بدتر از گناه این است که نجات بانک های رهنی اØ ² بدهی های کلان به کاکل این اقتصاد در حال رکود بسته شده است. بحران از بانک های بزرگ رهنی شروع شده. ابتدا بانک ایندی ورشکست شد. بعد وامو و سپس واچوویا و بعد مورگان استنلی. سقوط بانک عظیم وام دهنده یی همچون وامو (واشنگتن موچبوال) از نظر ناظران اقتصاد نئولیبرال عجیب بود. گفته می شود فدرال رزرو 30 میلیارد دلار به عنوان وجه الضمان ورشکسته گی بیراسترانز در نظر گرفت. اما این مبلغ کافی نبود. این بانک به عنوان پنجمین بانک سرمایه گذاری آمریکا در مقابل هر یک دلار بیش از 33 دلار مقروض است. مریل لینچ در سه ماهه ی اول سال 2008 با 7/9 میلیارد دلار کاهش ارزش دفتری و 4000 پرسنل اخراجی دست به گریبان شده است. این سرمایه های کلان و هنگفت کجا رفته اند؟ در ادامه ی مقاله و ضمن تحلیل چیستی بنیادهای مالی “سرمایه ی فیکتیشس” – که مارکس آن را “سرمایه ی موهوم” خوانده است. (کارل مارکس، مجلد سوم کاپیتال، 1344، صص، 262 -212) – خواهیم گفت که این سرمایه ها وجود عینی نداشته اند!

 
   

 

این جا نیویورک است! اما نه از برج های منهتن و نه از ارتفاعات بلند موسوم به “وال­استریت” خبری و نشانی نیست. این جا نیویو رک است! بانکوک نیست! همه ی اخبار آمریکا و جهان در گرد و غبار فروپاشی وال استریت گُم شده است. همه ی سران سرمایه­داری از تمام نقاط دنیا، از G7 ، گروه 20، اعضای ناتو، روسای صندوق بین المللی پول؛ بانک جهانی، باندهای اقتصاد جهانی، تئوریسین های ممتاز چند دانشگاه شاخص؛ برنده گان جایزه ی نوبل اقتصاد، بانک داران، صاحبان صÙ �ایع و رقبای دیروز و امروز به ولوله افتاده و دور هم گردآمده اند. اوضاع مزاجی سرمایه داری نئولیبرال خیلی بد است! و از همه عجیب تر آن که امثال جورج سوروس با 22 میلیارد دلار ثروت برای جنبش اشغال وال استریت مدیحه می سرایند!

از نظر سرمایه داری نئولیبرال که با تاکتیک و استراتژی حذف دخالت دولت از بازار به قدرت رسیده است، هرگونه  کومک دولت به روشکسته گی بخش خصوصی “سوسیالیسم” تلقی می شود. حتا اگر کومک ها از جیب مردم فقیر، از طریق مالیات ها و تقلیل دست مزد کارگران و تهی دست سازی های گسترده صورت گرفته باشد. حتا اگر گیرنده ی این کمک ها بانک داران بزرگ و کوچک باشند. جوزف استیگلیتز (برنده ی نوبل اقتصاد 2001) که از هواداران سرمایه داری کنترل شده ی دول تی و منتقد نظام نئولیبرالی مقررات زدایی از بازار است، با حیرت ویژه یی می گوید:

«دنیایی عجیبی است. فقرا به سرمایه داران سوبسید می دهند!»

ظهور نئولیبرالیسم

 

نئولیبرالیسم به مثابه ی ایده ئولوژی حاکم بر هارترین بخش سرمایه داری دو دهه ی گذشته در شرایط ویژه یی بروز کرد و در جای گاه گفتمان مسلط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی سرمایه­داری جدید حاکم شد.

آن چه به اعتلای نئولیبرالیسم – به ویژه در آمریکا و انگلستان – مستقیماً یاری رساند در جریان انطباق پدیده ها؛ مراحل و مولفه ها ی اجتماعی خاصی تعریف می شود که طرح و شرح آن ها از حوصله ی این مجال مجمل بیرون است. همین قدر به اجمال می توان به چند مقوله ی کلیدی در شکل بندی دوران جدید سرمایه داری اشاره کرد:

الف. از نفس افتادن سرمایه داری دولتی اتحاد جماهیر شوروی در ابتدای آخرین دهه ی هزاره ی دوم. رعایت انصاف و بررسی عادلانه ی مباحث تاریخی به نگارنده این اجازه را می دهد که چند سطری را در این مورد قلمی کند. قدرمسلم این است که سوسیالیسم علمیمارکس ـ انگلس پس از کش وقوس فراوان و شکست تجربه ی کمون پاریس، نخستین بار در آخرین سال های دهه ی دوم هزاره ی پیشین (1917) به واسطه ی هوشمندی، طرح های تئوریک منسجم و پراتیک تشکیلاتی و سازماندهی زیرکانه ی بلشویک ها – به رهبری لنین– عملیاتی شد و در همان نخستین سال های پیروزی با توطئه های فراوان، از جمله جنگ های داخلی، تحریکات بورژوازی جهانی، حملات مرتجعان خلع ید شده عدم انتقال قدرت طبقاتی در حوزه ی اقتصاد و در نهایت قتل مغر متفکر انقلاب به تدریج به مسیر انحراف افتاد. حکومت استالین که تثبیت پایه های خود را در صنعتی کردن جامعه از طریق تبدیل دهقانان به پرولتاریا جست وجو می کرد و برای تحکیم مبانی سیاسی اجتماعی خود به شیوه های پلیسی و امنیتی مخوف امثال بریا و ژدانف روی آورده بود، یک انحراف اساسی در سوسیالیسم مارکسی محسوب می شود که در سال 1960 و در جریان کنگُره ی بیست و بیست و یکم حزب به اصطلاح کمونیست از مسیر روی کرد به تئوری “راه رشد غیرسرمایه داری”خروشچف، عملاً به بورژوازی جدیدی منجر شد که سوسیالیسم را به شکل سرمایه داری دولتی طراحی می کرد. از سال 1960 به بعد و پس از به قدرت رسیدن سوسیالیسم خرده­بورژوایی مائو در چین، اردوگاه مدعی سوسیالیسم دچار انشقاق تازه یی شد و تئوری­پردازی های سوبژکیتو امثال شارل بتلهایم، سوسیالیسم علمی کارل مارکس را به نوع شگفت انگیزی در قالب سوسیالیسم عرفانی (تحت عنوان کذایی مائوییسم) فرموله کرد. شاید بتوان گفت تنها چند سال پس از پایان جنگ جهانی دوم و تکمیل پروسه ی تقسیم جهان و شروع منازعه ی جدید مشهور به “جنگ سرد” کار سوسیالیسم در تمام گونه های آن تمام شده بود.2 چین در جریان رقابت با روسیه، به ترز عجیبی در کنار آمریکا قرار گرفت و زمانی هم که مائو دست در دست شاه ایران گذاشت خود را تا حد پاره سنگ یک چوبک فروش دوره گرد تقلیل داد! از همان ابتدا نیز معلوم بود که رقابت سیاسی، نظامی شوروی و آمریکا (جنگ سرد) در نهایت به سود سرمایه داری غرب تمام خواهد شد. تقریباً از اواسط سال 1985، تمامی ارکان اصلی پیمان ورشو در حال سقوط بود و در این میان اصلاحاتگورباچف (گلاسنوست و پروسترویکا) فراگرد فروپاشی را فقط کمی تسریع کرد. از درون آن رفرم کذایی الیگارشی فاسد روسیه به رهبری یلتسین – که مستقیماً ازCIA و رسانه­هایی همچون CNN حمایت می شد – بیرون آمد و آخرین تلاش شبه استالینیست هایی همچونگنادی یانایف و زوگانف را خنثا کرد. فروپاشی دیوار برلین نماد پایان افسانه ی سرمایه داری دولتی از نوع روسی است که ظرف چند دهه نه فقط سیمای درخشان سوسیالیسم را مخدوش کرد و بسیاری از جنبش های مترقی جهانی را ب ه انحراف کشید، بل که در فرجام مبارزه­یی بی هوده با سرمایه داری غرب و در متن بحران عمیق اقتصادی، و بدون هرگونه لشکرکشی خارجی، از درون مضمحل گردید. از ابتدای آخرین دهه ی هزاره ی دوم تقسیم جهان در غیاب ابر قدرت شرق (اتحاد جماهیر شوروی) سیمای تازه یی به خود گرفت. پروژه ی پرهزینه ی جنگ ستاره گان آمریکا، تحت رهبری نئوکان ها و شخص رونالد ریگان، به ثمر نشست و از درون آن دکترین “نظام جهانی نو” – که یک سره آموزه یی مبتنی بر یک جانبه گرایی بود – بیرون زد.

ب. افتادن پرچم سرمایه داری دولتی شوروی فقط به مفهوم پایان جنگ سرد و آغاز دکترین هژمونی خواهانه  و کلونیالیستی آمریکا و متحدانش نبود. فرو رفتن دولت چین در گرداب سرمایه داری خشنی که تسمه از گُرده ی کارگران می کشید، و نزدیک شدن همه جانبه ی چین به آمریکا – در غیاب روسیه ی بحران زده  – این امکان را به تئوریسین های سرمایه داری جدید می داد که از یک طرف – به ناحق - سرمایه داری دولتی شکست خورده ی شوروی سابق را به شاخی زیرچشم سوسیالیسم و اقتصاد اجتماعی تبدیل کنند و به تعبیر خود فاتحه ی آموزه های مارکس را بخوانند و از طرف دیگر آلترناتیو نئولیبرالی بازار آزاد و مقررات­زدایی از بازار را جای گزین سرمایه داری دولتی کنترل شده سازند. زمینه های عملیاتی این برنامه ی شوم زمانی مهیا شد که – به ویژه – تئوری های اقتصادی جان مینارد کینز(معروف به “دولت رفاه”) نیز با بحران مواجه گردیده بود.

از ابتدای دهه ی 1990 عصر جدیدی در مناسبات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی حاکم بر جهان به وجودآمد. امواج جهانی شدن های اجباری (Globalization)، هویت دولت ـ ملت های (State – Nation) جهان سوم (عقب مانده) را به چالش کشید. بخش قابل توجهی از فرهنگ های بومی و منطقه یی در جریان هجوم تشکیلاتی کارتل های موسوم به “سیلیوود” (هالیوود + سیلیکون) تحت عنوان “دهکده ی جهانی” از پا در آمدند. (در این رابطه بنگرید به بحث مبسوط “دموکراسی در دام جهانی شدن” فصل 11 از کتاب “فکر دموکراسی سیاسی” صص 586 -511 به همین قلم).

اقدام یک جانبه ی آمریکا در حمله ی نخست به عراق در زمان بوش اول – در این دوران از حاکمیت دکترین یک جانبه گرایی سیاسی؛ و نظامی سازی جهانی حکایت می کند. هنوز اتحادیه ی اروپا و واحد پولی یورو به عنوان یک قدرت رقیب شکل نگرفته است. بار سنگین اقتصاد ورشکسته ی آلمان شرقی، پس از ظهور آلمان یک پارچه بر دوش این کشور فشار وارد می آورد. در انگلستان مارگارت تاچر توانسته است از طریق درهم شکستن مقاومت تمام اتحادیه های کارگری، بر بحران بی کفایتی دولت “حزب کارگر” فایق شود و به دنبالرونالد ریگان سیمای سیاسی اقتصادی انگلستان را در قالب نئولیبرالیسم تغییر دهد. در واقع این دوره به مفهوم حذف دخالت دولت از همه ی خدمات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و رهاکردن بازار به حال خود است.

این آموزه  و به عبارت بهتر مقررات زدایی از بازار و خصوصی سازی همه ی امکانات و استانداردهای زنده گی مردم در چارچوب تئوری پردازی های کرسی اقتصادی دانشگاه شیکاگو جامه ی عمل پوشیده است. برفراز این کرسی مرد کوچک اندامی به نام میلتونفریدمن نشسته است که در یک کلام می توان از او به عنوان پدرخوانده ی نئولیبرالیسم یادکرد. فریدمن با تکیه بر “دکترین شوک” از کودتای شیلی تا توفان نئواورلئان کشتی شکسته ی اقتصاد بازار آزاد را هدایت کرده و با افتخار تمام مسوولیت جدید ناخدایی آن را بهریگان ـ تاچر تفویض فرموده است. دقیقاً به همین سبب است که امروزه از نئولیبرالیسم مترداف “ریگانیسم ـ تاچریسم” یاد شده و همه ی این ها فقر و فلاکت و تهی دست سازی مردم را تداعی کرده و اینک افول آن به مثابه ی سقوط اقتصاد بازار آزاد، بحران سرمایه داری را وارد مرحله ی تازه یی ساخته است. اندک تاملی در نحوه ی تولد نحس این قدرت ضدانسانی به شفافیت بحث ما یاری خواهد رساند.

ریگانیسم ـ تاچریسم

 

آنان که حتا اندک اطلاعی از منشاء بروز نئولیبرالیسم دارند و دست کم پروسه ی ظهور آن را از طریق بلندگوی رسانه یی اش (وال استرایت ژورنال) دنبال کرده اند، خوب به یاد می آورند که روز 20 ژانویه 1981رونالد ریگان هنگام پذیرش پست ریاست جمهوری آمریکا به صراحت اعلام کرد: “دولت راه حل مشکلات ما نیست، بل که علت وجود مشکلات است و آن دوران به پایان رسید …” آن زمان همه، حتا دانش آموزان مدارس ابتدایی نیز به فراست دریافتند که روح آدام اسمیت به شکل تازه یی در تئوری های میلتون فریدمنامکان تجلی یافته است. چرا دولت ریگان کمر به قتل خدمات دولتی بسته بود؟ چرا مقررات زدایی از بازار و خصوصی سازی  همه توان مندی های جامعه در دستور کار رونالد ریگان – ودو سال قبل از او؛ مارگارت تاچر – قرار گرفته بود؟ کاربست اقتصادی بازار آزاد قرار بود به کدام راه حل بحران سرمایه داری پاسخ بدهد و برمبنای چه شکل ویژه یی از سرمایه داری جدید بسته بندی شود؟ کجای بدنه و ارگانیسم اقتصاد سیاسی لیبرالیسم و دولت رفاه (کینزیسم) از کار افتاده Ø �ود و نئولیبرالیسم به مداوای آن برخاسته بود؟

حاکمیت جهانی نئولیبرالیسم طی سه دهه ی گذشته با ادعای حل مشکلات پیچیده ی اقتصاد مالی دولت ها مبتنی بر پارادایمی ایده ئولوژیک بود. نئولیبرالیسم در بدو ظهور خود از سویطبقه ی بورژوازی حاکم و نخبه گان تجاری و مالی، تولید و گسترش یافت و در همان نخستین گام بر محور آزادسازی اقتصادی از مسیر نفی دخالت و یا به حداقل رساندن کنترل دولت، به مقابله با آن بخش از بحران مالی و انباشت سرمایه  برخاست که روی دست دولت­های کینزگرا مانده بود. به نظر هاروی نئولیبرالیسم برنامه ی از پیش طراحی شده ی سرمایه دارانی بود که در ماجرای به قدرت رسیدن نئوکان هایی همچون ریگان و تاچر نقش مستقیم ایفا کرده بودند. نظرات هاروی بر مبنای نقد پایه یی تئوری های میلتون فریدمن، میان خصوصی سازی های گسترده ی ناشی از کودتای پینوشه در شیلی و عمل کرد ریگانمشابهت های ساختاری فراوانی نشان می دهد. هاروی نیویورکِ سال 1960 را مکان اولیه ی پیاده سازی طرح های نئولیبرالی می داند.

دهه ی 1960 برای آمریکا، دهه ی نارضایتی اجتماعی و بحران مالی شهرها بود. اما «گسترش استخدام عمومی و تهیه ی آذوقه برای عموم که تا حدودی کمک های مالی سخاوت مندانه ی دولت فدرال، بودجه ی آن را تامین می کرد به عنوان راه حل تلقی می شد. ولی پرزیدنت نیکسون که با مشکلات مالی روبه رو بود، در اوایل دهه ی 1970 اعلام کرد که بحران شهری پایان یافته است.» (دیوید هاروی 1386، ص67)

هاروی می گوید اعلام این خبر نشان دهنده ی کاهش کمک های دولت فدرال بود. بدین  ترتیب با قطع کمک ها شکاف بین درآمدها و هزینه ها در بودجه ی شهر نیویورک افزایش یافت و این شهر را وادار به وام گیری بی رویه یی کرد که قادر به بازپرداخت آن نبود. در سال 1975 شهر نیویورک با امتناع باند نیرومند بانک داران سرمایه گذار در تمدید مهلت بازپرداخت بدهی روبه رو شد و عملاً به ورشکسته گی حقوقی رسید. بنا بر طرح پیش نهادیلوییس پاول در نام ه ی محرمانه اش (1971) که جدیت سرمایه را در “پرورش دولت” طلب می کرد، «دادگاه به شرطی ضمانت حقوقی شهر نیویورک را پذیرفت که نهادهای جدیدی ایجاد شوند که مسوول مدیریت بودجه شهر باشند.» (ص67) این شرط در عمل به معنای ترک شیوه ی مدیریت سوسیال دموکراتیک و روی آوردن به مدیریت کارفرمایانه یی بود (ص71) که هدف خود را به جای رفاه مردم، رفاه شرکت ها می دانست (ص70). پس مطابق طرح پیش نهای پاول منابع عمومی صرف زیرساخت های مناسب تجارت گردید (پیشین) مدیریت شهری جدید که برای حل بحران مالی نیویورک عمل می کرد تاکید داشت که «نقش دولت ایجاد فضای خوب تجارتی است و نه پرداختن به نیازها و رفاه همه ی مردم» (ص71). هاروی از زوین نقل قول می آورد که بحران نیویورک «نشانه ی یک راه برد نوظهور توزم زدایی همراه با توزیع مرتجعانه ی درآمد، ثروت و قدرت» بود (ص68). چرا که هم زمان با تضعیف بخش بزرگی از زیرساخت های اجتماعی شهری، قدرت طبقاتی احیا می شد. (ص69). بانک های سرمایه گذاری، به عنوان یکی از طراحان مدیریتی شهر نیویورک بازسازی اقتصاد آن را «پیرامون فعالیت های مالی و خدمات جنبی از قبیل خدمات حقوقی و رسانه ها در دستور کار قرار دادند و به مصرف گرایی تنوع بخشیدند» (صص،70-71). حکومت کارفرمایانه ی جدید شهری، بØ § نیت هویت بخشی تجاری به شهر نیویورک (به رغم کج خلقی نخبه گان حاکم) به نئولیبرال سازی فرهنگ شهری پرداخت. «بازشناسی خوپسندانه ی فرد، جنسیت و هویت، به درون مایه های تکراری فرهنگ شهری بورژوایی مبدل شدند. آزادی و بی بندوباری هنری، که نهادهای فرهنگی نیرومند شهر از آن ها حمایت می کردند، عملاً به نئولیبرال سازی فرهنگ انجامید.» (ص70). به گفته ی هاروی قربانیان اصلی نئولیبرال سازی زیرساخت های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شهر نیویورک، طبقه ی کارگر و مهاجران قومی بودند که یا روانه ی حاشیه شهر شدند و یا طعمه ی نژادپرستی گشتند(ص71). اعتیاد و ایدز ت ا دهه ی 1990 بسیاری از جوانان را به کام مرگ فرستاد (پیشین). وضعیتی که پی آمد مستقیم مدیریت شهری یی است که وظیفه­اش به جای حمایت از مردم، حمایت از عده یی تاجر است!

اما برای آن که “سناریوی شهر نیویورک” مبدل به برنامه یی برای کل ایالات متحده گردد، نیاز به یک طبقه ی سیاسی با پایگاهی مردمی بود. و به نظر می رسید حزب جمهوری خواه ابزار مناسبی برای چنین انتقال بزرگی باشد. چرا که این حزب به دلیل گرایش های ضددموکراتیک خود همواره قادر به جذب بسیاری از گروه های مذهبی و سیاسی ارتجاعی بوده است. به عنوان مثال اتحاد این حزب با “اکثریت پرهیزکار” (ص73) و گروه های فرهنگی ـ طبقاتی نژادپرستانه یی همچون کارگران سفیدپوست (ص74) – که به­رغم منافع طبقاتی خود در نهایت حیرت با جمهوری خواهان متحد شدند – به قول هاروی«نه برای اولین بار و نه برای آخرین بار در تاریخ است که یک گروه اجتماعی به دلایل فرهنگی، ملی و مذهبی به رای دادن علیه منافع مادی، اقتصادی و طبقاتی خود ترغیب شده  است.» (ص 75). تاثیر و نفوذ عوامل فرهنگی، ملی و مذهبی در چرخش واقعیات سیاسی و طبقاتی همواره چنان مستأصل کننده بوده که گرامشی معتقد است مسایل سیاسی هرگاه «به شکل مسایل فرهنگی تغییر داده شوند به مسایل “حل نشدنی” تبدیل می گردند» (ص60). به هر حال آن گاه که نئولیبرالیسم در ایالاØ ª متحده پایگاه سیاسی و حمایت های مردمی خود را یافت، ریگان به عنوان نماینده ی حزب جمهوری خواه و مجری نئولیبرالیسم در انتخابات (1980) به پیروزی می رسید و “به بهانه ی مبارزه با تورم، سیاست های نئولیبرالیستی را در کل ایالات متحده عملی کرد” کاهش حدود و محتوای نظارتی و کنترلی دولت فدرال به ترتیب بر کلیه ی فعالیت های صنعتی، شرایط محیط های کاری، مراقبت های بهداشتی و حمایت از حقوق مصرف کننده و نیز کاهش بودجه (ص76) و مقررات زدایی در جریان های مالی، سرمایه گذاری و تجدیدنظر وسیع در تعیین مالیات با نیت احیای قدرت طبقاتی که به بسیاری از شرکت هاÛ Œ سرمایه گذاری امکان داد تا اصلاً هیچ مالیاتی پرداخت نکنند و بالاخره شلیک نهایی ریگان، واگذاری بدون قید و شرط دارایی های عمومی به بخش خصوصی بود.» (ص77)

برای ریگان به عنوان مجری بزرگ طرح نئولیبرالیسم و احیای قدرت طبقاتی – که فقط نظارت و کنترل بر کارگران را مجاز می دانست – لازم بود تا اتحادیه های کارگری را به زانو درآورد. از این رو از طریق تحریک اتحادیه های کارکنان کنترل هوایی به اعتصاب و سپس زهرچشم گرفتن از آن ها (1981) از یک سو (ص، 86،78) و نیز «انتقال فعالیت­های صنعتی از نواحی شمال شرقی و شمال مرکزی اتحادیه زده به ایالات جنوبی فاقد اتحادیه های کارگری» (ص78) که از قانون الزامÛ Œ نبودن عضویت در اتحادیه ها برخوردار بودند، قادر به تضعیف قدرت اتحادیه های کارگری شد. وانگهی برای اثرگذاری در عقاید عمومی به منظور حمایت از نئولیبرالیسم، نظریات اقتصادی زیادی در کار بودند (مکتب اصالت پول، انتظارات عقلایی، انتخاب عمومی، اقتصاد طرف عرضه) که همه گی بر سر نفی مداخله ی دولت در فعالیت های اقتصادی متفق القول بودند. جدا از این، نظریات مطبوعات تجاری (در راس آن ها وال استریت ژورنال) و نیز نویسنده گان پرکاری (نظیرجورج گیلدر) که از حمایت های مالی موسسات پژوهشی برخوردار بود … و دانشکده های علوم بازرگانی که با بودجه  های سخاوت مندانه از سوی شرکت ها و بنیادها در دانشگاه های معتبری همچون استنفورد و هاروارد پدید آمدند…. به مراکز تبلیغ و ترویج نئولیبرالیست مبدل شدند… «تا 1990 یا حدود آن سال، ترز تفکر نئولیبرالی بر اغلب دپارتمان های اقتصاد در دانشگاه های مهم پژوهشی و دانشکده های علوم بازرگانی حاکم شده بود. اهمیت این برنامه ریزی ها را نباید دست کم گرفت. دانشگاه های پژوهشی ایالات متحده مکان های آموزشی بسیاری از دانشجویان خارجی بودند و هستند. کسانی که آموخته های شان را به کشورهای خود و نیز به نهادهای بین المللی نظیر صندوق بین المللی پول، بانک های جهانی و سازما ن ملل متحد می برند.» (ص80)

هاروی معتقد است که موفقیت ریگان و تاچر در نحوه ی عمل آن ها در تبدیل دیدگاه های سیاسی، ایده ئولوژیکی و فکری در اقلیت به دیدگاه های غالبی است که ظاهراً به راحتی قابل بیرون راندن نیستند. (ص91) به بیانی تغیبر زیرساخت های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی توسط ریگان و تاچر در ایالات متحده و بریتانیا چندان عمیق بوده که که سیاست­مداران بعدی (نظیر کلینتون و بلر) جز پیمودن مسیر نئولیبرال سازی، کار دیگری از دست شان ساخته نبوده است. چرا که ریگان و تاچر با تجربه هایی که از شیلی و نیویورک داشتند، «خود را در رأس یک جنبش طبقاتی یی قرار دادند که مصمم به احیای قدرتش بود.» (ص92)

“بریتانیا بعد از جنگ جهانی دوم تا قبل از دهه ی 1960 هم زمان هم نمونه ی موفق حکومت کارگری اروپایی [منظور سرمایه داری کنترل شده ی دولتی است - نویسنده] به شمار می آمد و هم به دلیل نقش مستمر و فعال در سیتی لندن (مرکز اقتصادی لندن) به عنوان قدرت امپریالیستی مرکز امور مالی بین المللی معروف بود.” (زهره روحی، 1386، ص60). به گفته ی هاروی حفظ چنین نقشی برای بریتانیا در دهه ی60، با توجه به ظهور قدرت های رقیب در سرمایه ی مالی جهانیØ Œ بسیار اهمیت داشت (ص83). و از قضا پشتیبانی حکومت  از همین فعالیت مالی بین المللی و امپریالیستی در طی سال های بحرانی بود که سبب به وجود آمدن انباشت سرمایه  در دولت رفاه بریتانیا شد زیرا در دهه ی 70 دست کاری در نرخ بهره برای حفاظت از سیتی لندن، سرمایه داری تولید ملی (درونی) را با بحران مالی مواجه ساخت و بدین ترتیب باعث تورم، کاهش شدید بودجه و افزایش هزینه های دولت رفاه، بیکاری وسیع و اعتصابات کارگری گردید. طنز تلخ قضیه در این است که حزب کارگری که در آن زمان حکومت را در دست داشت. «برای گرفتن اعتبار در 76 – 1975 از صندوق بین المللی پول با دو گزینه روبه رو بود» (ص85) یا قربانی کردن منافع مالی امپریالیستی دولت بریتانیا یعنی چشم پوشی از لیره ی استرلینگ قوی در جهان سرمایه داری مالی، و یا تن دادن به قیود سیاست های ریاضتی صندوق بین المللی پول، یعنی کاهش بودجه و هزینه های رفاهی! حکومت حزب کارگر با انتخاب گزینه ی دوم «ضدمنافع مادی حمایت کننده گان خود عمل  کرد.» (همان جا) و با عصیان حامیان دیرینه­اش روبه رو شد. «حکومت حزب کارگر سقوط کرد و در انتخاباتی که برگزار شد،مارگارت تاچر با اکثریتی قابل ملاحظه و با اجازه ی کامل از سوی حامیان طبقه ی متوسطش پیروز شد تا قدرت اتحادیه های کارگری ب خش عمومی را مهار کند.» (ص86)

اکنون تاچر به عنوان نماینده ی نئولیبرالیسم با یکه  تازی تمام می رفت تا حتی الامکان تمامی نشانه های حکومت  پیشین را پاک و نئولیبرالیسم را جانشین آنها سازد. اگر تا آن زمان برای حمایت از صنایع بومی، گشودن درها به روی سرمایه گذاری خارجی منع می شد، تاچر با گشودن صنایع بریتانیا به روی رقابت سرمایه گذاری، نه تنها در جهت کاهش و تضعیف هرچه بیش تر قدرت اتحادیه های کارگری اقدام ورزید، بل که در طی چند سال بخش بزرگی از صنعت سنتی بریتانیا را به کلی نابود کرد. از جمله صنایع فولاد شفیلد، کشتی سازیِ گلاسکو و صنعت بومی خودروسازی محلی. او در عوض بریتانیا را تبدیل به سکوی برون مرزی شرکت های خودرو سازی ژاپنی کرد که در پی دست یابی به بازارهای اروپا بودند …. این شرکت ها کارگران غیر اتحادیه یی را به کار می گرفتند. کارگرانی که تسلیم روابط کارگری سَبک ژاپنی می شدند. نتیجه ی کلی تغییر بریتانیا در طی ده سال به کشوری با دست مزدهایی نسبتاً پایین و نیروی کارگری مطیع ( نسبت به بقیه ی اروپا) بود» (پیشین)

برای تاچری که معتقد بود: «چیزی به عنوان جامعه ی وجود ندارد بل که فقط مردان و زنان منفرد وجود دارند» (ص36)، شوراهای شهری که با آرمان سوسیالیسم شهری مدیریت می شدند، مانعی در اجرای سیاست های نئولیبرالیستی به شمار می آمدند. پس در مبارزه یی سخت نخست با کاهش بودجه و در نهایت از طریق اصلاحات در امور مالی شهرداری ها و شوراهای شهری با جای گزین کردن مالیات سرانه ـ مالیات واپس گرایانه به جای مالیات بر مستغلات – به سرکوب قدرت آن ها پرداخت (صص، 87 و 88). هم زمان با موج وسیع خصوی سازی بخش های اقتصادی و صنعتی (صنایع هوا – فضای بریتانیا، مخابرات بریتانیا، خطوط هوایی بریتانیا، صنایع فولاد، برق، گاز، نفت، زغال، آب، اتوبوسرانی، راه آهن و انبوهی از شرکت های دولتی کوچک تر) از سوی تاچر – که به دلیل قیمت گذاری های بسیار نازل و کمک های یارانه یی، مخالفانش آن را به “بخشیدن نقره های خانوادگی” تشبیه می کردند – سودهای سوداگرانه ی حاصل از زمین های آزاد شده روانه ی خزانه دولت تاچر شدند (ص89). دولتی که اینک با “زنان و مردان منفرد” سروکار داشت دست اندرکار دگرگون کردن فرهنگ سیاسی شد تا با سرعتی دیوانه وار، آرمان مسوولیت شخصی نئولیبرالیستی را جای گزین آرمان های سوسیالیستی مدیریت شهری کند.

دیوید هاروی در ارزیابی و جمع بندی نهایی خود دلیل اصلی حاکمیت همه جانبه ی نئولیبرالیسم را به درستی در “بحران جدی انباشت سرمایه در دهه ی1970″ پیدا می کند و معتقد است اگر آن بحران گریبان سرمایه داری آمریکا و انگلستان را نمی گرفت هرگز دو پدیده ی ریگانیسم و تاچریسم به وجود نمی آمد. با وجود استحکام نظری مباحث اقتصادیهاروی قدر مسلم این است که او از طرح چند مولفه ی سیاسی پایان جنگ سرد، فروپاشی سرمایه داری دولتی اردوگاه شورÙ �ی و ضرورت بازنگری تقسیم جهان در حوزه ی روی کردها و برنامه های امپریالیستی غافل می ماند و به همین سبب نیز وارد تعلیل حوزه یهژمونی خواهی امپریالیسم نمی شود و به تبع آن از توضیح گسترش مخرب امواج جهانی­سازی اجباری باز می ماند. با این همه تمرکز مطالعاتی هاروی به ویژه در خصوص ظهور نئولیبرالیسم در آمریکا و انگلستان و بررسی مدل چینی نئولیبرالیسم با تاکید بر انهدام اتحادیه های کارگری، مقررات زدایی از بازار؛ حذف دولت دخالت گر از کلیه ی بخش های اقتصادی اجتماعی، خصوصی سازی آموزش، بهداشت، بیمه، حمل و نقل، صنایع؛ بانک ها و حتا خصوصی سازی بخش هایی از پلیس امنیتی قابل تامل است.

«هاروی در جای جای کتاب اش گزارش های بسیار اسفناک و باورنکردنی از شرایط کاری کارگران جهان، خصوصاً در کشورهای جهان سوم و آسیای شرقی دارد. هر چند که کالایی شدن و “دور ریزی” نیروی انسانی در شیوه ی نئولیبرالیستی فقط منحصر به کارگران نیست و افراد متخصص و دانشگاهی را هم در برمی گیرد. باری، دور ریزی کارگران و مهاجران به حاشیه ی اجتماع، زمانی ابعادی هولناک به خود می گیرد که این قربانیان برای بقا به جرم و جنایت دست می زنند و به اجبار وارد باندهای قاچاق (اعم از موادمخدر، قاچاق زنان جوان و اسلحه و هر چیز غیرقانونی دیگری که برایش تقاضایی وجود داشته باشد) می گردند. باندهای قاچاقی که زاده ی نظام بازار و بحران انباشت از طریق سلب مالکیت عمومی است (صص، 239، 257، 258) هاروی به درستی این مطرودین را قربانیان خصوصی سازی، مالی سازی، مدیریت و طراحی بحران هایی می داند که نئولیبرالیسم و دولت های ضددموکراتیک حامی آن ها در جهان به وجود آورده اند تا ثروت  و قدرت را به انحصار گروهی خاص درآورند. گفتنی است در بحران های مالی یی که توسط دست کاری سیاست های نئولیبرالیستی در کشورهای فقیر رخ می Ø �هد گرفتن وام از صندوق بین المللی پول و بانک جهانی برابر است با بازگرداندن چیزی بیش از پنجاه برابر بدهی! و چنان چه کشوری قادر به بازگرداندن بدهی خود در موعود مقرر نباشد، برای تجدید مهلت مجبور به پذیرش اصلاحات نئولیبرالیستی یی است که صندوق بین المللی پول و بانک جهانی برایش دیکته می کنند. به بیانی آن کشور مفلوک با چیزی شبیه به همان حکایت شهر نیویورک روبه روست «کاهش هزینه های رفاهی، تصویب قوانین بازار انعطاف پذیرتر و خصوصی سازی» (ص44) یعنی تشدید فاصله طبقاتی، گسترش فقر، بیکاری، گرسنه گی، ابداع کارگر سیار و روزمزد، کالایی شدن کار و بالاخره چو ب حراج زدن به سرمایه هایی که متعلق به عموم مردم بوده و روزگاری با مشقت و مبارزه یی خونین آن را از چنگ امپریالیست های قرون پیش بیرون آورده و با غرور تمام، ملی اعلامش کرده بودند!

همه ی این ها کافی است تا بعضی از شیفته گان پیشین نئولیبرالیسم (نظیر جفری ساش،استیگلیتز و پل کروگمن) و حمایت کننده گان مالی آنان (نظیر جورج سوروس و موسسه ی پژوهشی وی) را به منتقدان کنونی نئولیبرالیسم تبدیل کرده باشد (ص206). چرا که نئولیبرالیسم در عمل نشان داده نه تنها قادر به از میان برداشتن فقر در جهان نیست بلکه عملاً در صدد احیای قدرت طبقاتی نخبه گان سرمایه داری و رشد روزافزون فاصله ی طبقاتی است. «بی جهت نیست که سال 2008 میلادی از سوی سازمان ملل متحد به دلیل کثرت شرایط زنده گی میلیون ها نفر در زیر خط فقر به نام سال سیب زمینی رقم خورده است. انتخاب این نام خبر از شکست برنامه های نئولیبرالیستی می دهد و اگر این را نماد یا سمبلی بدانیم، خیل عظیم ملت هایی را می بینیم – که از صدقه ی دولت های شان که به گروه نئولیبرالیست ها پیوسته اند – از سرناگزیری به جمع سیب زمینی خورهای ون گوگ اضافه شده اند! به هر حال سال 2008 با معضل فقر گره خورده است. فقری که مانع بزرگی برای ملت های فقیر است تا سهمی در پروژه ی عظیم آزادی انتخاب در مصرف نئولیبرالیسم داشته باشند!»

( پیشین، ص63)

بحران کنونی نئولیبرالیسم علاوه بر پی آمدها پیش گفته (فقیرتر شدن مردم، بیکارسازی خیل فزونتر از کارگران؛ تقلیل دست مزدها؛ تعطیلی خطوط تولید صنایع بزرگ، ایجاد رکود عمیق اقتصادی در سراسر جهان، ورشکسته گی بانک ها، دودشدن سرمایه های موهوم، نابودی مسکن صدها هزار شهروند؛ نوسان قیمت نفت و کسری بودجه ی سرسام آور اقتصادهای نفتی؛ ….) چند پیام مهم دیگر را نیز به وضوح اعلام کرده است. پایان افسانه ی اقتصاد بازار آزاد؛ ضرورت دخالت دولت که به صورت کومکÂ �های میلیاردی به بانک های ورشکسته صورت بسته؛ و البته کم رنگ شدن نقش دولت آمریکا در عرصه ی تقسیم جهان و سر برکشیدن قدرت چین، اتحادیه ی اروپا و روسیه از جمله تبعات مستقیم این بحران کم نظیر بوده است.

احیاء دولت دخالت گر و مرگ بازار آزاد

دقیقا ًسی سال از آن  زمان که رونالد ریگان – به تأسی از تئوری های مستقیم مکتب شیکاگو – مرگ دولت را اعلام کرد؛ مدیران ده ها بانک و موسسه ی مالی و مراکز تولیدی ورشکسته، طی چند ماه گذشته دولت ها و نهادهای قانون گذاری را به شدت تحت فشار گذاشته اند تا به هر نحو ممکن از طریق تزریق میلیاردها دلار و یورو، مانع از انهدام نهایی آن ها شوند. در نخستین حمایت مالی از موسسات ورشکسته ؛دولت آمریکا هفتصدمیلیارد دلار، دولت  انگلستان پانصد میلیارد پوÙ �د، دولت آلمان دویست وپنجاه میلیارد یورو و …. برای جلوگیری از این ورشکسته گی بی سابقه ی مالی اختصاص دادند. این پول ها از جیب مردم به بانک های خصوصی اهداشد، تا اوراق قرضه ی پادر هوا، سفته بازی ها و بورس های بی پشتوانه  احیا شوند. در حالی که مردم یکی پس از دیگری خانه های رهنی خود را از دست می دادند، دولت و مجالس قانون گذاری فقط به فکر جبران سرمایه های دودشده ی بانک داران برآمدند. سنای آمریکا ابتدا با طرح دولت مخالت کرد و اقدام بوش را سیاستی “سوسیالیستی”؟! خواند. مخالفت ها چندان نپایید. قبل از پیروزی دموکرات ها در انتخابات ریاست جمهوری، هر دو نامزد حمایت قاطع خود را از برنامه ی دولت اعلام کردند و در نهایت سنا نیز به رقم فوری 250 میلیارد دلاری رضایت داد. بازار آزاد فقط با پول مردمی که به انحای مختلف در اختیار دولت قرار گرفته است؛ می تواند به حیات خود ادامه دهد. بازار آزاد که طی سی سال گذشته به قیمت خالی کردن جیب مردم – در غیاب دولت – فربه تر شده است، اینک از فرط چاقی کاذب منفجر شده و جسد متعفن و ادوکلن زده اش روی دست دولت مانده است. دولت سرمایه داری، دولت نماینده ی سرمایه داران وارد میدان شده است. رسالت چنین دولتی صرفاً حفظ منافع طبقه ی بورژوازی است. طرف داران سرمایه دØ �ری کنترل شده (امثال جوزف استیگلیتز و پل کروگمن برنده گان نوبل اقتصادی 2001 و 2008 ) طرح کومک دولت را مفید و ضروری خواندند. منتقدان اکومونومیست نئولیبرالیسم، تمام ابعاد حمله ی خود را متوجه سیاست غلط حذف دولت ساختند. استیگلیتز در گفت وگو با ریچارد ویمر (از روزنامه ی آلمانی برلینر سایتونگ، 9 اکتبر 2008) با تاکید بر این نکته که نظام نئولیبرالی در غرب مرده است، برنامه ی کومک 700 میلیارد دلاری دولت آمریکا به بانک ها را اقدام کم اثر اما مفید خواند و برای توصیف قسمت گود استخر بحران به این مثال متوسل شد: در نظر بگیرید بیمار از خونریزی شدید داخلی رنج می برد و شما به عنوان چاره ی نجات خون تزریقی اهدا می کنید. بانک ها پول قرض داده اند. ارزش دارایی بادکنکی به عنوان ضمانت پذیرفته شده است. این حباب ترکیده است. ضمانت ها هیچ ارزشی ندارند یا بسیار کم ارزش اند. استیگلیتز وام ها را به اختلاس تشبیه کرد و هنری پاولسون (رییس وقت خزانه داری) و بن برنانکی (رییس فدرال رزرو) را به نفهمیدن این واقعیت که دامنه های بحران به مراتب وسیع تر از “اعاده ی اعتماد مردمی” است، متهم کرد. به نظر استیگلیتز هر چند کمک مØ �لی دولت آمریکا به تر از هیچ است اما برنامه ی نجات می تواند دعوتی برای بازکردن درها به روی فساد مالی و فقدان تعهد شفاف برای حساب رسی باشد. در این میان نوامی کلاین که از سرسخت ترین منتقدان “دکترین شوک تراپی”3 میلتون فریدمن به شمار می رود ( Naomi klein, 2006, p.p.61-152) از ماجرای دخالت دولت در قضیه ی نجات رسانی فوری به وال استریت، به عنوان بهترین فرصت ممکن برای آگاه سازی مردم درباره ی راه حل های اقتصادی جمعی و مردمی سخن گفت :

“ایده ئولوژی بازار آزاد در طول دوران شکوفایی، مُبلغی سودمند برای آزادی اقتصادی و عدم دخالت دولت در امور اقتصادی ست، چرا که یک دولت مخالف مداخله و غیرمسوول government absentee مسبب افزایش حباب های اقتصادی سوداگرانه است. زمانی­که آن حباب ها بترکند، آن ایده ئولوژی مختل گشته و به درون می خزد تا هنگامی که دولت بزرگ big government به نجات بشتابد. اما مطمئن باشید: زمانی که مبلغ وثیقه  توسط دولت پرداخت شد آن ایده ئولوژی دوباره با هیاهو باز خواهد گشت.

پس از آن که، دولت (از جیب بخش عمومی public ) حجم عظیم قروضی را به عنوان وجه الضمان برای این بنگاه های حبابی هزینه کند، این بحران تبدیل به بخشی از بحران پولی جهانی می گردد. در حالی که پیدایش این بحران، خود بهانه و توجیه تازه یی برای قطع برنامه های اجتماعی بیش تر توسط دولت ها خواهد گشت، در عین حال روح تازه یی به کالبد خصوصی سازی می دمد تا آن بخش هایی که تاکنون در دست دولت و بخش عمومی قرار داشته، نیز از تملک عمومی درآمده و پروژه های خصوصی سازی در موردشان اجرا شود. در همین حال به ما گفته خواهد شد که “متاسفانه امیدهای شما برای داشتنِ برنامه های اجتماعی برای مردم و داشتن یک آینده روشن، بسیار پرهزینه است.”

سه سال پیش از درگرفتن جنبش اشغال وال استریت نائومی کلاین ادامه داد:

چیزی را که ما نمی دانیم این است که افکار عمومی چگونه به این مساله عکس العمل نشان خواهد داد. تصور کنید که در آمریکای شمالی به هر فرد زیر 40 سال که در این جا رشد کرده، تاکنون گفته شده است که دولت نمی تواند برای بهبود وضع زنده گی ما دخالت کند، … که دولت ها معضل هستند و نه راه حل … که عدم دخالت (دولت) در امور اقتصادی ،laissez faire، تنها امکان و یگانه گزینه ی ماست و حال ناگهان می بینیم که یک دولت شدیداً مداخله گر، (interventionist) و به غایت فعال، آشکارا هر چه در Ø �وان خود دارد به مصرف می رساند تا سرمایه داران بانکی را حفظ نماید.

این نمایش مسخره الزاماً این سوال را مطرح می کند که اگر حکومت قادر به مداخله در امر نجات بنگاه ها و شرکت هایی بوده است که لاقیدانه تن به ریسک هایی در بازار مسکن داده اند، چرا نمی تواند مداخله کرده و از به اجرا گذاشتن و ضبط قریب الوقوع خانه های میلیون ها آمریکایی ممانعت به عمل آورد؟ به همین ترتیب، اگر قرار است که فوراً 85 میلیارد دلار پرداخت شود تا کمپانی AIG (کمپانی بیمه) نجات داده شود، چرا پرداخت هزینه بهداشتی برای یک فرد از سوی دولت که می تواÙ �د آمریکاییان را از دست کمپانی های غارتگر بیمه های بهداشتی رهایی بخشد، ظاهراً به رویایی دست نیافتنی مبدل شده است؟ و جالب تر از این، چرا کمپانی ها برای این که دایر و پابرجا بمانند، احتیاج به کمک دولت از جیب مالیات دهنده گان (مردم) دارند، ولی متقابلاً مالیات دهنده گان نتوانند مطالباتی از این دست از دولت داشته باشند؟ اینک روشن شده که حکومت ها در دوران وقوع بحران­ها قادر به عمل هستند. از این رو در آینده باید برای آن ها دشوار باشد که برای شانه  خالی کردن از انجام وظیفه بهانه بتراشند و ادعا کنند که دولت باید کوچک بماند.

عمل و حیله ی  نهانی دیگری که در این بحران نهفته است، امید بازار به آینده ی خصوصی­سازی هاست. سالیان متمادی، بانک ها و نهادهای سرمایه گذاری جهانی جهت ایجاد دو بازار